پدیده آللوپاتی

آللوپاتی

پدیده آللوپاتی از هزاران سال پیش وجود داشته است و تحقیقات علمی زیادی در ضمینه شناسایی  و بررسی پدیده آللوپاتی در ده سال اخیر انجام شده است .این فعالیت ها پیش بینی های معنی داری را در مورد کاربرد آللوپاتی نشان داده اند.و برای افزایش حاصلخیزی و کیفت مواد غذایی برای انسانها ، اعتماد ما را به ترکیبات آفت کش و پیشرفت محیط اکولوژیکی کاهش داده است.

     اخیرا، دانشمندان اثبات کرده اند که امکان دارد چنین  پیش بینی هایی واقعیت داشته باشد به ویژه در کنترل علف های هرز. در این مقاله به طور خلاصه نگاهی داریم به تاریخچه تحقیقات آللوپاتی.

 

  واژه آللوپاتی از دو لغت جداگانه تشکیل شده است، allelon به معنی هرچیزو pathos به معنی تحمل کردن است. آللوپاتی باعث جلوگیری شیمیایی یک گونه به وسیله گونه های دیگر میشود. ماده بازدارنده شیمیایی درمحیط پخش می شود وبر رشد و توسعه گیاهان مجاور اثر میکند.

 

 آللوپاتی شیمیایی میتواند دربخشهایی ازگیاه وجود داشته باشد. آنها می توانند در برگها، گلها، ریشه ها،میوه ها ویا ساقه ها وجود داشته باشند. آنها همچنین در مجاور خاک پیدا می شوند.گونه های هدف به وسیله این سم ها  به راههای مختلف تحت تاثیر قرار میگیرند. سموم شیمیایی  ممکن است ازجوانه زدن و رشد ریشه جلوگیری کنند آنها ممکن است از افزایش مواد غذایی جلوگیری کنند، یا آنها ممکن است به پیشامدهای  طبیعی که در نتیجه ارتباطهای زیستی حمله کرده و منابع قابل استفاده و مواد غذایی را نابود کنند.بعضی از آللوتوکسین های گیاهی بر حیوانات هم اثر می کنند، اما اطلاعات کمی از این ارتباطهای محیطی در دسترس است. آللوپاتی در اثر واکنشهای شیمیایی رخ می دهد

                 آیا همه گیاهان آللوپاتیک دارند؟

   همه گیاهان تمایل به آللوپاتیک ندارند.برخی از گیاهان با وجود اینکه تمایل را نشان می دهند ممکن است واقعا به شکل غیر شیمیایی تهاجم و رقابتشان را آشکار کنند.

 بیشتر بحث های در مورد آللوپاتی سعی بر تشخیص نوع رقابت و چگونگی آن است.عموما اگرچه این یک پدیده طبیعی شیمیایی است،بنابراین آن گیاه به عنوان یک گیاه آللوپاتیک مطرح است. آللوتوکسین های گیاهی در ارتباط های اخیر بر حیوانات هم اثر می گذارند که اطلاعات کمی از ارتباطهای محیطی آنها در دسترس است.     اللوپاتی در اثر واکنشهای شیمیایی به وجود می آید.گیاهان آللوپاتیک به خاطر واکنش های شیمیایی با هم رقابت می کنند.رقابت هم در گیاهان و هم در جانوران برای به دست آوردن مکانی در طبیعت وجود دارد.

 

  گیاهان برای به دست آوردن نور خورشید، آب و مواد غذایی،مانند حیوانات برای قلمروشان رقابت می کنند.همچنین پارازتیسم ها،بیماری ها و پرداتورها و بعضی از ارگانیسم ها توانایی انتشار دراکوسیستم را دارند.این فعل و انفعالات در اکوسیستمها ی مشخصی وجود دارد.

   رقابت این ارگانیسم ها با یکدیگر باعث ایجاد پتانسیل برای منابع محدود می شود و امکان دارد از بین بروند. گیاهان آللوپاتیک نمی گذارند که گیاهان دیگراز منابع موجود استفاده کنند و بنابر این تاثیرات تکاملی دارند و باعث ایجاد گونه های جدید می شوند.یکی از توانایی هایی که گیاهان آللوپاتیک دارند کنترل محیطی است که در آن زندگی میکنند.

 

یکی از مشهورترین گیاهان آللوپاتیک گردو(jugland nigra) است. این عامل شیمیایی که باعث سمیت در گردو می شود ژوگلون(juglone) نام دارد و از تنفس جلوگیری میکند. گیاهان خانواده تاجریزی، مانند گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان به ژوگلون خیلی حساس هستند. این گیاهان وقتی که در معرض آللوتوکسینها قرار می گیرند علائمی مثل پژمردگی، کلروز(زردی برگها) و سپس مرگ را نشان می دهند. بعضی دیگر از گیاهان ممکن است به تغییرات درجه حساسیت نشان دهند و این اثرات قابل توجه در همه گیاهان وجود ندارد.در بعضی از گیاهان دیده شده که نسبت به ژوگلون مقاوم هستند مانند لیمو، باقلا، چغندر، هویج، ذرت، گیلاس، تمشک سیاه،بنفشه و غیره.

 

 ژوگلون در تمام قسمتهای گردو وجود دارد، اما بیشتر در جوانه ها،پوست و ریشه ها متمرکزند.و خیلی قابل حل در آب نیستند بنابراین،در خاک نمی توانند سریع حرکت کنند.در هر خاکی که سمیت مشاهده شده است ریشه های گردو در آن رشد داشته اند.و مخصوصا اینکه در زیر این درختان هیچ گیاهی رشد نمی کند.و اینها اساسا ناشی از بزرگی تراکم ریشه ها و برگهای پوسیده ریخته شده می باشد.

 

سماق چینی(Ailanthus altissima) اخیرا جزء گیاهان آللوپاتیک شناخته شده است. سمهای استخراج شده ازپوست ریشه سماق چینی ماده ای  قوی  و فوق العاده کشنده فعال گیاهی است. سماق چینی یک خطر جدی و مشکل برای علف های هرز مناطق شهری است.

      

 ذرت خوشه ای یا سورگوم

 یکی از اجزای اصلی  و عمده سورگوم که باعث فعالیت آللوپاتیک می شود، سورگولن(Sorgolene) نام دارد.سورگولن در قسمت متورم ریشه ودر بیشتر گونه های سورگوم پیدا می شود و آنها سمیت خیلی قوی از خود نشان می دهند و باعث جدا شدن عمل میتوکندری ها و همچنین مانع فتوسنتز می شوند و با جستجوی وسیع خود علف های هرز را تحت کنترل قرار می دهند.

  

        موارد دیگر از گونه های آللوپاتیک:

 تعدادی دیگر از گونه های آللوپاتیک دار شناخته شده اند و تعدادی از آنها احتمال زیاد دارد که در زمین های مرطوب وجود داشته باشند، که شامل گونه های علفی و گیاهان چوبی مانند سماق خوشبو(Rhusaromaticus)  می باشد . تنباکو،برنج،نخودفرنگی و تعدادی دیگر که ریشه های آللوتوکسین دارند نیز شناخته شده اند.

       

 شناخت علائم آللوپاتیک:

یکی از بهترین راه های مطالعه آللوپاتی پیدا کردن علائم به وجود آورنده آنها در طبیعت است. که امکان دارد به صورت اثر سم ها دیده شود، اما امکان دارد این علائم دیده شده در آنها به علت بیماری ها و علائم شیمیایی در گیاهان اطراف آن نیز باشد.خیلی از گیاهان کم رشد هستند مانند گردوی سیاه، بنابراین آنها اغلب مواقع به صورت کلروتیک و مریض دیده می شوند.این علائم آللوتوکسین بر اثر ژوگلن برای شناخت بیشتر علائم آللوپاتی اولا باید بتوانیم گیاهان را بیشتر بشناسیم. بعضی از گیاهان آللوپاتیک از جمله گردوی سیاه ،که در حیاط ها و یا خیابان ها  رشد می کنند به آسانی قابل تشخیص هستند.نوع دیگری از سورگوم و یا نخود فرنگی که ممکن است به آسانی در مناطق روستایی پیدا شوند،آنها در محصولات و یا کنار مزارع زراعی رشد می کنند. بعضی از گیاهان ویژه آللوپاتیک از جمله گونه های زمین های مرطوب، ممکن است زمین های خاصی را نیاز داشته باشند و در بسیاری از مواقع ابتدا باید آنها را پیدا کرده ،سپس به شناخت آنها پرداخت.

  

           درو کردن گیاهان و اجزای 

 تعدادی از آللوتوکسین های شناخته شده خیلی گران هستند و به راحتی به دست نمی آیند.بعضی از شرکت ها ممکن است آنها را به صورت شیمیایی  و به شکل جامد حمل کنند که زمان زیادی لازم دارد و در آزمایشگاه باید آنها را دوباره با زحمت زیاد به صورت محلول درآورند.اگرچه اکثر طبقه مردم  پشتوانه و سرمایه لازم را ندارند و یا  به این مواد دسترسی ندارند، بنابراین ممکن است گروهی فقط آن را برای اجرای آزمایشات برداشت که

 بعضی از محققین احتیاج به تحقیق بیشتر دارند که در چه بخشهایی از گیاهان و گونه های آللوپاتیک تجمع بیشتری دارند.برای نمونه درگردوی سیاه ژوگلون وجود دارد که می تواند در سراسر گیاه پیدا شود و مخصوصا در پوست و برگها و ریشه ها. بنابراین یک طرح کلاسیک ممکن است در گروها و بخش های دیگر محصول و نتیجه این آزمایشات نقض پیدا کند.

  این موضوع مهمی است که وقتی گیاهان یا بخشهایی ازگیاهان را هرس می کنیم برای گیاه خطری نداشته باشد  و مطمئن باشیم که حمل کردن آنها از راههای مختلف، به گیاه و محیط اطراف آن آسیبی نمی رساند.البته در هنگام هرس باید گیاه سالم و شرایط باید برای آن مساعد باشد.

 

    آزمایش آللوپاتی در آزمایشگاه:

 

           

   تاثیرات سموم آللوپاتیک بر گیاهان حساس می تواند به آسانی در آزمایشگاه یا گلخانه ها آزمایش شود.بذرها راحت تر، و برای آزمایش کم خرج تر هستند. بذرها در صورت وجود آللوتوکسین ها رشد نمی کنند و امکان دارد اثرات سمیت را نشان دهند.این گیاهان کلروتیک می شوند و سرانجام در حضور آللوتوکسین ها می میرند همچنین علائم سمیت را به صورت شیمیایی نشان می دهند.

 

        گیاهان خانوادهSolanaceae مانند، گوجه فرنگی و فلفل به ژوگلون حساس تر هستند.در تجهیزات آزمایشگاهی در مکان های سالم گیاهان مشخصی را با آللوتوکسین های مختلف آزمایش می کنند.

 

هايدرپونيك فن كاشت گياهان بدون خاك

هايدرپونيك فن كاشت گياهان بدون خاك

مزیت های کشت هیدرو پونیک

۱ـ صرفه جوئي زماني و نياز به نيروي کار کمتر

زيرا در کشت آبي نياز به عمليات تهيه بستر خاک و وجين کردن علف هاي هرز و غيره نمي باشد.

۲- حذف خاک درنتیجه حذف بيماري ها

۳- مصرف بهينه آب  زیراهيچ آبي به هدر نمي رود و علف هرزي وجود ندارد که از آب استفاده کند.

۴- کاشت گياه با تراکم بيشتري ودرنتیجه تولید بیشتر

۵- به دليل نبود خاک و علف هرز عمليات کشاورزي ساده تر است

۶- با حذف خاک آفات موجود در خاک نيز حذف مي شود

۷ کنترل شرايط  محيطي از جمله نور، دما، رطوبت و ترکيب هوا بسيار ساده تر است

۸- در جاييکه خاک مناسب ندارد يا خاک دچار بعضي بيماريها است استفاده میشود

۹-براي مناطقي که زمين گران قيمت است   براي بدست آوردن بيشترين محصول با تراکم بالا کاربرد دارد.

۱۰- در اين طرح آلودگي خاک وجود ندارد و آلودگي آب هم کمتر است.

۱۱-   کنترل شیمیایی منطقه ی ریشه آسان است

۱۲-امکان پرورش گیاهان در تمام نقاط وجود دارد

۱۳-امکان کشت مداوم يک گياه معين در يک زمين ثابت بدون اينکه احتياج به آيش باشد.

۱۴ـ یکی شدن عمل آبياري و کود دهي

۱۵-کاهش ميزان ابتلا به بيماريهاي ارگانيک و انگلي گياهان                     

معایب این روش

۱ـ  هزينه سرمايه گذاري در روش آبکشت بيشتر از کشت گلخانه اي معمولي است.اين هزينه اضافي به احداث حوضچه ها، کانالها و استفاده از پمپ مربوط مي شود.

۲- هزينه برقي که برای به کار انداختن تاسيسات  استفاده مي شود بيشتر است.

۳- مشکل تهویه

۴-عدم وجود خاصیت تامپونی(بافری)

۵-ضرورت کمک گرفتن از تکنسينهاي که قادر به تهيه محلول غذايي، تجزيه و ترکيب و بازسازي آن باشد

 

16 عناصر اصلی

عناصراصلی مورد نیاز کشت هیدروپونیک

عناصر اصلی

(پرمصرف)

عناصر اصلی

(کم مصرف)

اکسیژن

بر

نیتروژن

کلر

کلسیم

مس

فسفر

آهن

گوگرد

منگنز

منیزیم

مولیبدن

کربن

روی

هیدروژن

*

پتاسیم

 

 

سه روش اصلي و مناسب براي كشت وپرورش هايدرپونيك عبارت از

الف) كشت در مواد دانه بندي شده (Aggregate   culture)

مواد دانه بندي شده شامل ذراتي كوچك با خاصيت شيميايي خنثي است

ب) كشت در پشم سنگ  (Rock  woolculture)

پشم سنگ الياف اسفنج مانندي است  كه منشا  مواد آن سنگ هاي آتشفشاني  است

ج) كشت در آب(Water  culture)

در اين روش  ريشه ها در تركيب آب با  هوا (نه با مواد جامد رشد مي كند) رشد مي كند

مواد دانه بندي شده پشم سنگ با آب به عنوان تامين كننده محيطي مناسب براي  رشد ريشه در واقع  نياز هاي فيزيكي ريشه را نيز فراهم مي كند نيازهاي شيميايي ريشه يا كل  را ميتون با محاسبه دقيق مقدار عناصر  محلول  غذايي در منطقه ريشه  برآورد كرد وتعادل شيميايي  محلول را نيز حفظ  نمود هايدرپونيك همچنين كشت درمحلول شيميايي نيز ناميده مي شود

چگونگي  فرآيند رشد در گياهان

شناخت وبه كار بستن موفقيت آميز روش هايدرپونيك مستلزم فهم وشناخت چگونگي رشد گياهان توسط پروش دهندگان آنهااست تقريبا همه گياهاني را كه مي شود به روش هايدرپونيك پرورش داد گياهان گلدار هستند اين گياهان از چهار قسمت اصلي تشكيل شده اند

ريشه : قسمت است كه در زير خاك رشد مي كند

ساقه:شامل تنه يا بدنه گياه است

برگ: قسمت لازم براي تنفس تعرق وغذاسازي است

قسمت هاي تناسلي شامل ميوه ها وگل هاست

ريشه ها

خاك تامين كننده مواد غذايي آب وهوابراي گياه بوده وعامل تثبيت ريشه ها وماندگاري گياه برروي زمين است ريشه مواد غذايي آب وگازهاي موجود در خاك را جذب كرده واين عناصر شيميايي را براي تغذيه به ساير قسمت هاي گياه منتقل مي كند همچنين ريشه به ايستايي وثبات گياه وجلوگيري از افتادن آن كمك مي كند

تامين مواد غذايي گياهان عمدتا به سه شكل متفاوت مي تواند انجام شود

الف)تركيبات شيميايي ساده محلول در آب

(مواد غذايي دراين نوع تركيبات مي تواند بلافاصله در دسترس گياه قرار گيرد )

ب)تركيبات شيميايي ساده غير محلول در آب

مواد غذايي در اين نوع تركيبات بدون نياز به انجام تغييرات شيميايي مي تواند مورد استفاده قرار گيرد ليكن به دليل آن كه اين مواد مانند تركيباتمحول در آب نمي تواند به سادگي در آب حل شود امكان استفاده فوري وسريع از اين مواد براي گياه وجود ندارد

ج)تركيبات شيميايي پيچيده

موادغذايي موجود دراين تركيبات قبل از آن كه جذب گياه شود نيازمند انجام برخي تغييرات شيميايي است اين تركيبات شامل كود هاي آلي ومعدني است كه الزاما بايد براي استفاده گياه توسط ميكرواورگانيسم هاي موجود در خاك تجزيه شوند

ساقه ها

ساقه اصلي وشاخه هاي فرعي منشعب از آن اسكلت نگه دارنده برگ ها گل ها وميوه ها است برگ ها وساقه هاي سبز طي فرايند فتوسنز غذاي لازم براي انتقال به گل ها ميوه ها و ريشه هاي گياه را توليد  مي كندد شبكه آوندي موجود درساقه مشتمل بر مجاري ورگ هايي است كه آب وموادغذايي را به سراسر قسمتهاي فوقاني وتحتاني گياه منتقل مي كند اين امر نظير سيستم گردش گردش خون در حيوانات است

كشت در آب

مواد غذايي به گونه  اي در آب حل مي شود كه ريشه بتواند از محلول غذايي استفاده كند در اين سيستم يا در آب هوادهي مي شود ويا اينكه ريشه ها به خوبي در معرض هواي موجود در محلول غذايي قرار مي گيرد داربست چه به صورت شبكه سيمي وچه به صورت  هاي   ديگر ديگر نگه دارنه گياهان در محلول غذايي هستند

۱ـ كشت در محفظه هاي محتوي محلولو غذايي

۲ـ كشت در گلدان يا ظروف استاندارد

۳ـ كشت در NFT

۴ـ كشت در سيستم محلول دهي به صورت بخار

كشت در مواد دانه بندي شده

مواد غذايي با حل شدن در آب به صورت محلول در محيط رشد ريشه جريان پيدا مي كند ريشه ها در مواد جامدي كه داراي خاصيت خنثي بوده و در داخل محلول غذايي هستند رشد مي كند اين وضعيت باعث مي شود كه ريشه ها از رطوبت كافي برخوردار بوده ودر عين حال با انجام زهكشي وتخليه محلول اضافي  هواي كافي در محيط رشد ريشه وجود داشته باشد مواد دانه بندي شده  مواد جامدي هستند كه ريشه در آن رشد كرده وبه آنها متكي است

متغير هاي مشترك اين سيستم ها عبارت از:

چگونگي توزيع محلول غذايي در كشت هايدرپونيك

الف)بسته يا باز بودن سيستم توزيع محلول (اينكه محلول غذايي پس از گردش دربستر كشت مجددا بازيافت شده ويا كل آن تخليهودور ريخته شود)

ب)نحوه توزيع محلول كه ممكن است به صورت قطره اي اشباع تغذيه  با لوله هاي موئينه فتيله هاي هادي محلول بخار دهي و... باشد

دستي يا اتوماتيك بودن محلول دهي

نوع محيط كشت (شامل موادي شن ورميكوليت پرليت ماسه اسكوريا پيت موس يا تركيبي ازاين ها باشد)

نوع مواد ساختني به كار رفته در بستر كشت(مواد مانند بتون فايبر گلاس پلاستيك شيشه چوب اسكلت فلزي سراميك)

ميزان ونسبت غذادهي وآبياري

تزريق هوا(درسيستم آبكشت هوا دهي در محلولو غذايي سبب افزايش سطح اكسيژن محلول مي شود)

كنترل هاي محيطي(عواملي چون حرارت تهويه رطوبت

نحوه نگهداري گياه (بوسيله داربست ها و..)

 

 

 

پشم سنگ

NFT

مواد دانه بندي شده

واحدهاي كاشت در اين سيستم به طور مجزا از يكديگر است (مازاد محلول از آن خارج مي شود)داراي قابليت خروج نمك هاي معدني از بستر به نحوي سهل وسريع است قالب هاي پشم سنگ بعد از پايان يك دوره توليد دور انداخته مي شود نسبت آب به هوا بين آبياري هاي انجام شده تغيير مي كند براي حفظ رطوبت قالب هاي پشم سنگ به 15درصد آبدهي مازاد نياز استاحتمال ايجاد عدم تعادل در تركيب محلول غذايي وجود نداردكشت در اين سيستم براي بيشتر انواع محصولات مناسب استمناسب براي گل ميخك در استرليا

واحدهاي كاشت در اين سيستم مرتبط با يكديگر است (محلول در آن گردش داشته وبازيافت مي شود)نمك هاي معدني به ندرت در جوي هاي يا كانال هاي كاشت تجمع پيدا مي كنند هيچ بخشي از از اين سيستم دور انداختني نيست نسبت آب به هوا ثابت باقي مي ماند ريشه هاي حجيم وقوي برخي گياهان مانند خيار مي تواند مانع جريان آب در سيستم شودبراي جلوگيري از بروز حالت عدم تعادل در محلول غذايي همواره بايد كنترل هاي لازم اعمال شودكشت در اين سيستم براي بيشتر محصولات به جز انواع گياهان خانواده كدوئيان مناسب استمناسب براي كاهودر استرليا وانگليس

واحدهاي كاشت در اين سيستم مي توانند به طور مجزا يا مرتبط با هم باشد (سيستم مي تواند چرخشي يا غير چرخشي باشد) برخي از نمك هاي معدني به بعضي از مواد دانه بندي  موجود در محيط مانند اسكوريا  مي چسبدمعمولا براي تعدادي از محصولات محيط كشت مورد استفاده مجدد قرار مي گيرد نسبت آب به هوا متغير است فشار لازم براي به جريان در آوردن مقدار آب كافي در سيستم آبياري قطره اي مورد نياز استكشت در اين سيستم براي بيشتر محصولات مناسب است

انواع محيط هاي كشت هايدرپونيك

گروه هاي اصلي محيط هاي كشت هايدروپونيك براساس منشا هاي زير تشكيل شده است

۱-محيط كشت مشتق  از سنگ

۲ـ محيط كشت مشتق از مواد ساختگي يا مصنوعي

۳ـ  محيط كشت مشتق از مواد آلي

مشخصات عمومي

محيط هاي كشت هايدرپونيك عوما ساخته شده از مواد جامدي هستند كه ميتوان از آنها به جاي خاك استفاده كرد مانند محيط هاي كشت در مواد دانه بندي شده يا كشت در پشم سنگ

خصوصيات كلي يك محيط كشت عبارت است از

۱ـ از نظر شيميايي خنثي باشد

۲ـ همچنين از نظر شيميايي پايدار ياشد

۳ـ پاك وتميز باشد

۴ـ به حد كافي داراي ظرفيت نگهداري آب باشد

۵ـ به حد كافي داراي ظرفيت نگهداري هوا باشد

۶ـ ضمن آنكه بتواند به سهولت و به نحوي مطلوب آب را تخليه نمايد مشكلات ناشي از پديد آمدن حالت غرقاب در آن ايجاد نشود

۷ـ از ظرفيت بافري خوبي برخوردار باشد اين امر به قابليت مقاومت محيط كشت در برابرتغييرات PHتگي دارد

۸ـ ترجيحا بهتر است كه ظرفيت تبادل كاتيوني آن دستخوش كمترين تغييرات شود

محيط كشت مشتق از سنگ

الف)ورميكوليت

ورميكوليت  يكي از مشتقات معدني سنگ مادر ميكادر آفريقاي جنوبي و امريكا است قرا دادن اين سنگ معدني تحت حرارتي حدود 2000درجه فارنهايت يكي از راه هاي توليد مواد دانه بندي شده محيط كشت هايدرپونيك  است از لخاظ فني ورميكوليت تركيبي است از هيدرات هاي سيليكات آهن  آلومينيوم ومنيزيم

ورميكوليت بسيار نرم وسبك بوده وداري ظاهري اسفنجي است وزن آن حدود 2/3كيلوگرم درفوتمكعب است ميتواند هوا آب و محلول غذايي را به خوبي در خود حفظ كرده وبراي كشت هايدرپونيك كاملا مطلوب است PHآن برخي اوقات به اندازه بسيار جزئي اسيدي يا قليايي است هرچند كه اين امر به ندرت باعث بروز مشكلاتي در كاشت مي شود ظرفيت تامپوني اين ماده خيلي خوب بوده و در برابر تغييرات PHمقاوم است ورميكوليت لازم است كه اين ماده را در تركيب با ساير  محيط هاي كشت قرار داد گرچه بهترين نتيجه از ورميكوليت لازم است كه اين ماده را در تركيب با ساير محيط هاي كشت قرار داد گرجه ورميكوليت لازم است كه اين ماده را در تركيب با ساير محيط هاي كشت قرار داد  گرجه ورميكوليت قادر است هوا را به خوبي در خود نگه دارد  اما در عين حال مي تواند آب را نيز بيش از حد نياز بسياري از گياهان حفظ نمايد

همچنين از ورميكوليت براي انجام عايق بندي در صنايع ساختمان استفاده مي شود اما فقط ميتوانيم از ورميكوليت مخصوص باغباني در كشت هيدروپونيك  استفاده  ميشود  اين نوع ورميكوليت در ابعاد مختلف ارائه مي شود

ورميكوليت به  قطر5-8ميلي متر

ورميكوليت به قطر3-4 ميلي متر

ورميكوليت به قطر1-2ميلي متر

ورميكوليت به قطر 0.75-1ميلي متر (از اين نوع فقط براي جوانه زني بذور استفاده مي شود)

پرليت

پرليت نيز از لحاظ ويژگي هاي معدني شبيه ورميكوليت است خاصيت نگهداري آب اين ماده عالي  است اما فاقد حالت اسفنجي بوده وقابليت زهكشي آن از ورميكوليت بهتر است پرليت از سنگ هاي آتشفشاني سيليسي تحت حرارت 1400درجه فارنهايت ساخته شده وبه صورت دانه هاي كوچك اسفنجي شكل در مي آيد پرليت را اغلب به فارنهايت ساخته شده وبه صورت دانه هاي كوچك اسفنجي شكل در مي آيد پرليت را اغلب به تنهايي بدون تركيب با ماده ديگري استفاده كرده ويا در تركيب با ورميكوليت به صورت 50/50كار مي برند اين تركيب در برخي شرايط مي تواند بيش از حد مرطوب شود پرليت دارايPH بسياركم اسيدي يا خنثي است ظرفيت تامپوني آن ضعيف بوده وفاقد ظرفيت تبادل كاتيوني است

ماسه

از انواع ماسه هاي سيليسي يا گرانشي مي توان به عنوان محيط كشت استفاده كرد انواع ماسه هاي آهكي داراي خاصيت قليايي زياد بوده وبراي رشد گياهان نا مناسب است ماسه هاي  ساحلي به دليل دارا بودن نمك در سطوح زياد براي استفاده در محيط هاي كشت مناسب نيست برخي ماسه ها داراي مقداري گردوخاك يا موادي ريز ديگري هستند كه در اين صورت بايد اين ماسه ها را بعد از حمل به محل وقبل از استفاده شستشو داد

بهترين نوع ماسه براي استفاده در تكثير گياهان در خزانه ها وآكواريوم هاي ماهي ماسه گرانيتي درشت است

شن

ذرات شن وماسه تشابه زيادي با هم داشته وتنها اندازه آنها  متفاوت است

اسكوريا

اسكوريا يك سنگ آتشفشاني نفوذپذير است كه ميتوان آنرا در انواع اندازه ها تهيه كرد خواص فيزيكي عالي دارداما تغييرات PHآن خيلي زياد بودهوبرحسب مكان استخراج بين7تا10متغيراست

پاميس يا سنگ متخلخل

پاميس نوعي سنگ آهكي آتشفشاني است كه فشرده ومتراكم شده وقبل از استفاده پوشش دار مي گردد خواص پاميس وپرليت شباهت زيادي به هم دارد به جز آن كه پاميس سنگين تر بوده و به آساني پرليت قادر به جذب آب نيس پاميس را برخي  اوقات يا ماسه يا پيت براي ساخت محيط كشت هايدرپونيك تركيب مي كنند

پشم سنگ

پشم سنگ حاصل حرارت دادن سنگ هاي معدني تا سر حد گداخته ومذاب شدن وسپس رسيدن بقاياي گداخته شده براي ايجاد حالت هاي رشته رشته يا اسفنجي است كه در دو زمينه عايق بندي صنايع ساختماني وباغباني مورد استفاده واقع مي شود  پشم سنگ  فاقد ظرفيت تبادل كاتيوني بوده وتغييرات PH   در ان بسيار جزئي بوده PH منطقه ريشه را PH محلول غذايي تعيين  كرده ودر واقع پشم سنگ هيچ تاثيري در اين امر ندارد

ليكادانه  هاي سبك  رس منبسط شده كه به آن ليكا نيز مي گويند عبارت از دانه هاي متورم ومخلوط شده رس كه در داخل كوره هاي دوار ساخته مي شود ظاهر اين مواد تا اندازه اي شبيه دانه هاي سفال است سطح ليكا متخلخل بوده وداراي ظرفيت بالايي در نگهداري آب است

محيط كشت مشتق از مواد مصنوعي

الف)فوم هاي اسفنجي

مواد اسفنج مانندي است كه براي تكثير در بعضي نفاط دنيا از آن استفاده فراوان م شود از اين مواد ميتوان به گونه اي كاملا موفقيت آميز در كشت هايدرپونيك استفاده كرد فوم ها هم اينك در هلند وكانادا براي كشت هايدرپونيك در سطوح تجاري به كار گرفته ميشود اين مواد عموما گران قيمت اند

ب)پلاستيك هاي تفريخ شده

اين مواد از لحاظ با الكتريكي و خواص شيميايي موادي خنثي بوده ونسبتا ارزان قيمت است معايب عمده اين مواد عبارت از

۱ـ عدم قابليت كافي در نگهداري رطوبت يا محلول غذايي

۲ـ از آنجا كه اين مواد بسيار سبك وزن اند در تركيب با ديگر مواد دانه بندي شده غالبا به صورت تفكيك شده در بالا روي تركيب قرار مي گيرد

۳ـ در واقع هيچ حالت نگه دارنده اي براي گياه ايجاد نمي كند واستفاده از داربست را ضروري مي سازد

محيط كشت آلي

الف)خاك اره

پرورش دهندگان حرفه اي وتجاري هايدرپونيك در كلمبيا وكانادا عمدتا به دليل قابليت دسترسي به خاك اره به طور وسيع از اين ماده استفاده مي كنند

خاك اره درختان سخت چوب را فبل از مصرف بايد مشايه تهيه كود آماده ساخت يعني بايد آن را مدتي قبل از مصرف در جايي تل انبار كرد تا قابليت استفاده پيداكند خاك اره برخي از درختان نرم چوب را به دليل دارابودن ميزان بالايي از سميت شيميايي نمي توان مورد استفاده قرار داد اگر از خاك اره هايي كه در ابتدا به صورت كود براي پرورش  گياهان تهيه نشده اند استفاده شود پرورش ورشد گياهان در حالي صورت مي گيرد كه خاك اره در معرض شروع دوره تجزيه واقع شده وتحت چنين فرايندي باكتري ها ازت موجود در محلول غذايي را جذب كرده وسبب بروز نقصان ونارسايي در محلول غذايي مي گردد

پ)پيت موس

پيت موس را از زمين هاي باتلاقي اقليم هايي كه داراي آبو هواي خنك است استخراج مي كنند اين ماده رسوبي حاصل انجام تجزيه ناقص بقاياي گياهان است  براي كشت هايدرپونيك صرفا آن دسته از پيت هايي كه داراي درجه بندي هاي درشت و ضخيم اند از كيفيت مناسب برخوردارند

ضدعفوني محيط كشت

ضدعفوني با مواد شيميايي يا بخار آب ميتواند با عث نابودي وپاك سازي آفات و بيماريها از سيستم هاي هايدرپونيك يا گلخانه ها قبل از شروع كشت شود ضدعفوني عموما  در صورت وجود هريك از موارد ذيل بايد انجام شود

الف)در يك سيستم تازه تاسيس در مكاني كه ممكن است داراي آفات وبيماريها باشد

ب) در يك گلخانه تازه ساخت قبل از كاشت اولين محصول

ج)درشرايطي كه محصولات توليدي براي  يك دوره طولاني در يك محيط كشت يكسان رشد كرده ومحيط مذكور داراي آلودگي هاي مربوط به آفات وبيماريها باشد

ضدعفوني با بخار آب

ضدعفوني شيميايي

ضدعفوني با گاز هاي شيميايي

ضدعفوني با مايعات شيميايي

كاشت در سيستمNFT

یكي از روش هاي كاشت بدون خاك گياهان به كار بستن  فن تغذيه گياهان در يك لايه نازك است رشد ريشه هاي عريان گياهان در مجاري باريك وطويل محصوري انجام مي شود كه در اين مجاري محلول غذايي هايدرپونيك در حدي كم عمق جريان دارد حركت محلول غذايي به صورت مداوم در سراسر كانال هاي كشت وجود دارد شروع چرخش جريان محلول غذايي به وسيله يك پمپ  از سمت پايين كانال به سمت بالا آغاز شده وخاتمه مي يابد رشد ريشه هاي گيا هان در درون مواد متراكمي كه در سطح بالاي اين محيط كشت به رشد خود ادامه مي دهد وبعضا براي نگهداري   بهتر اندام ها ي هوايي گياه از شبكه هاي داربست استفاده مي شود كانال ها را ازجنس موادي ضد آب مانند P.V.Cيا لايه هاي پلاستيك تهيه مي كنند اين كانال ها را به گونه اي برروي سطح زمين قرار مي دهند كه با وجود يك شيب جزئي امكان جريان پيداكردن محلول غذايي از بالا به سمت پايين كانال ايجاد شود

يك سيستم NFT  شامل قسمت هاي زير مي باشد

۱ـ  مجاري يا كانال هاي كشت كه محلول غذايي مورد نياز براي رشد ريشه گياه به صورت مداوم در آن جريان دارد

۲ـ لوله اي كه حاوي محلول غذايي بوده ومحلول  را به كانال كشت مي رساند

۳ـ مخزني كه محل جمع آوري  محلول غذايي بوده در قسمت تحتاني كانال هاي كشت قرار دارد

۴ـ پمپي كه باعث گردش محلول در كانال هاش ده ومجددا محلول را از مخزن به قسمت فوقاني كانال با مي گرداند

۵ـ  لوله اي براي باز گردانيدن محلول هاي غذايي از مخزن جمع آوري شده به بالاي كانال

۶ـ مخازني براي نگهداري محلول غذايي غليظ يا محلول هاي اسيدي به منظور تزريق اسيد براي رقيق كردن محلول غذايي به مقدار مورد نياز وتنظيم PHويا تنظيم مقادير عناصر غذايي مورد لزوم در محلول

۷ـ دستگاه هايي حساس اندازه گيري PH  وEC  محلول غذايي براي كنترل دقيق هريك از اين دو عامل به كمك اين دستگاه ها ميتوان با عرضه افزودني هاي مورد نياز ي كه بايد به محلول غذايي اضافه شود تعادل محلول غذايي را در حدي مطلوب حفظ كرد

۸ـ نيمكت ها يا چهر پايه هاي طويل كه يتواند نگه دارنه كانال ها وتامين كننده شيب مورد نياز ياشد

معايب NFT

اگرچه جريان حركت محلول غذايي به هر دليل متوقف شود ريشه ها خشك شده وگياه سريعا  دچار تنش خواهد شد

كانال هاي كه جديدا در آن كشت شده باشد به دليل عدم وجود شاخ وبرگ بوته ها فاقد حفاظ لازم در برابر تابش نور خورشيد  است در چنين شرايطي بالا آمدن سريع حرارت در منطقه ريشه بيش از سيستم هاي كشت در مواد دانه بندي شده يا پشم سنگ است كانال هاي سيستم  NFT ميتواند دراثر  رشد ريشه هاي  حجيم  وقدرتنمد برخي گياهان مسدود شود

انواع بسترهاي كاشت

۱ـ كاشت در سطح كف گلخانه

كل سطح كف يك گلخانه را ميتوان با ماسه يا   ديگر مواد دانه بندي شده پوشش داده وبستر كاشت را تهيه  كرد سطح  تحتاني اين پوشش بايد داراي شيبي ملايم باشد تا به واسطه ان تخليه مازاد محلول غذايي به نحوي مناسب براي جمع آوري  در يك مكان معين صورت گرفته و محلول  جمع آوري شده شده مجددا به مصرف رسيده ويا اينكه  دور ريخته شود همچنين سطح فواني بستر را بايد با ايجاد نوعي پوشش تميز وپاكيزه نگه داشت تامواد دانه بندي شده در تماس يا خاك آلوده نگردد اين پوشش را ميتوان با استفاده از بتون يا آسفالت ر شد كرده  واين باعث ميشود كه به هنگام جابجايي از خزانه به بستر اصلي دچار آسيب ديدگي شوند

بروز مشكل بوته ميري براي گياهچه هاي جوان در واقع ناشي از طولاني شدن دوره ي ماندن در قطعه تكثير وحجيم شدن ريشه ها گرچه در برخي موارد زهكشي اضافي ميتواند مفيد باشد اما نتيجه مطلوب مطمئنا زماني حاصل ميشود كه قلمه ها پس از سبز كردن به زودي به مجاري وبسترهاي اصلي اصلي كشت  منتقل شوند

خزانه  كاري نشائ هاي توليدنشائ درقطعات تكثير پشم سنگ در خاك اگر محيط خاك داراي ظرفيت زهكشي بالايي باشد ممكن است به نتيجه اي ثمر بخش منتهي نگردد دليل اين امر است كه پيوند وچسبندگي آب موجود  در بافت پشم سنگ  با الياف  اين   بافت ضعيف وسست بوده در صورت قرار گرفتن  در محيط خاكي كه داراي ظرفيت بالايي باشد پيش از آن  كه  ريشه هاي گياه به قدر كافي  رشد كند آب مورد نياز ريشه ها از دسترشان خارج شود بنابراين بايد مراقبت بيشتري براي حفظ رطوبت قطعات پس از كاشت در اينگونه خاك ها به عمل آيد اين كار ميتوان به واسطه تنظيم نحوه وميزان آبياري وايجاد پوشش مناسب براي حفظ رطوبت در محيط كشت انجام داد

كاشت در كيسه هاي  پلاستيك

كيسه هاي پلاستيكي موادي ارزان قيمت هستند كه مي توان با قرار دادن يك قطره چكان براي محلول رساني درون هركيسه اقدام به كاشت در اين كيسه نمود اين كيسه ها معمولا با قرار گرفتن در معرض نور از بين رفته وبراي كاشت محصولات دائمي بستر كشت مناسبي نيستند

كاشت در جعبه هاي پلاستيكي

بسياري از توليد كنندگان حرفه اي محصولات هايدرپونيك از جعبه هاي پلاستيكي كه عموما بسته بندي ميوهجات به كار گرفته ميشود به عنوان محفظه اي براي كاشت در مواد دانه بندي شده استفاده مي كنند

كاشت در بسترهاي سيماني

اين نوع بسترها عموما به صورت يك قالب بتوني داراي شيب لازم براي تخليه محلول  غذايي به مكان در نظر گرفته در انتهاي سيستم است تشكيل ميشود ديواره اين قالب را ميتوان از آجر ويا بتون ساخت بستر ساخته شده سپس با مواد تشكيل دهنده محيط كشت پر مي شود وجود سيمان  تازه بر روي PHوسطوحي از كلسيم محلول غذاي اثر بگذارد لازم است كه تاثيرات منفي ناشي از اين موضوع را با شستشوي متناوب تا چند هفته پس از ساخت بسترها وقبل از شروع كاشت منتفي ساخت

كاشت در محيط هاي فايبر گلاس وپلاستيكي

فايبرگلاس وپلاستيك هاي سخت از جمله عاي ترين قالب هاي ممكن براي تهيه بستر هاي متشكل از مواد دانه بندي به شمار مي رود كه براي سيستم هاي غير حرفه اي نيز ارزشمند است ضمن آنكه براي استفاده از اين دو مورد محدوديت هاي از لحاظ كاربرد اقتصادي آنها در شرايط توليد تجاري وجد دارد

كاشت در محيط هاي فلزي

استفاده از فلزات گالوانيزه به دليل جلوگيري از پوشش گالوانيزه از ايجاد واكنش فلز با محلول  غذايي موفقيت آميز بوده است

كاشت در مواد پلاستيكي قابل انعطاف

از مواد نازك پلاستيكي قابل انعطاف كه از آنها براي روكش كردن  بندهاي آبياري استفاده مي شود نيز ميتوان در ساخت بستر كاشت استفاده كرد همچنين ا اين پلاستيك ها براي روكش كردن بسترهاي ساخته شده از الوار چوبي آجر سيمان ويا قالب هاي خاكي نيز استفاده مي كنند

کود کامل N.P.K و کلات آهن

قابل استفاده برای درختان و انواع گیاهان به صورت پاششی یا محلول در آب زارعی قابل استفاده برای گلخانه‌ها و مصارف خانگی تفاوت در رشد گیاهان را تنها در طی دو هفته مشاهده میکنیدکود کلات آهن کاملاً در برابر آهک مقاوم بوده و به راحتی می‌توان آن را به صورت خاک استفاده کرد.بایدعناصر غذايي را به مقدار و درصد معين در اختيار گياه بگذاريم بخصوص در آبکشت که اشتباه هر چند کوچک  رانمي توان جبران کرد، زيرا خاک وجود ندارد تا اثر آن را تعديل کند. گياهان سبز اعم از زينتي و سبزيجات احتياج به ازت بيشتري دارند  گياهان دانه داربه فسفر زيادتري درترکيب خود دارند                                                  .

دو نوع سیستم داریم

سیستم باز

سیستم بسته

در سیستم باز محلول غذایی فقط یک بار بکار می رود ولی در سیستم بسته محلول بصورت پیوسته و چرخه ای می باشد.

کیفیت آب

کیفیت آب مهمترین مساله در تهیه محلول مناسب است. آبی که دارای مصارف خانگی و کشاورزی است حتما باید آزمایش شود زیرا ممکن است این آبها دارای موادی باشند که در رشد گیاه تاثیر بگذارند. آب سطحی ممکن است شامل میکروارگانیسم های بیماری زا یا جلبک ها باشد.

این عوامل مشکلاتی در سیستم های کشت بوجود می آورندمثلا جلبک ها باعث انسداد دو راهی ها و دریچه ها می شوند. بنابراین برای تهیه آب مناسب باید از روشهای مختلفی استفاده کرد که استفاده از صافی برای تصفیه آب از مواد معلق نامطلوب یکی از این راههاست. در ضمن هزینه آزمایش کردن آب کمتر از هزینه از بین بردن مشکلات ناشی از استفاده آب نامطلوب است.

صاف کردن آب و محلول غذایی

. آب برای اینکه در سیستم کشت بکار گرفته شود باید از یک صافی مناسب مثل لایه های ماسه عبور داده شود.

این کار می تواند ذرات معلق که ممکن است شامل موجودات ریز بیماری زا، جلبک ها و یا حتی رسوب بعضی از عناصر باشد را از آب جدا کند.

موفقيت شما در پرورش محصولات هايدرپونيك عمدتا وابسته به موقعيت مكاني است كه براي نصب وراه اندازي تاسيسات خود درآن مكان اقدام مي كنيد آبو هواي محلي قابليت دسترسي به آب وكيفيت آب همگي نياز ها والزامات مربوط به مكان پرورش محصول هستند كه بايد مورد  تامل واقع شوند

شرايط اقليمي

تاثيرات آب وهوا بررشد محصو به گونه اي است كه هر محصول طي دوره هاي خاصي از سال بسته به شرايط اقليمي مي تواند رشد كند با استفاده از گلخانه يا در واقع با فراهم كردن امكان كنترل شرايط محيطي مي توان شرايط بيروني محيط رشد را به نحوي مطلوب پديد آورد تا بدين وسيله كار آمدي اقتصادي لازم براي استفاده از سيستم هايدرپونيك ايجاد شود اين امر نه فقط به عنوان يك موضوع كيفي محيطي بلكه به عنوان يك مسئله كمي حياتي  نيز قابل طرح است  در اين رابطه برخي عواملي محيطي قابل توجه كه داراي اهميت بيشتري هستند عبارت از

حرارت: حرارت داراي تاثيرات فراواني در ايجاد گل وميوه انواع مختلف گياهان است

هايدرپونيك وهدايت الكتريكي

در يك سيستم هايدرپونيك لازم است كه كنترل EC به صورت منظم انجام شود گياهان مختلف طالب سطوح مختلف  EC براي رسيدن به بهترين حد از رشد ونمو هستند سطوح مختلف EC مي تواند در يك  دوره توليد محصول وجود داشته باشد  يك پررش دهنده در سيستم هايدرپونيك بايد بتواند با تعيين درجات EC  مطلوب براي مراحل مختلف نسبت به وقوع تغييرات مورد نظر در هر مرحله از دوره توليد اقدام نمايد با شناسايي زمان افت EC در يك محلول بايد نسبت به اضافه كردن عناصر غذايي كاهش يافته در محلول غذايي در سطح مطلوب اقدام شود

تشخيص كمبود ها ومسموميت ها

يكي از موضوعات مهم در مديريت نيازهاي  تغذيه اي گياهان تشخيص علايم كمبود يا مسموميت تغذيه اي در گياهان است در چنين مواقعي كمال مطلوب آن است كه بتوان حتي الامكان با كمترين حد از تاثير گذاري كمبودها برروي گياهان به موقع نسبت به اصلاح  وضع آنها اقدام تنود به كمك شناخت كليدهاي ساده اي كه به منظور تشخيص كمبودها ذيلا به  آنها اشاره  مي شود ميتوان براي رفع كمبود تلاش كرد

كليدهاي شناسايي علايم كمبود هاي تغذيه اي در گياهان

حالتهاي مختلف علايم كمبود

الف) برگ ها قسمت تحتاني گياه عمدتا تحت تاثير كمبود قرار مي گيرد تاثيرات كمبود ممكن است  در يك سمت يا در كل پيرامون گياه رخ دهد

ب)اثر كمبود روي گل گياه نمايان مي شود بر هاي قسمت تحتاني يا فوقاني گياه به سمت خشكي مي گرايد رنگ شاخ وبرگ هاي گياه به سمت سبز روشن يا تيره متمايل مي شود

پ)رنگ گياه  سبز روشن شده وبرگ هاي قسمت تحتاني زرد مي شود به تدريج با بروز حالت خشكي در گياه رنگ برگ ها به سمت قهو هاي روشن متمايل گرديد ساقه ها كوتاه وباريك و تحت كمبود عناصر غذايي مراحل رشد گياه با تاخير مواجه مي شود

كمبود ازت

رنگ گياه  سبز تيره شده واغلب به سمت رنگ قرمز وارغواني تمايل پيدا مي كند برخي اوقات برگ هاي قسمت  پايين گياه زرد شده ودر اثرخشكي اين برگ ها سبز مايل   به قهوه اي  يا تيره  مي شود

كمبود فسفر

اثر كمبود بيشتر به صورت موضعي در حالت هاي نقطه يا كلروزه شدن برگ ها واندام ها ي سبز گياه ظاهر شده و اگر كمبود در مراحل بعدي رشد پديد آيد ساقه باريك و شكننده مي شود  در حالت ديگر علايم كمبود به صورت نقطه اي يا كلروزه شدن در برگ ها آشكار شده ونمونه بارز آن قرمز برگ ها است برخي اوقات مواضع منقوطي شده به صورت مرده درآمده انتها وحاشيه هاي برگ  ها پيچيده وبه صورت فنجاني روبه بالا بر مي گردد وساقه  ها لاغر مي شود

كمبود منيزيم

بروز حالت خال خالي يا كلروزه شدن در برگ ها با ايجاد نقاط مرده در بافت برگ در اندازه هاي بزرگ يا كوچك  همچنين  از ديگر علايم كمبود منيزيم بروز حالت مرگ بافت هاي منقوطي شده كوچك در قسمت هاي انتهايي برگ در فواصل بين رگبرگها وبه صورت كاملا واضح در حاشيه برگ هاست

كمبود پتاسيم

بروز حالت لكه اي درسطح كل اندام هاي گياه به سرعت افزايش پيداكرده و اين حالت ابتدا درسطح بين رگبرگ ها ودرنهايت دركل سطح رگبرگ ها وبرگ هاي ضخيم گسترش پيدا مي كند همچنين  فاصله بين رگبرگ ها ودرنهايت در كل سطح رگبرگ ها وبرگ هاي ضخيم گسترش پيدا مي كند همچنين فاصله بين گره هاي ساقه كوتاه مي گردد

كمبود روي

آثار كمبود روي به صورت موضعي برروي غنچه ها يا جوانه هاي برگ ظاهر مي شود بروز از ديگر علايم كمبود روي است  همچنين برگ هاي جوان  پديد آمده از جوانه هاي انتهايي ابتدا به صورت قلاب مانند درآمده ودرنهايت نوك وحاشيه اين  رو به مرگ مي رود جوانه هاي انتهايي موجود در روي ساقه هاي نيز از بين مي رود

كمبود كلسيم

رنگ برگ هاي جوان پديد آمده از جوانه هاي انتهايي متمايل به سبز روشن شده ودرنهايت اين برگ ها حالت شكننده پيدا مي كند با ظهور حالت عقب افتادگي در رشد برگ ها شروع به پيچيدگي كرده ودرنهايت جوانه هاي انتهايي مستقر بر روي ساقه ها رو به مرگ مي رود

كمبود بر

ادامه حالت شادابي وسرزندگي جوانه اي انتهايي معمولا متوقف مي شود برگ هاي جوان دايما در حالت پژمردگي به سر مي برد بدون آنكه در آنه علايم كلروزه يا لكه برگي وخال خالي شدن به صورت واضح آشكا شده باشد همچنين در حالت هاي بحراني كمبود قسمت هاي نوك ساقه ها پايين پيچيده مي شود

كمبود مس

برگ ها ي جوان فاقد شادابي بوده و حالات كلروزه ونكروزه بر روي آنها ظاهر مي شود

كمبود آهن

ظهور حالت نكروزه بر روي سطوح برگ وبين رگبرگ هاي فرعي كه در نهايت با عث از بين رفتن رنگ سبز مي گردد

تجمع نمك

 

فرایند غده زایی سیب زمینی

فرایند غده زایی سیب زمینی

سیب زمینی متعلق به خانواده Solanacea می باشد که بیش از ۹۰ جنس و ۲۸۰۰ گونه در این تیره وجود دارد. اگرچه گیاهان این خانواده در سراسر جهان یافت می شوند، ولی بطور عمده در نواحی گرمسیری آمریکای لاتین پراکنده هستند. جنس گیاه سیب زمینی Solanum است که این جنس تقریباً دارای ۲۰۰۰ گونه می باشد.

طبقه بندی گیاهشناسی
سیب زمینی Solanum tuberosum گیاهی دولپه ای یک ساله و علفی است که به علت تکثیر از طریق غده ظرفیت بالقوه چند ساله بودن را نیز دارد.
سیب زمینی متعلق به خانواده Solanacea می باشد که بیش از ۹۰ جنس و ۲۸۰۰ گونه در این تیره وجود دارد. اگرچه گیاهان این خانواده در سراسر جهان یافت می شوند، ولی بطور عمده در نواحی گرمسیری آمریکای لاتین پراکنده هستند. جنس گیاه سیب زمینی Solanum است که این جنس تقریباً دارای ۲۰۰۰ گونه می باشد. سیب زمینی متعلق به قسمت Tuberarium می باشد که شامل ۱۸۰ گونه وحشی و زراعی است که تولید غده می کنند.
اکثر ارقام تجاری سیب زمینی تتراپلوئید هستند (۴۸ = ۲n = ۴x) که به زیر گروه های tuberosum و andigena تقسیم می شود.
رده بندی دیگری هم وجود دارد که بر اساس آن دیپلوئید ها و تریپلوئید های معینی در محدوده گونه S.tuberosum قرار می گیرند. سیب زمینی های زراعی دیپلوئید (۲۴ = ۲n = ۲x) به دو گروه اصلی تعلق دارند: S.stenotomum ، با غده های دارای دوره خواب و S.phureja با غده هایی بدون دوره خوابِ کاملاً مشخص، S.stenotomum تیپ تباری به حساب می آید و از طریق مضاعف شدن کروموزومی به، تیپ های آندیژین تبدیل می شود.
تریپلوئید های زراعی (۳۶ = ۲n = ۳x) در گروه S. × chaucha احتمالاً هیبرید هایی هستند که بطور طبیعی از تلاقی Andigena و Stenotomum یا Ohureja بوجود می آیند.
گونه تریپلوئید دیگر، S. × juzepczukii ، بسیار متحمل به یخبندان است و ممکن است از دو رگ گیری طبیعی بین گونه وحشی S.acaule (یک تتراپلوئید) و S.stenotomum دیپلوئید ایجاد شده باشد.
یک پنتاپلوئید، S.× curtilobum (۶۰ = ۲n = ۵x)، که تصور می رود از دورگ گیری طبیعی بین S.acaule و S.andigena بدست آمده باشد، به علت توانایی تحمل سرما در مناطق مرتفع آند کاشته می شود. این تیپ سیب زمینی طعم تلخی دارد، اما برای درست کردن نوعی غذا به نام شونو مناسب است.
تیپ هگزاپلوئید S.demissum (۷۲ = ۲n= ۶x ) به عنوان منبع ارقام مقاوم در برابر بادزدگی مورد استفاده قرار می گیرد.
گیاهشناسی
▪ ریشه
گیاهان حاصل از بذر حقیقی، ریشه اصلی ظریفی تولید می کنند که بعداً بصورت افشان در می آید. گیاهانی که از غده های بذری بوجود می آیند سیستمی از ریشه های جانبی افشان دارند که معمولاً بصورت گروه های سه تایی بر روی گره های ساقه زیرزمینی بوجود می آیند. ریشه های جانبی در نواحی پریسیکل ریشه ها و در مریستم های ساقه های زیر زمینی، نزدیک به صفحه گرهی، پدید می آیند. تقسیم سلولی در پریسیکل باعث ایجاد پریموردیوم ریشه می شود که با فشار مکانیکی یا احتمالاً با فعالیت آنزیمی مسیر خود را از طریق کورتکس طی می کند. محل خروج ریشه ها اساساً زخمهای باز هستند و محلهای آلودگی را برای عوامل بیماریزا فراهم می کنند. در سیب زمینی ریشه می تواند تا عمق ۶۰ سانتیمتری توسعه پیدا کند، با ای


غده
غده بخشی توسعه یافته و متورم از ساقه زیر زمینی است که استولون(۲) یا ریزوم(۳) نامیده می شود. رشد غده حدوداً ۳۰ تا ۶۰ روز پس از کاشت در پائین ترین گره استولون های رویده شده، درست پس از قلاب انتهایی استولون های منفرد، آغاز می شود. تاریکی، دمای مساعد و رطوبت کافی غده دهی را تحریک می کند. غده دهی در پاسخ به کوتاه شدن طول روز و دمای پائین شب آغاز می گردد. زمانیکه غده ها شکل می گیرند مواد (کینین ها) سریعتر تولید می شوند. از دیگر فاکتور های غده دهی تمرکز نشاسته بحرانی است که بوسیله استولون تشخیص داده میشود. در کل، رشد و گسترش غده به وجود شاخ و برگ کافی برای تولید مواد لازم، آبیاری مناسب و مواد معدنی وابسته است. چنانچه شروع غده دهی پیش از بوجود آمدن برگ های کافی اتفاق بیافتد غده های کوچکتری بوجود خواهند آمد. به محض آنکه شکل گیری غده آغاز شود رشد ارگانهای دیگر کند می شود و غده ها به مریستم های غالب و سینک هایی برای جذب مواد آلی تبدیل می شوند. وجود اسید جیبرلیک (GA) رشد غده را پس از آغاز به دلیل جلوگیری از تجمع نشاسته متوقف می کند. عوامل کند کننده رشد گیاه می توانند شکل گیری غده را تسریع بخشند و نیز تولید یا فعالیت اسید جیبرلیک را متوقف کنند. غده دهی می تواند بوسیله آبیاری زود هنگام یا استفاده از کود های نیتروژن دار به تأخیر بیافتد اما میزان کلی رشد و مدت آن را افزایش می دهد زیرا اندازه قسمت هوایی گیاه و پایداری آن را افزایش می دهد. معمولاً غده هایی که بوسیله کوتاهترین استولون ها تولید می شود بیشترین وزن را دارا هستند.
گیاه ممکن است در ابتدا ۲۰ تا ۳۰ غده کوچک تولید کند، اما تنها ۵ تا ۱۵ غده به مرحله بلوغ کامل می رسند، چرا که گیاهان در حال رشد از مواد ذخیره شده در این غده ها استفاده می کنند. تعداد غده هایی که به مرحله بلوغ می رسند به رطوبت و مواد غذایی موجود در خاک بستگی دارد.
وقتی انتهای استولون بصورت غده شروع به تورم می کند، پوست (پریدرم) توسعه می یابد. لایه سلولی که مستقیماً زیر اپیدرم است به کامبیوم چوب پنبه ساز تغییر پیدا می کند. در قسمت خارجی، کامبیوم چوب پنبه ساز تولید سلولهای چوب پنبه ای می کند. پریدرم یک غده بالغ از ۵ تا ۱۵ لایه سلولی تشکیل شده است. کامبیوم چوب پنبه ساز و سلولهای چوب پنبه ای روی یکدیگر پریدرم نامیده می شوند. هرگاه لایه پریدرم حاوی رنگیزه های قرمز باشد سیب زمینی قرمز رنگ خواهد بود. در زمان بلوغ، کامبیوم چوب پنبه ساز فعالیت خود را متوقف ساخته، دیواره های سلولی آن و پوست غده ضخیم تر می شوند.
بخش های مختلفی در غده وجود دارد شامل، لایه چوب پنبه ای بیرونی (پریدرم)، پارانشیم ذخیره کننده درونی، پارانشیم ذخیره کننده بیرونی و حلقه آوندی. همه بافت ها به تک تک چشم ها متصل هستند. فاصله بین پوست و حلقه آوندی حدوداً نیم سانتی متر است، ولی پوست و حلقه آوندی در محل چشمها و در محل اتصال استولون کم و بیش در تماس نزدیک هستند.
در واکنش به زخم شدن غده، بافتی چوب پنبه ای با نام سوبرین در مدت یک روز شکل می گیرد. برای تشکیل این لایه در اطراف محل زخم شده از نشاسته ذخیره شده استفاده می شود، در نتیجه محتوی نشاسته غده کاهش می یابد. این عمل لایه ای مقاوم در برابر ورود عوامل بیماریزای قارچی و باکتریایی بوجود می آورد.
تعداد چشم در یک غده بطور قابل ملاحظه ای بسته به عواملی چون واریته، اندازه غده و شرایط رشد متغییر است. این چشمها مانند جوانه های کناری روی ساقه، یک مارپیچ مخصوص حول غده بوجود می آورند. غلاف دربرگیرنده جوانه ها در چشم، یک برگ کوچک است. چشم، در واقع کنار یک برگ روی بخشی از یک ساقه واقع شده است. در بسیاری از موارد، جوانه اصلی در بخش میانی چشم قرار می گیرد و در هر طرف آن جوانـه ای دیگر وجود دارد که غالباً این جوانه ها بخوبی توسط گوشت غده تفکیک شده اند و بصورت مثلث در کنار هم قرار گرفته اند. (این امر در جوانه زدن غده بذری نقش مهمی را ایفاء می کند). در هنگام رشد غده، چشمها در حالت خواب هستند.


▪ گل
گلها، پنج قسمت به رنگهای مختلف با خامه و کلاله ساده و تخمدان دو خانه ای دارند. گرده، اصولاً با باد انتقال می یابد. خودگشنی، طبیعی است. دگرگوشنی نسبتاً نادر است و در صورت وقوع، احتمالاً حشرات در آن دخالت دارند. دیپلوئید ها ، با استثناهایی بسیار اندک، خود ناسازگار هستند.


▪ میوه
میوه ها گرد تا تخم مرغی (به قطر cm ۳-۱ یا بیشتر) به رنگ سبز، زرد مایل به سبز یا قهوه ای، و در هنگام رسیدن، قرمز تا بنفش هستند. میوه ها دو خانه ای، با بیش از ۳۰۰-۲۰۰ بذر هستند. به علت چند عامل عقیم ساز، ممکن است حتی در صورت تشکیل میوه، بذری وجود نداشته باشد. میوه این گیاه به علت دارا بودن ماده سولانین سمی می باشد. دانه موجود در این میوه ها می توانند گیاه تازه ای تولید کنند اما گیاهان تولید شده به این روش تفاوتهای زیادی با گیاه والد خواهند داشت و در ضمن برای تشکیل غده کامل زمان بسیار بیشتری احتیاج است.

▪ ساقه
زمانی که از قطعه های بذری جوانه می زند چندین ساقه از یک قطعه بذری رشد می کند. این مسئله زمانیکه تراکم ساقه بسیار بالا باشد می تواند باعث بی نظمی های فیزولوژیکی در رشد غده ها، مانند سبز شدگی غده گردد.
در مراحل اولیه، رشد ساقه بصورت عمودی می باشد، ارتفاع ساقه به cm ۱۵۰-۶۰ می رسد. تراکم ساقه ها همچنین بر ارتفاع ساقه تأثیر می گذارد، با افزایش تراکم ارتفاع ساقه ها افزایش می یابد و در این حالت تعداد ساقه های جانبی بسیار کمتر می شود و پتانسیل فتوسنتز به شدت کاهش می یابد.
ساقه معمولاً سبز است، اما می تواند قرمز تا ارغوانی، زاویه دار و غیر چوبی باشد. با وجود این در اواخر فصل رشد، قسمتهای تحتانی می توانند نسبتاً چوبی شوند.


▪ برگ
انواع برگ در میان بسیاری از گونه ها و ارقام زراعی تفاوت بسیار دارند. روزنه ها در سطح زیرین برگ ها بسیار زیاد هستند و انواع مختلف کرک بر روی قسمت هوایی وجود دارد. شاخه های فرعی از جوانه های محوری برگ بوجود می آیند.
بطور کلی الگوی برگ دهی در گیاه سیب زمینی مرکبِ پر مانند می باشد، همراه با ۱۲-۷ برگچه بیضی شکل متناوب، بهمراهِ یک برگچه انتهایی. حاشیه برگ ها مضرس یا صاف می باشد. در فواصل این برگچه ها نیز برگچه های کوچکتری جای دارد که بدان ظاهر مشخص می دهد بطوریکه وجود آنها سبب می شود این گیاه بسهولت از گونه های دیگر Solanum تشخیص داده شود. میزان شکل گیری این برگچه ها تعیین کننده پتانسیل عملکرد یک رقم می باشد .


فرآیند غده زایی
غده زایی دومین مرحله نموی گیاه سیبزمینی به شمار میرود. شروع غده زایی و رشد متعاقب غده ها در سیب زمینی در نتیجه مجموعه ای از تغییرات بیوشیمیایی و مورفولوژیکی صورت می گیرد که در سطح و زیر خاک اتفاق می افتد.
پیش از این پژوهشگران فرآیند غده زایی را به کربوهیدرات های اضافی نسبت می دادند و برای تحقیقات خود از نسبت C/N کمک می گرفتند. دانشمندی به نام ویلزینک در دهه نود نشان داد که عامل ایجاد کننده غده زایی غلظت متابولیت های حاصل از فتوسنتز ، به خصوص نسبت کربوهیدرات به پروتئین بود. این تئوری بعد ها توسط دانشمندان دیگر نیز تایید شد.
غده ها از رشد میانگره انتهایی استلون بوجود می آیند و مکانیزمی که برای آن پیشنهاد شده است به شرح زیر است:

۱) رشد طولی استولون متوقف می شود و تغییراتی در این مرحله در رشد شعاعی و محوری سلول های استلون توسط تقسیم سلولی اعمال می شود.
۲) اولین علامت بیو شیمیایی خود را نشان می دهد و آن رسوب یافتن نشاسته می باشد که ناشی از تجمع گلیکوپروتئین پاتاتین در غده ها می باشد.
۳) با تشکیل بافت مریستمی در ناحیه تشکیل غده تقسیم سلولی در سلول ها آغاز شده و این تقسیمات تا ابتدای مرحله بلوغ ادامه می یابد.
غده زایی یک فرایند بسیار پیچیده است و این بدان دلیل است که عوامل محیطی، ژنتیکی و بیوشیمیایی در آن دخیل بوده اثرات متقابل و گاها گمراه کننده ای دارند.


● تاثیر عوامل ژنتیکی بر غده زایی
ثابت شده است که عوامل وراثتی مهمترین نقش را در میزان و سرعت غده زایی و همچنین کیفیت و کمیت هر غده ایفا می کنند. به هر حال رقمی که پتانسیل ژنتیکی آن تولید ۵ غده است با مساعد شدن همه شرایط نیز بیش از این غده تولید نخواهد کرد.
دانشمندان علم اصلاح نباتات نشان داده اند که معمولا بوته هایی که غده های کمتری تولید می کنند وزن و کیفیت غده های بهتری دارند. البته این قضیه در مورد ارقام تراریخته کنونی صدق نمی کند.


● تاثیر شاخص سطح برگ بر غده زایی
شاخص سطح برگ مهم ترین فاکتوری بود که برای مطالعه غده زایی توجه دانشمندان دهه ۸۰ را به خود جلب کرده بود. تا آن زمان تصور این بود که تنها شاخص سطح برگ در زمان و میزان غده زایی موثر است. البته ادعای آنان بیراه هم نبود ولی امروزه با کشف بیش از ۲۰ فاکتور کوچک و بزرگ همچنان تمام زوایای امر شناخته نشده است. نمودار زیر نشان می دهد با نزدیک شدن به شاخص سطح برگ مطلوب غده زایی آغاز شده است.
● اثر مواد معدنی ماکرو بر غده زایی


▪ نیتروژن۱
نیتروژن کافی در حضور P و K به میزان کافی، مریستم های انتهایی و جانبی را تحریک و از اینرو نمو برگ را افزایش می دهد. نیتروژن کافی باید در طی رشد سریع گیاه و غده سازی وجود داشته باشد. با رشد گیاه، نیاز به نیتروژن افزایش می یابد، زیرا نیتروژن از برگ های تحتانی به برگ های فوقانی می رسد و مقدار زیادی از آن در نهایت به غده ها انتقال می یابد. مقدار ازت لازم برای زراعت سیب زمینی بسته به هدف از محصول و خاک از ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم در هکتار متغیر است. مصرف بیش از حد ازت، رشد شاخ و برگ را تحریک کرده و تشکیل غده را به تأخیر می اندازد. زراعتی که ازت بیشتری دریافت کرده، دیرتر از زراعتی که مقدار کمتری ازت دریافت کرده است، می رسد. اگر گیاه قبل از اتمام فصل رشد موجود، می رسد بدان معناست که مقدار مصرف ازت را باید افزایش داد. گیاهانی که دچار کمبود نیتروژن هستند غالباً کلروزی و دارای رشد آهسته راست هستند و برگ هایی کوچک، راست و به رنگ سبز روشن دارند.

ازت بیش از اندازه نیز بویژه اگر باعث شود که گیاه قبل از رسیدگی طبیعی برداشت شود، ممکن است موجب کاهش مقدار ماده خشک، افزایش میزان پوکی غده، افزایش مقدار قندهای احیایی و افزایش نیترات شود. فراوانی ازت خاک در اواخر دوره رشد در نواحی که دوران رسیدگی غدد با هوای گرم روبروست (میانگین دمای شبانه روزی هوا بیش از ۲۵°C ) بسیار نا مطلوب است. در این شرایط، رشد رویشی تداوم یافته و رشد ثانویه در غدد مشاهده می گردد.

فسفر۲
فسفر در مراحل اولیه رشد گیاه و سپس در غده سازی ضروری است. کمبود فسفر در اوایل فصل رشد، سبب تأخیر رشد قسمتهای انتهایی شده و بوته ها کوچک، دوکی شکل و قدری سفت می شوند. چون ممکن است فسفر میزان آلودگی ویروسی را کاهش دهد، میزان نسبتاً زیادی فسفر به زراعت سیب زمینی داده می شود. میزان مصرف فسفر اغلب ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار است ولی در خاکهای تثبیت کننده فسفر به مقدار بسیار بیشتری فسفر نیاز است. کمبود فسفر در انواع خاکها رخ می دهد: خاکهای آهکی، پیت (توربی) ، خاکهای سبک با میزان فسفر اولیه پایین و خاکهای سنگینی که فسفر در آنها تثبیت می شود.


▪ پتاسیم۳
پتاسیم برای رشد طبیعی گیاه ضروری است و در گیاه تحرک بسیار دارد. ظهور زود رس شاخ و برگ که به شکلی غیر عادی سبز تیره، سبز آبی فام و براق است، علامت قابل اطمینان کمبود پتاسیم است. همچنین وقتی که کمبود پتاسیم شدید است نمو ریشه ها ضعیف و استولون ها کوتاه می شوند. اندازه غده و بازده محصول کاهش می یابد. در خاکهای سبک، ماسه ای و توربی که به آسانی شسته می شوند، کمبود پتاسیم بسیار متداول است. پتاسیم قابل تبادل باید بیش از kg/ha ۲۰۰ در cm ۲۰ بالایی خاک باشد.
در استفاده از کود های شیمیایی باید توجه کرد که ترکیب شیمیایی این مواد نیز نقشی حساس را ایفا می کنند، به عنوان مثال استفاده از سولفات پتاسیم نسبت به استفاده از کلرید پتاسیم باعث مشکلات کمتری در کیفیت غده می گردد. همچنین ممکن است با آهک دهی به خاک به دلیل رقابتی که بین K+ و Ca+ برای جذب توسط ریشه صورت گیرد، علائم کمبود پتاسیم در گیاه مشاهده گردد.

 
▪ کود دهی ۴
سیب زمینی به مصرف کود های دامی و شیمیایی بخوبی واکنش نشان می دهد. بکار گیری کود دامی نه تنها باعث تأمین مقادیری ازت، فسفر و پتاسیم می شود، بلکه باعث بهبود ویژگیهای بستر بذر و حفظ رطوبت خاک نیز می شود. هوموس ساختمان خاکهای سنگین را بهبود می بخشد، در حالیکه قدرت نگهداری رطوبت را در خاکهای سبک افزایش می دهد. همچنین به کار گیری رژیم منگنز و کلسیم نیز به غده زایی کمک کرده است(ماتسورا و همکاران ۱۹۹۳).


● دما
در دما های بالا میزان تنفس از مقدار فتوسنتز بالاتر می رود، این مسئله باعث کندی جذب نشاسته در رأس استولون می شود. در دما های پائین تر غلظت کربوهیدرات انتقال یافته به رأس استولون افزایش می یابد. بطور کلی بیشترین مقدار محصول هنگامی حاصل می شود که میانگین دمای روزانه °C ۲۱ باشد. تحقیقات ونت ۱ در سال ۱۹۵۷ نشان داد که در دمای پائین شب، هورمون های القاء غده دهی در برگ ها تولید می شوند و به رأس استولون انتقال می یابند و نیز در این شرایط تنفس به کندی صورت می گیرد که این خود باعث افزایش ذخیره سازی نشاسته در غده می شود.
اگرچه سیب زمینی محصول فصول خنک سال می باشد، ولی این گیاه نسبت به سرمای شدید و یخبندان به شدت حساس است و در دمای °C ۲- غده یخ می زند و کاملاً از رشد باز می ایستد.
میزان رشد جوانه ها از غده های بذری به دمای خاک بستگی دارد. رشد جوانه ها در دمای °C۶ بسیار کند اتفاق می افتد، این رشد در دمای °C ۹ به آهستگی صورت می گیرد و تقریباً در °C ۱۸ بالاترین میزان خود را خواهد داشت.(آگوستو و همکاران ۲۰۰۶(
دمای مناسب خاک برای تولید غده °C ۱۹ – ۱۶ می باشد. چنانچه دمای خاک به بیش از °C ۲۰ برسد رشد غده کاهش پیدا خواهد کرد و دما های بیش از °C ۳۰ باعث توقف رشد غده ها خواهد شد. بطور کلی تعداد غده های تولید شده در دما های پائین تر نسبت به دما های بالاتر بیشتر است، چراکه دماهای بالاتر باعث رشد بیشتر غده ها و افزایش حجم آنها می شود.
در فصول رشدی که دمای هوا بیش از ۳۰ روز بیش از ۳۵ باشد رشد غده (عملکرد) و کیفیت محصول به شدت کاهش می یابد.
● تراکم کاشت ۴
تراکم بوته بر کل عملکرد و متوسط اندازه غده اثر می گذارد. با افزایش تراکم بوته، عملکرد بالا می رود، ولی متوسط اندازه غده کاهش می یابد. افزایش عملکرد در تراکم بالاتر بوته به دلایل زیر است.
▪ زمین زودتر از برگهای سبز پوشیده می شود ( در زمان زود تری از فصل رشد نور بیشتری جذب شده و برای آسیمیلاسیون مورد استفاده قرار می گیرد).
▪ انشعابات جانبی کمتری بوجود می آید.


رشد غده زود تر شروع می شود.
برای تولید غده های کوچک تراکم بوته بالاتری مورد نیاز است. البته، در تراکم بوته پائین نیز امکان تولید غده های کوچک وجود دارد، ولی در این حالت محصول را باید زمانی برداشت کرد که هنوز نرسیده است، در نتیجه کل عملکرد پائین خواهد بود. متوسط اندازه غده مورد نظر عمده ترین عامل تعیین کننده تراکم بوته مورد نیاز است.
باید توجه داشت که مینی تیوبر های بزرگتر را مدت طولانی تری می توان نگهداری کرد.


● خاک
گیاه سیب زمینی قادر است در طیف وسیعی از انواع خاک با موفقیت رشد کند ولی در خاکهای شنی لومی، سیلتی لومی، تورب و هوموسی موفقیت بیشتری دارد. خاک باید سست، ترد، عمیق و زهکشی شده باشد و ذخیره خوبی نیز از مواد آلی داشته باشد. خاک های رسی با داشتن زهکش ضعیف باعث تولید غده های بد شکل خواهند شد، همچنین خاک های شنی به سرعت آب خود را از دست خواهند داد و در نتیجه باعث مرگ زود هنگام گیاه می شوند. pH مناسب خاک برای رشد سیب زمینی ۵ تا ۵/۶ می باشد. اما در صورت لزوم برای کاهش میزان بیماری زخم شدگی در پوست غده ها، pH را خاک می توان تا ۵ – ۸/۴ کاهش داد.
سله بستن سطح خاک نیز می تواند اثرات نامطلوبی در بر داشته باشد، چراکه در سرمای بهار هنگامی که جوانه زنی به آهستگی صورت می گیرد بارش های شدید باران در این فصل می تواند خلل و فرج سطح خاک را مسدود کند و به همین دلیل جوانه ها قادر به خروج از خاک نیستند. در این شرایط سله ***ی برای خروج جوانه ها از خاک ضرورت دارد.


● شدت نور
در شدتهای کمتر نور رشد شاخ و برگ تحریک می شود و رشد غده به تأخیر می افتد اما در شدتهای بالاتر نور، غده دهی زودتر آغاز می شود، غده های تولید شده وزن خشک بالاتری خواهند داشت و عملکرد تولید بالاتر است. اما در شدت های بسیار بالای نور، گیاه زودتر از بین می رود و به همین دلیل وزن غده ها کاهش می یابد. از اینرو اختلاف شدت نور در مناطق مرتفع و پست ممکن است بر رشد مؤثر باشد.
مِنزِل ۳ در سال ۱۹۸۵ گزارش داد که میزان غده دهی در شدتهای بیشتر نور افزایش می یابد. به نظر می رسد شدت بالای تابش نور خورشید باعث افزایش غلظت کربوهیدراتها در رأس استولون می شود.

 
● طول روز (فتوپریود)
طول روز تأثیر قابل ملاحظه ای بر نحوه رشد سیب زمینی می گذارد. تحت شرایط روز کوتاه، تشکیل غده زود تر آغاز شده، استولونها کوتاه و شاخ و برگ کوچک می مانند و نیز تعداد غده ها افزایش می یابد، ولی تحت شرایط روز های بلند تشکیل غده دیر تر آغاز شده، استولونها طویلتر و رشد شاخ و برگ زیاد تر است.
تفاوت بین ارقام در تولید غده می تواند به علت اختلاف در فتوپریود بحرانی آنها باشد. فتوپریودی که از فتوپریود بحرانی کوتاه تر باشد باعث تحریک غده دهی می شود. بنابراین ارقام زودرس مناطق معتدل با داشتن فتوپریود بحرانی طولانی در روشنایی متوالی تولید غده می کنند، اما آن دسته از ژنوتیپهایی که فتوپریود بحرانی کوتاه تر دارند، هنگامی تولید غده می کنند که در رژیم ۱۲ ساعت روشنایی قرار گیرند.(آگوستو وهمکاران ۲۰۰۶(
چون دما نیز بر تشکیل غده مؤثر است و از آنجایی که اثر متقابلی بین دما و طول روز وجود دارد، بنابراین بهتر است از لغت ترموفتوپریود به جای فتوپریود استفاده شود. در رابطه دما و طول روز اغلب پدیده های زیر ملاحظه می شود.
▪ طول روز کوتاه و دما های پایین عموماً تشکیل غده را تحریک می کنند (دما های پایین شب مؤثرتر از دما های پایین روز است).
▪ در دما های معتدل و پایین، طول روز اثر به مراتب بیشتری بر زمان تشکیل غده دارد و تأثیر بر واریته های دیر رس بیشتر از واریته های زود رس است.
▪ تحت شرایط طول روز بلند، دما های بالا تا حدود زیادی تشکیل غده را محدود می سازند.
▪ تحت شرایط طول روز های کوتاه و دما های زیاد، پیدایش و توسعه غده در واریته های زود رس به طور قابل توجهی زود تر از واریته های دیر رس انجام می شود.
▪ در دمای بالا تشکیل غده تحت شرایط روز های کوتاه زودتر از شرایط روز های بلند آغاز می شود، این موضوع تولید سیب زمینی در کشور های گرمسیری را که در آنها روز ها کوتاه هستند، میسر می سازد. روز های کوتاه جبران دمای بالا را می کند.
بررسی عملکرد سیب زمینی از طریق تأثیر نور و دما بر غده های بذری قبل از کشت نشان می دهد که قرار دادن غده ‌های بذری سیب زمینی تحت رژیم نور و دمای مناسب موجب افزایش نسبی عملکرد شده و مهمتر از همه موجب فزایش مقاومت گیاه در مقابل بیماریها، آفات و بی آبی و حتی یخبندانهای سطحی بهاری می شود.
● رطوبت
گیاه سیب زمینی به خشکی حساس بوده و به وجود رطوبت کافی در خاک طی تمام دوره رشد نیازمند می باشد. بالاترین دوره حساسیت به خشکی زمانی است که غده در حال رشد سریع است.
بعد از کاشت باید غده بذری در محیط مرطوب قرار گرفته و نیشها نیز باید توسط خاک مرطوب احاطه شده باشند تا رشد نیش و سبز شدن به خوبی انجام شود. از اینرو معمولاً اولین آبیاری سیب زمینی را قبل از کاشت انجام می دهند. بطور کلی آبیاری قبل از کاشت سه فایده مهم دارد: __________________

۱) خاک تا زمان کاشت رطوبت بسیاری را از دست می دهد و در نتیجه سریعتر گرم می شود. حرارت بالای خاک سبب تسریع در سبز شدن محصول می گردد.
۲) سبب می شود که خاک خرد شده و بدون کلوخه و مرطوب در اطراف غده بذری قرار بگیرد.
۳) جوانه زدن بذر علفهای هرز را قبل از سبز شدن محصول تحریک نموده و کنترل آنها را تسهیل می کند.
مقدار زیاد آب می تواند موجب کمبود اکسیژن و پوسیدگی غده های بذری شود. در بعضی از خاک ها که به فشردگی حساس هستند، باران یا آبیاری بارانی شدید می تواند موجب فشردگی خاک یا مسدود شدن منافذ خاک شود به گونه ای که سبز شدن به تأخیر می افتد. بدین ترتیب، تأمین آب بعد از کاشت و قبل از سبز شدن از نظر سبز شدن یکنواخت و تعداد ساقه هایی که بوجود خواهند آمد، بسیار مهم است.
وقتی دمای خاک بالا باشد نیز می توان از آب برای کاهش دما استفاده کرد، ولی در این حالت باید مقادیر اندکی آب به دفعات و از طریق آبیاری بارانی مصرف شود. با این عمل می توان دمای خاک را ۱۰ – ۵ درجه سانتیگراد کاهش داد.
میزان زیاد آب در طول دوره سبز شدن تا شروع رشد غده دهی به تولید یک سیستم ریشه ای سطحی منجر خواهد شد. بنابراین، آبیاری بیش از حد در این دوره زیانبار است، آبیاری باید متناسب با توسعه شاخ و برگ و سیستم ریشه ای باشد.
در مرحله رشد غده، گیاه برای دستیابی به عملکرد بالا به مقدار زیادی آب نیاز دارد. حصول عملکرد مطلوب تنها در صورتی امکان پذیر است که غلظت CO۲ در بافت برگ در اثر مقاومت روزنه ای کاهش نیابد.
کمبود آب می تواند بطور مستقیم و غیر مستقیم بر میزان آسیمیلاسیون خالص اثر بگذارد. اثر غیر مستقیم از طریق تسریع پیری برگ صورت می گیرد. در ضمن، پیر شدن زود هنگام برگ دوره رشد را کوتاه می کند. بنابراین، یک دوره خشکی می تواند مجموع نور دریافت شده توسط گیاه و راندمان استفاده از این نور برای تولید ماده خشک را کاهش دهد. کمبود آب نه تنها عملکرد غده، بلکه کیفیت آن را نیز کاهش می دهد. بطور کلی برای رسیدن به حد مطلوب عملکرد در گیاه سیب زمینی رطوبت خاک باید بطور یکنواخت بین ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت زراعی تأمین گردد. تأمین نامنظم آب به رشد نامنظم غده منتهی خواهد شد، که ممکن است موجب تشکیل غده های بد شکل و ایجاد ترک بر روی غده ها گردد.
دوره های شدید خشکی توأم با دمای بالا، بویژه اوایل دوره رشد غده که خاک بطور کامل از شاخ برگ پوشیده نیست، می تواند موجب رشد ثانویه شود. تأمین آب بر مقدار ماده خشک غده نیز اثر می گذارد. میزان آبی که برای رشد مطلوب گیاه لازم است تا حدودی باعث کاهش درصد ماده خشک غده می شود، بویژه اگر مقدار زیادی آب در اواخر این دوره داده شود. اما مقدار ماده خشک غده توسط عوامل متعددی کنترل می شود که با یکدیگر اثر متقابل دارند، به گونه ای که پیش بینی اثر یک عامل به تنهایی مشکل است. (کینگ و لاو ۲۰۰۴(
میزان آب مورد نیاز سیب زمینی بسته به میزان کود مصرفی، نوع خاک، دما، وزش باد، تراکم بوته و ساقه، روش های زراعی و همچنین طول دوره رشد بستگی دارد. سیب زمینی به آب نسبتاً زیادی نیاز دارد. در زمینهای رسی فاصله بیـن دو آبیاری باید بیشتر و در خاکـهای شنی کمتر در نظر گرفـته شود. در زمینهای شنـی هر ۷ – ۶ روز یک مرتبه و در خاکهای رسی هر ۱۲ – ۱۰ روز یکبار باید مزرعه آبیاری شود. بطور کلی با توجه به شرایط آب و هوائی و بافت خاک، هر هکتار در طول دوره رشد به ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر که معادل ۰۰۰/۱۰ تا ۰۰۰/۱۳ متر مکعب آب است نیاز دارد.
● نقش هورمون های گیاهی بر غده زایی


▪ اکسین:
مشخص شده است که وقتی ریشه های سیب زمینی در مجاورت CO۲ قرار گرفت میزان IAA(StIAA ) در آن افزایش یافت و غده زایی نسبتا تحریک شد (کلوسترمن و همکاران ۲۰۰۶). همچنین در منابع ذکر شده است که ۲-۴-D که علف کشی از خانواده اکسین هاست غده زایی را تحریک نمود.


▪ سایتوکینین:
گزارشاتی وجود داشته است که نشان می دهد در شرایط شدید غده زایی مقادیر بالایی از این هورمون در برگها، ریشه ها و غده ها یافت شده و کینین موجود از نوع زآتین گزارش شده است(ارتکا و همکاران ۱۹۸۰) .با این حال دلیل مشخصی برای شرکت زآتین در تحریک غده زایی وجود ندارد.
در مطالعات درون شیشه گزارش شده است که استعمال خارجی سایتوکینین غده زایی را تحریک کرد. (کاستل ۱۹۹۱) با این حال گزارشاتی نیز در دست است که این هورمون را بی اثر دانسته است(سیمکو ۱۹۹۳)


▪ جیبرلین:
مشخص شده است که جیبرلین بر غده زایی اثر منفی دارد . استدلالی که غالبا ارائه می شود این است که این هورمون از تجمع نشاسته در استولون جلوگیری می کند. گزارشاتی نیز در مورد اثر مثبت جیبرلین بر غده زایی ارائه شده است که این امر بعید به نظر می رسد.
استعمال خارجی جیبرلین نیز از میزان غده زایی کاسته است. در مطالعه ای با استعمال خارجی GA۳ بر روی برگ سیب زمینی مشاهده شد که غده زایی به میزان قابل توجهی کاهش نشان داد. همچنین این تاثیر برای GA۱,GA۴,GA۷,GA۹ نیز دیده شد.(وارینگ و کومار ۱۹۷۴)


▪ اتیلن:
اتیلن در برخی از گیاهان مانند کوکب مستقیما باعث غده زایی می شود(بیران و همکاران ۱۹۷۲( ولی در مورد سیب زمینی چنین چیزی گزارش نشده است.
مطالعه دیگری که توسط استکانت (۱۹۷۲) انجام شد نشان داد آلار ، اترل و ACCکه از نظر ساختمانی مشابه اتیلن بوده و یا پیش ماده تولید آن به شمار می روند به صورت استعمال خارجی ، غده زایی تحریک شده با کومارین را تسریع کردند.


▪ آبسیزیک اسید:
مطالعاتی که از سال ۱۹۶۰ تا کنون بر اثرات ABA بر غده زایی سیب زمینی صورت گرفته است به کرات نشان می دهد که این هورمون غده زایی را تحریک می کند.
به نظر میرسد جذب نیتروژن و نسبت درون زای ABA/GA در روند غده زایی تعیین کننده باشد:
۱) افزایش جذب ازت باعث کاهش نسبی ABAوافزایش GAو کاهش نسبت کسر ABA/GA شده لزا از غده زایی جلوگیری می شود.
۲) قطع جذب ازت و کاهش سطح آن در اندام های گیاه منجر به افزایش ABA و کسر ABA/GA شده نتیجتاً غده زایی تحریک می شود.(ژین زو و همکاران ۱۹۹۸)
دیگر مواد تنظیم کننده رشد: مشخص شده است که استعمال خارجی اسید سالیسیلیک در هر دو حالت کشت درون شیشه و مزرعه ، غده زایی را تحریک کرد. این توانایی بیشتر زمانی بروز می کند که اسید جازمونیک وجود ندارد. ولی به هر حال ثابت شده که این هورمون مسئول غده زایی در شرایط طبیعی نیست.
مشخص شده است که استعمال خارجی موادی از جمله اسید بنزوئیک، کومارین(استکانت ۱۹۷۲( و CCC غده زایی را به میزان چشمگیری افزایش دادند. تئوری که برای این امر پیشنهاد می شود این است که این مواد سطح هورمون جیبرلین را کاهش می دهند. (ژین زو و همکاران ۱۹۹۸) .
● مناطق کشت سیب زمینی در ایران
سیب زمینی تقریباً در تمام استانهای ایران، از مناطق بیابانی تا مناطق مرطوب کرانه دریای خزر کشت می شود، ولی سه ناحیه عمده تولید سیب زمینی در کشور عبارتند از:
۱) منطقه البرز:
این منطقه از آذربایجان شرقی در شمال غربی کشور تا خراسان در شمال شرقی امتداد دارد. اردبیل، زنجان و گرگان از مراکز عمده تولید سیب زمینی در این ناحیه می باشند.
۲) منطقه زاگرس:
این منطقه از قسمت غربی حوزه البرز به طرف جنوب شرقی تا مرکز ایران امتداد دارد. مراکز عمده تولید سیب زمینی در این ناحیه، همدان، اراک، فریدن و اصفهان می باشد.
تولید سیب زمینی در مناطق مرتفع، بطور کلی در ارتفاع بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ متر از سطح دریا انجام می شود. بیش از۹۰% سطح زیر کشت سیب زمینی در کشور متعلق به این مناطق می باشد. بخشی از تولید سیب زمینی متعلق به نواحی خشک و کم ارتفاع جنوب ایران بویژه استانهای فارس، هرمزگان، خوزستان و قسمتی از سیستان و بلوچستان می باشد.(سالنامه وزارت کشاورزی ۱۳۸۳)
۳- Rhizome
۶- Suberin
۱- Nitrogen
۲- Phosphor
۳- Potassium
۴- Fertilization
۳- Menzel
۴- Plant density


فهرست منابع
۱- خواجه پور.محمد رضا- ۱۳۸۵-گیاهان صنعتی-جهاد دانشگاهی اصفهان- ۴۳۳_۴۳۶
۲- ارتکا ار.ان-ترجمه فتحی ق. ، الف.اسماعیل پور-۱۳۷۹-مواد تنظیم کننده رشد گیاهی-جهاد دانشگاهی مشهد-۱۹۶_۲۰۴
۳- Rastovski.A&A.Vanes-۱۹۸۷-storage of potatoes-Pudoc Wageningen- chap.۵,۲۱
۴- Li.H.paul-۱۹۸۵-potato physiology-Academic Press Florida-chap.۴,۵,۶,۸,۹
۵- Jeffrey C. Suttle and Julie F. Hultstrand-۱۹۹۴-Role of Endogenous Abscisic Acid inPotato Microtuber Dormancy-Plant Physiol. (۱۹۹۴) ۱۰۵: ۸۹۱-۸۹۶
۶- STALLKNECHT G. F-۱۹۷۲-Coumarin-induced Tuber Formation on Excised Shoots of Solanum tuberosum L. Cultured in Vitro-Plant Physiol. (۱۹۷۲) ۵۰, ۴۱۲-۴۱۳
۷- Xin Xu, Andre´ A.M. van Lammeren, Evert Vermeer, and Dick Vreugdenhil-۱۹۹۸-The Role of Gibberellin, Abscisic Acid, and Sucrose in the Regulation of Potato Tuber Formation in Vitro-Plant Physiol. (۱۹۹۸) ۱۱۷: ۵۷۵–۵۸۴
۸- MARTIN M. WILLIAMS, II and RICK A. BOYDSTON-۲۰۰۲-Effect of Shoot Removal During Tuberization on Volunteer Potato(Solanum tuberosum) Tuber Production-Weed Technology. ۲۰۰۲. Volume ۱۶:۶۱۷–۶۱۹
۹- Streck.N.A et al-۲۰۰۶-Simulating the development of field grown potato(Solanum tuberosum L.)-AGMET-۳۶۳۳; No of Pages ۱۱
۱۰- Patel.N, T.B.S. Rajput-۲۰۰۶-Effect of drip tape placement depth and irrigation level on yield of potato-AGWAT-۲۳۷۰; No of Pages ۱۵
۱۱- Haase.T , C. Sch¨uler, J. He-۲۰۰۶-The effect of different N and K sources on tuber nutrient uptake, total and graded yield of potatoes (Solanum tuberosum L.) for processing-EURAGR-۲۴۶۶۶; No. of Pages ۱۱
۱۲- Kloosterman.B, R.G.F. Visser, C.W.B. Bachem-۲۰۰۶-Isolation and characterization of a novel potato Auxin/Indole-۳-Acetic Acid family member (StIAA۲) that is involved in petiole hyponasty and shoot morphogenesis-Plant Physiology and Biochemistry
۱۳- Gale E. Kleinkopf, Tina L. Brandt, and Nora Olsen-۲۰۰۶-PHYSIOLOGY OF TUBER BULKING- unpublished data.

 

 

اثر عصاره آبي تلخه(.Acroptilon repens L) بر جوانه زني و رشد اوليه ماش(

اثر عصاره آبي تلخه(.Acroptilon repens L) بر جوانه زني و رشد اوليه ماش(Vigna radiata L.)

**محسن جان‌محمدي1 _ محمدتقي آل ابراهيم2_محمد حسن راشد محصل2_ حميد محمدي1 _ ابراهيم كازروني2_ رقيه مجد3

1-دانشگاه تهران ، 2 -دانشگاه فردوسي مشهد،  3_ دانشگاه محقق اردبيلي

 

چكيده:

تلخه (Acroptilon repens L)از علفهاي هرزي است كه در مزارع حبوبات ازجمله در مزارع ماش

(Vigna radiata L.)  واردشده در رشد محصول تداخل ايجاد مي‌كند . به منظور بررسي تأثير مواد آللوپاتيك موجود در اندامهاي هوايي تلخه بر جوانه‌زني بذور ماش دو آزمايش جدا ازهم طراحي شد .در مرحله اول يك آزمايش فاكتوريل برپايه طرح كامل تصادفي با دو فاكتور طراحي شد فاكتور اول شامل دو سطح، آب مقطر وعصاره آبي استخراج شده از تلخه بود و فاكتور دوم شامل شرايط نور معمولي و فاكتور دوم تاريكي مطلق بود.آزمايش دوم بصورت طرح كامل تصادفي با چهار تكراربود كه شامل شاهد و نگهداري بذور در 72،48و 24 ساعت در داخل عصاره آبي بود كه جوانه‌زني آنها مورد بررسي قرار گرفت . نتايج آ‍زمايش اول نشان داد كه عصاره آبي تلخه در مورد صفات درصد وسرعت جوانه‌زني وطول هيپوكوتيل و ريشه‌چه در سطح 1% اثر معني داري دارد وهيچ يك از فاكتورها اثر معني داري بر روي وزن خشك گياهچه نداشتند  . نتايج آزمايش دوم نشان داد كه اعمال تيمارهاي فوق بر طول ريشه‌چه وسرعت و درصد جوانه‌زني  در سطح 1%اثرمعني دار دارد .

كلمات كليدي : تلخه ، ماش ، آللوپاتي ، جوانه‌زني، رشداوليه

 

مقدمه :

علفهاي هرز از جمله عوامل كاهش دهندۀ توليدات كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه مي‌باشند كه تلفات عملكردي را افرايش مي‌دهند . تقريباً نيمي از نيروي كارگري در كشاورزي خرده‌مالكي ،صرف وجين علفهاي هرز مي‌شود كه بيشتر توسط زنان وكودكان انجام مي‌شود . ازاينرو علفهاي هرز به عنوان مشكلات اقتصادي و اجتماعي مطرح هستند (2).

علفهاي هرز بدليل رقابت بر سر عناصر غذايي ،آب و نور شرايط كاهش عملكرد گياهان زراعي را فراهم مي‌آورند ، اما كاهش رشد و عملكرد مزرعه تنها به دليل رقابت بر سر نور ، آب و مواد غذايي نمي‌باشد بلكه دراين ميان عوامل آللوپاتيك نيز ممكن است كه در كاهش عملكرد نقش داشته باشند و جدايي از مقوله رقابت اثرات منفي خود را اعمال نمايند ، بسياري از موارد و مشكلات بيماري و عدم سلامت زمينهاي كشاورزي مربوط به ترشحات گياهان مي‌باشد (8).

همواره رشد اول فصل و بالا بودن سرعت جوانه‌زني براي پيش افتادن رشد گياه زراعي نسبت به علفهاي هرز و در نتيجه تشكيل كانوپي يكنواخت براي حصول عملكرد بالا ضروري است وهمواره بايستي مورد توجه قرار بگيرد. در اين ميان اهميت حضور مواد آللوپاتيك در جوانه‌زني بذور و اثر آن بر روي ويژگي گياهچه موضوع مهمي مي‌باشد .

. مطابق برخي گزارشات برگها بزرگترين منابع آللوشيميايي در علفهاي هرز هستند ، بنابراين عصاره گيري از برگها واندامهاي هوايي از رايجترين روشهاي استخراج مواد آللوشيميايي از اندامهاي گياهي مي‌باشد (6)

علف هرز تلخه با نام علمي (Acrptilon repens L.) گياهي چند ساله از خانواده كاسني بوده  و در زبان فارسي به تلخه دانه و تلخه گيجه نيز معروف مي‌باشد . طبق گزارشات موجود تلخه مي‌تواند بر رشد بسياري از گياهان اثر سوء داشته باشد بطوريكه درمورد ذرت گزارش شده است كه هنگامي كه تراكم ساقه تلخه 19،32و62 عدد درمترمربع بود وزن تر گياه ذرت به ترتيب 64 ، 73 و 88% نسبت به شاهد كاهش نشان داد (11). .طبق گزارشات رسيده تلخه در استانهاي آذربايجان شرقي ، غربي ،ايلام واردبيل،درمزارع حبوبات مشكل‌ساز بوده‌است (2).تلخه حاوي چند تركيب شيميايي مي‌باشد كه حداقل يكي از اين تركيبات آللوپاتيك مي‌توانند بر رشد گياهان رقيب اثرمنفي داشته باشند واحتمالاًيكي از عوامل موفقيت اين گياه نيز همين مي‌تواند باشد. آزمايشات نشان داده است كه وقتي غلظت پلي استيلن‌هاي ناشي از اين گياه در خاك به اندازه ppm 4 باشد طول ريشه يونجه ،سوروف و ارزن تا 30% كاهش پيدا نمود (12).

ماش با نام علمي ( Vigna radiata L.) لگوم منطقه استوايي آسيا است كه در سطح وسيعي از هندوستان ،چين ، ژاپن ، برزيل و قسمتهاي گرمسير و نيمه گرمسير آفريقا كشت مي‌شود . در ايران ماش را بعد از جو كشت مي‌كنند وهنوز اين گياه جايگاه اصلي خود را بدست نياورده است. اين گياه بدليل كند بودن مراحل اوليه رشد ، درمقابل علفهاي هرز ضعيف مي‌باشد .از آنجا كه يكي از موانع توليد موفق اين محصول مسئله تداخل با طيف وسيعي از علفهاي هرز پهن برگ و باريك برگ مي‌باشد ، بديهي است كه انجام تحقيقي كه نشان دهنده چگونگي اثر عوامل آللوپات در تلخه روي اين گياه است مي‌تواند ما را در توليد‌ موفق اين محصول و افزايش عملكرد آن در كشور،ياري نمايد

مواد و روشها :

اين آزمايش تابستان 1384 در آزمايشگاه بذر پرديس كشاورزي تهران انجام شد . آزمايش در دو قسمت مجزا از هم انجام پذيرفت ، آزمايش اول بصورت فاكتوريل بر پايه طرح كامل تصادفي با چهار تكرار انجام شد كه شامل دو فاكتور ، فاكتور اول داراي دو سطح كه از عصاره آبي تلخه و آب مقطر تشكيل شده بود و فاكتور دوم سطوح نوري كه از دو سطح ،ساعات نوري معمولي (16 ساعت روز و 8 ساعت شب) و تاريكي مطلق تشكيل شده بود . براي انجام اين آزمايش از بذور ماش رقم گوهر استفاده شد وقبل از انجام آزمايش قوه ناميه بذور تعيين شد كه 84% بود و مشخص شد كه 16% باقي مانده فاقد حيات مي‌باشند .

جهت تهيه عصاره آبي تلخه ، اندامهاي هوايي تلخه درمرحله اوايل گلدهي از مزرع تحقيقاتي دانشكده كشاورزي جمع آوري شد و از طريق آون 72 درجه سانتيگراد به مدت 48 ساعت خشك شدند وتوسط آسياب پودر شدند ، به ازاي صد گرم پودر تلخه ،هزارگرم آب مقطر اضافه شد و به مدت 48 ساعت در شيكر قرارداده شد و سپس عصاره آبي آن از طريق فيلتر كردن تهيه شد .

در هر پتري ديش 20 عددبذر ماش بر روي كاغذ صافي قرار داده شد و cc5 از عصاره آبي يا آب مقطر به آنها اضافه شد وپتري ديش‌ها در پاكت‌هاي پلاستيكي شفاف قرارداده و سپس جهت جوانه‌زني به ژرميناتور با رطوبت نسبي 75% و دماي 25 و 15 درجه سانتيگراد و ساعات روشنايي و تاريكي به ترتيب 16 و 8 ساعت قرار انتقال داده‌ شدند و به مدت 10 روز تعداد بذور جوانه زده شمارش شدند و مقياس جوانه زني ظهور يك ميلي متر از ريشه‌چه در نظر گرفته شد .

جهت جلوگيري از آلودگي قارچي از قارچ كش  ويتاواكس با نسبت يك در هزار استفاده شد. جهت اجراي سطح تاريكي مطلق ،پتري ديش‌ها توسط كاغذ آللومينيومي كاملاً پوشانده شدند در ژرميناتور فوق قرارداده‌ شدند و شمارش بذور جوانه زده آنها نيز در شرايط تاريكي(نورخيلي كم) صورت گرفت .

در قسمت دوم ،يك آزمايش بصورت طرح كامل تصادفي با چهار تكرار و چهار تيمارطراحي شد و تيمارها  شامل شاهد و نگهداري بذور به مدتهاي 72،48،24 ساعت در عصاره آبي تلخه بودند و سپس آنها بصورت همزمان در پتري ديش قرار داده شده  و آبياري آنها با cc5 آب مقطرصورت گرفت  و درنهايت آنها به ژرميناتور با شرايط نوري معمولي و دماي ذكرشده انتقال داده شدند . بذور درمواقع مورد نياز آبياري شدند.

در پايان دوره جوانه‌زني طول ريشه‌‌چه و طول هيپوكوتيل و سرعت و درصد جوانه‌زني و وزن خشك گياهچه مورد اندازه‌ گيري قرار گرفت . براي نرمال كردن دادهاي كه بصورت درصد بودند از تبديل زاويه‌اي استفاده شد. نتايج دو آزمايش بصورت جداگانه با استفاده از برنامه‌هاي MSTATC-Excel- تجزيه وتحليل شد.

 

نتايج و بحث :

نتايج آزمايش اول نشان داد كه عصاره آبي تلخه در سطح احتمال 1% بر طول‌ريشه‌چه و هيپوكوتيل و همچنين بر درصد وسرعت جوانه‌زني اثر معني‌دار دارد و موجب كاهش آنها شده‌است در حالي كه بر وزن خشك اثرمعني داري ندارد همچنين سطوح نوري نيز در سطح 1% بر روي طول‌ريشه‌چه و طول ساقه‌چه اثر معني دار داشت . اثرات متقابل دوفاكتور نيز بر طول‌ريشه‌چه و درصد جوانه‌زني در سطح 1% معني‌دار بود (جدول 1).

مقايسه ميانگين‌ها در آزمايش اول نشان داد كه بين بذور رشد كرده در آب مقطر و بذور تيمارشده با عصاره تلخه ،تفاوت معني دار وجود دارد در حاليكه بين سطوح دوفاكتور بجز در مورد طول ريشه‌چه تفاوت معني‌داري وجود ندارد( جدول 2) .

نتايج تجزيه واريانس آزمايش دوم نشان داد كه اثر تيمارهاي نگهداري درمدت زمانهاي مختلف بر سرعت ودرصد جوانه‌زني و طول‌ريشه‌چه در سطح 1% اثر معني‌دار دارد و موجب كاهش آنها مي‌شود .شايان ذكر است كه در آزمايش دوم درهيچ يك از  بذوري درزمانهاي مختلف درعصاره قرارگرفته بودند، هيپوكوتيل تشكيل نشده بود و به همين از تجزيه واريانس‌ها براي وزن خشك گياهچه و هيپوكوتيل صرف نظر شد (جدول 3).

نتايج مقايسه ميانگين‌ها براي آزمايش دوم نشان داد كه شاهد در تمام صفات اندازه‌گيري شده با ساير تيمارها تفاوت دارد و با وجودي كه با افزايش مدت‌زمان نگهداري بذور در عصاره مقدار ميانگين‌ها كاهش مي‌يابد ولي بين مدت زمانهاي نگهداري تفاوت معني‌داري وجود ندارد(جدول4). 

 

 

 

 

 

 

جدول (1) تجزيه واريانس اثر عصاره آبی  تلخه بر روی برخی صفات جوانه زنی در ماش(آزمايش اول)

ميانگين مربعات

وزن خشک

سرعت جوانه زنی

درصد جوانه زنی

طول هيپوکوتيل

طول ريشه چه

درجه آزادی

منبع تغييرات

0/0ns

**247/127

**822/0

**707/39

**291/23

1

(A)فاکتور آللوپاتی

100ns

ns183/0

ns0/0

**876/0

**774/9

1

(B)فاکتور نوری

225ns

ns135/0

*3/0

ns648/0

**243/6

1

(AB)اثرات متقابل

167/104

770/0

004/0

080/0

031/0

12

اشتباه آزمايشی

Ns غير معني‌دار، ** معني‌دار در1% و * معني‌داري در 5%

جدول (2) مقايسه ميانگين اثر ترکيبات تيماری بر روی صفات جوانه زنی در ماش(آزمايش اول)

وزن خشک

طول ريشه چه

طول هيپوکوتيل

درصد جوانه زنی

سرعت جوانه زنی

تيمار

05/52a

96/3a

943/3 a

867/0 a

750/7a

نور + آب مقطر

2/40a

164/1b

072/3 a

788/0 a

352/7a

تاريکی +آب مقطر

7/45a

313/0c

389/0b

421/0b

915/1b

نور +عصاره تلخه

6/47a

0/0d

323/0b

327/0b

885/1b

تاريکی +عصاره تلخه

 

جدول (3) تجزيه واريانس آزمايش دوم ماش

ميانگين مربعات

 

سرعت‌جوانه زنی

درصد‌جوانه زنی

طول‌ريشه چه

درجه آزادی

منبع تغييرات

684/18**

24/0**

556/3**

3

تيمار

081/0

004/0

016/0

12

اشتباه آزمايشی

 

 

 

 

 

جدول (4) مقايسه ميانگين‌هاي آزمايش دوم

تيمار

سرعت جوانه‌زني

طول ريشه‌چه

درصدجوانه‌زني

شاهد

338/7a

753/0a

11/2a

24ساعت

240/3b

334/0b

24/0b

48ساعت

003/3b

273/b

23/0b

72ساعت

840/2b

214/0b

21/0b

 

طبق گزارشات ، اندامهاي هوايي تلخه حاوي سه نوع سسكويي‌ترپن‌لاكتون ،شامل رپين ، اكروپتيلين و هيركانين است كه از بذرها و گلهاي تلخه  استخراج شده‌است (11). واتسون (1980)نيز اظهار كرده‌است كه اين تركيبات ممكن است مسئول آللوپاتي اين گونه باشد .مشخص شده‌است كه اغلب مواد اللوپاتيكي اثري روي تغييرات اسيديته وفشار اسمزي ندارند بلكه از طريق ممانعت از رشد ،اثرات منفي خود را اعمال مي‌نمايند (5).   احتمالاًمواد آللوپاتيك در بيان ژنهاي لازم در اوايل رشد كه مسئول كنترل سيكل‌هاي تقسيم سلولي هستند اثر مي‌گذارند و موجب ايست چرخه‌هاي سلولي و يا كند شدن آنها و مماتعت از تشكيل كمپلكس‌ها ،مي‌شوند(7) يا اينكه موجب بروز ناهنجاريهاي كروموزمي در بذور در حال جوانه زني مي‌شوند كه براي شناسايي مكانيزم اثر اين مواد برروي رشد اوليه ،نياز به انجام آزمايشهاي سيتوژنتيكي در سطح سلول مي‌باشد .درپايان بايستي اشاره نمود كه يكي از مشكلات اصلي در آزمايشات آللوپاتي عدم تطابق ميزان فعاليت مواد آللوپاتيك در شرايط آزمايشگاه با شرايط محيطي است (6). از طرفي مطالعه آللوپاتي در مزرعه كار دشواري است ، چون تفكيك آثار آللوپاتي و رقابت بسيار دشوار مي‌باشد و عملكرد در رشد گياه تحت تأثير هر دو اين موارد مي‌باشد(8).

ولي بهر حال به نظر مي‌رسد كه تلخه مي‌تواند اثرات نامطلوبي برجوانه‌زني و رشد اوليه ماش داشته باشد . لذا مبارزه و مديريت اين علف هرز در مزارع ماش امري ضروري و امكان ناپذير مي‌باشد و لازم است مطالعات بيشتري و دقيقتري دراين باره صورت پذيرد

 

 منابع :

1-           مجنون حسيني ،ن . 1372 . حبوبات در ايران ،انتشارات جهاد دانشگاهي تهران

2-           احمدي ،ع . 1382. تعيين دوره بحراني كنترل علفهاي هرز و بررسي دورههاي مختلف رقابت بر خصوصيات مرفولوژيكي و عملكرد لوبيا . پايان نامه كارشناسي ارشد شناسايي و مبارزه با علفهاي هرز . دانشگاه فردوسي مشهد.

3-        Berri,Aand G.Zanin.1994 .Density equivalent a method for forecasting yield loss caused by mixed weed population . weed res 34:327-332

4-        Beres,I.and G.Kazinczi.2000.Allelopatic effects of shoot extracts and residues of weed on field crops. Allelopathy Journal .7:93-98

5-        Gill,L.,G .Anoliefo and U.V.Iduozo.1998.Allelopathic effect of aqueous extract from Siam weed on growth of cowpea.Allelopathy journal. 5 .102-110

6-        Shama,N.K.,J.S.Samra and H.P.Singh.2000.effect of agues extracts of populus deltoids M on germination and seedling growth 010 wheat.Allelopathy Journal 7:56-68

7-        Misawa, M.,A.E Goodbody. 1996.In: F.DiCosom , M .Misawa (eds), Plant Cell Culture Secondery Metabolism :Toward Industrial Application .Boca Raton : CRC Press,123-128

8-        Weston,L.A..1996.Utilizationof allelopathy for weed management in aroecosystems.Agronomy journal. 88: 860-866

9-        htt//www.fao.org/ag/agl/aglw/aquastat/dbase index.stm.2000

10-     Robles, M., N. Wang, R. Kim, and B.H. Choi. 1997. Cytotoxic effects of repin, a principal sesquiterpene lactone of Russian knapweed. Journal of Neuroscience Research 47:90-97.

11-     Watson, A.K. and P. Harris. 1984. Acroptilon repens (L.) DC., Russian knapweed (Compositae). Biological control programmes against insects and weeds in Canada 1969-1980 8:105-110.

12-     Stevens, K.L. 1986. Allelopathic polyacetylenes from Centaurea repens (Russian knapweed). Journal of Chemical Ecology 12:1205-1211.

 

 

 

 

 

 

 

Water extract effect of Russian knapweed (Acroptilon repens L.)on germination and primary growth of green gram (Vigna radiata L.)

Mohsen johnmohammadi1, Mohammad taghi aleebrahim2,Mohammad Hassan Rashed2, Hamid mohammadi1, Ebrahim Kazerooni2, Roghieh Majd3

1- Tehran university. 2- Ferdowsi mashhad university.3- Ardebil university

 

Abstract

Russian knapweed (Acroptilon repens L.) is one of weeds that introduced in legume fields, especially in green gram (Vigna radiata L.) fields that interferences with crops. To examine allelopathic effect of russian knapweed shoots on germination and primary growth of gram green seeds, two experiments designed. First experiment was factoriel in randomized completely design with two factors. First factor was dionized water and water extracted from russian knapweed. Second factor was light and dark. Second experiment was a randomized completely design with four replications, that included seed storage of green gram in water extract for 24, 48, 72 hours and check their germination. Result of first experiment showed that  russian knapweed water extract had significant effect on percent and rate germination of green gram and length hypocotyle and radicle. So reduced them. But non of factors had significant effect on seedlings dry weight. Result of second experiment showed that treatments had significant effect on percent and rate of germination and radicle length of green gram.

Key words:  Russian knapweed (Acroptilon repens L.), Green gram (Vigna radiata L.), Allelopathy, germination, primary growth.

تنش های محیطی - بخش سوم  (زراعت در تنش های محیطی)

 


گیاه به رغم نفوذ تنش به درون بافت‌هایش با شرایط حذف یا کاهش تنگنا در برابر تنش مقاومت می‌کند. این نوع مقاومت را در اصطلاح بردباری در برابر تنش گویند. بردباری در برابر تنش تعادل ترمودینامیک گیاه است و این گیاه از تأثیر تنگنا مضر القا شده توسط تنش جلوگیری می‌کند.

در روند تکامل گزینش به سوی سازوکارهای اجتناب از تنش بوده است که از سازوکارهای تحمل تنش موثرتر می‌باشد.

تنش‌ها دو نوع هستند؛ برگشت‌پذیر (Elastic) و برگشت ناپذیر (Plastic). تنش‌های برگشت پذیر برای مواقعی به کار می‌روند که گیاهی که تحت تنش بوده است بتواند به وضعیت اولیه خود بعد از بین رفتن عامل تنش‌زا برگردد. به عنوان مثال، در تنش‌های بیولوژیکی وقتی که گیاه تحت شرایط تنش شوری ملایم قرار گرفت بتواند پس از رفع تنش به حالت اولیه خود برگردد.

تنش‌های برگشت ناپذیر برای مواقعی به کار می‌رود که پس از بین رفتن عامل تنش، گیاه نتواند به شکل اولیه و یا وظایف اولیه خود برگردد. مانند تنش‌های شدید خشکی، شوری، سرما و یخ‌زدگی. به طور معمول تنش‌های نوع برگشت ناپذیر در مواقعی اتفاق می‌افتد که شدت تنش و طول مدت آن زیاد باشد.

از جمله تنش‌های محیطی که از نظر تأثیر گذاری بر روی گیاهان بسیار حائز اهمیت است تنش شوری می‌باشد که به بررسی آن می‌پردازیم.

شوری یکی از تنش‌های غیر زنده است که در مناطق وسیعی از دنیا وجود دارد. وجود این تنش منجر به انجام تحقیقاتی در این زمینه با هدف توسعه گیاهان متحل به شوری گردیده است. تنش شوری یکی از مهمترین تنش‌ها و عامل کاهش رشد و تولید گیاهان می‌باشد. عوارض شوری در شرایط طبیعی ممکن است به صورت ضعیف، ملایم یا حاد بروز کند. شوری یکی از مهمترین مشکلات مناطق خشک و نیمه خشک می‌باشد و کوشش‌های بسیاری انجام شده است تا گیاهان بومی مقاوم به شوری شناسایی و اصلاح گردد. گیاهانی که بتوانند در مناطق شور مورد بهره برداری قرار گیرند از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشند. یکی از راه‌های استفاده از گیاهان شوری‌زی بررسی سازوکار تحمل یا مقاومت به شوری گیاهان می‌باشد.

گیاهان از نظر تغییرات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و آناتومیکی به همدیگر مقایسه می‌شوند. سرعت و درصد جوانه زنی، خصوصیات ظاهری گیاه، تغییرات سطح برگ، ارتفاع، میزان کلروفیل، میزان عناصر سدیم، پتاسیم و کلسیم، کلر ، میزان کربوهیدرات‌های محلول و پرولین، آناتومی برگ و دیگر خصوصیات در شوری‌های مختلف با هم مقایسه و حد بحرانی مقاومت به شوری برای هر گونه گیاهی که می‌تواند شوری را تحمل و یا مقاومت نماید مشخص می‌شود.

تولید بذر

تولید بذر
SEEd Production

تاریخچه:
تولید دانه ، بنیاد کشاورزی اولیه و تمدنهای بعدی را تشکیل داد.زمانی که بشر کشت ، برداشت و نگهداری بعضی از گیاهان علوفه ای را برای تأمین نیاز زمستانی آموخت،کوچ نشینی را رها کرده و اقامتگاههای دائمی را برای خود برگزید.کلیه تمدنهای مهم تاریخی بر اساس کشت غلات بوجود آمده اند.چون غلات غذای مردم را تشکیل می دادند و به راحتی قابل انبار کردن بودند.هرگاه روز یا روزهائی ناگهان غلات از زندگی روزانه ابنای بشر و تغذیه وامها و طیور حذف شود چه وضع و ماجرایی پیش می آید؟ اینکه اولین دانه گندم ،جو و….بطور دقیق در چه سرزمینی روئیده ،معلوم نیست و پاسخ به آن اگر غیر ممکن نباشد چندان آسان هم به نظر نمی رسد .هر چند مکان و زمان تشکیل اولین جوامع بشری را نمی دانیم ولی از قرائن و شواهد موجود چنین بر می آید که در سایه عنایت الهی فلات پر برکت ایران یکی از مراکز اجتماعات اولیه بوده و در هزاره چهارم پیش از میلاد در جنوب غربی این سرزمین یعنی ایلام وخوزستان و لرستان، پشتکوه و جبال بختیاری امروز مرکزیتی بوجود آمده و در هزاره سوم (پ.م) دشت غنی بین النهرین نیز عهد تاریخی خود را همگام با پیشرفتهای اجتماعی و دیگر شئون زندگی آغاز کرده است و گندم را در سواحل رودخانه دجله و فرات کشت می کردند. چینی ها برنج را در سواحل رودخانه هوانگ هو و یانگ تسه و سرخپوستان قبیله مایان ذرت را در دشتهای یوکاتان کشت می کردند.شکی نیست که مردم یونان و روم باستان نیز از کهن ترین ادوار تاریخی تملک شخصی را بر پایه تقسیم اراضی مزروعی استوار ساخته بودند.
مقدمه:
دسترسی به بذر ارقام اصلاح شدة گیاهان زراعی ودارای کیفیت بالا در کنار ماشین آلات مدرن ،بهبود کودهای شیمیایی و روشهای مناسب مبارزه با آفات و علفهای هرز ، انقلابی را در 50 سال گذشته در کشاورزی بوجود آورده است.صنعت بذر با گسترش توان تولید ، افزایش راندمان ، سرعت تولید ارقام جدید و حفظ خلوص ژنتیکی این ارقام ، نقش حیاتی در این انقلاب بر عهده داشت.
نیاز کشاورزان به بذر ، همه ساله افزایش می یابد.بر اساس برآوردهای بعمل آمده تنها کشاورزان آمریکای جنوبی سالیانه بالغ بر دوازده میلیارد پوند (5443104تن) بذر انواع گیاهان زراعی ، سبزیجات،گیاهان و درختان را مصرف می کنند.
پیش از دوران نوین کشاورزی ، بذر یکی از محصولات فرعی در تولید غلات ویا علوفه محسوب می شد. عموماً کم ارزش ترین بخش گیاهان که از کاهدانها و انبارهای علوفه همراه با بذر و علفهای هرز و سایر ناخالصیها ، جمع آوری می گردید ، به عنوان بذر در نظر گرفته می شد.گهگاه کشاورزی که مازاد بذر داشت آنرا در اختیار همسایگانش قرار می داد که پیامد آن وقوع تغییرات از مزرعه ای به مزرعة دیگر بود.گرچه بذوری که در بازار یافت می شد از منابع نامشخص و با کیفیت مشکوک جمع آوری شده بود و عدم توانایی خریداران در شناخت کیفیت بذر ، فرصت مناسبی را برای فروشندگان سودجو ، حهت کسب منافع فراهم می نمود.شرایط فوق و نیز وجود جوّ حاکم از سوءظنّ در خصوص بذور خریداری شده از خارج از مزرعه به مخالفان این امکان را می داد تا بر علیه توسعه قانونی صنعت بذر ، فعالیت نمایند.جامعه کشاورزی هر کشوری وظیفه دارد که بطور همیشگی برای مردم مواد غذایی با کیفیت بالا تهیه نموده و مواد خام لازم را نیز به کارخانه ها ارائه نماید.برای به رسیدن به این هدف ثبات در تولیدات کشاورزی ، لازم است که از طریق تولید دقیق انجام شود.تمرکز و اختصاصی نمودن تولیدات در کشاورزی باعث تقسیم کار مؤثر و ایجاد واحدهای تخصصی بزرگ می شود.جریانات تکاملی در این زمینه به تولید نهال و بذر کشیده می شود ، زیرا کشاورزان وظیفه دارند تولید مقدار و بذر را با کیفیت بالا مطابق نیاز انجام دهند.روشهای صحیح تولید بذر اثر زیادی بر روی مقدار محصول می گذارد. تولید مقدار محصول در واحد سطح در هر نوع گیاه بستگی به شرایط تکنیکی زراعی ، تأمین آب ، مقدار آب ، تأمین مواد غذائی و از همه مهمتر رسیدن به مقدار مناسب بوته در واحد سطح و نیز تولید هر گیاه دارد.تعداد کم گیاه و تراکم در متر مربع می تواند دلایل مختلفی داشته باشد،ازجمله این دلایل کیفیت نامناسب بذر است،که در اینجا معیار عوامل زنتیکی نقش مهمی را بازی می کند. کیفیت مناسب بذر ونهال اثرات مختلفی هر مقدار محصول دارد.مثلاّ گیاهان بیمار و یا صدمه دیده فیزیولوزیکی سیب زمینی حتی در شرایط محیطی مناسب هم نمی توانند محصول دلخواهی را تولید نمایند.در ضمن بذر و نهال های بیمار باعث انتقال بیماری نیز می گردند.گیاهانی که از بذور صدمه دیدة فیزیولوژیک تولید می شوند دارای رشد کم بوده و بذوری را که تولید می کنند دارای قدرت حیاتی پایین می باشند.البته استفاده از روشهای نامناسب در برداشت و خشک کردن هم اثر زیادی بر روی قدرت حیاتی بذر داشته که به مرور زمان قدرت جوانه زدن گیاه را نقصان می دهد و باعث تولید انبوه گیاهان ناقص نیز می شود.
این نوع گیاهان ناقص در کشت اصلی به عنوان علف هرز به علت استفاده از مواد غذایی ، و نیز جلوگیری از تابش نور به گیاه اصلی باعث کاهش محصول می گردند.این نوع گیاهان حتی بوسیلة علف کش هم قابل کنترل نمی باشند.اثرات منفی این گونه گیاهان حتی در مقایسه با علفهای هرز بیشتر بوده و درصد کاهش محصول که از طریق وجود این گیاهان در کشت اصلی حاصل می شود بین 20-5 درصد برآورد گردیده است.
اثر عوامل مؤثر و صحیح در کشاورزی بخصوص در مورد بذر و نهال قابل ملاحظه است.قبل از اینکه گیاه از نظر رشد و نمو مورد تأیید قرار گیرد ، مرحله امتحان پیش تکثیری در مدت کوتاه می تواند راه تولید صحیح را زودتر به هدف برساند.
از دیگر شرایط پیشرفت در کاربهنژادی بذر ، برنامه ریزی در تولید و تهیه مناسب انواع آن است.انتخاب انواع گیاهان مناسب برای مکانهای مختلف در برنامه ریزی بهنژادی و در سالهای طولانی اهمیت زیادی دارد.این انتخاب مناسب باعث می گردد که در سالهای متمادی حدود 30-5 درصد بر افزایش محصول مؤثر باشد.در واحدهای کشاورزی جدید برخلاف واحدهای قدیمی به تولید دقیق و مناسب بذر از نظر کیفی بیشتر توجه شود .یکی از مثالهای بارز در این رابطه تولید چغندر قند است.که در روش کاشت صحیح مکانیزه به خاطر جوانه زدن مناسب و یکنواخت نسبت به روش قدیمی مقدار محصول به حداقل رسیده است.

اهمیّت اقتصادی دانه و بذر:
همانطوریکه می دانیم دانه ها قسمت عمدة رژیم غذایی بشر را تشکیل داده و هنوز هم این نقش خود را حفظ کرده اند.غلات منبع عمدة هیدارتهای کربن و حاوی مقداری پروتئین و سایر عناصر حیاتی می باشند.
گلومینوزه ها دومین خانوادة مهم گیاهی می باشند که از این خانواده حبوبات معمولاّ دارای پروتئین بیشتری نسبت به غلات می باشند و پروتئین آنها از نظر وجود اسید آمینه های ضروری ، متعادلتر است.علاوه بر مصارف غذائی،دانه ها نقشهای دیگری را در رژیم غذایی انسانی ایفا می کنند.بسیاری از دانه ها بطور کامل یا به شکل آسیاب شده جهت ادویه استفاده می شوند.تهیه نوشابه هایی چون قهوه،کوکا وکاکائو نیز از دانه ها استفاده می شود.ماءالشعیر و نوشابه های دیگر از دانه های غلات بدست می آیند.روغنهای خوراکی نیز از دانة ذرت ، سویا ، پنبه ، کلزا ، بادام زمینی ، آفتابگردان ،گلرنگ ،نارگیل، نخل بدست می آیند.دانه ها در تولید دارو و مواد مخدر نیز کاربرد دارند.دانه ها همچنین در تولید صابون ، رنگها ، موادجلادهنده ، لینولئوم ، جواهرات ، تکمة لباس و بسیاری از فراورده های متفرقه مورد استفاده قرار می گیرند.همچنین از دانه به عنوان بذر در تکثیر جنسی گیاهان استفاده می شود.
تکثیر در گیاهان:
تکثیر یا ازدیاد نباتات یا plant propagation عبارتست از افزایش در مقدار گیاهان با استفاده از روشهای جنسی sexual و یا غیر جنسیAsexual و هدف اصلی آن علاوه بر افزودن بر تعداد گیاهان نگهداری ساختمان ژنتیک یا ژنوتیپ Genotype یک گیاه بخصوص می باشد.
تکثیر جنسی Sexual :
شامل ازدیاد بوسیلة بذر در گیاهان گلدار یا ازدیاد بوسیلة هاگ در گیاهان بی گل است.بذر از رشد سلولی که از تلاقی گامت نر و ماده پدید آمده است تشکیل گردیده و بنابراین گیاهان حاصله دارای ساختمان ژنتیکی جدیدی می باشند و این نوع تکثیر از مزیت صفات ژنتیکی دو والد استفاده می کند.تکثیر بوسیلة بذر معمولاً ارزانتر وآسانتر از سایر روشهاست و بنابراین تا حد امکان مورد استفاده قرار می گیرد اما محدودیتهایی در کاربرد این روش وجود دارد که بیشتر در گیاهان باغی است.مثلاً میوه هائی مانند انگور و پرتغال بی هسته و موز و گیاهان زینتی بخصوص تولید بذر نمی کنند و یا گیاهان حاصل از بذر سیب ، آلو هلو و غیر ژنتیکی شدیدی نشان میدهند و گیاهان با کیفیت بسیار پائین پدید می آورند.
تکثیر غیر جنسیAsexual :
تولید یک گیاه کامل از یک یاخته cell ، بافتTissue ،اندامOrgan یا اندامهای یک گیاه مادری که ساختمان ژنتیکی گیاه مادر یا والد در نتایج تکرار می شود.بطور کلی چون هر یاخته گیاهی حاوی کلیه اطلاعات ژنتیکی لازم برای تولید یک گیاه کامل می باشد.بنابرایناز نظر عملی ایجاد یک گیاه کامل حتی از یک سلول امکانپذیراست.وتکثیر غیر جنسی شامل :
1-قلمه زدن catting :که خود شامل قلمه ریشه،ساقه.برگ و قلمه جوانه و برگ می باشد.
2-پیوند زدنGrafting :که خود شامل پیوند جوانه ای،پیوند شاخه و پیوند شاخه قطع نشده از پایه مادری است و هریک انواع مختلفی دارد.
3-تقسیمDivision :با استفاده از ساقه رونده،ساقه زیرزمینی یا ریزوم،غده،ریشه گوشتی و یا طوقه و همچنین پاجوش یا تنه جوش ممکن است انجام شود.
4-خوابانیدنLayering :شامل خواباندن ساده،انتهائی،شیاری،مارپیچی،تپه ای و هوائی یا چینی است.
5-جداسازیSeparation :با استفاده از پیاز و یا پیاز توپر ممکن است انجام گیرد.

منشأ بذر و بیولوزی آن
بذر عبارتست از یک گیاه زنده رشد نکرده که در نتیجه سلسله فعالیت های پیچیده و رشد و نمو بوجود می آید.بدین ترتیب که از نظر فیزیولوژی در کلیه گرده چهار حفره وجود دارد که حاوی تعداد بسیاری سلول میکروسپور(Microspore Cells) یا سلولهای مادری گرده (Mother Cells Pollen ) هستند.هر یک از سلولهای مادری توسط دو تقسیم متوالی هسته ای به چهار میکروسپور تبدیل می شود.هریک از میکروسپورها ممکن است به یک دانه گرده تبدیل شود.وقتی میکروسپور به دانه گرده تبدیل شود.وقتی میکروسپور به دانه گرده تبدیل می شودکه پوسته آن ضخیم شده و با یک تقسیم سلولی هسته های زایشی و رویشی دانه گرده بوجود آمده باشد.یک گرده در زمان رسیدگی کامل باز شده و دانه های گرده آزاد می شوند.تعداد دانه گرده بسیار زیاد می باشد.مثلاً ممکن است از 20تا50 میلیون دانه گرده توسط گلهای نر گیاه ذرت تولید شود.انتقال دانه گرده را به سطح کلاله،گرده افشانی(Pollination) می گویند.عامل انتقال گرده در گیاهان زراعی متفاوت است.در ذرت دانه گرده توسط باد حمل می شود.بعضی از گرده ها ممکن است روی کلاله همان گیاه انتقال یابد ولی درصد ببیشتری از گرده های تولید شده به بوته های اطراف انتقال می یابند.اغلب گیاهان علوفه ای خانواده گرامینه،چاودار و چغندر قند توسط گرده هائی که با باد آورده شده اند گرده افشانی می شوند. در بسیاری از گیاهان خانواده بقولات مثل یونجه و شبدر قرمز ،دانه گرده توسط حشرات از گلی به گل دیگر انتقال می یابد.در سویا ،گندم وبسیاری از گیاهان زراعی ،وقتی کیسه گرده باز می شود دانة گرده مستقیماً روی کلاله همان گل قرار می گیرد. کلاله قسمتی از مادگی است که دانه گرده را می پذیرد.کلاله ممکن است شاخه یا پر مانند باشد و بدینوسیله به راحتی دانة گرده را نگه دارد.در بعضی از گیاهان کلالة ممکن است شیره ا ی چسبنده ترشح نموده و بدین ترتیب دانة گرده به آن بچسبد.دانة گرده روی سطح کلاله رشد نموده و هستة رویشی آن ایجاد لوله ای Pollen tube)) می نماید که از طریق خامه و سوراخ میکروپیل (Mcropyle) به تخمدان وارد می شود.هستة زایشی دانه گرده با یک تقسیم هسته ای ایجاد دو هسته زایشی (Sperm) می نماید. این هسته های زایشی داخل لوله گرده بوده و همزمان با ورود لوله گرده در داخل تخمدان رها می شوند.
در داخل هر تخمک یک سلول مادری مگاسپور (Megaspore mother cell) وجود دارد. سلول مادری مگاسپور مانند سلول مادری میکروسپور با دو تقسیم متوالی هسته ای به چهار مگاسپور تبدیل می شود.سه مگاسپور از چهار مگاسپور تولید شده از بین می رود.مگاسپور باقی مانده که معمولاً از میکروپیل دور است با تقسیمات متوالی هسته ای کیسه جنین (Embryo sac) با هشت هسته تولید می نماید.
گامت ماده یا تخم (Egg) و دو هسته دیگر در نزدیک میکروپیل قرار می گیرند.و به آنها هسته های سینرژید (Synergid nuclei) می گویند.سه هسته دیگر که به آنها هسته های آنتی پودال (Antipodals) می گویند در سمت دیگر کیسه جنینی قرار قرار می گیرد. دو هسته باقیمانده در وسط کیسه جنین واقع شده و به آنها هسته های قطبی یا Polar nucli) ) می گویند.
بعد از رها شدن هسته های زایشی دانه گرده در تخمدان ،یکی از هسته ها با تخم ترکیب شده و نطفه(Zygot) را بوجود می آورد.این مرحله را باروری (Fertilization) می نامند. هسته دوم با هسته ای که از ترکیب دو هسته قطبی تشکیل شده است آمیخته می شود.ممکن است دو هسته قطبی و هسته زایشی دوم در یک زمان با هم ترکیب شوند .هسته ای که بدین ترتیب از ترکیب سه هسته بوجود می آید ،هسته اولیه آندوسپرم(Primery Endosperm nucleus) نامیده می شود.ترکیب این هسته و ترکیب تخم با هسته زایشی اول را باروری دوگانه (Double Fertilization) می گویند.
با باروری تخم که سبب تشکیل نطفه می شود و تشکیل هسته اولیه آندوسپرم ،بذر بوجود می آید .
بلافاصله نطفه رشد کرده و جنین را به وجود می آورد. در موقع جوانه زدن بذر ،جنین رشد نموده و گیاه جدیدی تولید می کند.هسته اولیه آندوسپرم چندین بار تقسیم می شود.وبدین ترتیب هسته های بیشماری تولید می نماید.با ایجاد دیواره های هسته های تولید شده آندوسپرم بوجود می آید.بافت آندوسپرم محل ذخیره نشاسته،روغن و یا پروتئین مواد ذخیره شده به مصرف جوانه زدن و ریشه اولیه جنین می رسد. در غلات قسمت اعظم بذر از آندوسپرم تشکیل شده است .در بذور سویا ،بادام زمینی و سایر گیاهان خانواده بقولات آندوسپرم جذب جنین شده و مواد غذایی در برگهای اولیه (Cotyledons) ذخیره می شود.
پوسته بذر (Seed coat) از رشد سلولهای اطراف تخم بوجود می آید.
بنابراین بذر در تک لپه ایها شامل :جنین n 2 ،آندوسپرم n3 ،و پوسته دانه n2 می باشد. و در دو لپه ایها خود شامل :کوتیلدون،برگچه،ساقچه و ریشه چه می باشد.با توجه به اینکه پس از انجام عمل لقاح رشد سریع تخمدان شروع می گردد که پس از تغییرات فیزیکی و شیمیایی خاص ،تخمدان تبدیل به میوه و تخمک تبدیل به بذر می شودکه به صورت خلاصه به شرح قسمتهای مختلف بذر می پردازیم:
1-جنین یا رویان Embryo
عبارتست از گیاه بسیار کوچکی که دارای یک محور اصلی و دو نقطه رویشی در دو طرف است.دریک طرف آن ریشه های اولیه بنام ریشه چه یا Radical ودر طرف دیگر ساقه های اولیه بنام ساقه چه یاPlumule وجود دارد.جنین همچنین دارای یک یا چند برگ نهفته بنام لپه یاcotyledon نیز میباشند.
2-بافت های مواد ذخیره ای :
این بافتها ممکن است همان لپه ها،آندوسپرم (درون دانه) و یا پریسپر Perisperm (پیرامون دانه) باشند که آندوسپرم در حین نمو توسط جنین جذب می شود و پریسپرم که از سلولهای اطراف کیسه جنینی حاصل شده تنها در چند تیره از گیاهان مثل خانوادة چغندر و خانواده میخک ها دیده می شود و معمولاً هنگام تشکیل بذر توسط آندوسپرم جذب می شود.
3-پوشش بذر Seed covering :
پوشش بذر شامل پوسته بذر (Seed coat) یا(testa) که از پوسته های تخمک نمو می یابد. پوسته دانه معمولاً نازک است مانند لوبیا سبز و بادام زمینی ،که لایه کاغذی را در اطراف بذر تشکیل میدهد.اما پوسته دانه ممکن است ضخیم شده ،سخت یا سنگی شود،مانند فندق برزیلی.روپوست پوستة دانة پنبه الیاف پنبه را تولید می کند که آن را به صورت نخ می ریسند.
پوشش بذر نقش مهمی در جوانه زدن بذر دارد.بعضی اوقات پوسته بذر دارای ضمائمی مانند بال یا کرک می باشد که توزیع بذر را در طبیعت آسان می سازد.
تعریف بذر :
بذر(SEED) قسمتی از محصول دانه (غلات، حبوبات،…) ، غده(سیب زمینی) ، ریشه(خارشتر آمریکائی،پیچک،زبان در قفا) ، ریزوم یا ساقه خزنده زیر زمینی(زنبق،مرغ،مهر سلیمان) ، استولون یا ساقه خزنده روزمینی(توت فرنگی) ، بنه(گلایول،زعفران) ، ساقه(قلمه در نیشکر ،مو،…) ، برگ(بگونیا،بنفشه آفریقایی) ، پیاز(پیاز خوراکی) ، پاجوش موز(موز)که در خاک مزروعی می کارند تا جوانه بزند و پایه گیاهی را که باید زراعت تشکیل بدهد بوجود آورد.
بذر یا به شکل دانه است که جنین را در بر دارد یا به شکل غده ،پیاز و ساقه….است که جوانه یا گیاهچه را در بر دارد که وقتی در خاک مناسبی قرار گیرد با استفاده از مواد غذایی که در داخل دانه یا غده و غیره…ذخیره شده است رشد و نمو نموده تبدیل به بوته نموده تبدیل به بوته کامل می شود و زراعت آینده را تشکیل می دهند.بنابراین بذرها یا بوسیلة اعضای تناسلی گیاه تولید شده اند یا قسمتی از اعضاءگیاه می باشند.در صورتیکه بوسیلة اعضای تناسلی گیاه تولید شده باشند یا به حالت میوه خشک هستند مانند گندم و جو و یا بصورت مغز میوه هستند مانند لوبیا،نخود،عدس،یونجه،توتون و... و یا مغز با قسمتی از پوست میوه توأم است مانند بذر اسپرس و یا بصورت میوه مرکب میباشد مانند بذر چغندر قند. در صورتیکه بذر قسمتی از اعضاء گیاه باشد یا غده زیر زمینی است مانند سیب زمینی و یا بصورت پیاز است مانند پیاز است مانند پیاز خوراکی و یا ریشه توام با طوقه است مانند ریشه چغندر قند زمانیکه برای بذر گیری کاشته می شود و یا بصورت ساقة هوایی است مانند نیشکر.
ازدیاد بوسیلة بذر روش عمده ای است که گیاهان در طبیعت توسط آن تولید مثل می کنند. این روش یکی از مؤثرترین ازدیاد گیاهان است که به میزان وسیعی کاربرد دارد و گیاهی که ازبذر تولید می شودSeedling نامیده می شود.و این اصطلاح در باغبانی در تمام زندگی گیاه و در زراعت تنها به دوره بلافاصله پس از جوانه زدن بذر اطلاق می شود.
توسعه صنعت بذر:
هدف اصلی کلیه برنامه های اصلاحی بوجود آوردن و اریته های بهتر و برتر نسبت به سایر ارقام مورد استفادة قبلی میباشد و از آنجائیکه مقدار بذر اصلاح شده در پایان هر برنامة اصلاحی بسیار کم می باشد و ضمناً این مقدار اندک بذر با صرف وقت تعداد کثیری از متخصصین و هزینة بسیار تهیه گردیده است ضروری است که نحوة تکثیر مواد اصلاح شدة اولیه و همچنین روش نگهداری ان بر اساس استانداردهای بین المللی اقدام نمود و در این راستا در اکثر کشورهای دنیا مراکزی جهت کنترل و گواهی بذور اصلاح شده مشغول فعالیت می باشند که هدف اصلی این مؤسسات حفظ صفات و مشخصات بهتری نسبت به محصولات مشابه خود دارا باشند.
پیشرفت صنعت بذر در آمریکای شمالی مرهون عوامل متعددی است:
1-افزایش تعداد ارقام جدید و قابل دسترس2 -اصلاح قوانین اجرایی و گواهی بذر 3-توسعة تکنولوژی بوجاری و آماده سازی 4-آگاهی بیشتر از کیفیت بذر 5-افزایش دانش تخصصی تولید کننده بذر.
لایحه هیچ (Hacth ACT) در سال 1875،جریان پیشرفت صنعت بذر در ایالات متحد آمریکا را سرعت بخشیده ، به موجب این لایحه ،یک شبکه ایستگاههای تحقیقاتی دانشکده های دولتی بود.برنامه های گواهی بذر بین سالهای 1915 تا 1930،در غالب ایالتها پی ریزی شد،و قسمت اعظم بذور اصلاح شده در دانشکده های کشاورزی ، به عنوان بذر گواهی شده در دسترس قرار گرفتند.در خلال این دوره،بسیاری از زارعین متمایل از خرید بذر از تولید کنندگان مشخص شدند.
-از اوایل دهة 1900،در زمینة تکنولوژی بوجاری و تمیز سازی بذر گاههای برداشته شده است.ماشین هایی طراحی شده اند که قادرند بذور را بخوبی بوجاری کرده و کیفیت آنها را با جدا کردن بذور علفهای هرز ،دانه های سایر گیاهان و مواد خارجی به مقدار بالا ببرند. این ماشین ها ،قدرت جوانه زنی بذور را نیز با حذف بذرهای ضعیف بهبود بخشیده اند.تسهیلات زیادی برای ضد عفونی بذور با مواد شیمیای بوجود آمده است و بسته بندیهای جالب و جذاب ، برای اهداف تجاری در دسترس قرار گرفته اند.
- آزمایش کیفیت بذر ، بطور گسترده ای در خدمت زارعین و تولید کنندگان بذر قرار گرفته است.اینگونه آزمایشها ، یافته های جدیدی در خصوص کیفیت بذر را به کشاورزان و تولید کنندگان بذر ارائه داده و بهبود کیفی بذر را تضمین نموده است.
- ارتقاء دانش تخصصی تولید گنندگان بذور رشد صنعت بذر همبستگی نزدیکی داشته اند.دیر زمانی نمی گذرد که تولید بذر از شکل یک فراورده جنبی تولید غلات و علوفه خارج شده و به صنعتی عظیم بدل گشته است .صنعتی که با گسترة وسیع تولید و مصرف بذر را در برگرفت.و زنجیرة بازرگانی بازار بذر را به فراسوی مناطق جغرافیایی دنیا کشانید.ذخائر جدید بذر،به منظور تکثیر به مناطق تولید بذر ارسال می شود.بخشی از بذور تجاری ،برای تولید علوفه یا چمن به مناطق سازگار برگردانده می شوند.به همین لحاظ تولید بذر در خارج از مناطق مصرف سهم زیادی در ارتقای دانش فنی تولید کنندگان بذر و کمک به رشد صنعت بذر بر عهده داشته است.
مقدمات تهیة بذر گواهی شده در ایران و توزیع بذر مرغوب بین کشاورزان به مقدار زیاد از سال 1330(1951میلادی) شروع شده است.در سال مذکور وزارت کشاورزی با تهیه و توزیع واریته های اصلاح شدة گندم ریحانی ، شاه پسند ، ایتالیایی و جو رقم«کالیفرنی»اقدام نمود. بذور مادری ارقام مذکور در مؤسسات اصلاح بذر کرج و ورامین تهیه و مراحل اولیه ازدیاد نیز در املاک استیجاری کرج و ورامین انجام و پس از ازدیاد اولیه از روی اصول تعویض بذر، بذور مذکور را با گندمهای نامرغوب محلی در شهرستانها و بخش های کشاورزی تعویض نموده و گندمهای محلی را به ادارة غلات محل فروخته و اعتبار ضرر و زیان حاصل از تعویض بذر را دولت تأمین نمود.این روش از سال 1330تا1336 ادامه داشت و در این مدت حدود 2000 تن گندم و جو در نقاط مختلف کشور با گندمهای بومی تعویض و نتیجة رضایت بخشی حاصل گردید.
در سال 1335 وزارت کشاورزی تصمیم گرفت بذر گواهی شده را به مقدار زیاد بین کشاورزان توزیع نمایند و در همان سال فکر تأسیس ادارة تهیة بذر گواهی شده برای اولین بار بوجود آمد.به دنبال این تصمیم چند نفر از کارشناسان وزارت کشاورزی به منظور تکمیل معلومات در رشتة اصلاح بذر غلات ، پنبه ، سبزی و سیفی ، چغندر قند و تهیة بذر گواهی شدة این محصولات به خارج از کشور اعزام شدند.
در سال 1338 با تأسیس مؤسسة اصلاح و تهیة نهال و بذر مسؤلیت تهیه و توزیع بذور محصولات مهم کشاورزی و همچنین تولید نهالهای اصلاح شده و گواهی شده و در اختیار کشاورزان قرار می دهد.همچنین در سال 1314 بنگاه اصلاح و تهیة بذر چغندر قند تأسیس شد که بذر مادری را تولید می نمود.
تولید بذر در مناطق مصرف:
تولید بذر بسیاری از گیاهان زراعی در همان مناطق کاشت اقتصادی آنها صورت می گیرد.به عنوان یک قاعدة کلی وقتی که در منطقة مصرف می توان به اندازة کافی بذر با کیفیت بالا تولید کرد بهتر است این کار را انجام داد .معمولاً عملکرد ارقام گیاهان زراعی در مناطقی که با آن سازگاری دارند بیشتر است.در ضمن،تحت این شرایط هزینه های بازاریابی و حمل ونقل در روند تولید تا مصرف به حداقل می رسد.این امر بخصوص در مورد بذور غلات ، سویا و گیاهان خاص دیگری که دانه های درشتی داشته و نسبت به بقولات و غلات دانه ریز ، بذر بیشتری برای کشت آنها لازم است ، اهمیت بیشتری پیدا می کند.به جز غلات و بقولات دانه ریز ،بعضی از گیاهان خاص ، بذر اغلب گیاهان زراعی در منطقة سازگار و مورد مصرف تولید می شوند.
تولید بذر در خارج از مناطق مصرف:
بخش اعظم بذور مصرفی شامل بذور اغلب غلات و بقولات ، تعداد زیادی از سبزیجات و گیاهان زینتی در خارج از مناطق اصلی مصرف تولید می شوند.که این روش شامل مزایا و معایبی می باشد که از جمله مزایای آن وجود آب و هوای خشک در زمان برداشت و بارندگی و آبیاری در طول فصل رویش در این مناطق نسبت به مناطقی است که فصل برداشت همراه است با بارندگی و رطوبت و یا کمبود آب آبیاری و بارندگی در طول فصل رویش.یکی از مزیتهای طبیعی تولید بقولات ، فراوانی نسبتأ زیاد حشرات گرده افشان است .بهترین موفقیت زمانی حاصل می شود که بهره وری از کندوهای زنبورهای بومی و انواعی از وحشی آنها امکانپذیر باشد. هوای خشک در دوران گلدهی و فراوانی حشرات گرده افشان ، غالبآ گرده افشانی و بذر دهی خوب را تضمین می نماید .همچنین هوای گرم و خشک تابستان و رعایت شدید مقررات بهداشت تولید بذر، بروز بیماریهای باکتریای ، قارچی و ویروسی که در نواحی گرم ومرطوب شایع است و خسارت زیادی را به بار می آورد را کنترل می نماید.
هزینه های حمل و نقل و بازاریابی از معایب اصلی تولید بذر در خارج از مناطق مصرف آن می باشد.لیکن این هزینه ها در مقایسه با عواید کسب شده ناچیز می باشند.
شاید بزرگترین خطربالقوة تولید بذر ، در خارج از مناطق اصلی سازگاری این گیاهان ، احتمال اختلاط ژنتیکی ارقام باشد که در اثر تنشهای محیطی (مانند طول روز ، دما ، نوع خاک)که گیاهان در خلال دوران تولید بذر با آن مواجهند ، بوجود می آیند.پتانسیل تغییر ترکیب ریختة وراثتی ( Germplasm) خصوصآ در گیاهان علوفه ای دگرگش بحرانی است ، تنش های محیطی در مناطق تولید بذر ممکن است عدم توانایی در زنده ماندن و تولید بذر کافی در تک بوته های یک جمعیت گیاهی را باعث شوند.در نتیجه ریخته وراثتی نیز با تقسیم و کاهش جمعیت ، عکس العمل نشان می دهد ، به این ترتیب ، یک تغییر تدریجی در ریختة وراثتی بوجود می آید که ممکن است خصوصیات و اریته را عوض کند.
طبقات مختلف بذر:
هدف اصلی گواهی بذر حفظ صفات ژنتیکی و خلوص بذر رقم های اصلاح شده محصولهایی است که مشخصات بهتری نسبت به محصولهای مشابه خود دارند.بنابراین الگوی کلی گواهی بذر از اصلاح یک واریتة جدید تا امکان بهره برداری اقتصادی از آن توسط کشاورز بر اساس قوانین CSGA می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
1-بذر اولیه یا بذ ر اصلاح گر (Breeder Seed ) یا ( Nucleus )
بذر اولیه به بذر و سایر اندامهای رویشی گیاه اطلاق می شود که زیر نظر مستقیم بهنژادگر و با نظارت متخصصین اصلاح نباتات تولید می شود.دارای برچسب سفید رنگ بوده و مقدار آن بسیار ناچیز است و برای تولید بذر پایه مورد استفاده قرار می گیرد.در بعضی از مواقع نگهداری و ذخیرة بذر اولیه چندان آسان نمی باشد مانند تهیه بذر هیبرید اولیه. زیرا در صورت احتیاج مجدد به بذر اولیه بایستی لینه های خالصی که در تهیه بذر هیبرید بکار برده می شوند کشت گردیده و بذر هیبرید اولیه تهیه شود.
2-بذر پایه یا سوپر الیت( Foundation Seed ) یا (Super Elite )
اولین بذری است که از کشت بذر اولیه تولید می گردد.این بذر زیر نظر اصلاح کننده یا مؤسسه مربوط ازدیاد می شود و مزرعة ازدیادی به مساحت 2یا 3 هکتار است.کشت بذر پایه ممکن است چندین بار تکرار شود بدین معنی که از بذر پایه دوباره تولید گردد. بذر پایه دارای برچسب کارت سفید رنگ است. مقدار آن کم است و برای تولید بذر ثبت شده بکار می رود.
3-بذر ثبت شده یا مادری (Registered Seed) یا(EGIT)
بذری است که از تکثیر بذر پایه بدست می آید. این بذر با نظارت کارشناسان بذر تولید می شود.بذر ثبت شده ممکن است چندین بار تهیه شود. بدین معنی که از بذر ثبت شده دوباره بذر ثبت شده تهیه گردد. هدف از این مرحله افزایش مقدار بذر قبل از تولید بذر گواهی شده می باشد.بذر ثبت شده به عنوان بذر تجاری در نظر گرفته نمی شود.بعضی از مؤسسات تهیه بذر گواهی شده مرحله تهیه بذر ثبت شده را حذف می نمایند. این بذر را برچسب یا کارت ارغوانی رنگ مشخص می کنند.
4-بذر گواهی شده(Cerified seed):
بذر گواهی شده در حقیقت نتایج بذر پایه و یا بذر ثبت شده است.و آخرین محصول برنامة گواهی بذر می باشد و در سطح وسیعی انجام وی گیرد و معمولاً به عهدة مؤسسات مربوط و یا کشاورزان خبره محول می شود. بذر گواهی شده بایستی دارای خصوصیاتی باشد که توسط مؤسسات گواهی کننده بذر تعیین شده است. این بذر دارای برچسب یا کارت آبی رنگ است و به بذر و دقه آبی معروف می باشد. به مقدار فراوان و برای تولید انبوه محصولات زراعی قابل دسترس می باشد.
مراحل تولید بذر در ایران :
از میان طبقات بذر ، بذر پرورده یک تا سه معمولاً در ایستگاههای تحقیقاتی و مستقیماً زیرنظر محققان و کارشناسان و بسته به مقدار بذر مادری که در هر منطقه مورد نیاز می باشد.تهیه می شود. برای تولید بذر مادری ، الیت و بذر گواهی شده و بذر مرغوب با انعقاد قرارداد از امکانات کشاورزان و بخش خصوصی استفاده می شود بنابراین در اصلاح نباتات معمولاً برای تولید بذور ، آنها را به شرح زیر طبقه بندی می کنند:
طبقات مختلف بذر در ایران:
1-بذر پرورده یک یا Breeder1 یا بذر نوکلئوس Nueleus
2-بذر پرورده دو یا Breeder2 یا بذر مادر
3-بذر پرورده سه یاBreeder3 یا سوپرالیت Superelite
4-بذر اصیل یا مادری .Registeres یا الیتElite
5-بذر گواهی شده Certified Seed
6-بذر مرغوب یا بذر تجارتی Commerical Seed

«تولید یک واریته جدید»
برای تولید یک واریته جدید راهی که معمولاً طی می شود از این قرار است که پس از تولید یک لاین ارزشمند در صورتیکه بتواند از طریق کشت حداقل به مدت سه نسل خصوصیات خود را حفظ نماید باید از مراحل زیر بگذرد:
1-از طرف تولید کننده تقاضا شود تا برای حفاظت قانونی از واریته و ثبت آن در لیست رسمی واریته ها
اقدام گردد.
2-بایستی آزمایشاتی از طرف مؤسسات دولتی و در مناطق مختلف به عمل آید تا جدید بودن واریته ، قابل تفکیک بودن آن از واریته های دیگر ، خلوص و تثبیت صفات آن طی 2تا 3سال مشخص گردد.و داشتن شرایط اعطاء اجازه حفاظت قانونی از واریته مسلم گردد تا بالاخره اجازة بهره برداری از آن و در نتیجه تکثیر بذر اصلاح کننده داده شود.
3-همزمان با آزمایشات فوق لازم است آزمایشات مربوط با دارا بودن ارزش زراعی نیز طی 3 سال و در چندین منطقه صورت پذیرد.همچنین لازم است از طریق کشت ، نگاهداشتن و حفظ استاندارد آن موجودیت ، خلوص و ثابت بودن صفات آن مورد تأیید قرار گیرد.
4-همه ساله باید نمونه هایی از بذر واریته های مورد نظر به منظور آزمایشات مربوط به مؤسسات دولتی ارسال گردد.
5-طبقات مختلف بذر مثل بذر اصلاح گر و بذر پایه و غیره... مرتباً تکثیر گردد تا اجازة حفاظت قانونی صادر شود و پس از آن بذر قابل ارائه به بازار مصرف خواهد بود.

«ثبت واریته جدید»
برای آنکه یک واریته جدید در سازمانهای زیربط دولتی به ثبت برسد بایستی شرایط زیر را داشته باشد:
1-واریته باید جدید باشد بدین معنی که از نظر خصوصیات مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی از واریته های موجود کاملاً قابل تفکیک و تشخیص باشد.
2-به اندازة کافی یکنواخت باشد یعنی در واریته تفرق صفات مشاهده نشود.البته در این مورد خودگش بودن، دگرگش بودن،گرده افشانی آزاد و یا هیبرید بودن واریته مورد توجه قرار گیرد.
3-واریته باید تثبیت شده باشد یعنی خصوصیات آن طی نسلهای متوالی تغییر ننموده و ثابت باقی بماند.
4-واریته باید دارای نام مشخص و قابل ثبتی بوده و با نامهای واریته های دیگر غیر قابل اشتباه باشد.کلیه موارد فوق در بررسی های چند ساله توسط سازمانهای زیربط دولتی کنترل می گردد. و در صورت تحقق شرایط فوق به واریته حق حفاظت قانونی اعطاء می گردد.و بدین ترتیب اصلاح گر به عنوان یک مخترع تلقی شده و واریته ایجاد شده توسط او به عنوان یک اختراع ، به ثبت می رسد.و حقوق بهره برداری از واریته برای مدت معینی (مثلاً برای غلات 25سال)به اصلاح گر تعلق می یابد.
یکی از شرایط ورود نام واریتة جدید در لیست واریته های ثبت شده داشتن ارزش زراعی می باشد بدین معنی که کشت یا مصرف واریته های جدید باید نسبت به واریته های موجود نوعی برتری داشته باشد و بدین ترتیب عملاً پس از بررسیهای چندین ساله توسط مؤسسات ثبت و گواهی بذر اجازة تکثیر بذر به واریته داده می شود و بهره برداری از واریته مجاز شناخته می گردد.هر اصلاحگری قانوناً موظف است که واریته هایی را که به نام او به ثبت رسیده همیشه به صورت استاندارد حفظ نماید.این امر می تواند توسط مقامات زیربط کنترل گردد.
همچنین اصلاح گر موظف است هر ساله نمونه ای از واریته های خود را جهت کنترل ، ثابت بودن صفات واریته و یکنواختی آن به مؤسسات کنترل کنندة دولتی ارسال نماید . قانون حفاظت از واریته ها اجازة انحصار استفاده از واریته را به شخص یا مؤسسه تولید کنندة آن تضمین می نماید .بدین ترتیب که بدون اجازه از صاحب واریته بذر هیچ واریته ای را نمی توان تکثیر و به بازار مصرف ارائه نمود. البته در موارد خاص می تواند یک مؤسسة تکثیر بذر در قبال پرداخت مبلغی به عنوان حق امتیاز به صاحب واریته اجازة تکثیر بذر واریتة جدید را دریافت نماید. بدین ترتیب یک واریته می تواند سریعاً تکثیر و در منطقه وسیعی توزیع گردد.همچنین هر یک از کشورهای اعضاء عضو سازمان بین المللی حفاظت از اصلاح گران نباتات نیز می توانند درخواست حفاظت از واریته های خود را بنمایند .معمولاً حفاظت از یک واریته 20 سال و درگیاهانی مانند سیب زمینی و درختان میوه 25 سال است و پس از آن حق امتیاز صاحب واریته باطل شده و هرکس می تواند بذر آن واریته را به بازار مصرف عرضه نماید.بدون اینکه به صاحب آن حق امتیازی بپردازد.البته حق قانونی حفاظت از واریته در هر زمانی می تواند از واریته سلب گردد و آن موقعی است که شرایط اعطاء آن ( جدید بودن ، یکنواخت بودن ، تثبیت شده بودن صفات واریته ) دیگر صدق ننماید.

مراحل تولید بذر گواهی شده در ایران:
از طبقات بذری که اصلاح گردید ، بذور پروردة یک تا سه معمولاً در ایستگاههای تحقیقاتی و مستقیماً زیر نظر محققین و کارشناسان وا بسته به مقداری که بذر مادری در هر منطقه مورد نیازمی باشد تهیه می گردد ، ولی برای تولید بذر مادری ، الیت و بذر گواهی شده و بذر مرغوب بعلت نداشتن امکانات و عدم وجود وسایل و زمین کافی در ایستگاههای تحقیقاتی ، بناچار از کشاورزان و بخش خصوصی با انعقاد قرار داد استفاده می شود.نحوه انجام کار و تولید بذور توسط کشاورزان و بخش خصوصی بشرح زیر می باشد:
1-انتخاب پیمانکار :
برای اینکه پیمانکاری که انتخاب می گردد واجد شرایط لازم برای تکثیر بذر باشد بعد از انعقاد قرداد تکثیر بذر بوسیله کارشناسان مربوط وسائل، امکانات ، زمین و تجهیزات داوطلبین مورد بازدید قرار گرفته و آنهایی که صلاحیت آنها مورد تأئید قرار گیرد جهت عقد قرارداد تکثیر بذر انتخاب می گردند.
2-انعقاد قرارداد:
پس از اینکه بوسیله کارشناسان پیمانکار انتخاب گردید قرارداد لازم بین پیمانکار و دستگاه تکثیر کننده که معمولاً ادارات کشاورزی هر منطقه می باشد منعقد می گردد.قرار داد معمولاً در سه نسخه تنظیم می گردد که یک نسخه آن تحویل پیمانکار شده ، نسخه دوم در اداره کشاورزی محل باقیمانده و نسخه سوم به مؤسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر ارسال می گردد.بموجب این قرار داد پیمانکار موظف است که کلیه مقررات و ضوابط مندرج در متن قرارداد را رعایت نماید.در صورتیکه قرارداد بطور کامل اجرا شده و بذور تهیه شده از طریق ادارات کشاورزی خریداری خواهد شد.
3-توزیع بذر اولیه (مادری):
قبل از سپری شدن فصل کاشت بذر مناسب به پیمانکار طرف قرارداد تحویل می گردد و به منظور جلوگیری از اختلاط ارقام سعی می شود به هر پیمانکار بیشتر از یک رقم بذر داده نشود .
4-کنترل در موقع کاشت:
در موقع کاشت بذر نیز،کارشناسان مربوط در محل حضور یافته و در مورد انتخاب زمین از نظر نوع محصول سال قبل ، تمیز نمودن ماشینهای بذر کاری قبل از کاشت ، رعایت فاصله مزرعه از سایر مزارع نظارت کامل نموده و همچنین برای نحوه کود پاشی ، آبیاری ، وجین و غیره آموزش لازم را به پیمانکار میدهند تا کشت ارقام برابر با ضوابط تعیین شده صورت گیرد.
5-کنترل مزارع قبل از برداشت:
بسته به نوع محصول مزارع پیمانکاران تکثیر بذر دو تا سه مرتبه بوسیله کارشناسان مورد بازدید و کنترل قرار می گیرد و برای اینکه پیمانکاران از مشکلات و نواقص کار آگاهی داشته باشند ، قبلاً زمان بازدید و کنترل به پیمانکار اطلاع داده می شود تا خود یا نماینده او جهت کسب اطلاعات لازم در محل حضور یابد.شرایط نامناسب مزرعه از قبیل وجود علفهای هرز و عدم یکنواختی و رشد کامل و وجود امراض و یا خسارت حشرات و آفات موجبات حذف مزرعه را فراهم و باعث می شود که در گواهی مزرعه قید گردد که مزرعه مورد گواهی قرار نگرفته است.
روش کنترل مزرعه بدین ترتیب است که پس از مشخص نمودن حدود مزرعه با گردش در اطراف مزرعه وضع کلی زراعت را از لحاظ وجود علفهای هرز و آفات بررسی نموده و قابل ارزشیابی بودن یا نبودن آن تعیین می شود.
در فرمهای گزارش مزرعه تعداد بوته های سایر ارقام و محصولات دیگر و علفهای هرز ، در هر 25متر مربع یادداشت می شود.(برای یک مزرعه 10 هکتاری 10 شمارش در 25متر مربع انجام می شود).همچنین سایر عوامل از قبیل خسارت آفات و بیماریها و یکنواختی و خوابیدگی مزرعه یادداشت برداری می گردد. برای تعیین درصد سایر ارقام و تخمین محصول در هکتار لازم است مثلاً در هر مزرعة گندم بطور تصادفی در پنج نقطه از مزرعه خوشه های موجود در یک متر مربع را شمارش و یادداشت نمود.
پس از بازدید عوامل یادداشت شده در هر نوبت را جمع بندی و معدل گیری نموده و معدل را در 400 ضرب نموده تا در یک هکتار مشخص شود.در صورتیکه نتیجه با استانداردها مطابقت داشت برای آن مزرعه گواهی صادر و در غیر اینصورت مزرعه حذف می گردد.
معمولاً بازدید از مزرعه زمانی انجام می شود که بتوان نمو ، رشد گیاه را بخوبی ارزیابی نمود و همچنین برآوردهای معینی برای عملکرد انجام داد.که این زمان معمولاً 2تا3 هفته قبل از برداشت محصول می باشد.در بازدیدها در درجه اول خلوص ، سلامت و میزان آلودگی واریته به علفهای هرز و سایر خصوصیات تعیین کننده ارزش بذور مورد توجه قرار می گیرد و بعلاوه رعایت نکات زیر الزامی است:
1-تولید کننده فقط باید از بذر پایه (مادری) یا بذر گواهی شده که تحویل شده برای کشت استفاده کرده و فقط یک واریته از همان نبات در مزرعه کشت شده باشد.
2-مزرعه تولید نباید قبلاً توسط واریته های همان نبات کشت شده باشد و مزرعه عاری از علفهای سمی باشد.
3-فاصله بین مزرعه تولیدی و مزارعی که از سایر واریته های همان نبات کشت شده اند بایستی رعایت شود این فاصله بسته به نوع نبات و شرایط محیط فرق می کند.
همچنین در بازدیدها باید رعایت نکات زیر به پیمانکار گوشزد و در انجام آن پیگیری لازم بعمل آید:
الف) از بین بردن علفهای سمی در بین مزرعه تولیدی.
ب)حذف بوته هایی که سبب غیریکنواختی مزرعه می شوند.
ج)رعایت فاصله لازم بین مزارع
د)انجام عملیات زراعی با دقت لازم
بازرسی ها در مراحل مختلف از قبیل:درو ، بوجاری ، انبار کردن و بسته بندی نیز ممکن است انجام شود.
6-نمونه برداری:
در مزارعی که پس از بازدید کارشناسان مورد تأیید قرار گرفته و با استانداردهای مصوبه مطابقت داشته است از محصول آنها نمونه برداری می شود.روشهای نمونه برداری در شرایط مختلف توسط ISTA وAOSA تهیه شده ، این قوانین برای نمونه برداری با نمونه برداریهای مکانیکی یافته های نمونه برداری یا با دست و یا توسط ظرفهای مخصوص وضع گردیده است.
زمانیکه حجم بذر کم و توده بذر خوب بهم خورده باشد می توان از میان آن یک مشت پر از بذر برداشت ولی در توده های بزرگ بذر نمی توان از همه جای توده با دست نمونه برداری نمود در حالیکه بافته نمونه برداری می توان به راحتی تا 183 سانتیمتر از عمق توده نمونه برداری کرد.
معمولاً برای بذور کوچکتر از گندم مقدار هر پارتی را 10000 کیلوگرم و برای گندم و بذور درشت تر از آن 20000 کیلو گرم در نظر گرفته پس از شماره گذاری پارتی ها به ترتیب زیر از آنها نمونه برداری می شود:
الف) از مقدار بذر تا500کیلوگرم حداقل 5 نمونه
ب) از مقدار 501 کیلوگرم تا 300 کیلوگرم برای هر 300 کیلوگرم یک نمونه اولیه ولی هیچ وقت نباید از پنج نمونه اولیه کمتر باشد.
ج) از مقدار 3000 کیلوگرم تا 20000 کیلوگرم برای هر 500 کیلوگرم یک نمونه اولیه ولی هیچ وقت نباید از 10 نمونه اولیه کمتر باشد.
در صورتیکه بذور داخل ظرف یا قوطی باشند نمونه برداری به شرح زیر خواهد بود:
الف)تا تعداد 5 ظرف از هر ظرف و حداقل 5 نمونه اولیه.
ب)از تعداد 5 تا 30 ظرف از هر 3 ظرف یک نمونه اولیه ولی هیچوقت نباید از 5 نمونه اولیه کمتر باشد.
ج)از تعداد 31 ظرف به بالا از هر 5 ظرف یک نمونه اولیه ولی هیچوقت نباید از 10 نمونه اولیه کمتر باشد.
نمونه های اولیه که از داخل ظروف ،کیسه گونی یا توده بذر برداشته شده در یک سطح صاف ریخته و پس از مخلوط کردن و بهم زدن 3 نمونه اصلی تهیه و پس از نوشتن اطلاعات لازم از قبیل: نوع بذر ، رقم ، محل تولید ، نام پیمانکار ، مقدار پارتی بذر ، تاریخ و امضاء روی اتیکت ، آنرا روی کیسه های محتوی بذر پلمپ نموده یک نمونه به پیمانکار نمونه دوم به آزمایشگاه تجزیه بذر در محل و نمونه سوم به آزمایشگاه مرکزی در کرج ارسال می شود.اندازه و وزن نمونه های اصلی برای محصولات مختلف نباید از مقادیر تعیین شده برای هر محصول کمتر باشد.مثلاً گندم و جو و باقلا و انواع لوبیا و پنبه و ذرت و نخود سویا و آفتابگردان gr1000 می باشد.
مراحل گواهی بذر:
در اکثر کشورهای خارجی برای تولید بذر گواهی شده دقت می شودکه بذر پایه بطور مصلوب کاشته شده و شجره نامه ای بر اساس مفاهیم گواهی بذر بوجود آید.با توجه به اینکه بذر گواهی شده از کاشت و تکثیر بذر ثبت شده بدست می آید ولی گاهی هم از بذر پایه یا بذر اصلاح شده بدست می آید.
برای گواهی کردن بذر ، درخواستی به بنگاه یا سازمان مسئول بذر ارسال می شود که در آن طبقه بذر مورد نظربرای گواهی باید ذکر شود و برچسب رسمی نشاندهندة طبقه نیز ضمیمه گردد.پس از آن مراحل زیر باید دنبال گردد:
1-بازرسی از مزرعه:
تمام مزارع مورد کشت بازرسی شده و بخصوص زمانیکه بتوان علفهای هرز و واریته های بیگانه را به راحتی تشخیص و جدا نمود اهمیت زیادتری دارد و معمولاً بازرسی ها از چند هفته پس از بذر کاری شروع می شود.البته زمان بازرسی در محصولات مختلف متفاوت است. مثلاّ در غلات دانه ریز بازرسی زمانی انجام می شود که پوشش بذر تغییر رنگ داده و در مرحله خمیری یا سخت شدن باشند تا رقمهای بیگانه بهترقابل تشخیص باشند.
2-برداشت:
در بذر گواهی شده همه برداشت مانند برداشت در سایر محصولات معمولی است ولی در مقدار رطوبت بذر ،خالص بودن ، وارد شدن خسارت مکانیکی به بذر ، دقت بیشتری بعمل آید زیرا بذری که با رطوبت بیشتر برداشت می شود کیفیت خود را در انبار از دست می دهد و بذر های خیلی خشک نیز ممکن است دچار خسارت مکانیکی گردند و پیش از برداشت ، پاک کردن ماشین های برداشت و وسایل حمل و نقل اهمیت زیادی دارد تا بذرها آلوده نشده و خلوص بذر دچار اشکال نگردد.
3-آماده سازی بذر:
بذرها پیش از دریافت درجه خلوص بر اساس استاندارد بذر ، باید بطور کامل بوجاری و تمییزشده و بذور علفهای بذر ، سایر محصولات زراعی ،کاه و کش و سایر مواد خارجی از آن جدا گردند.بوجاری بذر نیز باید با دقت انجام شده و به گونه ای باشد که بذر در معرض خسارت مکانیکی قرار نگیرد.
4-نمونه برداری :
پس از بوجاری و طی آخرین مراحل آماده سازی بایستی نمونه هایی برای آزمایش کیفی بذر و تجزیه در آزمایشگاه جهت گواهی بذر تهیه شود که اینکار با استفاده از ادوات اتوماتیک و یا بطریقه متدوال یعنی تهیه نمونه با دست از کیسه ها یا توده های بذر و توسط مأمورین رسمی گواهی بذر انجام می گردد.تهیه نمونه باید با دقت کافی انجام گیرد تا نمونه نماینده و نشاندهنده کل توده بذر تولید باشد در صورتیکه بذر با قارچکش ضدعفونی می شود نمونه نیز از بذر ضدعفونی شده تهیه گردد.
5-تجزیه بذر:
گواهی نمودن نمونه یک بذر بوجاری شده مستلزم گذراندن آزمایشهای خلوص ، جوانه زنی، تعیین مقدار بذر علفهای بذر سمج و گاهی آزمونهای بهداشت گیاهی توسط کارشناسان مربوطه و در آزمایشگاههای تجزیه بذر است که این آزمونها توسط سازمانی انجام می شود با هدف تعیین کیفیت توده بذر برای گواهی است.
6-برچسب زنی بذر:
پس از آنکه بذر از تمام آزمایشها عبور نموده و با ضعف و مشکلی روبرونشود ، مورد گواهی قرار گرفته و برجسب زده می شود.تعدادی از سازمانهای گواهی بذر دارای روش تک برچسب می باشند که در آن اطلاعات کامل از قبیل:خلوص ، جوانه زنی و غیره… قید شده است ولی بیشتر سازمانهای گواهی بذر دارای سیستم دو برچسب می باشندیعنی برگة گواهی بذر با برگة مشخصات بذر از همه متمایز می باشند.صرفنظر از سیستم مورد استفاده برچسب ها باید به طریقی نصب گردند که کاملاً در معرض دید بوده و امکان باز کردن کیسه یا بسته بذر بدون پاره کردن یا صدمه دیدن برچسب نباشد.اینکار به سادگی با دوخت برچسب در داخل کیسه و در زیر سر کیسه از طریق پرس برچسب با لفاف فلزی امکان پذیر می باشد.
7-بازاریابی:
بازاریابی بذر گواهی شده به عهدة تولیدکنندة بذر است ولی گاهی شدت سازمان گواهی کنندة بذر عاملی برای جلب مشتری است.و بعضی از سازمانهای گواهی بذر نیز برنامه های اصلاع رسانی برای جلوه گر کردن ویژگیهای بذر گواهی شده خود ترتیب می دهند.بسیاری از تولید کنندگان هم خود را درگیر مشکلات بازاریابی یا ارتباط با دلالان بذر نمی کنند.پیمانکار پرداخت تمام هزینه های مربوط به بوجاری ، کیسه کردن،گواهی و برچسب زدن بذر را بعهده می گیرد. یعنی تولید کننده فقط بذر را می کارد،برداشت می کند و تحویل پیمانکار می دهد.




ایزولاسیون(جدائی) ISOLATION
مسائل مربوط به تولید بذر هر گیاهی بستگی به ویژگیهای خاص آن گیاه دارد و راه حل های ممکن نیز در طی سالهای تجربه بدست آمده است.بذر گیاهان مانند غلات و سویا که در سطوح وسیع تولید می شوند معمول است که کشاورز بذر گواهی شدة این نوع گیاهان را خریداری و کشت می نماید.ولی این امکان نیز وجود دارد که کشاورز رأساً مبادرت به تهیه بذر مورد نیاز خود بنماید. ولی این روش تا زمانی می تواند موفقیت آمیز باشد که خلوص واریته حفظ شده و بذر از مخلوط شدن با بذر گیاهان دیگر یا بذرو علفهای هرز در امان بوده باشد و ضمناً بیماریهای قابل انتقال از طریق بذر کنترل شده و بذر تولیدی کشاورز دارای قوه نامیه کافی باشد که البته تحقق این شرایط در مزارع کشاورزان بسیار نا متحمل است.
غلات دانه ریز به استثناء چاودار معمولاً خود بارورند و نیاز چندانی برای جدایی (Isolation) یا ایزولاسیونهای شدید جهت حفظ خلوص واریته وجود ندارد.به همین منظور در موقع کشت فقط یک فاصله چند متری بصورت کشت نشده بین آنها رها می شودو یا گیاه دیگری کاشت می شود.این کار برای جدا کردن دو واریته مثلاً گندم از یکدیگر کافی است ولی در مورد چاودار که یک گیاه دگر گشن است لازم است که حداقل بین مزارع چاودار حدود400-300 متر فاصله موجود باشد تا از تلاقی های ناخواسته و اختلاط اجتناب گردد.

روشهای گرده افشانی:
در گیاهان گرده افشانی یا انتقال گرده از پرچم به کلاله به طرق مختلفی انجام می شودکه عبارتند از:
1-خود گشنی Self Pollination:
حالتی است که دانه گرده از گل یک گیاه بر روی کلاله همان گل یا گلهای دیگر از همان گیاه قرار گرفته و عمل لقاح انجام شود.
2-دگر گشنی Cross Pollination :
زمانی است که دانه گرده از گل یک گیاه بر روی کلاله گل گیاه دیگری قرار گرفته و عمل لقاح صورت می گیرد.
3-گرده افشانی باز Open Pollination :
حالتی است که گیاه هم ممکن است با استفاده از دانه گرده گلهای خودش و یا دانه گرده گلهای گیاهان دیگر گرده افشانی شود.در عین حال که گرده افشانی و لقاح به طور مترادف به کار می روند ، باید توجه داشت که ممکن است گرده افشانی لزوماً لقاح را به دنبال نداشته باشد زیرا چه بصورت خود گشنی و چه بصورت دگرگشنی ممکن است گرده بر روی کلاله قرار گیرد ولی عمل لقاح یعنی ترکیب دو گامت نرو ماده را دنبال نداشته باشد. در این صورت بهتر است از اصطلاحات خود تلقیحی (Self Fertilization) و دگر تلقیحی(Cross Fertilization)استفاده شود.

کنترل گرده افشانی و لقاح:
در طبیعت سیستمهای زیادی وجود دارند که گرده افشانی و لقاح را کنترل می نمایند.و در آنجا فقط به تعدادی از آنها که در اصلاح نباتات با آنها سرو کار داریم اشاره خواهد شد.در گیاهان بسیاری که معمولاً خود گشن هستند ، احتمال زیادی وجود دارد که پس از قرار گرفتن دانة گرده به روی کلاله همان گل یا گلهای دیگر همان گیاه عمل لقاح صورت نپذیرد.
در بسیاری از گیاهان خودگشن مانند :گندم ، جو ، یولاف ، برنج ، ذرت خوشه ای نخود ، لوبیا ، ماش ، سویا ، گوجه فرنگی ، توتون ، پنبه ، کتان ، بادام زمینی ، کاهو ، بامیه و…عمل دگر گشنی نیز با درصد کمی انجام می پذیرد.
به عنوان نمونه در عین حال که در جه خودتلقیحی در جو بالاست اما حدود 5% نیز دگرگشنی دارد.به دو عامل بستگی دارد:
1- ژنوتیپ گیاه
2-عوامل محیطی.به عنوان مثال اگر در زمان گلدهی و شکوفا شدن گلها هوا خشک باشد در گیاهانی مانند غلات سبب طولانی شدن عمر دانه گرده شده و زمان پذیرش کلاله نیز افزایش می یابد.در حالی که هوای گرم و خشک که همراه با باد نیزباشد ، طول عمر دانه گرده و میزان دگرگشنی را کاهش می دهد.مکانیسمی که سبب می شود خودگشنی تضمین شود اینست که کلاله در معرض دانه گرده خارجی و ناخواسته گیاهان دیگر قرار نگیرد.
راههای تضمین خودگشنی:
با استفاده از وسایل مکانیکی نیز می توان خوگشنی را در گیاهان تضمین نمود.مثلاً می توان قبل از اینکه گلها از نظر جنس برسند آنها را با کیسه ای پوشانید.در طبیعت در صورتیکه گل کامل باشد یعنی هم پرچم و هم مادگی در یک گل قرار داشته باشند تا حدودی میزان خودگشنی تضمین می گردد اما صددرصد نخواهد بود.بهترین حالتی که خودگشنی را صددرصد تضمین می نماید کلیستوگامی است (Cleistogamy) است می دانیم که کلیستوگامی به گلهایی اطلاق می شود که هیچوقت باز نمی شوند.
حالت دیگری که به مقدار زیاد اما نه به اندازة کلیستوگامی ، خود گشنی را تضمین می کند کاسوگامی ( Chasoamy) است در حالتی که گلها زمانی باز می شوندکه عمل گرده افشانی و لقاح در آنها انجام شده است مثل:گندم ، جو ، یولاف و برنج.البته میزان دگرگشنی در گیاهان کاسوگام از گیاهان کلیستوگام بیشتر است. در بین گیاهان خودگشن تعدادی از گونه ها هستند که تا 50% دگرگشنی نشان میدهند.از این قبیل گیاهان می توان :پنبه ، ذرت خوشه ای ، وسودان گراس را نام برد که در عین حال که میزان خودگشنی در آنها بالاست اما مقدار دگرگشنی نیز در آنها زیاد است.دلیل عمده آن اینست که اولاً کلاله آنها آشکار و در معرض دانه گرده قرار دارد و ثانیاً گاهی رسیدن دانه گرده وآماده شدن کلاله همزمان نمی باشد.در سورگوم و سودان گراس ناقل دانه گرده باد است ولی در پنبه حشرات می باشند و بهمین دلایل در بسیاری از گیاهان دگر گشنی به مقدرا زیاد دیده می شود که برای جلوگیری از لقاح ناخواسته باید ایزولاسیون مناسب اعمال گردد.

گیاهان دگر گشن
تعدادی از گونه های گیاهی که دارای 50% یا بیشتر دگرگشنی می باشند عبارتند از :چاودار ، ذرت ،هویچ ، شاه دانه ، رازک ، پیاز،کدو ، خیار ، هندوانه ، یونجه ، شبدرقرمز، شبدر شیرین ، اسفناج ، آفتابگردان ، چغندر قند ،کلم پیچ و تعدادی از میوه ها مثل : آلو ، گلابی، گردو ، توت فرنگی ، بادام، سیب ، خرما ، انجیر و انگور.
یکی از عواملی که سبب دگر گشنی می شود یک پایگی (Monoecy) میباشد.گیاهی را یک پایه می گویند که اندام های نر و ماده آن روی یک پایه ولی در گلهای متفاوت باشد مانند ذرت که کاکل آن ( Tassel) گامت های نر و خوشه های آن ( Ear) گامت ماده را بوجود می آورند.یک پایگی به تنهایی دگر گشنی را تضمین نمی کند . زیرا می توان با استفاده از تکنیک هایی مثل ایزو لاسیون و با دست کاری کردن گلها ذرت را به خود گشنی و خود تلقیحی وادار نمود اما با حجم عظیم دانه گرده در مزرعه ذرت و اختلاف زمان در رسیدن بساک ها در کاکل و رسیدن ریشکها در کلاله سبب بالا رفتن میزان دگرگشنی خواهد شد . رسیدن کلاله قبل از دانه گرده را (Protandry) و رسیدن دانه گرده قبل از کلاله را (Protogyny) می گویند.
در بعضی از گونه ها رسیدن اندام نر و ماده تداخل می کند بخصوص در هرمافرودیت ها (یعنی اندام نر و ماده را هر دو در یک گل دارند ) که این حالت عامل تضمین کننده ای در تهیه بذر و تولید مثل به روش خودگشنی است . مهمترین مکانیسمی که سبب می شود دگرگشنی در گیاهان تضمین شود دو پایگی (Dioecy) است . در این مکانیسم اندامهای نر و ماده از هم جدا هستند و عمل لقاح با ترکیب گامتها از طریق دگرگشنی تأمین می شود.تعدادی از گیاهان دوپایه عبارتند از خرما ، اسفناج ، مارچوبه ، شاه دانه و رازک .

تولید بذور هیبرید
هیبریدهای دستی ذرت :
هیبریدهای گیاهانی مانند ذرت را می توان با دست بوجود آورد . در تولید ذرت هیبرید معمولاً بایستی سه طبقه بذر یعنی لاین های اینبرد ، بذور تلاقی های ساده (سینگل کراس) و تلاقی های سه گانه (دابل کراس) تکثیر شود . معذالک مورد مصرف این نوع بذور کاملاً مشخص می باشد . تولید بذر لاین های اینبرد نیاز به بیشترین دقت ممکن دارد . مقادیر کم بذور لاین های اینبرد را می توان از طریق تلاقی با دست نیز تولید نمود ولی مقادیر زیاد بذر لاین های اینبرد در شرایط گرده افشانی باز ولی در شرایط کاملاً ایزوله شده باید صورت گیرد . همچنین تلاقی های ساده و سه گانه ذرت هیبرید را به مقدار کم توسط دست می توان انجام داد ولی مقادیر زیاد برای مصارف تجارتی می بایست به صورت گرده افشانی باز و در شرایط کاملاً ایزوله صورت گیرد . امروزه تولید بذور هیبرید ساده و سه گانه در جهان در سطح وسیعی صورت می گیرد . با توجه به اینکه ذرت گیاهی یکپایه است ، می توان به راحتی و قبل از باز شدن غنچه ها با شکستن یا کشیدن اندام نر آن را عقیم کرد .
برای عقیم کردن احتیاج به کارگرهای زیادی است . هر چند این عمل را می توان با وسایل مکانیکی نیز انجام داد . بذر تولیدی بر روی ردیف های عقیم شده حاصل گامتهای ماده در بلال ها و گامتهای نر از منبع گرده می باشد . یک واریته دو رگ از تلاقی لاین های خالصی به دست می آید که نتیجه خود لقاحی و انتخاب حد اقل 5 نسل متوالی هستند . نتایج خود تلقیحی عبارتست از :
1- کاهش بنیه گیاه ( از نظر قد ، محصول ، …) .
2- افزایش خلوص و همشکلی ( هموزیگوسیتی) .
3- ظهور اثرات نامطلوب ژن ها (که می توان آنها را از جمعیت گیاهی حذف کرد) .
اولین نتایج بذر هیبرید دارای تولید بسیار زیادتری نسبت به هر یک از والدین خود و سایر جمعیت های گیاهی غیر هیبرید می باشد . این افزایش محصول ، نتیجه هتروزیس با بنیه دو رگه ها است که در اثر تجمع تعداد زیادی از ژنهای غالب بوجود می آید . تولید نوین ذرت ممکن است با یکی از انواع بذور دابل کراس ، سینگل کراس و یا هیبریدهای سه جانبه باشد . تا اوایل دهه 1960 ، هیبریدهای دابل کراس ، نوع غالب بذرهای مصرفی در تولید تجاری بذر بود . این بذور دارای مزایای متعددی بشرح ذیل هستند :
1- بسیار متنوع تر از سینگل کراس ها و هیبریدهای سه جانبه بوده و از نظر ژنتیکی همة آنها غیر مشابه هستند .بنابراین شاید این گیاهان بتوانند در مقابل شرایط نامساعدی که در طول فصل رشد بوجود می آیند تحمل بیشتری از خود نشان دهند.
2- طولانی تر بودن دوره گرده افشانی آنها نسبت به سایر هیبریدها .که این موجب پر شدن بیشتر بلالها از دانه و در نتیجه افزایش محصول می گردد.
3- زمانیکه محصول دابل کراس،مساوی یا بیشتر از بالاترین سطح تولید دیگر انواع هیبریدها است.هزینه کمتر تولید بذر ، مزیت آشکار دیگری از این دو رگ ها به شمار می آید.
4- بطور کلی کیفیت بذر دابل کراس بالاتر از هیبریدها سینگل کراس است ، و زمانی که شرایط نامساعدی پس از کاشت بوجود می آید این دو رگ ها پوشش تقریباً مناسبی را در مزرعه ایجاد می کنند.
معایب اصلی هیبریدها سینگل کراس ،عملکرد کمتر و کیفیت نسبتاً پائینتر بذر آنها است.در تولید دو رگهای سینگل کراس فقط از دو لاین به عنوان والد استفاده می شود ولی ممکن است که در فرایند تلاقی، صفات مطلوب متعددی از جمله:مقاومت زیاد به بیماریها ،آفات و سایر عوامل نامساعد در آن تجمع یابد.در جریان تلاقی یکسری لاین خاص،بهترین ذرت سینگل کراس بطور ژنتیکی از بهترین دو رگ دابل کراس ،عملکرد بالقوه بالاتری دارد.همچنین این احتمال وجود دارد که یک دابل کراس خالص (D*C)*(B*A) از یک سینگل کراس بخصوص مثلاً (F*E) که از والدین دیگری حاصل شده است عملکرد بشتری داشته باشد. در مزارع تولید بذر دابل کراس ،معمولاً 6 ردیف پایه بذری (مادری) در مقابل دو ردیف پایه گرده افشان (پدری ) کاشته می شود. در تولید بذر سینگل کراس معمولاً الگوی 2 ردیف پایه مادری در مقابل 1 ردیف پایه پدری و یا 4 ردیف پایه مادری و 2 ردیف پایه گرده افشان (پدری)بکار گرفته می شود.
مزارع تولید بذر ذرت ، به منظور اجتناب از ورود دانه های گرده از خارج ، مزرعه بایستی کاملاً ایزوله و دور از دیگر مزارع ذرت باشد.ایزولاسین را معمولاً به دو روش می توان انجام داد.یکی ایزولاسین مکانی و دیگری از طریق کاشتن نباتات نر اطراف نباتات عقیم شده بطوریکه گل نبات عقیم شده از گرده های خالص بارور گردد.
دو رگ گیری ، نتیجه تلاقی پایه های مطلوب گرده افشان (پایه نر) و بذری( پایه مادری ) می باشد.
گرده افشانی را می توان با قطع گل های نر پایه های مادری و یا استفاده از پایه های بذری نر عقیم کنترل کرد.مثلاً تمام هیبریدها با روش قطع گل های نر پایه های مادری تولید می شدند، ولی در خلال دهة 1960 استفاده از پایه های نر عقیم ، بطور کامل نیاز به قطع گلهای نر را مرتفع ساخت ، این وضعیت با شیوع نژاد“T“ بیماری بلاست برگی ذرت و مشخص شدن این نکته که منابع نر عقیمی سیتوپلاسمی تگزاس (سیتوپلاسمT) نسبت به این نژاد (نژاد T) از بیماری حساسیت بسیار زیادی دارد،به شکل تأسف باری تغییر کرد.
پس از سال 1971 بمدت چند سال، باز هم تمام بذرها با روش قطع گل های نر تولید شدند.لیکن داخل شدن نر عقیمی ژنتیکی و انواع دیگر نر عقیمی سیتوپلاسمی، حرکتهای دیگری را برای اجتناب از قطع گل های نر به طور مکانیکی نوید دادند.وقتی که از خاصیت نر عقیمی برای تولید بذر دو رگ استفاده می شود بایستی تمهیدات لازم برای بازگرداندن خاصیت تولید گرده ، بمنظور تولید تجاری بذر ذرت بکار گرفته شود.
بذر هیبرید ذرت ، معمولاً در حالیکه روی بلالها است برداشت و خشک می شود.پس از اینکه رطوبت بذر به حدود 12% رسید ، تمییز شده و تحت اندازه و شکل های مختلف (مثلاً گرد ، کوچک بزرگ و سطح و غیره) بمنظور بالا بردن دقت و سهولت در کاشت ، درجه بندی می گردد.تقریباً همیشه بذور قبل از دسته بندی و ارائه به بازار ، با یک قارچکش مناسب ضد عفونی می شوند.همچنین دستگاههای کمباین و بوجاری بمنظور برداشت و بوجاری بیش از یک واریته استفاده می شود این خود می تواند منبعی برای اختلاط بذرها بوده ، زیرا تمییز کردن دقیق آنها چندان میسر نیست.
تولید بذر هیبرید ذرت خوشه ای (سورگوم):
تولید بذر ذرت سورگوم نیز همانند تولید بذر هیبرید ذرت می باشد.اما برعکس ذرت ، سورگوم گیاهی است که خودگشنی زیادی دارد.به علت ریز بودن گل ها روش مکانیکی قطع اندام تولید گرده برای تولید بذر عملی نیست.به همین دلیل تولید بذر هیبرید سورگوم، تنها پس از کشف خاصیت نر عقیمی ژنتیکی و سیتوپلاسمی امکانپذیر شد.مکانیسم های برگشتی برای تولید بذر سورگوم های دانه ای بکار می روند،زیرا وقتی که از سورگوم برای تولید علوفه یا سیلو کردن استفاده می شود نیازی به مکانیسم برگشتی وجود ندارد.
تولید بذر هیبرید گندم:
تولید بذر هیبرید تجاری گیاهان خودگشن بسیار مشکل تر از گیاهان دگر گشن می باشد.گل و اندامهای تولید گرده در این گیاهان ، برای تلاقی با سایر گیاهان تکوین نیافته است.صرفنظر از الگوی گرده افشانی و ساختمان گل ، در گیاهان خواص نر عقیمی و مکانیسم برگشتی بایستی با هم پیوند خورده باشد.در حال ،حاضرتعداد معدودی از ارقام دو رگ جو بدست آمده است اما چون برای دستیابی به تولید بذر هیبرید گندم بایستی میلیونها دلار توسط بخش های دولتی و خصوصی صرف شود تولید آن در حال حاضر بعید به نظر می رسد.اولین مانع پیشرفت در تولید گندم هیبرید،افزایش لاین های نر عقیم مناسب می باشد.اکنون که خاصیت نر عقیمی کشف شده است فقدان روشی ساده و مکانیزم مؤثری که بتوان توسط آن خاصیّت تولید گرده را به لاین های نر عقیم بازگرداند بزرگترین مانع ترقی تولید گندم هیبرید محسوب می گردد. سیستمهای بازگشتی ژنتیکی که بتوان آنها را به لاین های پایه های پدری پیوند زد موجود است ، اما این سیستمها از نظر کارآئی بسیار متغیرند و تحت تأثیر آب و هوایی قرار می گیرند، از نظر ژنتیکی پیچیده و بالاخره نیازمند یک برنامه طویل المدت توسعه می باشند.
روش دیگر تولید بذر هیبرید گندم ، بکار بردن مواد شیمیایی گرده کش (Stamatacides) روی پایه های ماده است.این روش موجب باروری گلها از دانه های گرده ردیف های معینی که بعنوان پایه پدری کاشته شده اند،می شود و تولید بذر هیبرید را با اطمینان همراه می سازد.ردیفهای پایه های نر برای استفاده از دانه ( استفاده های غیر بذری ) و خطوط پایه های مادری به منضور فروش بذور هیبرید برداشت می گردند. اگر دو رگ کردن گندم موفقیت آمیز شود ، می تواند صنعت بذر تخصصی و بزرگی را بوجود آورد که در این شرایط هر سال باید بذر لازم برای کاشت درفصل کشت آینده ، تولید شود.
برای این کار نه تنها سطوح بسیار وسیعی مورد نیاز است ، بلکه ایزوله کردن مزارع تولید بذر از مزارع تولید تجاری گندم نیز لازم است.این موضوع که مناطق ایزوله کافی در مناطق تولید تجاری گندم یافت خواهد شد یا نه سؤال برانگیز می باشد.
تولید بذر بقولات(یونجه):
معمولاً در مزارع یونجه بذری فواصل ردیف 100-50 سانتیمتر رعایت می شود.هر چند که گاهی از پوشش های تراکم مزارع چند ساله نیز استفاده می شود. مقدار بذر مصرفی 5/4-75/0 کیلوگرم در هکتار در کشتهای ردیفی و متجاوز از 8/16 کیلوگرم در هکتار برای کشت کپه ای متغییر است .تحقیقات نشان داده است که با وجود عوامل محدود کننده ، مصرف مقادیر کمتر بذر عملکرد بیشتری داشته است. یونجة چند ساله به تراکم کمتر بوته عکس العمل نشان داده و هر بوته آن بذر بیشتری تولید می نماید . به این ترتیب، عملکرد بذر افزایش می یابد.گرچه در این شرایط ممکن است مشکل علف هرز باشد.در ضمن کشت ردیفی مزایای دیگری از جمله راندمان بالاتر مصرف و کودهای شیمیایی و سهولت مبارزه با علفهای هرز ، نسبت به کشت کپه ای دارد.
بزرگترین مشکل مزارع تولید بذر یونجه از نظر علفهای هرز، وجود سس می باشد. این علف هرز انگل در مزارع تولید بذر یونجه مزاحمت زیادی ایجاد می کند زیرا بذر آن هم اندازة بذر یونجه بوده و جدا کردن آن از بذر یونجه بسیار مشکل است .البته ناهمواریهای پوست آن موجب شده است که بتوان آنرا با استفاده از دستگاه بوجاری یا غلطک مخملی جدا نمود. با تلفیقی از روشهای مبارزة شیمیایی و مکانیکی می توان با این علف هرز مبارزه کرد.
تعداد زیادی از گیاهان مناسب تغذیه دام جزء لگومهای علوفه ای هستند و بسیاری از گونه های آنها دگرگش هستند و برای باروری به حشرات ننیازمندند و چون گل در آنها باید بوسیلة عامل خارجی باز شود و در این گیاهان اینکار به کمک حشرات نیز انجام می شود ، لذا وزن حشره ای که روی آن می نشیند اهمّیت زیادی در موفقیت کار دارد این عمل در این گونه از گیاهان را تریپینگ (Tripping) گویند.
مهمترین زنبورهای گرده افشان گیاهان لگوم علوفه ای عبارتند از:1-زنبور عسل 2- زنبور برگ بر 3-زنبور آلکالی ( N0mia melanderi ) 4-زنبور بامبل ( Bombus spp) 5- زنبور مگاشیل (Megachile ) 6- اسماراگودال (Smaragdual ).
زنبور عسلی وقتی که بر روی گل می نشیند.(برای جمع آوری شهد یا دانه گرده ) باعث تحریک گل و جابجا شدن اندام جنسی که درون ناوها قرار دارند می شود.این عمل کلاله را در معرض گرده هائی که از گلهای دیگر بوسیلة زنبور حمل شده است قرار میدهد. وقتی که اندام جنسی گل آزاد می شود با نیروی قابل ملاحظه ای به طرف بالا رها شده و به قسمت زیرین بدن زنبور ضربه می زند.زنبور عسل به زودی می آموزد که چگونه بدون اینکه باعث تحریک گل شود به آن سرکشی کند و بدین ترتیب حشره کم اثری در گرده افشانی می شود.زنبورهایی که دانه های گرده را جمع آوری می کنند در گرده افشانی مؤثرتر از زنبورهایی هستند که شهد را جمع آوری می کنند.
زنبور برگ بر گونه های وحشی هستند که کارآئی آنها از زنبور عسل بیشتر است این زنبورها دارای دو عیب هستند:
1- دامنه فعالیت آنها کم و معمولاً چند ده متر اطراف کلنی است .
2- مانند اغلب زنبورهای وحشی جمعیتی پراکنده و غیر مجتمع دارند.
زنبورهای آلکالی نسبت به زنبورهای برگ بر دامنة فعالیت زیادتری داشته و با جمعیت بیشتری یافت می شوند به همین علت گرده افشانهای بسیار مؤثری هستند.
زنبورهای بامبل و زنبورهای (Melissodes Spp) نیز گرده افشانهای مؤثری هستند ولی تعدادشان کم است .
شرایط آب و هوایی بر فعالیت تمام زنبورها مؤثر است.مناسبترین دما برای فعالیت آنها C38-24 می باشد زنبورها در هوای بارانی و یا زمانی که گلها مرطوب هستند کار نمی کنند.بادهای با سرعت بیش از 8 کیلو متر در ساعت از فعالیت آنها می کاهد. مصرف حشره کشها به طور جدی سبب کاهش جمعیت زنبورها شده است.
به منظور استفاده بهتر از زنبورهای وحشی گرده افشان رعایت موارد زیر را پیشنهاد کرده اند:
1-همزمانی حداکثر گلدهی لگومهای علوفه ای با حداکثر جمعیت زنبورهای وحشی.
2-کاشت و نگهداری مزارع تولید بذر در اندازه های کوچک .
3-تهیه محل های مناسب برای لانه سازی زنبورهای وحشی.
4-اجتناب از کشت محصولات رقیبی که گلدهی آنها همزمان با لگوم های علوفه ای است.
5-کاشت گیاهان گلدار در اوایل فصل رشد به منظور جذب و افزایش جمعیت زنبورهای وحشی در منطقه.
سالیانه مقادیر قابل توجهی بذر از مزارع تولید علوفه برداشت می شود معمولاً چین اول علوفه برداشت و یا چرانیده شده و چین دوم برای بذرگیری اختصاص می یابد.
تولید بذر هیبرید یونجه:
اولین امتیاز واگذار شده در امر تولید بذر هیبرید یونجه از طریق نر عقیمی سیتوپلاسمی در سال 1971 در آمریکا به یک شرکت تجاری بذر واگذار گردید و این اولین موفقیت در امر پذیرش استفاده بذور هیبرید در تولید بقولات علوفه ای بود.در یونجه برخلاف هیبریدهای غلات نیازی به بازگرداندن خاصیت تولید گرده به به گیاه نیست زیرا قسمتهای رویش گیاه بیشتر از بذر آن اهمیت تجاری دارند.
کشف گیاهانی که دارای خاصیت نر عقیمی سیتوپلاسمی هستند ، معمولاً با بررسی جمعیتهای زیادی از بوته ها صورت می گیرد .سپس این گیاهان تکثیر و حفظ می شوند تا با پایه های نگهدارنده نر عقیمی تلاقی داده شوند ، در نتیجه تودة بذری بوجود خواهد که گیاهان نر عقیم از آن تولید می شوند.
در تولید تجاری بذر یونجه پایه های نرعقیم در ردیف ها به نحوی کاشته می شوند که بتوانند توسط حشرات گرده افشان، از پایه های نر با دور تلقیح شوند. در نهایت ، بذر هیبرید سینگل کراس از ردیف های نر عقیم برداشت می شود.این بذور را می توان بعنوان دو رگ سینگل کراس فروخت.اما غالباً برای تولید بذر هیبرید سه جانبه (تریپل کراس ) به مصرف می رسند. بذور تولیدی ردیف های گرده افشان (پایه های پدری) بسته نیز به عنوان محصول فرعی تولید هیبرید به فروش می رسند.
تولید بذر هیبرید در خانوادة کدوئیان:
در این خانواده،ساختمان گلهای طوری است که می توان با کشت متناوب دولینه و برداشت گلهای نر یک لینه به عنوان پایه مادری ، به تعداد زیاد بذر هیبریدF1 تولید نمود .این عمل از نظر اقتصادی به صرفه نیست چون کلیه گلهای نر و ماده در یک زمان نمی رسند و بایستی عمل برداشت گلهای نر در پایة مادری را هر دو روز یکبار تکرار نمود .با این وصف ، با این طریق می توان بذر هیبرید کافی برای کشت های تجارتی تولید نمود.
شکل اساسی در خانواده کدوئیان اینست که، گونه های این خانواده هتروزیس کافی نشان نمی دهند و هتروزیس مشاهده شده هزینه های تولید بذر هیبرید را جبران نمی نماید. با وصف این امکان بوجود آوردن لینه های برتر از نظر قدرت ترکیبی عمومی در گونه های خانواده کدوئیان و تهیه اقتصادی بذر هیبرید نبایستی نادیده گرفته شود.
در سال 1940، در ایالات متحدة آمریکا مؤسسة کوچکی برای تهیه بذر هیبرید F1 گوجه فرنگی بوجود آمد .در این مؤسسه عمل تلاقی واریته ها با دست انجام می گیرد. هرچند با یک تلاقی بیش از 200 بذر هیبرید بدست می آید، ولی تهیه بذر هیبرید به این طریق برا ی سایر نباتات اقتصادی نمی باشد . چون زارعین و کسانی که علاقه مند به کشت گوجه فرنگی در خانه یا گلخانه هستند بذر هیبرید گوجه فرنگی را به بهای زیاد خریداری می نمایند،تهیه بذر هیبرید این نبات بوسیله دست به صرفه می باشد.
وقتی تهیه بذر هیبرید گوجه فرنگی کاملاً اقتصادی بوده و به مقدار زیاد تولید خواهد شد که بتوان از پدیده نر عقیمی و ژنهای باروری استفاده نمود. بعلاوه بایستی شرایط محیط برای دانه بستن کاملاً مناسب باشد فلفل، یکی دیگر از گیاهان خودگشن است که قدرت تولید بذر هیبرید آن گوجه فرنگی است. در این گیاه نیز تهیه بذر هیبرید F1 بوسیله دست عملی می باشد.
استانداردهای گواهی بذر کشاورزی در ایران:
استانداردهای مشروحه زیر حداقل استانداردهای لازم برای گواهی بذر از نظر خلوص ژنتیکی و تشخیص ارقام است که توسط قسمت کنترل و گواهی بذر مؤسسها صلاح و تهیه نهال و بذر وزارت کشاورزی و با توجه به استانداردهای بین المللی تهیه و تنظیم گردیده و در کلیه استانها مورد استفاده قرار می گیرد. برنامه کنترل و گواهی بذر شامل کاشت ارقام توزیع شده بین پیمانکاران بمنظور تعیین خلوص زنتیکی در مزرعه –تولید- بوجاری و طبقه بندی – نمونه برداری – برچسب زدن و آزمایش تجزیه بذر در آزمایشگاه مطابق با استانداردهای گواهی بذر میباشد. این استانداردها برای گواهی بذور نباتات مختلف به شرح زیر می باشد.

استاندارد گواهی بذر غلات سردسیری
این استاندارد شامل گندم- جو-یولاف- چاودار و تریتیکاله میباشد.
بذر هر رقم خاص از غلات را نباید در زمینی که سال قبل محصول دیگر با ارقام مشابهی که از طرف قسمت کنترل و گواهی بذر قابل محصول دیگری بغیر از غلات یا غیر از همان رقم مورد گواهی کشت شده باشد مانعی برای کاشت این رقم در سال بعد وجود ندارد.

استاندارد مزرعه:
فاصله مزرعه از سایر مزارع (Isolation)
الف: فاصله مزرعه یا ایزولاسیون برای گندم- جو- یولاف و تریکاله
مزارع محصولات این نوع غلات بایستی حداقل بوسیله یک راهرو 3 متری که بصورت نکاشت یا کاشت محصولات دیگر از مزارع سایر ارقام فاصله داشته باشد تا از اختلاط جلوگیری بعمل آید.

ب- چاودار
مزرعه مخصوص تولید بذر طبقات مختلف بایستی حداقل 400 متر از مزارع سایر ارقام چاودار و یا رقم مشابه که خلوص ژنتیکی آن با استانداردهای مصوبه مطابقت نداشته باشد فاصله داشته و فاصله بین چاودارهای دیپلوئید و تتراپلوئید بایستی 5/4 متر باشد.

جزئیات استاندارد مزرعه و نسبت حداکثر بوته مجاز بشرح جدول زیر می باشد.
عوامل بذر پرورده بذر مادری بذر گواهی شده

حداکثرسایر ارقام 1:3000 200 :1 100 :1
حداکثر محصولات غیر قابل تفکیک 10000 :1 10000 :1 2000 :1
حداکثر علفهای هرز غیر قابل تفکیک صفر صفر صفر
2-استاندارد بذر
حداقل استاندارد برای طبقات مختلف بذر غلات (شامل گندم- جو-یولاف-چاودار و تریتیکاله) بشرح زیر می باشد.
عوامل بذر پرورده درصد بذرمادری درصد بذر گواهی شده درصد
حداقل بذر خالص برای 100 96 96
گندم، جو چاودار و ترتییکاله
داقل بذر خالص برای یولاف 100 98 98
حداکثر مواد جامد برای گندم - 4 4
جو چاودار و تریتیکاله
حداکثر مواد جامد برای یولاف - - 2
حداکثر بذر علفهای هرز - - -
حداکثر بذر محصولات دیگر برای 06/0 12/0 25/0
گندم،جو چاودار و تریتیکاله

منابع :
1-سرمدنیا، غ . (1375) . تکنولوژی بذر(ترجمه) . انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
2-اهدائی ، ب. (1373) . اصلاح نباتات. انتشارات بارثاوا مشهد.
3-رستگار ، م. (1376) . کنترل و گواهی بذر .انتشارات برهمند.
4-رستگار ،م. (1372) . زراعت عمومی.انتشارات برهمند.
5-ملک زاده،ف و ف، (1371).گیاه شناسی جلد اول( ترجمه).انتشارات دانشگاه تهران.
6-حسنوند،د.(1375).کنترل و گواهی بذر،جزوه درسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد.
7-زمانیان ، م و ع، زمانی (1382). کنترل و گواهی بذر گیاهان علوفه ای (یونجه و شبدر)،انتشارات دفتر برنامه ریزی رسانه های ترویجی وزارت جهاد کشاورزی.

اعمال مدیریت در دانه های روغنی دیم مناطق مختلف کشور  (دیم کاری)

 

وضعیت آب و هوایی دیمزارهای کشور قابل پیش بینی نبوده بطوریکه تغییرات آن در چند سال گذشته وسیع و از خشکسالی شدید تا سالهای پر باران و از زمستانهای خیلی سرد و بهار خنک تا زمستان معتدل و بهار گرم وجود داشته است. همین امر سبب شده است تا کشاورزی در این مناطق همراه با ریسک بوده و تولیدات زراعی تابع مستقیمی از شرایط اقلیمی گردد. با توجه به وجود عوامل جوی غیر قابل کنترل، مدیریت مزارع دیم مشکل و به همان نسبت پاسخ محصولات به آن تعیین کننده است. با اعمال مدیریت صحیح زراعی می توان در سالهای مطلوب به پتانسیل تولید نزدیک و در سالهای نا مطلوب اثرات فاکتورهای محیطی را کاهش و تولید منطقی داشت.

کشورمان جزء مناطق خشک و نیمه خشک جهان بوده و 54% اراضی قابل کشت کشور بصورت دیم می باشد. مناطق مختلف آب و هوایی کشور از نظر کشاورزی به چهار منطقه تقسیم شده است که شامل : 1- اقلیم گرم و مرطوب سواحل دریای خزرکه دارای متوسط حداکثر درجه حرارت 37 ، متوسط حداقل درجه حرارت 7- و تعداد روزهای یخبندان حدود یکماه و متغیر است. 2-اقلیم گرم و خشک جنوب که دارای متوسط حداکثر درجه حرارت 50 ، متوسط حداقل درجه حرارت 5- و تعداد روزهای یخبندان کمتر از یکماه است. ویژگی این اقلیم شامل آب و هوای گرمسیر با زمستانهای ملایم ، بهار کوتاه و گرم و فصل گرمای طولانی است. 3- اقلیم معتدل سرد که دارای متوسط حداقل درجه حرارت 7- تا 14- و تعداد روزهای یخبندان حدود یکماه تا دو ماه متغیر است. شرایط آب و هوایی این اقلیم بسته به دور یا نزدیکی به کویر و ارتفاعات متغیر است اما عموما دارای زمستان های سرد و ملایم و تابستان های گرم است.

4-اقلیم سرد که دارای متوسط حداقل درجه حرارت کمتراز 14- و تعداد روزهای یخبندان حدود سه ماه است. عموما دارای زمستان های سرد و تابستان های ملایم است.

به علت حجم بالای واردات روغن، در سالهای اخیر دانه های روغنی مورد توجه و حمایت وزارت جهاد کشاورزی قرار گرفته و دیمزارها یکی از عرصه های توسعه این محصولات در نظر گرفته شده است. در شرایط دیم کشور امکان کشت سه محصول روغنی کلزا، گلرنگ و آفتابگردان وجود دارد. بر اساس طرح افزایش تولید روغن نباتی کشور جایگاه کلزا در مناطق دیم گرمسیر، گلرنگ مناطق معتدل سرد و سرد و آفتابگردان در هر سه اقلیم در نظر گرفته شده است.

این محصولات در تناوب با گندم دیم کشت شده و جایگزین آیش می گردند. تفاوت مورفولوژی و فیزیولوژی این محصولات با گندم و عدم آفات و بیماری های مشترک آنها با گندم سبب شده است تا گیاهانی مناسب برای قرار گرفتن در تناوب غلات باشند.

عوامل مهم مدیریت زراعی دانه های روغنی در شرایط دیم شامل تهیه زمین، عمق کشت، میزان بذر مصرفی، کود، کنترل علفهای هرز و رقم می باشد. که در ذیل به آنها اشاره می شود:

سیستم ریشه کلزا ، گلرنگ و آفتابگردان عمیق بوده و مشاهدات نشان داده است که شخم عمیق پاییزه با گاوآهن برگردان دار می تواند ضمن تهویه خاک و بهبود شرایط فیزکی آن به توسعه ریشه ها منجر شده و گیاه با جذب رطوبت از عمقهای پایین تر، کمتر تحت تاثیر خشکی قرار گرفته و عملکرد بهتری داشته باشد. اجرای زیر شکن در اراضی که دارای لایه های سخت زیرین خاک بودند نیز باعث افزایش نفوذ پذیری آب در خاک و توسعه ریشه ها گردید و عملکرد بیشتر را به دنبال داشت. زدن دیسک برای خرد شدن کلوخه ها و تهیه بستر مناسب لازم بوده و در مورد کلزا بعلت بذر ریز بودن آن بسیار مهم است. در کشتهای بهاره انجام خاک ورزی عمیق در پاییز (بطوریکه در بالا ذکر شد) و خاک ورزی سبک (کم عمق) به وسیله پنجه غازی و یا هرس دندانه دار توصیه می شود.

دانه های روغنی بر خلاف غلات تحمل کشت عمیق در شرایط دیم را نداشته و بهترین عمق کشت برای کلزا 1 تا 3 سانتیمتر، گلرنگ 2 تا 3 و آفتابگردان 2 تا 4 سانتیمتر است. عمق کشت مناسب باعث ایجاد سبز یکنواخت در مزرعه شده و در کشتهای پاییزه بعلت جوانه زنی بموقع باعث زود رسی، تحمل بهتر تنشهای سرما و خشکی خواهد شد. از طرف دیگر کشتهای عمیق باعث کاهش سطح سبز، افزایش تراکم علفهای هرز و در نهایت کاهش عملکرد خواهد شد. کاشت عمیق باعث تاخیر در سبز مزرعه شده و نیز با توجه به اینکه گیاهچه قبل از سبز شدن و شروع فتوسنتز از ذخیره بذری (آندسپرم) استفاده می کند لذا در کشتهای عمیق گیاهچه ها با صرف انرژی بیشتری به مرحله سبز شدن می رسند و همین امر حساسیت آنها را به تنشهای محیطی بیشتر می کند.


تاریخ کاشت گیاهان در شرایط دیم به زمان وقوع بارندگی موثر بستگی دارد و به همین علت تعیین یک تاریخ دقیق ممکن نیست. اما بسته به کشت بهاره یا پاییزه می توان تاریخ کشت مناسب را بشرح ذیل تعیین نمود:

در زراعت کلزا در مناطق دیم گرمسیر باید بلافاصله بعد از وقوع اولین بارندگی پاییزه اقدام به تهیه زمین و کشت نمود. آمار بارندگیهای بلند مدت مناطق مختلف گرمسیر نشان می دهد که در اکثر سالها بارندگی موثر در نیمه دوم آبان ماه رخ داده و کشت در این زمان ممکن خواهد بود. تاخیر در کشت بعد از این زمان قطعا باعث کوتاه شدن فصل رشد و در نهایت کاهش عملکرد خواهد شد. بررسی وضعیت مناطق دیم گرمسیر از نظر ارتفاع از سطح دریا نشان داد که در مناطق با ارتفاع پایین (مانند مناطق دیم خوزستان) خسارت ناشی از تاخیر در کشت کمتر از مناطق با ارتفاع متوسط و بالا است. زیرا در مناطق دیم پست زمستانها ملایمتر و فصل رشد در طول زمستان بیش از مناطق دیم مرتفع است بهمین علت تاخیر در کاشت تا حدی قابل جبران خواهد بود. اما بهرحال کشت بموقع همواره عملکرد بالاتری خواهد داشت.

تاریخ کشت پاییزه گلرنگ در مناطق معتدل سرد نیز قبل از وقوع اولین بارندگی موثر پاییزه بوده و بررسی آمار بلند مدت نشان داده است که این بارندگی در دهه دوم آبانماه رخ خواهد داد لذا کشت در هفته اول آبانماه برای این مناطق توصیه می گردد. در کشت بهاره گلرنگ و آفتابگردان نیز کشت در اولین فرصت ممکن و در صورت گاورو بودن زمین در اواخر زمستان مناسب خواهد بود .این تاریخ برای مناطق معتدل سرد اوایل اسفند و در مناطق سردسیر احتمالا اواخر اسفند و یا اوایل فروردین خواهد بود. نکته مهم عدم از دست دادن فرصت کشت است زیرا در این زمان فرصت کوتاهی برای کشت وجود دارد و از دست دادن آن باعث کاهش شدید در عملکرد خواهد شد.

تاخیر در کاشت در کشت پاییزه باعث افزایش خسارت سرما و در نتیجه کاهش تراکم بوته و افزایش تراکم علفهای هرز و نیز افزایش خسارت سرمای بهاره خواهد شد. بررسی تاریخهای کشت بموقع و تاخیری در کلزا نشان داد که سرمای بهاره در کشت بموقع باعث عدم غلاف بندی در انتهای ساقه اصلی ولی در کشتهای تاخیری باعث عدم غلاف بندی در قسمتهای میانی گردید که خسارت ناشی از آن بیش از کشت بموقع بود.

تراکم بوته در واحد سطح، اجزاء عملکرد را بشدت تحت تاثیر قرار داده و در تراکم بهینه، برآیند این اجزاء باعث بروز حداکثر عملکرد خواهد شد. نتایج نشان داده است که بسته به نوع کشت (بهاره یا پاییزه)، بافت خاک، نحوه تهیه بستر، عمق کشت و قوه نامیه بذر میزان بذر مصرفی می تواند تغییر کند. در کشت کلزای دیم مناطق گرمسیر بسته به ارتفاع از سطح دریا میزان بذر مصرفی تعیین می گردد که شامل:

6 تا 7 کیلوگرم در هکتار در مناطق با ارتفاع کم، 7تا 8 کیلوگرم در هکتار در مناطق با ارتفاع متوسط و 8 تا 10 کیلوگرم در هکتار در مناطق دیم گرمسیر با ارتفاع بالا. در کشت بهاره گلرنگ 15 تا 20 کیلوگرم در هکتار و در کشت پاییزه 15 تا 25 کیلوگرم در هکتار. در زراعت آفتابگردان نیز تراکم بوته 45 تا 55 هزار بوته بهترین عملکرد را داشته و برای تامین این تراکم در کشتهای بهاره مناطق سرد و معتدل سرد و نیز کشتهای پاییزه مناطق گرمسیر 6 تا 9 کیلوگرم در هکتار و در کشت انتظاری مناطق سردسیر تا 15 کیلوگرم در هکتار توصیه می گردد. با توجه به محدویت رطوبت موجود در خاک تراکم زیاد بوته در واحد سطح باعث کاهش سهم رطوبتی بوته ها شده و کاهش شاخه زایی، و کاهش اجزاء عملکرد شامل تعداد دانه در غلاف، غوزه و یا طبق، تعداد غلاف یا غوزه در بوته و وزن دانه خواهد شد و در نهایت کاهش عملکرد را بدنبال خواهد داشت. تراکم کم نیز علاوه بر غلبه علفهای هرز باعث ایجاد مشکل در برداشت خواهد شد.

کنترل علفهای هرز در زراعتهای دیم بیش از کشتهای آبی اهمیت دارد زیرا این علفها مصرف کننده رطوبت خاک بوده و زراعت مورد نظر را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. وجود علف هرز گلرنگ وحشی در زراعت کلزا باعث ایجاد مشکل اساسی در زمان برداشت شده و حتی منجر به عدم برداشت محصول شده است. وجود علفهای هرز هم خانواده با دانه های روغنی می تواند مشکلات اساسی ایجاد نماید. علفهای هرز خردل وحشی و شلمی در مزارع کلزا تنها از طریق وجین دستی قابل حدف بوده و بعلت تشابه اندازه و وزن دانه آن با کلزا در بوجاری نیز قابل جدا سازی نیست. اختلاط بذر این علف هرز در مزارع تولید دانه، باعث کاهش کیفیت روغن و در مزارع تولید بذر، باعث ایجاد اختلاط و آلودگی شدید بذر خواهد شد. همچنین بذر علف هرز بی تی راخ در زراعت کلزا و بذر علف هرز گلرنگ وحشی در زراعت گلرنگ قابل جدا سازی از طریق بوجاری نیست. عوامل مهم در کنترل علفهای هرز شامل تهیه زمین، عمق کشت و تراکم بوته در واحد سطح است. استفاده از سموم علف کش نیز بسیار موثر است. استفاده از علفکش گالانت سوپر در کنترل علفهای هرز باریک برگ بسیار موثر است بخصوص اینکه دانه های روغنی در تناوب با گندم دیم قرار دارند و گندم ریزش کرده از سال قبل می تواند بعنوان علف هرز عمل کند. سم لونترل بخوبی می تواند علفهای هرز پهن برگ را در زراعت کلزا کنترل نماید اما هنوز سموم علف کش پهن برگ برای زراعت گلرنگ و آفتابگردان وارد کشور نشده است. از علفکش قبل از کاشت ترفلان نیز می توان در سه محصول روغنی دیم استفاده نمود به شرط آنکه رطوبت خاک در زمان استفاده مناسب باشد.

کنترل علفهای هرز می بایست بطور مداوم و در تمامی زراعتهایی که در تناوب هم قرار دارند صورت گیرد بطوریکه کنترل علفهای هرز پهن برگ در کلزا، گلرنگ و آفتابگردان می تواند تراکم این نوع علفهای هرز را در زراعت گندم

کاهش دهد و بالعکس.

تاثیر رقم بر افزایش عملکرد را به تنهایی حدود 30 درصد برآورد کرده اند اما مزیت مهم رقم اینست که بکارگیری آن توسط کشاورزان نیاز به تکنولوژی جدید و یا ادوات خاصی ندارد و به راحتی با رقم قبلی جایگزین می گردد. در مورد زراعت دیم کلزا بسته به منطقه ارقام دارای اختلافاتی هستند که بشرح ذیل است:

در مناطق گرمسیر مرتفع مانند پلدختر (لرستان) بررسی ها نشان دا د که از نظر زودرسی هیبرید Hyola401 ، RGS003 و Option500بترتیب با فاصله رسیدن حدود 6 روز از یکدیگر قرار داشتند. این امر یکی از دلایل عملکرد بالای این هیبرید نسبت به دو رقم دیگر بوده است. هیبرید Hyola401 با 5/852 کیلو گرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه را دارا بود. در منطقه سرپل ذهاب (کرمانشاه) هیبرید Hyola401 و رقم RGS003 بترتیب با 1343 و 1293 کیلو گرم در هکتار بیشترین و رقم Option500 با 1037 کیلوگرم در هکتار عملکرد بالایی داشت. در منطقه خوزستان عملکرد هیبرید Hyola401 بعلت شاخه زایی بیشتر بطور مشهود بیش از رقم RGS003 بود. در سه دشت باشت، لیشتر و دهدشت در منطقه گچساران نیز هیبرید Hyola401 بترتیب با 1387، 1276 و 11239 کیلوگرم در هکتار در هر سه منطقه بیشترین عملکرد دانه را داشت. آزمایشات ایستگاه تحقیقات گچساران نشان داد که ارقام RGAS0324 و Option500 و هیبرید Hyola401 بترتیب با 1317، 1220و 1183 بیشترین عملکرد دانه را داشته و اختلاف معنی داری از نظر آماری نداشتند. بررسی ها نشان داده است که امکان جایگزینی یک رقم آزادگرده افشان با هیبرید Hyola401 در مناطق گرمسیر مرتفع وجود دارد ولی این امر در مناطق گرمسیر پست بسیار دشوار است.

در زراعت دیم گلرنگ بعلت عدم معرفی یک رقم سازگار با شرایط دیم تا کنون ارقام معرفی شده برای شرایط آبی در دیم نیز کشت می شده است. اما تلاشهای چند ساله منجر به شناسایی لاین در دست معرفی PI-537598 گردید که در تمامی آزمایشات داخل ایستگاههای تحقیقاتی و نیز مزارع زارعین نسبت به شاهدها برتر بوده است. این لاین در کشت پاییزه مناطق معتدل سرد و کشت بهاره مناطق سردسیر کشور قابل توصیه است.

وضعیت آفتابگردان دیم نیز همانند گلرنگ بوده و تا کنون رقم مناسب برای شرایط دیم معرفی نشده است. اما گزینش از درون ارقام آزاد گرده افشان از چندین سال قبل شروع و در سالهای آتی می توان به رقم یا ارقام مناسب دیم دست یافت.

پرورش قارچ

 فصل کاشت:

بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماههای مهر تا آذر است ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل نمودن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد می توان قارچ را در ماههای دیگر سال تعمیم داد.

بطور کلی طرز پرورش قارچ مخصوص به خود آنست و می توان آنرا در محیط تاریک پرورش داد و بجز نور مستقیم آفتاب، هر مقدار نور را تحمل می کند. در هر صورت در محل پرورش قارچ علاوه بر آنکه، بایستی تهویه هوا به خوبی انجام گیرد، درجه هوای محیط پرورش نیز باید بین 15 - 10 درجه نگهداری شود. علاوه بر این محل پرورش بایستی کاملا تمیز، قابل شستشو و فاقد درز یا محلی برای پرورش باکتریها، حشرات و قارچهای مضر باشد.

 

اطاق پرورش قارچ:

عرض اطاق پرورش بایستی بحدی باشد که بتوان از راهروهایی که برای آن تعبیه می گردد، براحتی عبور نمود( حدود 70 سانتی متر) عرض طبقات پرورش قارچ را نیز حداکثر 180 سانتی متر در نظر می گیرند تا بتوان از دو طرف به وسط بستر قارچ دسترسی پیدا نمود و چنانچه طبقات پرورش قارچ در کنار دیوار باشد عرض آنرا حداکثر 90 سانتی متر قرار می دهند. همچنین می توان قارچ را در جعبه های چوبی در اندازه 60 در 90 سانتی متر و عمق 20 تا 25 سانتی متر پرورش داد. به منظور صرفه جویی در هزینه اولیه می توان، هر طبقه را با تخته های سه سانتی متری به عرض 90 تا 180 سانتی متر پوشانده و کود را مستقیما کف هر طبقه ریخته و قارچ را در آن کاشت و به این طرتیب احتیاجی به جعبه های چوبی نخواهد بود. طبقه بندی ها معمولا در طول اطاق پرورش انجام می گردد. روی سطح زمین نبایستی طبقه ای مستقر نمود، حداقل فاصله بین طبقه اول تا کف زمین 15 سانتی متر و فاصله هر طبقه از هم 60 سانتی متر می باشد.

بطور معمول برای پرورش قارچ در خانه فقط سه طبقه در نظر می گیرند و چنانچه اطاق به حد کافی وسیع باشد یک ردیف در طول اطاق در مجاور دیوار و یک طبقه (دو طرفه) در وسط و یک طبقه در طرف دیگر اطاق قرار می دهند بطوریکه دو راهرو به عرض 70 سانتی متر در دو طرف طبقه وسط، 180 سانتی متر باشد.

در یک اطاق بزرگ به طول 9 و عرض 5/6 متر می توان مساحتی در حدود یکصد متر مربع برای پرورش قارچ آماده نمود که از این سالن در هر فصل برداشت می توان استفاده نمود. و به 8 تا 850 کیلو قارچ دست یافت و چنانچه کاشت قارچ در جعبه های چوبی انجام گیرد تولید محصول از این میزان تا حدی بیشتر خواهد شد و در سالنی به ابعاد 5/9 و عرض 5/6 متر تعداد 180 جعبه جایگزین می گردد که محصول آن در یک فصل برداشت به حدود یک تن می رسد.

چنانچه محل پرورش قارچ محدود و کوچک باشد میزان احتیاج به کود و محلیکه باید آنرا تخمیر نمود، متناسب می باشد. لذا ترجیح داده می شود یک محوطه بتونی به ابعاد 5/1 متر ساخته و در مجاور آن محلی برای خروج آب مازاد کود در نظر بگیرند که فاضل آب را بتوان داخل سطل یا یک مخزن بتونی کوچک به ابعاد 40 سانتی متر وارد نمود. کف مخزن اصلی را به ضخامت 15 سانتی متر کاه ریخته و روی سطح کاه یک جعبه ای به ابعاد یک متر از جنس تور سیمی ضخیم که شبکه سوراخهای آن 5/0 سانتی متر باشد بطوری قرار می دهند که از هر طرف با دیواره مخزن بتونی 25 سانتی متر فاصله داشته باشد و اطراف این توری را از کاه پر نموده و داخل توری را از پهن اسبی مخلوط با کاه پر نموده و پهن را خوب متراکم نموده و سطح کود را نیز بطور کنبد مانند توده نموده تا آب باران به داخل توده کود نفوذ ننماید.

پس از 3 تا 4 روز به علت فعالیت باکتریهای تخمیر، درجه حرارت محیط توده به 70 درجه می رسد و مقداری از حجم توده کم می شود و در این موقع تمام توده کودی را که در مخزن قرار دارد برای هوادهی به محوطه مجاور توده برمی گردانند و در موقع برگرداندن کود بایستی سعی کرد حتی الامکان به تمام ذرات کود، هوا برسد تا اکسیژن مورد نیاز باکتریهای مخمر تامین گردد و پس از چند ساعت این توده را مجددا به داخل مخزن بذری ریخته و سطح آنرا با کاه بحد کافی انباشته تا سطح کود گنبدی شکل بشود. چنانچه در مخزن کوچک مجاور محل تخمیر فاضل آب جمع شده بوسیله سطل آنرا روی سطح کود می پاشند تا رطوبت توده تامین گردد مدت عملیات بین 15 - 10 روز به طول می انجامد و در این مدت 3 - 4 مرتبه بایستی کود برگردان بشود. و در خاتمه دوره سوم یا چهارم کود به رنگ قهوه ای تیره در آمده و ذرات آن ترد و شکننده شده و بوی مطبوعی از آن به مشام می رسد و چنانچه این شرایط در کود مشاهده نشود دلیل بر آن است که عملیات تخمیر به خوبی انجام نگرفته و در نحوه کار اشکالی وجود داشته است.

 

نحوه اسکلت بندی:

اسکلت بندی طبقات از نبشی 10 -12 که با ضد زنگ رنگ شده باشد و یا از الوار چهار چوب 10 سانتی متری ساخته می شود و بین ستونها چهار چوبی 5 سانتی متری پیش بینی می گردد. فاصله ستونهای عمودی از یکدیگر 5/1 متر و این فاصله در دو طرف بستر، بایستی حفظ گردد.

 

تهیه بستر برای پرورش قارچ:

بهترین ماده برای پرورش قارچ، پهن اسبی و کاه می باشد. برای تهیه کود جهت پرورش قارچ مقداری پهن اسبی و کاه را مخلوط نموده و در ابعاد مناسبی در حدود 3 متری آنرا انبار نموده و آنها را روی هم بخوبی بکوبید.(لگد کنید) تا متراکم شود بطوریکه از نفوذ باران به داخل آن جلوگیری گردد. پس از مدتی کوتاه عملیات تخمیر داخل توده کود شروع می شود و درجه حرارت محیط کود بالا می رود. همچنین می توان قبل از توده کردن کود مقداری آهک در حدود یک پنجم حجم پهن به آن اضافه و کاملا مخلوط کنید. سپس آنرا توده نمود این عمل باعث می گردد که عمل تخمیر به تعویق بیافتد و در عین حال آمونیاک تولید شده را جذب و علاوه بر آن مقداری از رطوبت اضافی کود را جذب نماید. بعد از سه روز مجددا این توده را برگ و هوا داده و آنرا مانند دفعه اول، انباشته و روی آنرا بکوبید. سطح آنرا شیب دهید تا آب باران به داخل آن نفوذ نکند و این عمل به فاصله 4 - 2 روز، چهار تا شش مرتبه باید تکرار گردد. لازم به یادآوریست که چنانچه در مرحله اول به کود، آهک داده شده فاصله برگردان کود چهار روزه و در صورتیکه آهک داده نشده باشد فاصله برگردان کود دو روز می باشد.

باید توجه داشت که بایستی دقت و مراقبت در نگهداری میزان رطوبت و حرارت داخل توده به عمل آید. زیرا هر اندازه مقدار رطوبت پهن زیاد باشد، محیط داخل کود، اسیدی شده و کود غیر قابل استفاده می گردد. بخصوص در موقع برگردان کردن کود، چنانچه مشاهده شود که کود بسیار خشک است، بایستی مقدار کمی غبار آب روی آن پاشید، از علائم مشخصه میزان رطوبت کود، آزمایش آنست، چنانچه مقداری کود را در دست بفشارید، نبایستی قطرات آب، از لای انگشتان(در هنگام فشار دادن) بچکد و فقط کافی است در اثر فشار به کود، کف دست، تر بشود. پس از آماده شدن بایستی اطاق پرورش را مجهز نمود.

 

طرز کاشت قارچ در اطاق پرورش:

پس از آماده شدن کود آنرا به داخل سالن انتقال داده و روی سطح هر ردیف به ضخامت 15 سانتی متر کود را گسترده و سطح آنرا کاملا مسطح می نمایند و این عمل را بایستی خیلی به سرعت و بدون آنکه کود حرارت خود را از دست بدهد انجام داد. پس از تکمیل و انجام کار کلیه درها و منافذ را بسته و مدت چهار روز کود را بحالت خود واگذار کنید تا درجه حرارت کود و محیط اطاق بالا برود و حدود 54 تا 60 درجه برسد و این حرارت به مدت 30 -48 ساعت ثابت باقی بماند، بعد از آن درجه حرارت کود پائین آمده و به 54 درجه می رسد. این عمل را عرق کردن محیط کشت می نامند در حقیقت در این حرارت قسمت اعظم از محیط در اثر حرارت زیاد ضد عفونی شده و لارو حشرات و غیره از بین می روند.

از این تاریخ به بعد تا مدت 5 روز درجه حرارت محیط بستر 10 - 12 درجه پائین می آید تا آنکه درجه حرارت به 23 الی 24 درجه می رسد. این درجه حرارت برای کاشت قارچ مناسب خواهد بود.

 

اسپر آماده کاشت:

اسپر قارچ را نمی توان مستقیما کاشت زیرا امکان دارد همراه با اسپر قارچ تعداد زیادی قارچهای سمی و غیر مفید وجود داشته باشد. بنابراین بایستی از اسپر آماده کاشت بنام اسپون که در محیط کاملا استریل، محفوظ و سلکته شده رشد کرده و به حالت خواب در آورده اند استفاده نمود.

طرز عمل و تهیه آن بدین ترتیب است که اسپر قارچ خالص شده را در محیط کاملا استریل آزمایشگاه قبلا پرورش داده، بطوریکه میسلیوم قارچ رشد خود را شروع نماید. سپس آنرا در حالت عقیم برده و مانع رشد بیشتر آن می شوند و در محیط کاملا استریل و محفوظ بنام اسپون قارچ به فروش می رسانند.

 

طرز کاشت اسپون:

یک قطعه اسپون را که در محیط بسته و کاملا استریل محفوظ است باز کرده و به دوازده قطعه کوچک تقسیم نموده و قبلا سطح خاک بستر را به فاصله 25 سانتی متر، قطعه چوبهای در خاک بستر فرو برده و علامت گذاری کنید. در محل هر سوراخ قسمتی از خاک را تا عمق 5 سانتی متر با وسیله ای خارج کرده و با دست چپ یک قطعه اسپون بجای آن گذاشته و روی آنرا بپوشانید بطوریکه عمق کاشت 3-5 سانتی متر از سطح خاک باشد و به همین ترتیب پیش بروید تا کلیه بستر کاشت شود.

 

پوشاندن سطح بستر:

ده تا چهارده روز بعد از تاریخ کاشت اسپون، بایستی سطح کشت را به وسیله یک لایه دو سانتی متری خاک استریل شده پوک و منفذدار پوشانده و کاملا آنرا مسطح و یکنواخت نمود. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی 5/15 درجه باشد. باید توجه داشت که در موقع روکش کردن بستر، اسپون ها باید رشد خود را شروع کرده باشند و میسلیوم قارچ در اطراف محلی که اسپون کاشته شده رشد نموده و گسترش پیدا نموده باشند. در این موقع بوی مطبوع قارچ در محوطه و در محل بستر به مشام می رسد و در این موقع باید کاملا دقت شود تا به هیچ وجه، بستر کشت تکان نخورد و جابجا نشود و مخصوصا اگر تخته کف و طبقات شکم داده و یا قدرت نگهداری بستر خاک را نداشته باشد میسلیوم قارچ ها پاره شده و تمام محصول از بین می رود.

پس از پوشش نمودن سطح بستر، میسلیوم رشد سریع خود را شروع کرد و برای تسریع در رشد میسلیوم، درجه حرارت محیط بایستی بین 5/16 - 14 درجه باشد. در صورتیکه درجه حرارت محیط کشت خیلی بالا باشد، بکار بردن آهک در مخلوط خاک پوشش بستر صلاح نمی باشد.

 

شرایط برای پرورش و رشد قارچ:

تهویه

تهویه در محیط اتاق کشت باید بطور یکنواخت انجام شود و نبایستی روی سطح کشت را بیش از حد نیاز هوا داد و تهویه در کلیه نقاط اطاق بطور یکنواخت باشد.

 

درجه حرارت:

چنانچه درجه حرارت بستر کشت به کمتر از 14 درجه برسد و درجه حرارت محیط اطاق به حدود 5/7 درجه برسد بایستی اطراف بستر را با پارچه ضخیم پوشاند تا مانع تبادل حرارت به محیط شود. برای سرعت رشد قارچ می توان درجه حرارت محیط را به 5/14 درجه رساند و میزان تهویه را بالا برد ولی باید دقت شود که جهت حرکت هوا به طرف سطح قارچ نباشد.

 

رطوبت هوا و آبیاری:

در موقع تشکیل قارچ، محیط اطاق احتیاج به رطوبت دارد. بطور متوسط بهترین درجه رطوبت برای کشت بین 70 - 80 درصد می باشد. چنانچه درجه رطوبت هوا از این مقدار کمتر شود سطح کلاهک ها ترک برداشته یا سطح کلاهک قارچ لک دار می شود علاوه بر این سطح بستر خشک شده و احتیاج به آبیاری بیشتری دارد. برای تقلیل میزان رطوبت هوا لازم است در نقاط مختلف اطاق، رطوبت سنج های کار گذاشته شود و بطور مرتب مورد بازدید قرار گیرد. در صورتی به علت خشک شدن خاک سطح بستر، احتیاج به آبیاری است. بایستی به وسیله غبار پاش روی سطح خاک آنهم بحدی که آب در سطح بستر جریان پیدا نکند و یا در یک جا جمع نشود آبپاشی کنید. آبیاری را با آب خالص و با درجه حرارت 32 درجه و بسیار با احتیاط انجام دهید.

 

درجه حرارت محیط:

چند هفته پس از روکش کردن سطح بستر، میسیلیوم های قارچ تمام سطح بستر را پر نموده و بطور متوسط 7-8 هفته پس از کاشت اسپون، قارچ های کوچک سر سنجاقی در تمام سطح کشت ظاهر می شوند. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی بین 10 -14 درجه باشد ولی هر اندازه قارچها رشد بیشتری پیدا نمایند می توان درجه حرارت را از 14 به 5/16 رساند و میزان تهویه را نیز بالا برد ولی باید دقت کرد که جهت حرکت هوا، به طرف سطح قارچ نباشد.

 

تقویت خاک بستر:

پرورش قارچ در منزل

 

برداشت محصول:

به محض آنکه رشد قارچ بحد کافی رسید و تاج آن شکل کامل خود را پیدا نمود بایستی قارچهای رسیده را جمع آوری نمود و بطور مرتب در طول بستر کشت، بررسی کرد و قارچهای رسیده را جمع آوری کرد. قارچهایی که ترک برداشته و چتر آن باز شده باشد ارزش بازاریابی ندارند. علاوه بر این وزن آن کم می شود و همچنین قارچهایی که زودتر از موقع چیده شوند وزن آنها سبک بوده و از قارچهای درجه دو محسوب شده و ارزش غذایی کمتری دارد.

در موقع جمع آوری نباید از سبدهای بزرگ برای این منظور استفاده نمود. زیرا فشار قارچهای روی سبد موجب می گردد که قارچهای زیرین خراش برداشته و سیاه شوند برای جمع آوری قارچ، کافی است کلاهک را در دست گرفته و یک پیچ به آن داده تا پایه آن از زمین جدا شود و بلافاصله ساقه کثیف و آلوده را با چاقوی تیز قطع کرد. و قارچ تمیز را داخل سبد گذاشته و حتی المقدور جمع آوری با دستکش انجام گیرد. بهره برداری هر 15 روز یکبار انجام می گیرد و این برنامه مدت دو تا سه ماه به طول می انجامد.

 

بسته بندی:

قارچهای چیده شده را به اطاق سرد و خنک انتقال داده و در اسرع وقت نسبت به درجه بندی آن اقدام نموده و قارچهای لک دار و ناقص و کج و ناجور را جدا کرده و برای مصارف تهیه پودر در قارچ و کچ آپ فرستاده و قارچ های سالم را در بسته های درجه یک و درجه دو به بازار عرضه کنید.

پس از آنکه قارچها بزرگ شده و نزدیک به برداشت شوند می توان روی سطح بستر کود مایع پاشید ولی باید دقت نمود که روی کلاهک قارچ پاشیده نشود این عمل در بالا بردن میزان محصول بسیار موثر است.

اسپرس

 

 

مقدمه:

اسپرس گیاهی است از تیره Leguminosae  زیر تیره  Papilionaceae و قبیله  Hedysareae و جنسOnobrychis كه دارای مقاومت چندین صد ساله در كشور می باشد . در گزارش های مختلف تعداد 50 الی 70 گونه از این جنس را در ایران گزارش نموده اند كه در بین این گونه ها گونه D.viciifoliae از نظر خصوصیات زراعی مطلوب ترین بوده و عموما منظور از اسپرس این گونه می باشد

گیاهشناسی

اسپرس گیاهی است چند ساله بدون تیغ كه دارای ریشه عمیق به قطر یك متر تا پنج سانتی متر و عمق چند متر با انشعابات جانبی بسیار (تقریبا دو برابر یونجه)می باشد. ساقه های این گیاه قائم , تو خالی با ارتفاع حدود یك متر كه از قسمت طوقه برخاسته است. برگ های اسپرس شانه ای متقابل كه معمولا دارای 7 تا10جفت برگچه به شكل بیضی می باشند .

اسپرس دارای گل آذین خوشه ای منفرد و قائم به طول 10 تا 15 سانتی متر كه واجد دست كم ده گل صورتی یا سرخابی( Pink) با رگه های قدری تیره است . هر گل آذین دارای پنج گلبرگ شامل 2 بال, ناو و یك درفش می باشد كه اندام نر و ماده گیاه در داخل دو گلبرگ ناو بوده و با اندك فشار به این گلبرگ ها آزاد می شوند. میوه این گیاه به صورت غلافی تا شكوفا به شكل عدس سطح خارجی آن مشبك و بر جسته می باشد . درون هر غلاف یك دانه منفرد قلوه ای شكل, با سطح صاف به رنگ قهوای, زیتونی روشن یا تیره به طول 3 میلی متر كه ناف آن در میانه مقعر می باشد.  

 

امتیازات این گیاه را می توان در موارد مختلفی جستجو نمود كه از آن جمله می توانیم به موارد زیر اشاره نمائیم :

عدم ایجاد نفخ در دام كه به همین دلیل به عنوان یك گیاه علوفه ای برای ایجاد چراگاه ایده آل می باشد.

مقاومت به آفاتی نظیر سر خورطومی ساقه, برگ و ریشه یونجه باعث گردیده كه در بعضی از مناطق دنیا از جمله امریكا به علت حمله شدید آفات مذكور در غرب این كشور از این گیاه به عنوان یك گیاه مقاوم استفاده شود .

مقاومت  به سرما از جمله مواردی است كه باعث شده تا اسپرس در پاییز به مدت طولانی تر از یونجه به رشد خود ادامه بدهد و در بهار زود تر فعالیت رویشی خود را آغاز نماید. موضوع اخیر در بررسی های مشاهده ای در مناطق سردسیر كشور رویت گردید.

بهبود كیفیت فیزیكی و شیمیایی خاك را باعث می گردد چون از طرفی به دلیل داشتن ریشه های عمیق باعث شكسته شدن لایه های نفوذ ناپذیر زیرین خاك و از طرفی دیگر به دلیل غدد تثبیت ازت, باروری خاك را باعث می شود . ضمنا به علت داشتن همین ریشه های عمیق و قدرت استقرار بالا , جهت جلوگیری از فرسایش آبی و بادی خاك در شیب های تند قابل استفاده است .

جذابیت گل های این گیاه برای زنبور عسل باعث شده تا در افزایش تولید عسل زنبور داران در مناطق زنبور داری از این گیاه استفاده شود .

تهیه زمین و كاشت اسپرس

نوع خاك

اسپرس در اراضی آهكی و خشك و نسبتا سبك به خوبی رشد می كند و بر عكس در زمین ها زهدار كه دارای سفره زیر زمینی بالا و اراضی شور و اسیدی محصول چندان خوبی تولید نمیكند . بطور كلی نباید اسپرس و یونجه را از نظر تناسب استفاده در یك منطقه با یكدیگر مقایسه نمود و معمولا در مناطق مناسب برای یونجه كمتر به كشت اسپرس مبادرت می شود .

زمان كاشت

مناطق مهم كشت و كار اسپرس در ایران : اردبیل, كردستان , شهر كرد , آذربایجان شرقی و غربی , اصفهان , دماوند و فیروزكوه , قزوین , زنجان , طالقان و بعضی دیگر از مناطق سردسیری كشور می باشد و در تمامی مناطق فوق الاشاره به علت مقاومت گیاهچه به سرما می توان این گیاه را به صورت پاییزه وبهاره كشت نمود البته در ایتن ارتباط بهتر است در پاییز قبل از فرا رسیدن سرمای زمستانه و یخبندان گیاه به مرحله 2 تا 3 برگی رسده باشد و در بهار احتمال یخبندان زمین وجود نداشته باشد .

میزان بذر مصروفی

به طور كلی صورت رعایت نحوه و تاریخ كاشت میزان بذر مورد نیاز برای كاشت در دامنه 30 تا 50 كیلو گرم در هكتار می باشد كه مقدار دقیق توصیه شده به كیفیت بذر و شرایط میكرو  و ماكرو كلیمایی بر می گردد .

كوددهی

در رابطه با نیاز كودی اسپرس ذكر این مساله ضروری است كه این گیاه به دلیل داشتن غدد تثبیت  در ریشه های فرعی خود توانایی استفاده از ازت آزاد هوا را دارد و به همین دلیل بعد از رشد و توسعه كامل ریشه و شرایط مناسب برای فعالیت غده های ریزوبیوم نیاز به تامین ازت از طریق كود ازته متصور نیست ولی در سال اول كاشت به دلیل عدم تكامل ریشه ها و غدد مذكور نیاز به حدود 150 تا 200 كیلوگرم در هكتار اوره همزمان با كاشت و 200 تا 250 كیلوگرم در هكتار فسفات آمونیوم قبل از كاشت می باشد .

كنترل علف هرز

برای كنترل علف هرز پهن برگ و نازك برگ یكساله مزرعه اسپرس بهتر است در سال اول . چین اول زود تر از موعد تعیین شده برای برداشت اسپرس انجام شود . ترجیحا بایستی این برداشت زمانی انجام شود كه علف های هرز تولید بذر ننموده باشند و برای كنترل علف های هرز چند ساله به طریق مكانیكی عمل می شود و در اینمورد استفاده از كولتیواتور در فاصله بین ردیف ها موثر می باشد .

از انجا كه اسپرس در دام ایجاد نفخ نمی كند امكان استفاده گیاه در چراگاه ها و مراتع می باشد و برای اینكه به دوام و قدرت رشد بعدی گیاه لطمه وارد نشود دام را در مرحله تولید جوانه گل و ارتفاع 20 سانتی متری در مزرعه رها نمائیم .

منابع مورد استفاده

1-       نشریه سازمان تحقیقات , آموزش و ترویج كشاورزی

2-       ارشاد  , جعفر و فهیمه مهریان , 1361 . بیماریهای اسپرس در ایران .

3-       رضائی, عبدالمجید و بهرام گرامی , 1363 . بررسی های اسپرس

 

زعفران

زعفران Saffron

 

 crocus sativus:

 

مقدمه:

زعفران يکي از قديمي­ترين گياهان ادويه­اي و دارويي است که همواره مورد توجه مردم بوده است. عده اي از پژوهشگران منشأ زعفران را ايالت قديم ماد ايران مي­دانند ، در حالي­که عده­اي ديگر مبدأ زعفران را منطقه وسيع­تري از زمين مي­دانند و معتقدند که منشأ زعفران يونان، ترکيه، آسياي صغير و ايران مي­باشد و سپس کشت آن از مشرق تا شمالي­ترين نقاط هندوستان و چين و از غرب تا اسپانيا گسترش يافته­است. با توجه به شرايط اقليمي کشور ما که آب يکي از عوامل اصلي محدود کننده توسعه کشاورزي است، زعفران اين گياه کم توقع از بازده اقتصادي بالايي برخوردار است. زيرا زمان مصرف آب در زراعت زعفران موقعي از سال است که ساير محصولات به آب نيازي نداشته يا حداقل با مشکل کم آبي مواجه نمي­باشند. اين گياه در دوران خواب زمستاني هم نياز به آبياري ندارد و رويش گياه زعفران در فصل سرد پائيز و زمستان موجب مي­شود که اين گياه آفات و بيماري­هاي مهمي نداشته و به سمپاشي­هاي مکرر نياز ندارد. سرزمين پهناور ايران قطعاً بزرگترين توليد كننده زعفران جهان است و به دليل دارا بودن تنوع آب و هوايي، بسياري ازمحصولات باغي و زراعي از جمله زعفران آن، داراي بالاترين درجه كيفيّت مي­باشد. گل زعفران در بسياري از استان­هاي ايران كشت مي­شود، ليكن بيشترين مقدار زعفران كشور در استان خراسان توليد ميگردد. ايران با سطح زيركشتي در حدود 41325  هكتار و توليد ساليانه 150 تا 170 تن زعفران، با بيش از 80% توليد جهاني، بزرگترين توليد كننده زعفران از نظر كميّت و كيفيّت در سطح جهان مي­باشد. كشور يونان با توليد ساليانه 7/5 تن، مراكش 3/2 تن، كشمير 3/2 تن، اسپانيا 1 تن و يا كمتر، ايتاليا 1/0 تن يا كمتر پس از ايران به ترتيب مقام­هاي دوم تا ششم توليد زعفران جهان را در اختيار دارند. در دهه اخير، تعداد كشورهاي خريدار زعفران ايران افزايش يافته و در سال 1380 ايران زعفران را به 43 كشور صادر کرده است.

کشت زعفران در حال حاضر در ايران به استان خراسان جنوبي (95 درصد) و استانهاي اصفهان، کرمان، مرکزي، يزد، کرج و فارس (5 درصد) منحصر گرديده است. همچنين کشت زعفران علاوه بر ايران و اسپانيا در کشورهاي فرانسه، يونان، الجزاير، مصر، مراکش، ايتاليا، آلمان، استراليا، مکزيک، هندوستان، پاکستان، چين و ترکيه کم و بيش متداول شده­است.در حال حاضر حدود 100 هزار خانوار در فرآيند کاشت، داشت و برداشت زعفران فعاليت مي­کنند و جمعيت 500 هزار نفري مخصوصاً در نواحي گرم و خشک و کويري کشور در استان خراسان از طريق زعفران امرار معاش مي­کنند.تقاضاي فعلي جهان حدود 170 تن مي­باشد و با توجه به کاربردهاي فراوان زعفران، اگر هر نفر 25/0 گرم زعفران در سال مصرف کند، جمعيت 6 ميلياردي جهان متقاضي 1500 تن زعفران خواهد بود و اين تقاضا فقط براي مصرف شخصي است و مصارف دارويي و غذايي بر آمار فوق افزوده خواهد شد.زعفران به دليل داشتن رنگ وعطر ارزش زيادي داشته واز قديم براي اين ادويه برخي خواص پزشكي را نسبت مي دادند .

پیشینه تاریخی زعفران:

زعفران از گیاهان بومی ایران است که در سرزمین اصلی آن از زمان حکومت مادها در دامنه کوههای الوند در همدان و حوآلی ان بوده است . گفته می شود ایرانیان نخستین قومی بوده اند که در این گیاه ارزشمند را شناخته و به کشت و پرورش آن پرداخته اند . قدیمی ترین اثری از زعفران که در تاریخ مدون ایران به چشم می خورد اشاره ایست که اشیل نمایش نامه نویس سده های قبل از میلاد یونان به رنگ زعفران جورآب داریوش کبیر می نماید . به شواهد تاریخ در تمام دوره های هخامنشیان ، اشکامنیان ، ساسانیان زعفران در غرب فلات ایران کشت می شد و به مصرف می رسید . ولی با آغاز لشگر کشی اعراب سفر تاریخی جود را آغاز کرد . نخست راهی اصفهان گردید و از آنجا به قم و طبرستان رسید تا از 800 سال قبل که در شرق فلات ایران مامن امنی جست و به ان ظبیعت خشک و کم آب خو گرفت و به دست توانای مردمان ان سرزمین از نسل به نسل دیگر حفظ گردید و برأی امروز باقی ماند .

 موارد استفاده از زعفران در آن زمان :

1ـ به عنوان یک ماده رنگی در حاشیه لباس بزرگان روم و سایر تزئینات رنگی به کار می رفت .

2ـ به عنوان عطر همراه با سایر عطر ها در سالنها ، دادگاهها ، تاترهاو حمامها مورد استفاده قرار می گرفت .

3ـ به عنوان دارو توسط پزشکان تجویز می گردید .

4ـ در موارد خوراکی به خاطر عطر و طعم ان مورد استفاده واقع می شد .

 در ایران باستان نیز در مجالس جشن و سرور همراه با دیگر عطرها به کار می رفت . به عنوان مواد ارایشی توسط همسر امپراتور و سایر بزرگان مورد استفاده قرار می گرفت و برأی تحفه و پیشکش در ردیف زرو درهم بخشیده میشد . در ایران رسم زعفران پاشی در مراسم استقبال از بزرگان و فاتحان معمول بود از آنجاکه یونان ، روم و مغولستان از دیر باز در ارتباط و غالبا در ستیز بودند گفته می شود که ایرانیان زعفران را به روم شناساندند . در حمله مغول به ایران زعفران به چین راه یافت . سپس از اندلس ( اسپانیا) توسط اعراب و مسلمانان ایرانی تبار در قرن دهم کشت و زعفران در این کشور رواج یافت . در قرن هجدهم کشت زعفران در ناحیه walden در انگلستان رواج یافت و امروز این محل به نام saffron walden معروف است . به نظر می رسد که در جریان لشگر کشی مسلمانان به کشمیر کشت زعفران هندوستان نیز معمول شد زیرا که در منابع قبل از اسلام از کشت و تولید زعفران در این کشور سختی به میان نیامده است . در هندوستان از زعفران در مصارف خوراکی و ارایشی استفاده می شده است و زنان هندی خالی زعفرانی بر پیشانی می گذارند .

در عصر هخامنشیان به کشاورزی و باغداری توجه خاصی میشده و داریوش شخصا به کشت و کار گیاهان علاقه مند بوده است . در ان زمان کیمیا گری و دارو سازی ترقیات زیادی کرده و از انجمله معجونی برأی رفع خستگی بزرگان می ساختندکه از زعفران و هل و دارچین با خواص مفرح و تقویت کننده تهیه شده بود . از زعفران در تهیه نوعی نان مخصوص برأی درباریان استفاده می شد .

در دوره پارتها ایران از نظر اقتصادی رابطه جود را با بابل ، سوریه و فلسطین تقویت نمود و زعفران را به این کشورها صادر کرد . زنان خوش پوش پارتی معجونی از نوعی شیره گیاه ی همراه با چربی تن شیر و زعفران و شرآب خرما تهیه کرده جهت ارایش استفاده می نمودند . در دوره ساسانیان از زعفران علاوه بر مصارف خوراکی و درمانی و ارایشی ، در رنگ کردن ابریشم و پارچه و الیاف فرش استفاده می شده است .علاوه بر این از زعفران در تهیه کاغذهای رنگین استفاده می شده و نامه های درباری بر کاغذهای اغشته به گلآب و زعفران تحریر می گردیده است . بنابراین ملاحظه می گردد که زعفران در یک دوره طولانی 2500 ساله به عنوان یک عنصر رنگی و عطری در متن زندگی روزمره ایرانیان حضور دائم داشته و به همان بندها ، پل ها ، تخت جمشید ها و مسجد ها به صورت یک میراث فرهنگی باقی مانده است . با این تفاوت که ابنیه تاریخی اثاری جامدند و ثابت و این یکی از اثریست جاندار و متحرک که برأی حفظ و بقای خود سفری چند ساله و طولانی غرب به شرق را نیز متحمل گردیده است .

موارد استفاده :

موارد استفاده از زعفران در اروپا ودر مشرق زمين بسيار گسترده بوده وبه عنوان دارو,رنگ نساجي ,مصارف آشپزي,صنايع شيريني سازي وهمچنين براي مراسم مذهبي بكار گرفته مي شده است.از زعفران غالبا"به جهت عطر وطعم ورنگ زرد خاصي كه دارد در غذاها وبه ويژه همراه برنج مصرف ميكنند.

خواص درماني :

بر حسب آزمايشهايي كه در اروپا انجام شده است زعفران خاصيت كاهش چربي وكلسترول خون وافزايش نفوذ اكسيژن در پلاسما را ازخود نشان داده است .ضد اسپاسم زعفران به عنوان آرام بخش در طب عوام نقاط مختلف جهان  اشتها آور ومقوي معده استفاده مي شود .درمان درد معده وشكم وآسم مصرف در كشور آلمان زعفران به عنوان آرام بخش  مي شود .بزرگ شدن طحال بزرگ شدن كب يرقان تب سرخك جهت درمان اسهال خوني ديابت وگاهي به عنوان ماده تعرق وبا  هيستري عفونت دستگاههاي اداري ماليخوليا  آور استفاده ميشود.      

ترکیبات شیمیایی

زعفران دارای مواد چرب ، املاح معدنی و اسانس های فراوان می باشد . رنگ زعفران مربوط به ماده ای به نام کروسین است که در ان وجود دارد پیاز زعفران سمی است و مصرف بیش از حد ان برأی حیوانات کشنده است . زعفران داراي مواد زيادي است از جمله: الف- اسانس، كه همان بوي خوش زعفران است. ب- كروسين يا مادّه رنگي زعفران. ج-هتروزيد تلخ، كه هضم غذا را در معده آسان مي كند.

زعفران داراي(3/1 تا 5/7) درصد روغن است كه مصارف دارويي دارد.

بو و طعم تند و قوی آن به علاوه خوشبویی زیاد آن جالب توجه می باشد .

ویژگیهای گیاه شناسی :

 بررسی ویژگیهای گیاه شناسی زعفران به شناخت بهتر علمی این محصول پر ارزش کمک می کند . زعفران دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که آنرا از سایر گیاهان متمایز می سازد . در زمانی که کمتر از گل و گلزار اثری است و دست سرد طبیعت گرمای هستی هر گل و گیاهی را گرفته است ، گل زیبای زعفران نیمه شب از دل سرد زمین سر بر می اورد و عطر گرم و نشاط آفرینش را نثار نسیم سرد صبحگاهی می کند . این گیاه در پاییز ، قبل از آنکه برگ کند گل می دهد و کم کم برگهای سبز تیره ا ش بالا می آید و در کنار گلهای زیبای بنفش رنگ جلوه ای از حیات به زمین بی رمق می بخشد ، بگونه ای که این جلوه زیبا موجب می شود انسان سوز سرمای پاییز را از یاد ببرد.

زعفران با این همه شکوه و زیبایی گیاهی است کم توقع و یار و یاور محرومان ، زیرا در بین گیاهان زراعی ایران مناسب ترین گیاه برای نقاط محروم و دور افتاده کشور است چرا که اغلب مناطق زعفران کاری کشور در فواصل زیادی از مرکز واقع شده و در این مناطق فاقد استعدادهای صنعتی و تولیدی دیگری می باشند و چون در محدودیت شدید ادواری آب کشاورزی نیز به سر می برد برأی مناطق خشک و کم آب خراسان مرکز جنوبی محصولی استراتژیک محسوب می گردد . ویژگیهای خاص این محصول عبارتند از : نیاز به آب کم، امکان بهره برداری به مدت 5 تا 7 سال در یک نوبت کاشت ، ماندگار بودن محصول به مدت طولانی ،  سهولت حمل و نقل ، عدم نیاز به تکنولوژی پیچیده در زمان کشت ، داشت و برداشت و آبیاری آن در زمانهای غیر بحرانی نیاز آبی سایر گیاهان .

 زعفران ساقه ی حقیقی ندارد . دارای ساقه ی زیر زمینی یا بنه معروف به پیاز زعفران است . پیاز زعفران مدور ، سخت ، گوشتدار و سفید رنگ می باشد . پوشش پیاز ها مشتکل از الیافهای طویل موازی و به رنگ قهوه ای است . قطعات پوششی از قاعده پیاز می رویند و دربالای پیاز به صورت قطعات باریکی در امده از جوانه ها ی  راسی پیاز محافظت می کند . در راس پیاز بستگی به شادابی و درشتی انها از 1 تا 4 جوانه راسی مشاهده می شود . وظیفه این جوانه ها ایجاد گل و برگ می باشد .چون به طور معمول جوانه های راس ایجاد برگ و گل می کنند ، پیازهای جدید اغلب در بالای پیاز های قبلی و به تعداد کمتر در اطراف و قاعده پیازهای قبلی به وجود می ایند . به همین دلیل با وجود اینکه پیازها در عمق نسبتا زیادی بین 15 تا 20 سانتی متر از سطح زمین کشت می شوند لیکن هر ساله پیازهای جدید به سطح خاک نزدیکتر می گردند . درشتی پیازهای زعفران از یک نخود تا یک گردو و وزن انها بین 1 تا 20 گرم می باشد . پیاز زعفران طعم سیب زمینی خام دارد که ابتدا شیرین به نظر می رسد و سپس به تلخی می گراید . ریشه های زعفران افشان و کوتاه بوده و به خاک عمیق و حاصلخیز و سبک برای رشد و نمو پیاز و عملکرد بهینه نیاز دارد . گل زعفران نخستین اندامی است که در اوایل پاییز پدیدار می گردد . در سال نخست کشت به علت ضعف پیازهای و عدم استقرار کامل انها در خاک جوانه های گل توان لازم برأی رویش ندارد و برگها هم دیرتر از معمول ظاهر می شوند . پوشش گل از سه کاسبرگ و سه گلبرگ بنفش رنگ تشکیل شده است . کاسبرگ ها و گل برگها همرنگ می باشند به گونه ای که تشخیص کاسبرگها از گل برگها کار ساده ای نیست تعداد پرچم ها سه و طول پرچم ها دو برابر بساک است بساک زعفران زرد رنگ است . تخمدان گل زعفران در داخل چمچه و در چند سانتی متری سطح خاک قرار دارد که در اوایل بهار به سطح خاک نزدیک می شود . خامه میله ی باریک و بلندی است که از روی تخمدان بیرون امده از داخل چمچه می گذرد و در داخل گل به سه کلاله ی خوش رنگ قرمز عنابی ختم می شود. طول خامه بین 7 تا 10 سانتی متر و طول هر رشته کلاله در حدود 2 تا 3 میلی متر است . هر رشته کلاله بوقی شکل بوده که قسمت ازاد ان دهانه بوق را تشکیل می دهد . دهانه دندانه دار و پهن به عرض 3 تا 4 میلی متر است قسمت مورد استفاده زعفران همین کلاله سه شاخه می باشد که به هنگام برداشت میله خام نیز با آن همراه است . برگها قاعدتا بعد از ظهور گلها ظاهر می شوند ، مگر انکه در ابیاری زعفران تعجیل شود ، در این حالت برگها ممکن است از گلها زودتر پدیدار شوند . زعفران فاقد ساقه هوایی است از اینرو مزرعه زعفران به چمنزاری می ماند که بوته های چمن به ارتفاع نسبتا زیادی روئیده باشند . برگهای زعفران سرنیزه ای و باریک بوده و به طول 30 تا 40 سانتی متر می رسند . رنگ روی برگها سبز تیره و رنگ زیر سبز روشن است . مجموعه برگها  ( 10تا 11 برگ ) و گلهای مربوط به یک جوانه  راسی در داخل یک چمچه دو کفه ای سفید رنگ قرار دارند . چمچه ها عهده دار وظیفه حفاظت از اندامهای رویشی و زایشی می باشند . چمچه ها نخستین اندامی هستند که سطح خاک را می شکافند و سر از خاک بیرون می اورند . گلها پس  چند روز از درون چمچه ها به صورت غنچه بیرون می ایند و با تابش نور خورشید تبدیل به گل می شوند . پس از ظهور گلها ، برگها به تدریج ظاهر می شوند . گاهی برأی یک پیاز به جای یک مجموعه گل و برگ دو یا سه مجموعه گل و برگ ممکن است پدیدار گردد .

 

شناسایی شده در ایران Crocus گونه های وحشی

نزدیکترین گونه به گونه زعفران زراعی
زعفران جوقاسم           Crocus haussknechtii
زعفران آلمه  C. Almehensis 
زعفران خزر                   C. Caspius
زعفران زیبا                    C. Speciosus
 زعفران بنفش                C. Michelsonii
زعفران زاگرس              C. Cancellatus
زعفران سفيد (دوگله)    C. Biflorus
زعفران گیلان                 C. Jilanicus
زعفران کورکووی          C. korolkowii

 

تكامل گل و مراحل مختلف رشد گياه زعفران در يك دوره يكساله

v    آخر ارديبهشت تا 16 تير دوره خواب كامل

v    16 تير تا 10 مرداد تكوين برگهاي اوليه در جوانه پياز

v    10 مرداد تا 25 مرداد آفرينش جام گل و دستگاه تناسلي

v    طول دوره هاي رشد اوليه 30، توسعه 55، مياني 105 و نهايي زعفران 30 روز

 

از آنجا که بستر اصلی فعالیتهای کشاورزی به ویژه عوامل محیطی سازنده آن تشکیل می دهد . تشخیص و تعیین هر کدام از عوامل موجود در مجموعه عوامل سازنده بستر فعالیتهای یاد ک اثرات مستقیم و یا غیر مستقیم جود را در شکل گیری فعالیتها وارد می کند بسیار ضروری است . ماهیت ترکیب محیط و پتانسیل ان مساعد بودن یا نا مساعد بودن محیط را برأی گیاه زعفران نشان می دهد .  

اقلیم :

اقلیم هوای غالب در یک محل در دراز مدت است که باعث ایجاد یک منطقه اقلیمی به خصوصی می شود . منطقه اقلیمی نتیجه ترکیب فعالیتهای متقابل عواملی چون حرارت ، رطوبت ، فشار و باد است . در هر منطقه اقلیمی گیاهان می رویند که ویژگیهای اقلیم را منعکس می کنند . هر نوع اقلیم متناسب با ویژگیهای خود محیط مطلوبی را عرضه می کند و در این اقلیم هر گیاهی که با طبیعت خود سازگار ببیند به زندگی و توسعه ادامه می دهد . به دلیل اهمیت اقلیم و نقش موثر آن در تولید عملکرد و کیفیت زعفران به شرح عوامل موثر در آن می پردازیم :

 

نیازهای اقلیمی

آب و هوای مناسب زعفران:

زعفران گیاهی است نیمه گرمسیری و در نقاطی که دارای زمستانهای ملایم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبی می روید

مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این آیتم به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قائن در زیر سایه بوته های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می شوند کاشته می شود.

دما:

گیاه زعفران برعکس بسیاری از گیاهان دارای رژیم حرارتی متفاوتی است و معمولا آغاز فعالیت این گیاه با شروع فصل سرما همراه است . مهمترین عامل در تنظیم گلهای پیاز زعفران می باشد و تغیرات دمای روزانه به عنوان عامل محیطی نشان دهنده زمان گلدهی است . گلدهی زعفران در دمای پایین انجام می شود و بهترین و مطلوبترین دما 9 تا 15 درجه سانتی گراد برای تمایز گلها است . حداکثر دمای قابل تحمل برأی این گیاه بین 35 تا 40 درجه سانتی گراد می باشد . عمل گلدهی زعفران ارتباط نزدیکی با رژیم و حرارت روزانه دارد . در این میان حرارت نوری در روز و حرارت شبانه اهمیت ویژه ای دارد و تعیین کننده زمان گلدهی است مثلا اگر در اوایل پاییز دمای هوا به طور منظم و مداوم کاهش می یابد و اگر قبل از دو هفته به اینکه دما به زیر 15 درجه سانتی گراد برسد مزرعه زعفران آبیاری گردد دوران گلدهی آغاز شده و بر اساس شدت و ضعف دما زمان و دوران گلدهی نیز تغییر می کند . ولی اگر بر عکس درجه حرارت نامنظم باشد ، فعالیت گلدهی پیاز زعفران مختل شده و چه بسا قبل از ظهور گل برگها بیرون بیابد گاه باعث ایجاد مشکلات برای برداشت و همچنین پایین آمدن کیفیت زعفران می گردد.

خاک :

به علت اینکه پیاز زعفران مدتی نسبتا طولانی ( معمولا بین 5ـ7 سال ) در زمین می ماند خاک زمین باید نسبتا سبک یا ترکیبی از شن و رس باشد تا پیاز بتواند در این مدت علاوه بر تامین مواد غذایی در مقابل شرایط خاص منطقه نیز مقاومت کنند . از نظر نوع خاک گیاه زعفران بیشتر زمین های شیرین حاصلخیز زه کشی شده بدون درخت و با بافت متوسط ( لومی، لیمونی ، شنی و رسی ) و اهک دار که ph انها بین 7 ـ 8 باشد را بر زمین های شور و فقیر و مرطوب و سبک ( شنی و شنی رسی ) و اسیدی ترجیح می دهد . زعفران در زمینهایی که دارای قلوه سنگ و یا علفهای هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی دهد . خاک زعفران همچنین بهتر است زیاد حاصلخیز نباشد چون در خاک های غنی از مواد غذایی رشد رویشی افزایش یافته و از رشد زایشی کاسته می گردد .

رطوبت :

آب مورد نیاز گیاه عمدتا از طریق ریزشهای جوی ، آبیاری و غیره تامین می گردد . آب قسمت اصلی بافت گیاه را تشکیل می دهد و در فرایندهای فتوسنتزی و هیدرولیک نظیر هضم  و جذب نشاسته به مانند یک عامل شیمیایی عمل می کند .

نور :

معمولا گیاهان دارویی به ویژه زعفران دارای موادی هستند که انها را صاحب عطر و طعم کرده است برای آنکه آفتاب شدید به آنها نتابد و رنگ و مواد معطر ان متصاعد نشود زعفران قبل از طلوع آفتاب برداشت می کنند تا عطر و طعم آن تحت شعاع آفتاب قرار نگیرد و محفوظ بماند . چنانچه عملیات جمع اوری گلها در زمانی که آفتاب داغ است انجام بگیرد باعث لکه دار شدن انها خواهد شد ، به همین خاطر گلها باید در اوایل صبح قبل از اینکه آفتاب ببینند برداشت شوند . زمان برداشت روی کیفیت گلها تاثیر دارد . گونه ای که از سپید دم صبح تا طلوع آفتاب بالاترین کیفیت را دارد و در طول روز در اثر تابش افتآب از میزان کیفیت گل کاسته می شود به طوریکه برداشت گل در ساعات آخر روز کمترین کیفیت را دارد .

نزولات جوی :  

گیاه زعفران بیشترین تطابق را با الگوی بارندگی مناطق مدیترانه ای دارد . مکانهایی که 300ـ 400 میلی متر بارندگی دارند و در طول فصل زمستان پوشیده از برف می باشند برأی کشت زعفران مناسب هستند . در مناطق کوهستانی علاوه بر اینکه از نزولات جوی بیشتری برخوردار هستند وضعیت و جهت ناهمواری های باعث می شود زعفران دامنه هایی را که آفتابگیر نیستند و کمتر در معرض تابش خورشید قرار دارند را ترجیح می دهد . فعالیت این گیاه با شروع بارندگی های پاییزه اغاز و با اتمام بارندگی های بهاره خاتمه می یابد در نتیجه بارندگی یا به عبارتی نزولات جوی بیشترین تاثیر را بر رشد این گیاه دارد . بارش باران در فصل تابستان که پیاز در خواب است و همچنین در زمان گل دهی برأی زعفران مضر است . اما پس از پایان این گلدهی تا زمان زرد شدن برگ زعفران بارش نزولات جوی مفید است به ویژه این که از اواسط زمستان به دلیل بالا رفتن دما پیاز مادری تجزیه شده و پیازهای جوان روی ان شکل می گیرد . این پیاز ها در ابتدا فاقد ریشه بوده لذا مواد غذایی مورد نیاز جود را از طریق برگ که آب و مواد آلی ( املاح معدنی باران ) همراه با دی اکسید کربن از طریق عمل فتوسنتز بعضی مواد نشاسه ای را در جود ذخیره کرده جذب می کند و باعث رشد و حجیم شدن پیازهای جوان می گردد.

 

 وضعیت زمین :

یکی دیگر از عوامل محیطی که در تولید عملکرد و کیفیت زعفران موثر است وضعیت زمین از قبیل توپوگرافی ، شیب ، جهت ناهمواری و … می باشد . هرچه ارتفاع مزارع زعفران از سطح دریا بیشتر باشد کیفیت و عملکرد محصول نیز بیشتر است . شاید زعفران قائنات و مناطق کوهستانی به دلیل اینکه اتفاع بالایی دارند از مر غوبیت و کیفیت بالایی برخوردار است . زعفران معمولا نواحی سرد و با ارتفاع 1300 تا 2300 متر از سطح دریا را ترجیح می دهد .

نیاز های اکولوژی  

این گونه گیاهی مقاوم به خشکی است و در طول دوره رویش به 4 تا 5 نوبت آبیاری نیاز دارد . زمین مورد نظر باید آفتابگیر باشد ، خاک هایی با بافت شنی لومی با زهکشی برأی ان مناسب می باشد . ph  مناسب 7 ـ 5/7 می باشد .        

خاک مناسب پرورش زعفران

از آنجاييکه پياز زعفران مدت نسبتا زيادي (7 - 5 سال) در زمين مي ماند. خاک زمين بايد سبک يا ترکيبي از شن و رس باشد که پياز بتواند در اين مدت علاوه بر تامين مواد غذايي، در مقابل شرايط خاص منطقه اي نيز مقاومت نمايد.بنابراين جهت رشد و نمو مناسب گياه و توليد محصول مرغوب و مطلوب زمين هاي حاصلخيز و زهکشي شده بدون درخت با خاک(لومي، ليموني، رسي و شني) و آهک دار که PH آن بين 7-8 باشد بر زمين هاي شور، فقير و مرطوب، اسيدي ترجيح داد.زعفران در زمين هائيکه داراي قلوه سنگ يا علف هاي هرز يا مواد آلي پوسيده نشده باشد محصول خوبي نمي دهد.

تهيه زمين

در تهيه زمين به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصي معمول شود ابتدا در فرصتهاي مناسب در پائيز يا زمستان زمين مورد نظر را شخم عميق مي زنند درصورتيکه شرايط مناسب نبوده يا دسترسي به تراکتور مقدور نباشد مي توان شخم را در پايان بهار يا اوايل تيرماه نيز انجام داد.در تهيه زمين بطريق سنتي در اوايل بهار پس از قطع بارانهاي بهاره زمين را با گاوآهن ايراني شخم مي زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمين اقدام مي کنند و اگر زمين داراي کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد مي کنند بعد از دو يا سه هفته مجددا زمين را دوبار در جهات عمود بر هم شخم مي زنند قبل از شخم سوم براي هر 100 متر مربع زمين 10 - 5 بار الاغ کود حيواني پوسيده پخش مي نمايند کشاورزان بخوبي دريافتند که شخم هاي مکرر صرفنظر از تهيه بستر مناسب کشت زمين را تا حدودي از وجود علف هاي هرز پاک مي سازند..در اين طريق زمين کرت بندي شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شيب زمين و قدرت آب تعيين مي کنند. معمولا عرض و طول کرتها در حد بين 4*10 تا 100*10 متر مي باشد در زراعت مکانيزه زعفران زمين را در پاييز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عميق مي زنند در بهار پس از قطع بارانهاي بهاري خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکني از وجود علفهاي هرز پاک مي کنند در مرداد يا شهريور پس از پخش 40 -80 تن کود حيواني و 200 کيلوگرم فسفات آمونيوم زمين را بصورت فارو در مياورند وبرای کشت آماده مي کنند 

((البته متخصصين تغذيه اي توصيه مي کنند که حدود 250 کيلوگرم سولفات  پتاسيم نيز در اين مرحله با خاک مخلوط گردد)             

 تکثیر زعفران 

از طریق ایجاد پیازچه هایی ( tuber ) که از پیاز مادر تولید می شود صورت می گرد . پیاز زعفران در ماههای تابستان به صورت غیر فعال و راکد در زمین باقی می ماند و رشد دوباره جود را در حدود پایان تابستان شروع می نماید . بر طبق گزارشات موجود چندین واریته شناخته شده در کشور های مختلف کشت می شود .

انتخاب پياز و زمان کشت زعفران

احداث مزارع جديد زعفران فقط بوسيله پياز آن مقدور و معمول است. بنابراين تهيه و انتخاب پياز مرغوب جهت کاشت در ايجاد و گسترش کشت حائز اهميت است. پياز زعفران را مي توان از خاک درآورد به انبار يا مزرعه ديگري منتقل نمود، با توجه به دوره خواب يا استراحت پياز که از اواخر ارديبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد مي توان در اين فاصله نسبت به بيرون آوردن پياز اقدام کرد. بهتر است پيازها پس از بيرون آوردن از زمين کاشته شوند تا پيازها ضمن ادامه استراحت در زمين جديد مستقر شوند. از بيرون آوردن پيازها در اواخر مرداد به بعد بايد خودداري کرد چون در اين موقع بعضي از پيازها ممکن است براي ريشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بيرون آوردن پيازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود اين پياز زعفران را براي مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتي متر مي توان بصورت پخش شده نگهداري نمود ولي اين امر باعث عدم توسعه فيزيولوژيکي گلها شده و باردهي سال اول کشت را شديدا کاهش مي دهد.

پياز زعفران را از موقع خزان بوته (اوايل خرداد تا اواسط مهرماه مي توان کشت نمود ولي بهتر است از کاشت پياز در اواخر تير و اوايل مرداد خودداري شود زيرا در اين موقع هوا و زمين بسيار گرم است و بيم آن مي رود که رطوبت پياز موقع جابجاي از بين رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقيقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهاي صنعتي خراسان بهترين زمان کشت خرداد ماه مي باشد.

نوع و مقدار کشت پياز زعفران

بطوريکه گفته شد زعفران بوسيله غده ساقه که عبارت از پيازهاي تو پر (بنه) مي باشد ازدياد مي شود و اندازه آن از يک فندق تا يک گردو متفاوت است. پيازهاي انتخابي بايد درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشيدگي و عاري از هر نوع بيماري باشد.

پيازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبيل سرزان، سري تيزان و گرامنيون و غيره به نسبت 500 - 300 گرم سم براي يکصد کيلو پياز بر عليه بيماريهاي قارچي ضد عفوني شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک يا لايه خشک کف پياز به همراه مقداري از پوسته آزاد روي پياز جدا شوند تا جذب آب بوسيله پياز آسانتر و جوانه زدن آن سريعتر انجام شود. مقدار کاشت پياز بسته به ريزي و درشتي از 10 - 3 تن در هکتار فرق مي کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتي متر از هر طرف مي باشد.تعداد پياز انتخابي جهت کاشت در هر چاله 3 پياز است با وزن متوسط 6 گرم براي هر پياز مي باشد در صورتيکه پيازها رديفي در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتي متر از يکديگر به مقدار 3 تن و در صورتيکه بصورت سنتي و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند ميزان کاشت پياز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتني است که در تحقيقات انجام شده بهترين پيازها، پيازهايي با اندازه بيشتر از 8 گرم بود

عمليات کاشت پياز زعفران

براي کاشتن پياز زعفران ابتدا چاله هاي يک رديف را با بيل در مي آورند و در داخل هر چاله بطوريکه گفته شد از 3 - 15 پياز قرار مي دهند. عمق کاشت پياز 20 - 15 سانتي متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پيازها بايد رو به بالا قرار گيرد. پيازها در عمق 20 سانتي متري در زمستان از سرما و يخبندان و ساير تنش هاي محيطي و در تابستان از گرما زدگي مصون مي مانند..

براي کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت مي کنند به اين ترتيب که يک نفر با بيل چاله ها را در مي آورند دو نفر پيازهاي قابل کشت را بصورت دسته هاي 3 تا 5 يا 15 تائي انتخاب مي کنند و نفر چهارم پيازها را در داخل چاله ها قرار مي دهند و بقيه نفرات کار خود را ادامه مي دهند تا تمام زمين کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بيل يا ماله اي که صاف و فشرده مي سازند تا پيازها به خاک بچسبد

زمين کشت شده به همين صورت تا موقع آبياري پائيزه رها مي شود قبل از آبياري در حدود 20 - 10 تن کود حيواني کاملا پوسيده پخش مي نمايند..

در اسپانيا کاشت زعفران به صورت ديم صورت مي گيرد پيازهاي زعفران بجاي کپه کاري در داخل رديف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتي متر از همديگر کاشته مي شود. و رديف هاي کاشت از يکديگر 35 - 30 سانتي متر فاصله دارد. پس از انجام عمل کاشت روي شيارها را با ماله پوشانده و زراعت رديفي بنظر مي رسد..

آبياري

پس از پايان کاشت پيازهاي زعفران که حداکثر تا آخر شهريورماه طول مي کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبياري مزرعه مي نمايند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعيت آب و هوايي منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبياري زعفران شروع مي شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودي تابع آب اوليه مي باشد لذا براي اينکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بين قطعات با فاصله چند روز تقسيم مي کنند تا بدين وسيله دوران اوج گلدهي قطعات با يکديگر همزمان نباشد.

آب اول زعفران خيلي مهم است و تمام نقاط زمين بايد بطور کافي و يکنواخت آب بخورد تا گلهاي يک قطعه با هم و هم زمان بيرون آيند بعد از گاورو شدن مزرعه براي سله شکني از کج بيل و چهار شاخ فلزي يا گاو آهن  ايراني با عمق کم استفاده مي شود متعاقب آن زمين را ماله مي کشند. سله شکستن زمين باعث مي شود که جوانه هاي گل با سهولت بيشتري از خاک بيرون آمده و رشد قوي و مطلوبي داشته باشند.پس از آبياري اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولين گلهاي زعفران ظاهر مي شوند بديهي است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهي نمي دهد. از اوايل فروردين تا زمانيکه رنگ برگها به زردي مايل شود هر 12 - 6 روز يکبار آبياري انجام مي شود.بايد توجه داشت که بعد از وجين يک نوبت آبياري به تاخير بيفتد تا علف هاي هرز از بين رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پياز موثر است.

 

نياز آبي حدود 3000 مترمكعب

يك بار آبياري در مرداد ماه توصيه گرديده

بالاترين نياز آبي در فروردين و ارديبهشت با مقدار 5/2 ميلي متر در روز

بهترين زمان آبياري در خراسان 15 مهر

دوره آبياري هر 15 روز يكبار

سله شکني

همان طور که اشاره شد بعد از آبياري اول به محض گاورو شدن زمين سطح مزرعه بايد سله شکني شود بنحوي که پيازها صدمه نبينند بهترين وسيله سله شکني کج بيل و بيل شيار دار و گاوآهن ايراني و کولتيواتر است.سله شکني باعث مي شود که گلها به آساني از خاک بيرون آمده و کود حيواني با خاک مخلوط گردد. در مواقعي که زارع نتوانسته باشد بزمين خود کود دهد قبل از اجام آبياري مي توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحي با خاک مخلوط نمود و بعد از اين عمل که در واقع حکم سله شکني را دارد جهت هموار نمودن زمين و چسباندن خاک به پيازها زمين را ماله مي کشند.

وجين علف هاي هرز

 علف هاي هرز از طريق رقابت با گياه زعفران از نظر آب و مواد غذايي و نور خورشيد سبب کاهش محصول مي شود علاوه بر اين ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت هاي ايجاد و ميزبان تعدادي از بيماريها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجين مزرعه در هر موقع که علف هاي هرز رشد کردند ضروري است در مزارع زعفران اولين وجين بعد از آبياري دوم انجام و اين وجين باعث از بين رفتن علف هاي هرز مزرعه زعفران مي گردد.بطور معمول اولين وجين زعفران بعد از برداشت گلها و دومين آن در صورت لزوم به فاصله در حدود يک ماه قبل از آب سوم انجام مي شود. در مورد مبارزه شيميايي با علف هاي مزرعه بايد توجه کرد که چون اثر اين علف کش ها بر روي گياه آزمايش نشده لذا بايد حتي الامکان به هنگام رشد بوته هاي زعفران از مصرف علف کش هاي شيميايي خودداري شود

مبارزه با آفات

از مهمترين آفات زعفران، جوندگان هستند که شامل خرگوش­ها، موش­ها و يک نوع جوجه تيغي است. موش­ها باعث از بين رفتن پيازها مي­شوند و خرگوش و جوجه تيغي از برگهاي زعفران براي تغذيه استفاده مي­کنند. با کاشت نعناع در نزديکي مزارع زعفران ميتوان با موش­ها مبارزه کرد. همچنين ميتوان از سموم شيميايي مانند کلرات و طعمه مسموم استفاده کرد.

 مبارزه با بيماريها

مهمترين بيماري­هاي زعفران بيماري سياهک و زوال زعفران است. عامل بيماري سياهک، قارچ نوماکو است که روي برگهاي زعفران رشد کرده و کم کم به پيازها مي­رسد و باعث از بين رفتن پيازها مي­شود. عامل بيماري زوال زعفران نيز يک نوع قارچ ساپروفيتي است که به­ داخل پيازها نفوذ کرده و موجب برآمدگي سطح پياز، پوسيدن و خشک شدن برگها مي­شود. جمع­آوري و سوزاندن برگها و پيازهاي آلوده و ضد عفوني کردن پيازها قبل از کاشت در کاهش بيماريها مؤثر است

کود دهی و تغذیه زعفران:
برای اینکه گیاهان به طور طبیعی رشد نموده و به زندگی خود ادامه دهند به مواد غذایی فراوان و کافی احتیاج دارند که البته زعفران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.
برای زعفران 20-40 تن کود حیوانی در هکتار، 200 کیلو گرم کود فسفره و 140 کیلو گرم کود نیتروژن در هر هکتار تطبیق می شود. البته بعضی از متخصصین در هکتار 250 کیلو گرم کود پتاس نیز سفارش میدارند.
کود حیوانی، کود پتاس و فسفری قبل از کشت پیاز با شخم عمیق به زمین داده می شود . کود نیتروژن دار به دو و یا سه قسمت تقسیم نموده 2/1و یا 3/1 آن را قبل از آبیاری اول و 2/1و یا 3/1 دیگر کود را پس از خاتمه یخبندان های زمستان به زمین اضافه شود.
کود حیوانی بر علاوه وقت کشت همه ساله و یا یک سال در میان قبل از آبیاری اول به زمین اضافه گردیده و بعد از آبیاری موقع سله شکنی با خاک مخلوط می گردد.

برداشت زعفران :

کشت زعفران فقط در سال اول ولی برداشت ان 7 سال می باشد .مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی ندارد و فقط پیازهایی که درشت تر بوده و تغذیه خوبی داشته اند به گل رفته و تولید زعفران می کنند .زمان گلدهی مزرعه معمولا آبان ماه و دوره گلدهی 15 ـ 20 روز به طول می انجامد . تعداد گلها در روزهای اول و اخر کمتر می باشد و در روها وسطی زیادتر است . گل دهی وابسته به درشتی و ریز بودن پیاز می باشد و از هر جوانه به تعداد 1 ـ 4 گل تولید می گیرد . برداشت زعفران توسط دست و نیروی انسانی انجام می گیرد . دستهای کسی که گل را می چیند باید پاک و باصابون شسته شود . بهترین زمان گل گیری در ساعات اولیه صبح و قبل از طلوع آفتاب می باشد . بنابراین به تعداد نیروی کارگری زیادی نیاز است اگر گلها در معرض باد و نور خورشید قرار بگیرد کیفیت خود را از دست داده و عطر و رنگ ان کاهش می یابد .بعد از چیدن رشته های زعفران را از گل جدا کرده و بر روی پارچه های تمیز در اطاقکی که سایه بوده و تهویه مناسبی داشته باشند پهن کرده تا کاملا خشک شوند .از هر هکتار مزرعه زعفران به طور متوسط سالانه 10 کیلو گرم زعفران خشک به دست می اید . در پایان سال هفتم باید پیازها را اززمین منتقل نمود . قابل توجه است که پیازها را در سال اول را دارند پس در سال هفتم 5 هکتارزمین را با این پیاز می توان زیر کشت برد .  کاشت و برداشت زعفران به ماشین آلات نیاز ندارد.

خشک كردن زعفران

زعفران تازه را براي نگهداري طولاني­تر بايد خشك نمود. روش خشك كردن تعيين كننده كيفيّت و ارزش نهايي زعفران مي­باشد. عطر خاص زعفران در هنگام خشك كردن در اثر هيدروليز شدن تركيبات پيكروكروسين و آزاد كردن سافرانال توليد مي­گردد. در روش سنتي ايراني، خشك كردن زعفران در سايه و يا اتاق گرم و خشك براي حدود 8 تا 12 روز طول مي­کشد. در اين روش امكان رشد و تكثير ميكروارگانيزم­ها و افزايش آلودگي و همچنين كاهش قدرت رنگدهي در اثر فعاليت آنزيم­ها، بدليل طولاني بودن زمان خشك كردن، وجود دارد. در روش خشک کردن اسپانيايي، زعفران بر روي الكي با شبكه توري ابريشمي و تحت دماي متوسطي حدود C 60 - 50 براي مدت 30 تا 60 دقيقه حرارت غيرمستقيم قرار داده مي­شود. در اين روش رنگ بيشتري نسبت به روش سنتي ايراني و يا خشك كردن در هواي آزاد، ظاهر مي­شود و احتمال آلودگي­هاي قارچي محدود مي­شود.

 عملكرد زعفران :

ميزان گلي كه از واحد سطح ميتوان برداشت نمود به عوامل متعددي از قبيل عوامل جوي مانند نوسانات درجه حرارت وميزان بارندگي درموقعيت جغرافيايي خاك  ارتباط است. بهار گرم و پائيز طولاني موجب گل دهي زود رس ميگردد.

عملكرد زعفران در سال اول گلدهي ناچيز وبه تدريج در سالهاي بعد افزايش مييابد .

در سال دوم عملكرد طبيعي آن حدود 1800تا 2500 گرم در هكتار مي باشد.

در سال سوم عملكرد طبيعي حدود 4تا 5كيلوگرم مي باشد.

پس از چهار تا پنج سال عملكرد طبيعي 10 تا 15 كيلو گرم ميباشد.

در سال ششم ماكزيمم 15 كيلو گرم

در سال هفتم ماكزيمم 10كيلو گرم

در سال هشتم جمع آوري وكشت مجدد پياززعفران لازم مي باشد. معمولا" هرهكتار زمين احتياج به چهار تن پياز زعفران دارد.

از هر 210عدد گل( 630عدد كلاله) حدود پنج گرم زعفران خشك توليد مي شود.

منابع

1. ابريشمي، م. ح. 1366. شناخت زعفران ايران. انتشارات توسن تهران. 260 صفحه.

2.اميد بيگي، ر. صادقي، ب و رمضاني، ا. 1379. اثرهاي منطقه کشت بر کيفيت زعفران. مجله علوم و فنون باغباني ايران. شماره­هاي 3 و 4. صفحه هاي 167 تا 178.

3. باقرزاده، ک. بحريني نژاد، ب و صفاري انارکي، ع. 1382. مجوعه مقالات همايش منطقه­اي اردستان، توانمنديهاي رشد و توسعه. دانشگاه آزاد اردستان.

4.بهنيا، م. ر. 1370. زراعت زعفران. انتشارات دانشگاه تهران. 285 صفحه.

5. حبيبي، م. ب و باقري کاظم آباد، ع. 1376. زعفران، زراعت، فرآيند، ترکيبات شيميايي و استانداردهاي آن. انتشارات سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي خراسان. 35 صفحه.

6. رمضاني، ا. 1369. بررسي اثر وزن پياز روي عملکرد زعفران در اقليم نيشابور. پايان نامه کارشناسي ارشد رشته علوم باغباني دانشگاه تربيت مدرس تهران.

 

 

رازک

 

 

گیاه دارویی رازک

مقدمه و گیاهشناسی
رازک گیاهی است با قدمت بیش از هزار سال که از گذشته دارای کاربرد های دارویی و نوشابه ای بوده است و از قدیم الایام در اروپا در باغچه های منازل کشت می شده است. رازک گیاهی است دوپایه، علفی، چندساله (بجز گونه ی H. japonicus که یکساله می باشد)، بالا رونده (ساقه ی این گیاه در جهت عقربه های ساعت به دور قیم می پیچد)، دارای رشدی بسیار سریع (20 تا 50 سانتی متر رشد در هر هفته) که تا 10 متر می تواند ارتفاع داشته باشد.برگ های این گیاه سه تا پنج لوبه می باشند که بصورت متقابل بر روی ساقه قرار می گیرند. گل های ماده بصورت مخروطی شکل و گل های نر بصورت خوشه در کنار برگ ها آویزان می باشند. مخروط های ماده که اصطلاحا به میوه ی رازک مشهور می باشند. رازک دارای ارقام مختلف و فراوانی است که هر یک از این ارقام دارای کاربرد متفاوتی می باشند.

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش

از لحاظ نیاز های اکولوژیکی به آب و هوایی نسبتا خنک و متوسط دمای 15 تا 18 درجه سانتی گراد نیاز دارد. رازک در مناطقی می روید که دارای حداقل 550 تا 600 میلیمتر بارندگی می باشند و توصیه می شود که در مناطق بادخیز و همچنین دارای سطح آب زیرزمینی بالا از کشت این گیاه خودداری شود. رازک به خاک های دارای بافت لومی و غنی از ترکیبات کلسیمی و دارای pH تقریبا خنثی احتیاج دارد.

این گیاه در مناطق شمالی کشورمان بصورت خودرو یافت می شود.

کاشت، داشت و برداشت

رازک از نظر بیولوژیکی گیاهی بالارونده است و در صورت عدم استفاده از داربست، کاهش چشمگیر محصول مشاهده خواهد شد. در تهیه داربست، تیرک های اصلی را از جنس چوب یا سیمان با فاصله 12 متر نصب می نمایند. در فواصل 3 متری دو ردیف سیم فولادی با ضخامت شش میلیمتر جهت کشت گیاهان قرار میگیرد.

اکنون به روش های تکثیر رازک اشاره می کنیم:

1- بذر

2- قلمه ساقه

3- قلمه ریشه (در مقیاس وسیع و تجاری)

کشت قلمه ها در فصل پائیز یا بهار صورت می گیرد. در گودال هایی به عمق 30 تا 40 سانتی متر، قلمه ها طوری در گودال قرار می گیرند که ریشه ی آنها در عمق 15 سانتی متری عمق زمین قرار بگیرد.

رازک در آغاز رویش نیاز به ازت و پتاس فراوانی دارد ولی در مرحله گلدهی به فسفر زیادی نیاز دارد. وجین علف های هرز، حذف گیاهان بیمار، حذف شاخه های عقیم، مبارزه با آفات و بیماری ها از دیگر اعمال مهم در مرحله ی داشت می باشند.

برداشت گل های ماده رسیده که به رنگ زرد مایل به سبز می باشند. رنگ زرد ناشی از حضور لوپولون در مجاری ترشحی است. این رنگ 5 تا 8 روز مشاهده می گردد و بایستی به سرعت گلها برداشت گردند. زمان برداشت معمولا در اواسط مرداد یا اواخر شهریور است و برداشت این گیاه همواره با دستگاه های مخصوص صورت می پذیرد.

ترکیبات شیمیایی و فرآوری

در ناحیه ی تحتانی فلس های گل های ماده حفرات حاوی مواد موثره وجود دارند. مواد موثره ی موجود در گل های ماده ترکیبات رزینی و اسانس می باشند که در این میان ترکیبات رزینی دارای اهمیت فوق العاده ای هستند. ترکیبات رزینی موجود در گلهای ماده ی رازک به دو دسته ی آلفا اسید های تلخ و بتا اسید های تلخ تقسیم بندی می شوند.

خواص درمانی و کاربردها

عمده ترین خواص درمانی این گیاه عبارتند از: آرام بخش و خواب آور، آنتی بیوتیک ملایم (بر علیه باکتریهای گرم مثبت) و ... . از عصاره ی حاصل از گل های ماده ی رازک در صنایع نوشابه سازی بصورت بسیار گسترده استفاده می گردد. رازک ویژگی‌های خاصی به ماء الشعیر می‌دهد. با رسوب پروتئین ها باعث شفافیت آن می‌شود. عطر خاصی به آن می‌بخشد

تنش های محیطی بخش اول  (زراعت در تنش های محیطی)

 



 

تعریف تنش

به معنای وسیع آن به هر عامل یا ترکیبی از عوامل محیطی اطلاق می‌گردد که باعث شود گیاه نتواند به اندازه توان بالقوه ژنتیکی خود رشد کند. به عبارت دیگر تنش عبارت است از هر گونه تغییر در عوامل طبیعی نسبت به شرایط بهینه رشد گیاه که رشد و نمو را کاهش و یا به طور نامطلوب تغییر داده و موجب کاهش رشد و عملکرد گیاه گردد. در بیشتر موارد تنش به عنوان دور شدن از شرایط معمول زندگی و ایجاد تغییرات و واکنش‌هایی در کلیه سطوح عملکرد در نظر گرفته شده است، این تغییرات قابل برگشت بوده و یا مکن است پایدار باقی بماند.

هر نوع تغییری در شرایط محیط که باعث شود واکنش گیاه مطلوب نباشد تنش بیولوژیکی گویند. هر نوع تغییر محیطی که باعث شود گیاه از رشد بهینه خود بیرون رود. پس تنش یا تنش در علم بیولوژیکی، قبل از آنکه یک معنی دقیق داشته باشد، یک مفهوم ذهنی دارد. به عبارت دیگر باید با تجربه و علمی که داریم گفت که چه عاملی طبیعی (نرمال) و چه عاملی غیر نرمال است. در علم بیولوژیکی هر عامل را که به عنوان استاندارد انتخاب نماییم خروج از آن تنش محسوب می‌شود به عنوان مثال درجه حرارت 20 درجه برای Agropyron بهینه است ولی تغییر از این درجه حرارت تنش نامیده می‌شود.

شرایط زندگی موجودات زنده با هم فرق می‌کند زیرا که برای یک موجود ممکن است تنش‌زا و برای دیگری ممکن است به آن اندازه ایجاد تنش ننماید. به عنوان مثــال در باکتری Hallobacter (باکتری شوره بردار)  که در دریاچه و دریاهای نمکدار زندگی می‌کند، این شرایط برای خیلی از موجودات دیگر تنش‌زا است، در صورتی که برای خودش تنش‌زا نیست.

تنش در علم بیولوژیکی از یک فشار یا عاملی که از ‌چندین نیرو یا چندین اثر که فعالیت سیستم‌های طبیعی و نرمال را مختل می‌سازد تشکیل شده است. تنش نتیجه روند غیر عادی فرآیند‌های فیزیولوژیکی است که تأثیر ترکیبی از عوامل زیستی و حیطی اصل می‌شود. یک اشاره ضمنی در خود کلمه تنش وجود دارد و آن عبارت از این است که تنش دارای توان آسیب رسان است که به عنوان نتیجه یک متابولیسم غیر عادی روی می‌دهد و ممکن است به صورت کاهش رشد، بخشی از آن به صورت کاهش بازده یا مرگ بروز کند. 

تنش های محیطی بخش دوم  (زراعت در تنش های محیطی)

 

هر چه طول دوره تنش افزوده می‌گردد گیاه ضعیف‌تر شده از قدرت حیاتی آن کاسته می‌شود. هنگامی که از قدرت سازگاری گیاه کاسته می‌شود دامنه آسیب‌های وارده بر گیاه افزایش می‌یابد به طوری که ممکن است این آسیب‌ها به صورت تغییر ناپذیر (پایدار) درآیند. تنش‌ها به طور معمول بر روی هم اثر متقابل داشته و به وجود آمدن یک تنش محیطی با ایجاد یک تنش دیگر همراه است. به عنوان مثال تنش حرارتی منجر به تنش آبی یا خشکی می‌باشد. تنش‌ها می‌توانند زیستی (Biotic stress) و غیر زیستی (Abiotic stress) باشند. تنش غیر زیستی مانند تنش‌های شیمیایی (شوری، مسمومیت یونی، آلودگی محیط، علفکش‌ها و آفت کش‌ها)، حرارت (سرما و گرما)، آب (خشکی و غرقابی)، تشعشع (مادون قرمز، ماوراء بنفش) و تنش زیستی شامل علف‌های هرز، حشرات، نماتد‌ها و ارگانیزم‌های بیماریزا و آفات می‌باشد. موجودات در برابر یک تنش خاص به طور متفاوتی واکنش نشان می‌دهند که این واکنش بسته به ژنتیک این موجودات و اصل واکنش تعیین می‌شود. علاوه بر این طبیعت و شدن واکنش گیاه نسبت به یک عامل تنش‌زا بسته به سن، قدرت سازگاری، فصل و یا دوره فعالیت موجود و دیگر عوامل ممکن است به طور چشمگیر متفاوت باشد.

ترکیبی از عوامل تنش‌زا ممکن است سبب تقویت، تضعیف، تخفیف یا حتی معکوس شدن روند واکنش گیاه نسبت به یک عامل تنش‌زا گردد.

تحمل یک تنش عبارت از ظرفیت یک گیاه برای زنده ماندن و رشد است تی اگر تحت تأثیر یک محیط نامناسب قرار گیرد. گیاه می‌تواند به مدت طولانی اثرات تنش را بدون آنکه بمیرد و یا از آسیب غیر قابل ترمیم لطمه ببیند تحمل نماید. یک چنین تحمل یا مقاومت ممکن است رشد و نمو گیاه را تغییر دهد. بنابراین، در رحله‌ای از نمو گیاه ممکن است از تنش آسیب ببیند، در صورتی که در مرحله دیگر نسبت به آن به طور کامل مقاوم باشد.

افزون بر آن تنش ممکن است متابولیسم گیاه را تغییر دهد. این فرآیند‌ها سازش گذرا یا نطباق نامیده می‌شوند و از تغییر این گونه شرایط مرفولوژی گیاه تغییر می‌کند و این عمل گیاه را در مقابل تنش مقاوم می‌سازد. گیاهانی که در محیط جدید سازش حاصل می‌کنند می‌توانند در ان زنده بمانند.

تعدادی از گونه‌های گیاهی رشدشان را از لحاظ زمانی به گونه‌ای تنظیم می‌کند که بتوانند در صورت بروز نوعی تنش از آسیب پذیری امان بمانند.

‌‌Levitt مقاومت به تنش را به (تحمل تنش) و (اجتناب از تنش) تقسیم کرد. اجتناب از تنش موقعی صورت می‌گیرد که گیاه از لحاظ ترمودینامیکی با تنش به حالت تعادل می‌‌رسد بدون آنکه آسیب ببیند و اگر هم آسیب پیدا کند قابل ترمیم است. در نتیجه روش مقاومت به تنش در گیاهان یا به صورت پرهیز از تنش و یا بردباری در برابر تنش می‌باشد.   

نمایی از طبق آفتابگردان  (زراعت گیاهان صنعتی)

 

ادامه نوشته

نکات فنی  در زراعت کلزا  (زراعت گیاهان صنعتی)

 

۱- شخم : در کشت کلزا تناوب با غلات پائیزه جهت تهیه زمین شخم عمیق لازم است عمق این شخم نباید از عمق خاک زراعی بیشتر باشد در صورت وجود لایه فشرده از دستگاههای زیر شکن استفاده شود . ( شرایط کشت نوتیلیج مستثنی است ) 

۲- نرم کردن خاک: پس از انجام شخم مناسب با بافت و ساختمان خاک و شرایط شخم از ادوات مناسب و تنظیم شده جهت خرد کردن کلوخه ها و متلاشی کردن بقایای زراعت قبلی استفاده شود . در صورت فراهم بودن شرایط و امکانات می توان از رتیواتر نیز به جای دیسک استفاده کرد. در انتخاب ادوات و انجام عملیات نرم کردن خاک باید دقت شود که خاک با حد اقل تردد ماشین نرم گردد و در جریان عمل خاک پودر نشود.

۳- صاف کردن خاک: این عمل پس از نرم شدن خاک به وسیله لولر یا ماله انجام شود . دقت شود مسیر حرکت تراکتور در حین عملیات مختلف ثابت نباشد.

۴- مصرف علف کش خاک کاربر: برای مبارزه با علفهای هرز به ویژه علفهای هرز پهن برگ که در پاییز جوانه می زنند پس از نرم کردن و صاف کردن خاک علف کش به صورت یکنواخت در سطح مزرعه پخش و به وسیله دیسک به عمق 10 تا 12 سانتیمتر با خاک مخلوط شود. علف کش خاک کاربرد زمانی موثر خواهد بود که در حین مصرف خاک رطوبت لازم برای جوانه زنی بذر داشته باشد و سطح شخم فاقد کلوخه های درشت باشد. 

۵-  پخش کودهای شیمیایی پایه: پس از تعیین کود مورد نیاز به وسیله کود پاش سانتریفوژ و یا در صورت امکان با بذر کارهای دارای کود کار مصرف می شود. اگر روش مصرف با کود پاش سانتریفوژ باشد از بذر کاری و اگر با بذر کار کود کار باشد توام با بذرکاری کودهای مورد نیاز مصرف می شود. 
در تعیین کودهای شیمیایی پایه اساس کار عبارتند از :
1-   نتایج ازمایش خاک
2-   زراعت سال قبل
3-   استعداد و حاصلخیزی خاک
توجه به این نکته ضروری است که اگر بذر کلزا در تماس با کودهای شیمیایی باشد ممکن است         
سبز نشود و یا ضعیف گردد لذا اولا در تعیین مقدار و ثانیا در روش مصرف باید دقت گردد.
در صورتیکه در ترکیب کودهای پایه فسفات آمونیوم باشد و یا خاک از مواد آلی کاملا فقیر نباشد نیازی به مصرف کودهای ازته ( اوره یا نیترات آمونیم ) بصورت پایه نیست .

۶- پس از انجام مراحل فوق زمین آماده بذرکاری خواهد بود نیازهای بذر کلزا در مرحله کاشت عبارتند از :
بستر نرم و ثابت ، عمق مناسب و یکنواخت بذر ، رطوبت کافی ( آبیاری )
بذر کلزا در مرحله کاشت به غرقاب شدن ، سله و شوری حساس است .
بذر مورد نیاز جهت یک هکتار کشت کلزا در شرایط فعلی بین 16 تا 10 کیلو در نظر گرفته می شود که بستگی به موارد زیر دارد :
1-    هر چه شرایط تهیه بستر مطلوب تر باشد مقدار بذر کمتری مصرف می شود
2-    اگر در تاریخ مناسب کشت شود ( منظور تاریخ تامین رطوبت ) بذر کمتری مصرف می شود .
3-    اگر ظرایط بذر کاری مناسب باشد ( بخصوص عمق بذر ) مقدار بذر کمتر مصرف می شود .
4-    خلوص و قوه نامیه هر چه بیشتر باشد بذر کمتر مصرف می شود .
حداکثر عمق بذر 2 سانتیمتر منظور شود و در اراضی مشکوک به شوری در صورت امکان هیرمکاری می شود جهت ممانعت از تاثیر سوءسله ، غرقاب ، خالی شدن پایه بوته ( عدم ثابت بستر بذر ) ، انباشت رسوبات روی بذور ، شستشو و حمل بذور و تراکم غیر یکنواخت ، تنظیم دقیق بذر کار ها و دقت در آبیاری ضروری است .
اگر بذر کاری با بذرکارهای همدانی انجام می شود نکات زیر باید رعایت گردد :
الف – تمام کارنده ها فعال باشند ( هیچکدام از لوله های سقوط بذر مسدود نشود )
 ب- فاصله ردیف ها یکنواخت باشد .
ج- مقدار ریزش بذور از همه لوله های سقوط یکنواخت باشد .
د- خاک رطوبت زیاد نداشته باشد .
ه- مراقبت شود که بذور در مخزن بذر بطور یکنواخت توزیع شود .
و- در اراضی سبک و شیبدار از دستگاههای سه ردیفه و در اراضی بدون شیب و با بافت متوسط و سنگین از چهار ردیفه استفاده شود .
ی- قبل از اقدام به کشت دستگاه برای مقدار بذر تعیین شده کالیبره گردد .

۷- آبیاری  :تامین رطوبت برای جوانه زدن بذر از امور بسیار مهم برای داشتن مزرعه سبز یکدست است. در آبیاری های ثقلی ایجاد شرایط نشتی کمک موثری برای یکنواختی مزرعه می نماید لذا به ایجاد شبکه آبیاری نشتی باید توجه شود . شبکه آبیاری نشتی که شامل نهر آبرسان ، نهر اصلی و نهر توزیع کننده ، جویچه ها ( فاروها ) و نهر فاضلاب است باید دقت طراحی و اجرا گردد . علیرغم عملیات صاف کردن زمین ممکن است عوارض جزئی در زمین وجود داشته باشد باید سعی شود .
انهار اصلی از نقاط بلند و انهار توزیع کننده به موازات آنها و انهار فاضلاب از نقاط گود و کمی مایل ( مورب ) به جهت شیب کلی زمین عبور داده شود . در مسیر انهار آبرسان و اصلی به فواصل مناسب با توجه به میزان شیب جهت جلوگیری از تخریب کف و کناره های نهر و رسوب گذاری در نقاط گود زمین پته بندی گردد .
از روش های آبیاری ثقلی معمول که به شرایط اقلیمی ، فرهنگی و سنواتی انجام می شود اگر چه مطلوب نیستند ولی تا تغییر اساسی روش لازم است نسبت به اصلاح معایب عمده دقت شود . در آبیاری درازبند نهایت سعی بر این باشد که مرزهای طولی با حداقل عرض و ارتفاع و همسو با شیب کلی زمین باشد . و ورودی آب هر بند متناسب با عرض بند باشد تا از فرسایش کف بند جلوگیری گردد . در روش آبیاری های کرتی و کرتی زنجیره ای ورودی هر کرت در انتهای شیب تعبیه گردد تا از فرسایش حوزه ورودی و رسوب گذاری در انتهای کرت و همچنین از شکست مرزهای کرت ها و سیلابی شدن مزرعه جلوگیری شود .
آبیاری اول ( خاک آب ) اثرات بسیار تعیین کننده در سرنوشت مزرعه کلزا دارد تنظیم ورودی آب و تثبیت میزان آن تا آخر آبیاری مفید است . میزان ورودی هر جویچه یا کرت یا بند همبستگی منفی با میزان شیب زمین دارد و در عمل باید به اندازه ای باشد که اصطلاحا" سیاهی آب جلوتر از خود آب حرکت کند.
انتهای تمام جویچه ها ، کرت ها و بندها باید به نهر فاضلاب باز باشد تا از ماندابی شدن ، غرقابی شدن و تجمع رسوبات جلوگیری شود . البته آبیاری خوب آن است که حداقل فاضلاب را داشته باشد و سطح کل مزرعه اصطلاحا" سیاه گردد . 

۸- تاریخ خاک آب: تاریخ کشت یعنی زمان تعیین رطوبت برای جوانه زدن بذر که معمولا" کشت ها بصورت خشکه کاری است تاریخ اولین آبیاری یا خاک آب است عملیات تهیه زمین و بذرکاری و ایجاد شبکه آبیاری باید در زمانی انجام شود که در زمان مناسب اقدام به خاک آب گردد و تاریخ کشت به تاخیر نیافتد .
تعیین مناسب ترین تاریخ کشت :
در مناطق سرد که برای مقابله با سرما بوته های کلزا باید به مرحله رزت کامل برسد لازم است از حداقل دما 600 درجه سانتیگراد مجموعه میانگین دمای روزانه تا زمان یخبندان برخوردار گردد اگر از تاریخ کشت ( خاک آب ) تا بروز یخبندان مثلا 525 درجه سانتیگراد مجموعه میانگین دمای روزانه جذب بوته های کلزا بشود این بوته ها با 7 برگ و اگر 650 درجه سانتیگراد جذب کنند . از 8 برگ کامل برخوردار خواهد شد و با استفاده از 50 درجه دمای اضافی اندوخته بیشتری ذخیره نموده و در بهار تاج قویتری تولید خواهد کرد . ولی اگر تاریخ کشت تا یخبندان فاصله خیلی داشته باشد ممکن است جوانه های جانبی بعد از تولید 8 برگ کامل تحریک شده و رشد نمایند که در این صورت هم مواد ذخیره ای مصرف می گردد و هم بوته ها به سرما حساس می شوند . لذا انتخاب تاریخ کشت طوریکه بین بوته ها 525 تا 650 درجه سانتیگراد از جمع میانگین دمای روزانه جذب نمایند بسیار مناسب خواهد بود .
تاریخ کشت برای تیپ های بهاره کلزا شرایط دیگری دارد . این ارقام در مناطقی کشت می شوند که سرمای زمستانه شدید ندارند در این مناطق تاریخ را باید طوری انتخاب کرد که زمان پر کردن دانه ( و یا زمان تلقیح گل ) زراعت با گرمای مواجه نگردد . ( دمای بالای 30 درجه سانتیگراد )

۹- آبیاری بعد از خاک آب : بذور جوانه زده کلزا برای خروج از خاک نیاز به خاک نرم و مرطوب دارند و برای تامین این شرایط چند روز پس از خاک آب یک آبیاری سطحی سریع فقط برای مرطوب نمودن سطح خاک لازم است . فاصله خاک آب و آب یک آبیاری سطحی سریع  فقط بافت خاک و جهت شیب زمین دارد و ممکن است از سه روز تا 10 روز باشد .

۱۰- عملیات داشت پائیزه :
الف – کود سرک پائیزه در زمان سه برگه شدن بوته ها اولین کود سرک مصرف می شود . اگر هوا بارانی باشد نیازی به ابیاری نیست و گر نه با آبیاری کود سرک قابل استفاده بوته ها خواهد شد .
ب- کنترل علف های هرز در صورت سبز شدن علف های هرز بخصوص بوته ها ی سبز شده از ریزش محصول سال قبل با روش شیمیایی
ج- بازدید از مزرعه و بررسی وضعیت آفات بخصوص شته و یا کمبود مواد غذایی و رطوبت در این بازدید وضعیت رنگ برگها ملاک عمل خواهد بود

کاشت کلزا  (زراعت گیاهان صنعتی)

 

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

کنترل علف هرز
جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی - مکانیکی و شیمیایی باشد .
اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .
علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .
با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.
تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .
تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .
Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.
کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل ۲۴D و MCP - دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .

بیماری گیاه
بیماری گیاهی می تواند مشکل جدی در تولید کلزا باشد. تناوب زراعی بایستی بدقت طراحی شود تا میزان بیماری را در حداقل نگه داشت .
دو تا بیماری عمده در کلزا اسکلروتینیا و ساق سیاه می باشد. بیمارهای کم گزارش شده در کلزا عبارتند از زنگ سفید – لکه سیاه – سفیدک دروغین و زردی مینا. دو نوع بیماری ساق سیاه در کلزا وجود دارد : گونه ضعف (غیر بیماری زا ) و گونه سمی (بیماری زا) که گونه بیماری زای آن ایجاد پوسیدگی عمیق در ساقه گیاه در نزدیکی خاک باعث می گردد. این پوسیدگی قدرت رویش گیاه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در گیاه شود . گونه بیماری زای آن در سال ۱۹۹۱ برای اولین بار در ایالت داکوتا در فصل زراعی در ۲۳ مزرعه کلزا یافت شد . ساق سیاه قارچی است که اسپورها ی آن بوسیله باران و وزش باد یا بذر آلوده انتقال می یابد . واریته هایی از کلزا وجود دارند که به این نوع ساق سیاه مقاوم می باشند.
عموماً گونه آرژانتینی مقاومت بیشتری به این بیماری از خود نشان می دهد .واریته لهستانی بیشتر به این بیماری حساس می باشند .
در نواحی که ساق سیاه کلزا در آنجا گزارش شده است استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری و تناوب زراعی در کنترل این بیماری ضروری می باشد . ساق سیاه در خردل مشکل چندانی ایجاد نمی کند زیرا بسیار مقاوم به این بیماری می باشد .
پوسیدگی ساقه اسکلروتینیا ( کپک سفید ) یک بیماری با قدرت کشندگی زیاد در آب و هوای مرطوب می باشد که این قارچ می تواند به شکل جسم سخت سیاه رنگ قارچی بنام اسکلرویتنا حدود ۵-۶ سال در خاک زنده بماند که هر گاه آب و هوا به مدت ۲-۱ هفته بصورت مرطوب باقی بماند با جذب رطوبت خاک اسکلروتینیا جوانه زده و تولید اجسام نازک شبیه قارچ ، بنام آپوتیشا می کند .
آپوتیشا حدود ۹- ۵/۴ سانتی متر طول دارد که میلیون ها اسپور هوایی را تولید می کند .
کلزا اصولاًدر مرحله گلدهی و یک مقدار بعد از گلدهی حساسترین موقع به این بیماری می باشد .اسپورها گلبرگهای کلزا پژمرده شده در آب و هوای مرطوب را آلوده می کنند . آلودگی ایجاد شده در گلبرگهای مرده کلزا به بافت های مجاور منتقل می شود و درنتیجه به شاخه های و گیاه مرده هجوم برده و باعث ایجاد حفره یا مسکن برای خود می نماید .
ساقه های پوسیده شده ، شکل سفیدی به خود می گیرند . آلودگی اسکلروتینیا در کلزا موقعی جدی خواهد بود که آب و هوای مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع شود و تا اوایل همین ماه که شکوفه دهی صورت می گیرد ادامه یابد .
برای مزارعی که مورد هجوم به اسکلروتینیا شده باشد حداقل به یک تناوب سه ساله زراعی بدون کاشت کلزا توصیه می گردد . در طول مدت این تناوب زراعی ضروری است که از کاشتن محصولات بسیار حساس به این بیماری از جمله آفتابگردان و لوبیای خشک ، اجتناب کرد .
قارچ کش های کوادریس ، رونیلان و تاپسین ام برای از بین بردن و مبارزه با اسکلروتینیا در کلزا به ثبت رسیده است .
تاثیر باز دارندگی در بیماری اسکلروتینیا به موقع قارچ کش نیاز دارد ،کوادریس در مرحله گلدهی ۱۵-۱۰ درصد یا ۳ تا ۷ روز بعد از آغاز گلدهی بایستی بکار برده شود که در این مرحله۱۸-۱۰ گل در ساقه اصلی رقم آرژانتینی وجود دارد . کوادریس ، وقتی اولین گلبرگ کلزا خشک شد و به زمین افتد بایستی بکار برده شود . تاخیر در کاربرد این سم ، از اثرات آن می کاهد .
رونیلان و تاپسین ام بایستی در مرحله گلدهی ۵۰ – ۲۰ درصد یا ۴ تا ۱۰ روز ، بعد از ظهور گل در کلزا صورت می گیرد که در آن موقع ۱۶- ۱۴ گل در ساقه اصلی وجود دارد .
مرحله گلدهی ۵۰ درصد آن موقعی است که کلزا بیشترین توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. در آن مرحله کمتر از یک سوم نیام ها در ساقه اصلی قرار خواهند داشت و در ضمن محصول بیشتر از ۵ درصد شکوفه بزند اغلب قارچ کش ها تاثیر کمی در کنترل اسکلروتینیا کلزا دارند. کوادریس باید در غلظت ۷۰۰ سی سی تا ۱ لیتر در هر هکتار بکار برده شود که کاربرد مقدار ۷۰۰ سی سی بوسیله ثبت کنندگان سم تایید شده است . این سم اگر قبل از شروع ریزش گلبرگ ها بکار برده شود ،برای کنترل بیماری کافی بنظر می رسد .
مقدار مصرف رونیلان ۷۵۰ تا ۱۱۵۰ گرم و تاپسین نیز با همین مقدار در هر هکتاربکار می رود . اطلاعات جامع نشان می دهد که کاربرد مقدار ۳۵۰ گرم رونیلان و ۴۵۰ گرم تاپسین وقتی بموقع بکار برده شود اثر عالی برای کنترل اسکلرینا در تحت فشار شدید بیماری دارد .
موقعی باید تصمیم به سم پاشی کرد که:
۱) پتانسیل عملکرد بالای نرمال (حدود ۲۵۰۰ کیلو) در هکتار باشد یا قیمت کلزا در حداقل آن باشد .
۲) اگر هوا در موقع گلدهی مرطوب گردد (حداقل ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر در عرض دو هفته قبل از گلدهی )
۳) اگر بارندگی بیشتر و رطوبت بالا باشد .
۴) اسکلروتینیا مشکل چندین سال اخیر در مزرعه که بصورت متناوب مورد کشت کلزا قرار گرفته باشد یا اگر مزارع نزدیک به آن ،اگر کلزا در تناوب زراعی سه ساله یا کمتر باشد انتظار می رود که یک قارچ کش حتماً مورد استفاده قرار گیرد .

حشرات
خسارت جدی به گیاه کلزا موقعی اتفاق می افتد که جمعیت سوسک های ککی به حداکثر خود برسد این سوسک ها از گیاهک تازه جوانه زده کلزا تغذیه می کند این زمان مصادف با اردیبهشت تا خرداد است .
سوسک های بالغ از لپه های کلزا و اولین برگ حقیقی کلزا تغذیه می کنند و باعث ظهور سوراخ بزرگی در گیاه می شود و گیاهک که شدیداً صدمه دیده ممکن است بمیرد و گیاهانی که کمتر خسارت دیده اند از کاهش قدرت رشد رنج خواهند برد . هوای آفتابی و داغ باعث فعالیت حشرات برای تغذیه می شود در صورتیکه هوای خنک ومرطوب تغذیه حشرات را کاهش داده و مساعد برای رویش محصول کشاورزی است هوای خشک و گرم باعث پژمردگی و مرگ گیاهی شده و در نتیجه قسمتی از محصول کشاورزی را از دست خواهیم داد .
در بعضی موارد توسعه بیماری در یک مزرعه از حرکت حشرات از یک گیاه به گیاه دیگر اتفاق می افتد که در این مورد ممکن است کل مزرعه سریعاًمورد هجوم قرار گیرد .
خسارت جدی معمولاً وقتی گیاه از مرحله گیاهچه (جوانه زنی ) گذشته، اتفاق نمی افتد زمانی که گیاه کلزا با قدرت رشد نماید، سوسک فقط می تواند باعث ریزش برگ ها شود . تاثیر عمده زمانی اتفاق می افتد که لاروهای این سوسک از ریشه گیاه تغذیه می کند .
گاهگاهی در مرداد ماه تعداد زیادی از سوسک های بالغ تازه پوست اندازی شده بطرف گیاه کلزای نیمه رس حرکت کرده و اپیدرم ساقه ، برگ ها و نیام ها را می جوند که ممکن است باعث خرد شدن نیام و دانه های ریز شوند . در اکثر سال ها محصول کشاورزی به حد کافی از رشد می رسند تا از خسارت جدی بگریزند .
تناوب زراعی می تواند تلفات ناشی از سوسک ککی در گیاهان را کاهش دهد . یک بستر خوب یا مواد غذایی کافی برای گیاه کمک خواهد کرد که از خسارت سوسک در مرحله جوانه زنی که حساس به آن حشره است در بهار بگریزد .
وجود چند تائی از سوسک ککی یا چند سوراخ ایجادشده توسط آن در یک گیاهچه نگران کننده نیست بنابراین اگر سوسک ها زیاد باشند و حدود ۲۵ درصد از برگ ها را سوراخ نموده به زمین بیافتند در کلزا این خسارت اقتصادی است و بایستی سریعاً کنترل گردد . کلید کنترل سوسک ککی نظارت مکرر در مرحله حساس جوانه زنی می باشد .
گاچو – گاچو پلاتینوم – هلیکس اکسترا سموم ضد عفونی کننده بذور ثبت شده در کلزا می باشد. در عملیات آفت کشی از سمومی استفاده کنید که به زنبور عسل آسیب نرساند.

عملیات برای کاهش بذرهای سبز
یک مشکل بزرگ در کلزا ماندن بذربه حالت سبز در کلزا است که هوای خنک ، ابری و مرطوب در زمان رشد گیاه باعث سبز ماندن بذور در تمام واریته های کلزا می شود ، که مشکل بزرگی در تولید کلزا محسوب می شود. در بعضی حالت این مشکل وقتی که کمبود گوگرد اتفاق می افتد،به بدترین شکل نمایان می گردد .
دمای در موقع رسیدگی یک عامل مهمی در تجزیه کلروفیل می باشد . دمای خنک و یک دوره کوتاهی از سرما در مرداد و شهریور فعالیت آنزیم را کاهش داده و باعث تجزیه کلروفیل می شود .
سرما صفر تا ۱درجه سانتی گراد این سیستم را مختل می کند بویژه آن می تواند بر عکس باعث سنتز دوباره شود و این در مرحله توسعه بذر بسیار حساس می باشد و باعث تفاوت میان مزارع مجاور هم که فقط چند روز از نظر بلوغ باهم فاصله دارند یا در یکنواختی رسیدگی باهم متفاوت شوند .
حتی برداشت کلزا ۶-۴ روز قبل از یک سرما باعث باقی ماندن میزان نسبتاً زیادی از کلروفیل در بذر می گردد که باعث تأخیر جوانه زنی ۲ یا بیشتر از دو روز در مراحل رویش نتیجه عدم بلوغ بذر در مرحله چیدن و بذر سبز در مرحله برداشت می باشد. وجود بذر نازک و لاغر در کلزا باعث ایجاد شاخه های فرعی بیشتر در کلزا و تغییراتی در رسیدگی بذر می گردد که علت اصلی آن عدم رسیدگی بذر در هنگام چیدن است و نیز باعث سبز ماندن بذر شود . تولید کنندگان کلزا می تواننداز توصیه های مدیریت برای کاهش مشکلات بذور سبز در آینده بکار ببرند .در زیر به مواردی اشاره می گردد.
▪ مزرعه ای را برای کشت کلزا انتخاب کنید که خوب زهکشی شده و حاصلخیز باشد . - تا آنجا که می توانید در فصل بهار زود بذر خود را بکارید تا حداکثر زمان برای رسیدن بذور کلزا داشته باشد .
▪ بستر بذر محکم و مناسب برای تحصیل عمق صحیح کاشت و تماس خوب بذر با خاک برای تسریع در جوانه زنی .
▪ برداشت کلزا را در مرحله رنگی مورد توصیه برای شرایط هوای مختلف انجام دهید .
▪ سطوح حاصلخیزی کافی و مناسب برای رشد کلزا و رسیدن آن حفظ کنید ، کلزا در اثر تنش حاصل از کمبود مواد غذائی بطور یکسان نخواهد رسید .
▪ نمونه های خاک را برای تعیین مقدار نیتروژن ، پتاسیم ، فسفر و میکرو مغذیها در خاک مزرعه انجام گیرد .
▪ نمونه برداری زود هنگام از بافت گیاه در مرحله روزنه و آزمایش آن برای کاربرد صحیح از میکرومغذی در زمان های معین .
▪ مزارع با حاصلخیزی بالا می توان انتظار داشت که دیرتر به مرحله رسیدگی در سال برسد زیرا با درجه حرارت روزانه پایین تر از معمول در زمان رشد مواجه خواهد شد .

برداشت و کوبیدن
کلزا موقعی می رسد که گیاه به رنگ گاه در آید و بذر آن قهوه ای پر رنگ باشد به خاطر اینکه خرد شدن دانه یک مشکل بالقوه می باشد و توصیه می شود برداشت ، موقعی صورت گیرد که ۳۰ – ۲۰ درصد بذر کلزا از سبز به قهوه ای تغییررنگ داده باشد برای این کار تولید کننده بایستی از جاهای مختلف مزرعه برای تعیین متوسط رسیدگی نیام کلزا را جمع آوری کنند. وقتی محصول آماده برداشت است که دانه سخت و موقعی در بین دو انگشت به همدیگر فشار می دهیم ، نشکند . رطوبت در این مرحله حدود ۳۵ درصد می باشد .
در موقع برداشت سرعت چرخ ها بایستی از یک سوم تا دو سوم حالت طبیعی کاهش یابد . کلزا اگر خوب نرسد به آسانی قابل شکستن است در حالت برداشت FLUFFY دانه های کلزا براحتی توسط باد پراکنده می شود و برداشت کلزا بایستی از پایین ترین قسمت غلافها انجام گردد . این باعث خواهد شد که دستجات علف خشک کلزا به طرف پایین خم شده و از تلفات باد جلوگیری خواهد شد .
وجود غلتک یدک کش در پشت ماشین چیننده، باعث عملیات استانداردی می شود که مطمئن می سازد علف خشک دسته بندی شده در جای خود باقی می ماند. برای کاهش خرد شدن یک نوع کمربند برای چیدن کلزای درو شده استفاده کنید. سرعت غلتک کمباین برای کلزا حدود ۵۰ تا ۷۵ درصد نسبت به برداشت گندم کاهش می یابد. از سرعت بیش از حد غلتک اجتناب کنید زیرا باعث شکستن کلش کلزا می گردد و از اضافه بارگذاری در الک و گذاشتن مواد خارجی مخلط با بذر پاک جداً خوداری کنید. کاه و کلش کلزا و پوست و سبوس آن بایستی در پشت کمباین پراکنده شود.

ذخیره و خشکاندن
مشکلات ذخیره و جابجایی کلزا شبیه کتان می باشد. بذر گرده بوده کوچک ولی سنگین و براحتی غلت می خورد. جعبه های محکم در کامیون انبارهای محکم جهت ذخیره سازی لازم می باشد.
۶ هفته بعد از برداشت، دانه کلزا تعریق کرده سپس گرم می شود و سیلوی آن با رطوبت ۱۰-۹ درصد می تواند اتفاق افتد. کلزا دارای رطوبت ۵/۸ درصد بایستی برای فاصله منظم حرارت مورد امتحان قرار گیرد. اگر برداشت در رطوبت بالا صورت گیرد بایستی بصورت طبیعی یا مصنوعی خشک شود . برای حفظ کیفیت بذر دمای ۴۳ درجه سانتی گراد یا کمتر از آن برای خشک شدن هر چه بیشتر در تولید تجاری لازم است.
اگر یک مقدار چشمگیر از مواد خارجی مثل کاه و کلش با کلزا مخلوط شود. مقرون به صرفه است که قبل از اینکه خشک و انبار گردد از غربال بدور بریزیم .

محصولات کلزا
غذاهای تولید شده از واریته های مختلف کلزا دارای ۳۸ درصد پروتئین می باشد و آمینو اسیدهای کلزا مکمل سویا بوده و این محصول اغلب شامل همان ارزش غذائی را دارا هستند. آزمایش نشان داده است که حیوانات در صورت خوردن مخلوطی از این دو غذا جواب خوبی داده اند در کانادا خوراک کلزا بیش از ۲۰-۱۰ درصد به عنوان سهم غذای برای مرغ– بوقلمون - غاز – اردک – خوک و حیوانات شیری و گوشتی توصیه شده است.
روغن خوراکی کلزا در دو دهه اخیر در بعضی از کشورها برای مصرف انسانها در امریکا توسط FDA تصویب گردیده است . روغن کلزا همانند سایر محصولات نباتی روغنی برای پختن غذاها و دسر بصورت جامد و مایع در بازار موجود می باشد و بدلیل داشتن اسید اولئیک نسبت به دیگر روغنها از اهمیت بیشتری برخوردار است

کلزا در محدوده وسیعی از خاکها رشد می‌کند، ولی مناسب‌ترین اراضی برای رشد کلزا ، خاکهایی با بافت متوسط ، زهکشی مناسب ، مواد آلی کافی و PH حدود ۶.۵ می‌باشد. کلزا در شرایط ایستابی ، سیلابی و زهکشی ضعیف زمین و PH پایین‌تر از ۵.۵ نباید کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولی که اجازه تهیه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بیماری‌زای خاک‌زی جلوگیری کند، رشد می‌نماید. بویژه در تناوب با غلات ، عکس‌العمل مطلوبی نشان می‌دهد.
این تناوب باعث کنترل بیماریها ، آفت و علفهای هرز کلزا می‌گردد. کشت متوالی کلزا در یک زمین یا کشت آن در تناوب با سایر گیاهان جنس براسیکا باعث تشدید بیماریهای کلزا می‌گردد، چرا که در این حالت عامل بیماری‌زا می‌تواند در سالهای متوالی در خاک و روی گیاه میزبان باقی بماند و جمعیت خود را افزایش دهد. بنابراین هنگام انتخاب یک منطقه برای تولید کلزا ، توجه به تناوب زراعی منطقه بسیار مهم است.


انتخاب رقم
ارقام کلزا از نظر تیپ رشد با توجه به ریخته ارثی به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند.
۱) ارقام کلزا با تیپ رشد بهاره (Spring): این ارقام برای به گل رفتن به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد به مدت یک هفته نیاز دارند.
۲) ارقام کلزا با تیپ رشد بینابین (Intermediate): این ارقام جهت بهاره سازی یا شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک ماه نیاز دارند. تیپ رشد بینابین نیز به دو زیر گروه تیپ رشد بینابین زودرس و بینابین متحمل به سرما تقسیم می‌شود.
۳) ارقام کلزا با تیپ رشد زمستانه (Winter): این گروه تحمل به سرمای بسیار خوبی داشته و جهت شروع رشد زایشی به درجه حرارت حدود ۳ درجه سانتیگراد و کمتر به مدت یک و نیم ماه نیاز دارند.


روش کاشت
کلزا را به دو روش دست‌پاش و مکانیزه می‌کارند. در کشت دست‌پاش به میزان بذر بیشتری نیاز خواهد بود. در این روش ، بستر بذر باید کاملا صاف شود و پس از پخش بذر ، یک دیسک یا غلطک بسیار سبک زده شود تا تماس کافی بین بذر و خاک ایجاد گردد. آبیاری باید با دقت زیاد انجام شود تا از شسته شدن بذر و عدم یکنواختی در بستر مزرعه جلوگیری گردد.
در روش کشت مکانیزه هم می‌توان با خطی کار غلات و هم بذرکار پنوماتیک ، عمل کاشت را انجام داد. در هنگام استفاده از بذرکار غلات باید تنظیم دستگاه را با توجه به عمق مناسب کاشت و میزان بذر مطلوب تغییر دارد. این عمل کمی مشکل است زیرا که بذر کلزا نسبت به بذر غلات ریزتر بوده و عمق کاشت آن سطحی‌تر می‌باشد. همچنین می‌توان از موزع مخصوص کلزا و تثبیت کننده عمق در این دستگاهها استفاده نمود.
از آنجایی که شرایط فیزیکی خاک در همه مناطق کشور مناسب نبوده و تمامی بذور کلزای کشت شده قادر به سبز شدن نمی‌باشند، بنابراین استفاده از دستگاه پنوماتیک بجز در مناطق خاص کشور توصیه نمی‌شود. در هر روش کاشت ، استفاده از لولر قبل از کاشت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و عامل مهمی در سبز یکنواخت و آرایش مناسب بوته‌ها می‌باشد.


شروع کاشت و شناسایی مراحل رویش
▪ تا آنجا که می‌توانید کاری کنید که گیاه هر چه زودتر سبز شود تا از قرار گرفتن جوانه‌ها در معرض بیماریهای خاک‌زاد جلوگیری شده و از تبدیل علفها به رقیب زراعت جلوگیری گردد.
▪ بذر را در عمق ۵.۱ تا ۵.۲ سانتیمتری و در رطوبت بکارید و یا مزرعه را بلافاصله آبیاری کنید.
▪ دمای خاک برای سبز شدن حداقل باید ۱۰ درجه سانتیگراد یا بیشتر باشد.
▪ کلزای پاییزه را زمانی کشت کنید که قبل از رسیدن سرمای منطقه حداقل ۸ برگ کامل داشته و یک رزت قوی تشکیل داده باشد.
▪ از بذرهای تمیز و گواهی شده استفاده کنید.
▪ بذرهای چاق و به خوبی رسیده بخرید.
▪ از بذرهایی با ۹۵ درصد قوه نامیه و یا درصد قوه نامیه بالاتر استفاده کنید تا به سبز یکنواخت برسید.
▪ کاشت خیلی عمیق بذر توسعه بیماریهای جوانه را تشدید می‌کند.


مقدار بذر
▪ کلزا را در بستری بکارید که به حد کافی چسبندگی داشته باشد. در غیر اینصورت عمق کاشت را نمی‌توان کنترل کنید.
▪ بستر کاشت هنگامی که چسبندگی کافی دارد که وقتی وارد آن شدید، بیشتر از ضخامت کفه چکمه‌های کار در خاک فرو نرود.
▪ هر ساله تصمیم‌گیری در مورد فشرده کردن خاک را بر پایه شرایط خاک انجام انجام دهید. معمولا خاکهای ریز بافت به سادگی و بیش از حد بهم می‌چسبند، و وقتی چسبیدند می‌توانند چنان فشرده شوند که تامین اکسیژن برای رشد جوانه محدود شود.
▪ دامنه تغییرات بذر مصرفی ۵ تا ۱۰ کیلوگرم در هکتار است.
▪ مزرعه را طوری بکارید که متناسب با شرایط خاک و احتمال مقابله با تنشها در هر متر مربع ۷۵ تا ۱۸۵ بوته داشته باشید.


زراعت
▪ کلزا را همانند گندم در فواصل ردیفهای ۱۵ تا ۲۵ سانتیمتری بکارید. فاصله ردیفهای زیاد سبب رشد شدید بوته‌ها و ایجاد مشکل در برداشت می‌گردد.
▪ ریزی و درشتی دانه بر مقدار بذر مصرفی تاثیرگذار است. هر قدر دانه‌ها درشت‌تر باشند، در هر کیلوگرم بذر تعداد کمتری بذر وجود دارد و در نتیجه مصرف بذر بیشتر می‌شود.
▪ شرایط کاشت از جمله خطر بالقوه بیماریها و آفات بر مقدار بهینه بذر مصرفی تاثیر می‌گذارد.
▪ در شرایطی ضعیف‌تر از شرایط بهینه نیاز به بذر بیشتری است. در شرایط بهتر از متوسط ۶۰ تا ۸۰▪ درصد بذرها گیاهان زنده تولید می‌کنند و در شرایط متوسط ۴۰ تا ۶۰ درصد بذرها بوته‌های زنده بدست می‌دهند. بنابراین در موقع کاشت بذر علاوه بر قوه نامیه به این موارد توجه کنید.
▪ مقدار بذر کمتر به معنای تعداد بوته کمتر است. بنابراین زمان طولانی لازم است تا گیاه سطح مزرعه را بپوشاند. این وضعیت به علفها فرصت می‌دهد تا خود را مستقر کرده و با زراعت رقابت کنند.
▪ تعداد بذر کمتر ( تعداد بوته کمتر) به گیاه اجازه می‌دهد که شاخه بیشتری بدهد. این کار دوره رشد را طولانی‌تر کرده و سبب تاخیر در رسیدن می‌شود.


طراحی یک برنامه استفاده از علف‌کش
▪ یک برنامه خوب کنترل علف امری اساسی است زیرا در کلزا در مرحله جوانه زدن در رقابت با علف بسیار ناتوان است.
▪ تعدادی از علفها بویژه علفهای خانواده کوریسیفر در سالهای کشت محصول غیر کلزا می‌توانند به عنوان میزبان بیماریها و آفات عمل کنند. کنترل علفها در سالهایی هم که کلزا کشت نمی‌شود دارای اهمیتی یکسان است. یک کشاورز خوب در مزرعه غلاتی که قصد دارد در آن کلزا بکارد، با این علفها به خوبی می‌تواند مبارزه کند. این مبارزه علاوه بر اینکه علفهای مزاحم گندم را دفع می‌کند علفهایی را هم که در مزرعه کلزا نمی‌تواند با آنها مبارزه کند، مهار کرده است.
▪ کنترل علف در کلزا نیازمند روشهای مدیریت زراعی نظیر تناوب زراعی ، استفاده از بذرهای عاری از علف هرز و خاک‌ورزی درست همراه با انتخاب علف‌کش‌های مناسب و کاربرد صحیح آنهاست. مقاومت به گروهایی از علف‌کش‌ها در بسیاری از نواحی کشت کلزای جهان یک حقیقت مسلم است. برای جلوگیری از چنین وضعیتی به صورت منظم در بین گروههای علف‌کش تناوب ایجاد کنید.
▪ در مزرعه قدم بزنید و گونهای علف موجود را شناسایی کنید. مشاهدات مزرعه‌ای همچنین شما را درباره توسعه علف‌های مقاوم هوشیار خواهد ساخت. در شناسایی علفهای هرز مزرعه خود را از متخصصین علفهای هرز کمک بگیرید.
 

اثر تاریخ کاشت بر اجزای عملکرد و عملکرد دانه و روغن ارقام کلزا در کرمانشاه

 

به منظور بررسی و تعیین تاریخ کاشت و رقم از لحاظ عملکرد دانه و روغن، آزمایش در سال 1379 در منطقه اسلام‌آباد کرمانشاه و به صورت طرح کرت‌های خرد شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در 4 تکرار انجام گرفت. تاریخ کاشت به عنوان عامل اصلی در 4 سطح (18 و 28 شهریور؛ 7 و 17 مهر) و فاکتور فرعی شامل پنج ژنوتیپ رقم کلزای پاییزه (اورینت، طلایه، آکاپی، اس.ال. ام 046 و کلورت) بود. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد دانه و اجزا عملکرد و هم چنین ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیکی، تعداد شاخه‌های فرعی، تعداد بوته در متر مربع، شاخص برداشت و درصد و عملکرد روغن در سطح احتمال یک درصد تحت تاثیر تاریخ کاشت اختلاف معنی‌داری داشته و اولین تاریخ کاشت از نظر صفات فوق برتر بود. ارقام مورد آزمایش از نظر عملکرد و اجزا آن و سایر صفات فوق در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی‌داری داشتند. در بین ارقام مورد نظر بیشترین و کمترین عملکرد دانه به ترتیب برای رقم اس. ال. ام 046 با 2.59 تن در هکتار و رقم آکاپی با 1.77 تن در هکتار به دست آمد و نتایج عملکرد روغن نیز تابع چنین روندی بود. با تاخیر در کاشت عملکرد دانه برای ارقام کلزای مورد بررسی کاهش نشان داد، که این موضوع متاثر از مصادف شدن مراحل گلدهی و نمو غلاف و دانه به گرما می‌باشد. در مجموع، بالاترین مقدار عملکرد دانه از رقم اس. ال. ام 046 (4.08 تن در هکتار)، در تاریخ کاشت اول به دست آمد

برآورد پارامترهای ژنتیکی برای عملکرد، اجزاء عملکرد و میزان گلوکوزینولات در کلزا
هشت ژنوتیپ کلزا شامل شش رقم و دو لاین اصلاح شده جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی تعداد غلاف در ساقه اصلی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه واریانس بر اساس روش هیمن مبین قابلیت ترکیب پذیری عمومی (a) و خصوصی (b) معنی دار برای خصوصیات مورد مطالعه به استثناء وزن هزار دانه بود، که نشان دهنده اهمیت اثرات افزایشی و غیر افزایشی در کنترل ژنتیکی آنها است. برای وزن هزار دانه فقط قابلیت ترکیب پذیری عمومی معنی دار گردید. برآورد نسبت میانگین مربعات قابلیت ترکیب پذیری عمومی به قابلیت ترکیب پذیری خصوصی معنی دار و قابلیت توارث خصوصی بالا برای وزن هزار دانه و گلوکوزینولات کل مبین اهمیت بیشتر اثرات افزایشی در کنترل ژنتیکی خصوصیات مزبور بود و در نتیجه کارایی انتخاب برای آنها بالا خواهد بود. برآورد میانگین مربعات معنی دار انحراف میانگین والدین از هیبریدها (b1) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف و وزن هزار دانه نمایانگر غالبیت جهت دار و در نتیجه هتروزیس متوسط معنی دار برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء دو صفت مزبور می‌باشد. برآورد میانگین مربعات معنی دار اثرات مادری (c) برای تمامی خصوصیات به استثناء طول غلاف نشان دهنده اهمیت اثرات مادری برای کلیّه خصوصیات مورد مطالعه به استثناء صفت مزبور می‌باشد. در بین اجزاء عملکرد، تعداد غلاف در ساقه اصلی و تعداد غلاف در بوته دارای همبستگی مثبت معنی داری با عملکرد دانه بودند، لذا به عنوان صفات مناسب جهت بهبود عملکرد قابل استفاده می‌باشند. عدم وجود همبستگی معنی دار بین گلوکوزینولات کل و عملکرد دانه امکان کاهش این خصوصیت نامطلوب مرتبط با کیفیت را بدون تغییر قابل ملاحظه در عملکرد دانه میسّر می‌سازد. در این بررسی والدهای PF7045/91 و BL1 دارای ترکیب پذیری عمومی مناسب و تلافی‌های PF7045/91 x Shiralee و PF7045/91 x B11 دارای ت91 x B11 دارای ت مناسب برای عملکرد دانه و میزان گلوکوزینولات کل بودند

اثر زمان برداشت بر عملکرد و اجزا عملکرد ارقام کلزا در منطقه سیستان

فنایی حمیدرضا,اکبری مقدم حسین,کیخا غلام علی,نارویی راد محمدرضا,مدرس نجف آبادی سیدسعید

به منظور بررسی اثر زمان برداشت بر عملکرد و اجزای عملکرد ارقام کلزا، در سال های زراعی 1381 و 1382 آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی زهک در زابل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی به صورت اسپلیت پلات در سه تکرار انجام شد.ارقام مورد بررسی دو هیبرید Hyola 308 و رقم ساری گل عامل اصلی و زمان برداشت در هفت سطح شامل T1 : برداشت در ده درصد تغییر رنگ دانه در خورجین های ساقه اصلی، T2 : برداشت سه روز بعد از مرحله اول، T3 : برداشت شش روز بعد از مرحله اول، T4 : برداشت نه روز بعد از مرحله اول، T5 : برداشت دوازده روز بعد از مرحله اول، T6 : برداشت پانزده روز بعد از مرحله اول و T7 : برداشت هیجده روز بعد از مرحله اول عامل فرعی آزمایش را تشکیل دادند. نتایج آزمایش حاکی از تفاوت معنی دار زمان برداشت بر تعداد خورجین در بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد روغن بود. با تاخیر در زمان برداشت عملکرد دانه، تعداد خورجین در بوته و وزن هزار دانه کاهش نشان دادند. تیمار T3 در قیاس با تیمارهای T6 و T7 به ترتیب حدود 33 و 32 درصد برتری عملکرد داشت. ارقام مورد بررسی از نظر تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن اختلاف معنی داری نشان دادند. هیبرید Hyola 308 با میانگین 3553 کیلوگرم در هکتار نسبت به رقم ساری گل حدود 21 درصد افزایش عملکرد دانه نشان داد. درصد روغن زمان های برداشت از نظر آماری اختلاف معنی دار نداشت. تغییرات عملکرد روغن تحت تاثیر زمان های برداشت مشابه تغییرات عملکرد دانه بود. صفات اندازه گیری شده در ترکیبات مختلف تیمارها اختلاف معنی دار نشان ندادند. با توجه به نتایج، برداشت سه تا شش روز پس از ده درصد تغییر رنگ دانه (که مصادف با 30 تا 40 درصد تغییر رنگ دانه ها در خورجین های ساقه اصلی است) به همراه ارقام و هیبریدهای زودرس برای منطقه سیستان و مناطق هم اقلیم قابل توصیه است

مبارزه با آفات  (سم شناسی)

 

روغن امولسیون شونده ( ولک )

گروه شیمیایی : هیدروکربن آلیفاتیک

ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی : گاهی خصوصیت روغنها را بر حسب جرم مولکولی آنها بیان می کنند . روغنهای بسیار سبک خاصیت حشره کشی چندانی ندارند به عکس در صورتیکه از مولکولهای روغنی بسیار سنگین استفاده شود علاوه بر آفت ؛ گیاه میزبان هم صدمه خواهد دید . آن دسته از هیدروکربنها برای مبارزه با آفات روی گیاهان به کار گرفته می شوند که نقطه جوش آنها دقیقا کنترل شده و عمدتاً از هیدروکربنهای پارافینی تشکیل شده باشند . خلوص روغن از نظر وجود هیدروکربنهای غیر اشباع را با درجه سولفوناسیون نشان می دهند . اگر درجه سولفوناسیون روغن 100 باشد یعنی صد در صد از هیدروکربنهای اشباع شده تشکیل شده است . بنابراین هر قدر درجه سولفوناسیون از 100 کمتر باشد میزان هیدروکربنهای غیر اشباع بیشتر است . درجه سولفوناسیون در تعیین روغنها برای سمپاشی زمستانه و تابستانه موثر می باشد . مثلاً روغنهای با درجه سولفوناسیون 85 تا 95 برای سمپاشی تابستانه و روغنهای با درجه سولفوناسیون 65 تا 75 برای سمپاشی زمستانه مناسبند . روغنها را به صورت امولسیون فرموله می کنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره کشهای دیگر رقیق کرده و مصرف می نمایند .

ماندگاری در محیط زیست : تجزیه زیستی روغنهای امولسیون شونده توسط میکروارگانیزمهای موجود در خاک صورت می گیرد . عواملی که می توانند بر سرعت تجزیه زیستی اثر بگذارند عبارتند از : شرایط محیطی از قبیل دما ؛ رطوبت ؛ بارندگی ؛ نوع خاک و میکروارگانیزمها .

سمیت : LD50 بیشتر از mg/kg4300

یکی از مزایای روغنها نسبت به حشره کشها کم خطر بودن آنها برای انسان است به طوریکه باقیمانده سم روی محصولات برای انسان خطرناک نمی باشد . روغنها سمیتی برای پرندگان و حشرات مفید ندارند ولی ماهیها و زنبورهای عسل تا حدی به این سم حساس هستند .

 موارد مصرف : روغنها از طریق بستن منافذ تنفسی باعث مرگ حشرات می شوند . همچنین با انحلال قشر مومی جلد حشره باعث می شوند که حشره بوسیله نیروی کشش سطحی آب گرفتار آید . اینگونه خواص روغنها در روش مبارزه با لارو پشه با پهن کردن یک لایه نازک روغن روی سطح آب مورد استفاده قرار می گیرد .

روغنها را در دفع آفات در موارد زیر بکار می برند .

1-  برای سمپاشی تابستانی بر ضد شپشک آردآلود ؛ سپردارها و شته ها .

2-  برای سمپاشی زمستانی بر ضد شپشکهای گیاهی ؛ کنه های گیاهان ؛ تخم عده ای از حشرات و بعضی از لاروهای زمستانی .

3- بر ضد انگلهای خارجی مانند کک ؛ شپش و کنه .

4- به عنوان حامل و حلال حشره کشها .

5- جهت مخلوط کردن با امولسیون بعضی از حشره کشها مانند ترکیبات فسفره به منظور بالا بردن اثر حشره کشی آنها .

روغنها را به صورت امولسیون فرموله می کنند . این امولسیون را تنها یا همراه با حشره کشهای دیگر رقیق کرده و مصرف می نمایند . در این صورت روغن به صورت یک ورقه نازک پایدار روی سطح سمپاشی شده باقی می ماند . باید توجه داشت که میوه های هسته دار و نیز مرکبات تا اندازه ای نسبت به روغن حساسند . به طور کلی در مورد کاربرد روغنها باید احتیاطاتی را رعایت کرد که مهمترین آن عبارتند از :

‌1- در بهار و تابستان باید قبل از سمپاشی با روغن درختان را آبیاری کرد .

 2- سه هفته قبل و بعد از سمپاشی با روغن از کاربرد گوگرد روی گیاه باید خودداری نمود .

3-  اگر روغن با سم همراه باشد باید احتیاطات مربوط به سم رعایت شود .              فرمولاسیون : امولسیون 80% و 90% بدون آب

هشدار  (سم شناسی)

 

چه کسی یا چه سازمانی مسؤل کنترل مصرف بی رویه از سموم شیمیائی و جوابگوی مخاطرات آن است ؟

در طی پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروری دنیای کشاورزی بوده اند. گرچه تقاضا برای تولید و توزیع آفتکش که باعث افزایش بهبود کیفیت و کارایی کشاورزی می شود محرز است. ولی احتمال بکارگیری نابجا و غیر معقول، بسیار زیاد می باشد. یکی از مهمترین نکات سازمان بهداشت جهانی، مسئله آفتکشها می باشد. افزایش جمعیت و بدنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی، بویژه محصولات کشاورزی، کشاورزان را بر آن داشته است که میزان محصولات خود را افزایش دهند. افزایش کشت محصولات متعاقباٌ افزایش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دلیل بی توجهی کشاورزان در مصرف سموم، ریزشهای جوی و چندین عامل دیگر سموم کشاورزی وارد آب رودخانه ها و دریاها می شوند. در این خصوص افزایش آگاهی متخصصین و به طور کلی عموم مردم از خطرات ناشی از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزایی، بیماریهای سیستم عصبی ، تنفسی و زادآوری و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگی محیط زیست به صورت یک مسئله جهانی درآمده است. برای مثال آب یکی از اجزاء تشکیل دهنده مهم در چرخه زندگی محسوب می شود. اهمیت کیفیت، نگهداری و توسعه آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد و سموم دفع آفات نباتی یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.

با توجه به اینکه هرساله زراعت‌های بهاره ودرسال های اخیر جالیز وصیفی جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگی و خیار ......) در منطقه مغان بویژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسیعی بطور شخصی یا غیرشخصی کشت میگردد و همگان به هرنحو ممکن سعی دارند در این کوتاه مدت سودکلانی از فعالیت برمحصولشان مخصوصاً در اراضی اجاره‌ای داشته باشند، دراستفاده بیشتر از هرنهاده‌ای بویژه کود‌های شیمیایی و علی الخصوص انواع سموم شیمیائی دریغ نمی ورزند وبه جرأت می‌توان گفت،شاید کمترزارعی آن هم به جهت عدم توان مالی از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زمینی و هوایی جالیز ، صیفی جات، باغات و زمین های زراعی‌اش سم باران میشود.

بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگی محیط زیست وتأثیرآن برانسانی که تمام تلاشش این است سالم بماند، شدیداً در مصرف سموم شیمیائی از همدیگر پیشی می‌گیرند. شاید بهتر است به خصوصیات شیمیائی سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنیم.

دکتر فرانسیس ری از دانشگاه فلوریدا اظهار میدارد که ما باافزودن موادشیمیائی به غذاهای خودمان امکان بروز سرطان را افزایش می دهیم.

دکتر هاریوگریوز نظر براین دارد که بین سموم سیمیائی و سرطان خون ، سرطان های دستگاه گوارشی یا دیگر اختلالات خونی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

تا دیروز زندگی بشر مملو از ترس از بلایایی جهان گستر چون وبا، حصبه ، تیفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه این بیماریهای مهلک که روزی همه جاگیر بودند با پیشرفت دانش پزشکی و رعایت اصول بهداشتی دیگر موجب نگرانی نیستند،امروزمانگران صدمات متفاوتی هستیم که در محیط زیست ما در کمین نشسته‌اند صدماتی که محصول پیدایش و تکوین شیوه زندگی جدید خود بشر هستند، نمونه‌اش پیدایش همین آفت کش‌های قوی است.درست است که هدف از کاربرد سموم شیمیائی نابودی حشره آفت یا کنترل بیماری گیاهی است ولی می‌توان گفت که این همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف می شوند تنها آفت کش نیستند بلکه زندگی کش و زیست کش هستند.

این همه خطر کردن پس به خاطرچیست ؟

درست است که مصرف موادشیمیائی آفت کش را مجاز شمرده‌ایم ولی بدون آنکه پیشاپیش تحقیقی دقیق از تأثیر آن بر جامعه اکولوژیک و زیستی بشر داشته باشیم و آموزش ها ، هشدارهای زیستی ،خطرات و مضرات جانبی مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهی داده باشیم ، بی مهابا نسبت به توصیه مصرف وفروش سموم تأکید داریم و قوانین و مقررات کنترلی در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نیستند.ایمنی وبهداشت در کارخانه و حتی زمان سمپاشی به نحومطلوب و سختگیرانه اعمال می‌شود ولی در زمان سمپاشی و بعدازسمپاشی هیچ کنترل و آزمایشی در خصوص مضرات سموم برای جوامع اکولوژیکی و زیست محیطی انجام نمی گیرد و شاید تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضی می کنیم چون چیزی بطور آنی مشاهده نمی گردد.

آموزش زارعین منطقه از ماندگاری سموم در خاک ، محصولات صیفی و جالیز،فاصله سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروری است ،همه سعی بر این دارند از بهترین و قویترین حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بیماریهای محصولاتشان استفاده نمایند تا سرمایه ریالی افزایش یابد ، ولی ازآنچه که سموم شیمیائی بطور نهفته با جان و روان بشر میکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسمومیت را مسموم شدن و حالت تهوع می دانند و دیگر هیچ........ .

محصولات کشاورزی وبخصوص صیفی جات و میوه‌جات، بدون اطلاع از تأثیر نهایی سمپاشی ها مکرراً سم باران می شوند در یک دوره بهره برداری از جالیز یا صیفی جات یا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشی صورت می گیرد وبرای حصول اطمینان از مؤثربودن سمپاشی و گریز از هزینه اضافی دز مصرفی سم را گاه تا چندین برابر حد مجاز مصرف بالا می برند و بین زمان آخرین نوبت سمپاشی و برداشت محصول فاصله زمانی مجاز را رعایت نمی کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتی مثل خیار که رشد سریع و محصول پیوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشی( بویژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوری و بدون آزاد گذاردن در هوای آزاد درون کیسه‌های پلاستیکی کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار می دهند که مصرف کننده نیز همیشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذیه قرار میدهد که زمانی کمتر از 12 ساعت را شامل میشود،ودر این مورد برای سنجش وجود باقی مانده سم نیازی به استفاده از دستگاه‌های حساس و پیچیده نیست  حس چشایی مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهی می‌دهد.

تجمع مواد سمی در غذا ، آب ، زمین و هوا یکی از بحث‌های روز  وخطرناک سموم برای سلامتی محیط زیست و بشر است ، براساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش بیشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بیش ازبیست هزار مورد مرگ می‌رسد. با توجه به اینکه اثرات خطرناک زیستی سموم در درازمدت بطور تجمعی در بدن انباشته می‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دریافت شده در طول عمر باشد به همین دلیل است که خطر نادیده گرفته می‌شود.

به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبیعتاً بیشتر متوجه بیماریهایی هستند که علائم آشکار دارند در حالی که بعضی از بدترین دشمنان ما آهسته و بی خبر به سویمان می خزند.

فاکتور مهم در مسمومیت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولانی مدت در بدن است و این تجمع مواد سمی در بدن در تمامی افراد به واسطه تماس مستقیم وحتی بطور غیرمستقیم از طریق غذا ، تنفس یا جذب پوستی به چشم می‌خورد.

امروزه هیچ کس به کارآیی آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعی شکی ندارد ،موضوع قابل بحث این است که اهمیتی که به افزایش عملکرد وسود تولید داده می شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحیط زیست اعمال گردد جلوی بسیاری از خطرات اجباری ،ارادی و غیرارادی گرفته می‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش های سمی بابروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان خون ،سرطانهای دستگاه گوارش و سایر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن انسان در ارتباط می باشد وبه عناوین مختلف به ثبوت رسیده است و موضوع از حرف و حدیث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهمیت حیاتی وزیستی مسمومیت های ناشی از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت های متفاوت روی تعدای از ارگانیسم ها ، اندام‌ها و فرآیندهای حیاتی انسان اثرات سمی و مضر دارند که با رعایت اصول بهداشتی شاید بتوان حداقل از کم خطرترین آنها به نحوی مصون و ایمن ماند.

واقعیت این است که تقریباً 90 درصد کلیه قارچ‌کشهای مورد مصرف در کشاورزی در مدلهای حیوانی سرطانزا می‌باشند هنوز این مسئله بزرگ توجه عمومی را بخود جلب نکرده است ،یک بررسی روی یازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند این موادتنها10 درصد از موادشیمیائی مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکیل می دهند ولی در کل عامل 60 درصد از سرطانهای شایع دستگاه گوارش هستند ،دربعضی از محصولات کشاورزی  سمومی مثل کاپتان ،مانکوزب، بنومیل ، کالکسین ، تیلت ،آلتو و..... هرچندمسمومیتی که قابل دیدن باشند را دارا نیستند ولی درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زیست محیطی زیادی دارند.

برای ایجاد مسمومیت در بدن لارم است میزا ن سم در بدن حداقل به یک غلظت خاصی برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما برای مواد مسموم کننده ژنتیکی و مختل کننده هورمونها یک آستانه واقعی که هیچگونه خطری پائین تر از آن نباشد وجود ندارد.

دانشمندان بر اساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک دز خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی میتواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول بدخیم بشود.

اندازه گیری وسنجش ریسک سرطان در انسان ناشی از سموم شیمیائی بدلیل طولانی بودن دوره تکمیل فرآیند سرطانی شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت بالینی و همچنین تفاوت استعدادهای ژنتیکی افراد گوناگون با یکدیگر معمولاً دشوار است عملاً این طولانی بودن و عدم ظهور زودهنگام بیماری یک امنیت کاذب ونسبی به حضور بیشتر در محیط سمی و منطقه سمی کشاورزی و مزرعه می دهد ، واقعاً ذخیره سموم در بدن حتی به مقدار کم ،تجمع تدریجی آن ودر نتیجه اختلالات وارده  بر جگردیگر غیر قابل انکار است که مشکلات ونارساییهای خونی را سبب گردیده و امکان بروز سرطان های شایع را تسهیل می سازد.

شاید بهتر است بطور اجمال به علائم مسمومیت های مزمن و حاد تأثیرگرفته از تمامی گروه‌های سموم شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی را خاطر نشان گردم تا به سرانجام این طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکی بیشتر اندیشه کنیم وهمه چیز را به قضای الهی نسبت ندهیم.

با عنایت به این مورد که میزان وقوع مسمومیت ناشی از درمعرض قرارگرفتن با سموم شیمیائی در کشورهای درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهای کالاً صنعتی می باشد که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت‌کش ها را مصرف می کنند. دلیل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهی دادن به جمعیت وافراد مشغول در حوزه فعالیت های کشاورزی و سموم شیمیائی.

مسمومیت ها بیشتر از راه تنفس، تغذیه محصولات گیاهی با باقیمانده مجاز سم بالا واستنشاق بخارات سم  می باشد وبه حالت آلودگی نیز بیشتر منشاء پوستی دارد البته این مسمومیت‌ها ارادی و به اختیار انسان نمی باشد به نحوی است که خواسته یا نا خواسته در معرض سموم شیمیایی بوده و می باشد در اینجا برای تفهیم بهتر به علائم کلی مسمومیت ها اشاره می گردد.

علائم عمومی وخصوصی مسمومیت های حاد و مزمن  ناشی از درمعرض قرارگرفتن باآفت کشهای مورد مصرف در کشاورزی ؛

افزایش ترشحات وبزاق دهان،انقباض برونشها،اختلالات گوارشی ،اسهال،لرزش، رعشه،ضعف عضلانی ، بی قراری ،عدم تعادل ، تیرگی دید ، فقدان حافظه ،افزایش ادرار ،ضعف عمومی ،تشنج ،صدادادن گوش ،تب ، اختلال در تکلم ، بی خوابی ،سستی ،هیجان ،افسردگی ،پریشانی ،سقط جنین ،احساس سوزش پوست ،خشکیدگی دهان ولب ،تهوع ،استفراغ ، خارش ،گرفتگی عضلات ،درد در ناحیه شکم ،اختلالات ژنتیکی و جنسی وده ها عنوان علائم دیگر ودر سطح پیشرفته با انجام آزمایش های ویژه خونی مثلاً افزایش یا کاهش آنزیم های کبدی و مواد آلکالاین .....

به عنوان مثال ؛ احساس سوزش پوست ،مورمور شدن پوست در استفاده از سم سومیسیدین از حالت های مسمومیت پوستی این سم است ، گیجی ،تهوع ،دردهای شکمی ،عوارض تنفسی ،خارش،اسپاسم عضلانی ، ضعف و خستگی از علائم مسمومیت های اتفاقی یا شغلی با علفکش های کلروفنوکسی است ودو گروه از حشره‌کش ها یعنی گروه کلره و فسفره به طرز متفاوتی ولی بطور مستقیم  سیستم عصبی را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهند و چندین صد مورد این وضعیت که در بروشور فنی سموم شیمیائی بعنوان احتیاطات قید می گردد که نیاز به رعایت دارد نه فقط مطالعه.

یکی از مهمترین حقایق راجع به سموم کلره ،اثرات آنها به کبداست این اندام شگفت آورترین اندام بدن انسان بشمار می آید و از تنوع کار وضرورت اعمالش در بدن همتایی نیست ،کوچکترین صدمه به آن عواقب وخیمی را بدنبال خواهدداشت .کبدنه تنها مسئول تولید صفرا برای هضم چربیهاست بلکه دارای چندین نقش اساسی دیگر در بدن است ،اگرکبدازسوی حشره‌کشی آسیب ببیند نه تنها قادر به حفاظت بدن در مقابل سموم نیست بلکه تمامی فعالیت های متعدد آن مختل وبروز سرطانها را آسان می کند.

خطرات کلی آفت کشها:

تحقیقات نشان داده است که سموم آفتکشها باعث سقط جنین، عدم رشد فکری، اثرات مخرب ساختمانی در بدن هنگام تولد و نقصهایی در اعمال و بافتهای بدن می شوند.

آفتکشها دارای اثرات مخرب و سمی روی اندامهای تولید مثلی، تداخل در اعمال هورمنی، عقیمی مردان و زنان و دوره های  قاعدگی نامنظم در زنان هستند.

 همچنین مشخص گردیده است که علفکش توفوردی برای دستگاههای تولید مثلی بدن مسمومسیت زا است بطوری که آزمایشات نشان داده است که بین این سم و کاهش تعداد اسپرم ، افزایش اسپرمهای بدشکل ارتباط مستقیم وجود دارد.
هم چنین ثابت گردیده است که زنانی که درمحیطی با آبهای آلوده به سموم زندگی می کنند درمقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحظه ای در رشد درون رحم دارند.

تحقیقات نشان داده است که سموم پاراکوات ،گروه سموم ارگانو فسفره، مانب و مانکوزب منجر به بیماری پارکینسون میشود. همچنین آشکار شده است افرادی که در حوالی مناطقی زندگی می کنند که در معرض آفتکشها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون بیشتر است.در تحقیقات دیگری که روی کشاورزان انجام شده مشخص گردیده است که کشاورزانی که با قارچکشهای مانب و مانکوزب در تماس هستند اعصاب محیطی آنها نسبت به سایر افراد کندتر عمل می نماید.
تحقیقات روی جمعیتهای نمونه نشان داده است افرادی که در معرض علفکشها هستند 4 برابر و افرادی که در معرض حشره کشها هستند 3 الی 4 برابر احتمال بروز بیماری پارکینسون (فراموشی ) بیشتر است.

تحقیقات نشان داده است کودکانی که در هنگام رشد مغز در معرض غلظت خیلی کم سموم قرار دارند صدمات ثابت و پایداری در اعمال و و ساختار مغز آنها اِیجاد می شود. در برسیهای بعمل آمده در مکزیک روی کودکانی که در معرض سموم بودند نشان داد که انواعی از تاخیرات و کاستی ها در نمو مغز این کودکان در مقایسه با سایر همنوعان خود وجود دارد. همچنین ضعفهایی در نیروی فیزیکی ، تطابق طبیعی دست و چشم، و حافظه کوتاه مدت در این کودکان قابل مشاهده بود.

ارتباط بین بروز سرطان گلبولهای سفید خون و سموم ارگانو فسفره در تحقیقات اخیر محققین مورد تایید قرار گرفته است.
همچنین ارتباط بین سموم توفوردی ، آترازین و کاپتان با سرطان ام اس دی) در تحقیقات مشخص شده است و باغدارانی که در معرض این سموم هستند سه برابر سایرین احتمال بروز این نوع سرطان را دارند.
علفکشهای فنوکسی مانند توفوردی نیز در بروز سرطان بدخیم  اس تی اس نقش دارند.و احتمال بروز افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند 10 برابر بیشتر از سایر افراد است.

وجود آفتکشها در آبهای زیرزمینی برای انسان بسیار خطرناک است و باعث اختلالات ناهنجار در سیستم عصبی، غدد درون ریزوسیستم ایمنی بدن می شوند. ترکیب آفتکشها و کودهای شیمیایی در آبهای زیرزمینی باعث ایجاد موارد بسیارخطرناکتردردر مقایسه با اثرات تک تک این مواد می شود.

تحقیقات بسیاری ارتباط معنی داری بین وقوع سرطان پروستات و مشاغلی که با علفکشها در ارتباط هستند به اثبات رسانده است.
سرطان پستان سالانه افزایشی به میزان 1 الی 2 درصد نشان می دهد و آلوده کننده های محیطی از جمله آفتکشها درافزایش بروز این نوع سرطان نقش عمده ای دارند. دریک تحقیق خاص ارتباط بین بروز سرطان پستان و و علفکش آترازین مشخص شده است.
سرطان تیرویید نیز از جمله سرطانهایی است که احتمال بروز آن در افرادی که در معرض علفکشهای فنوکسی قرار دارند بیشتر است.

درپایان بهتر وضروری است اشاره ای کوتاه به  درجه سمیت سموم کشاورزی قوی و خطرناک که در منطقه مغان در سطح وسیع بدون در نظرگرفتن مسائل فنی وبهداشتی سموم وبویژه عدم رعایت فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت را خاطرنشان شوم که ضرورت وپاسخی برای همه سئوالات ومسائل مربوط به سم در منطقه سبز مغان است.

سموم ذیل در بیشترین حد درمنطقه مورد استفاده قرار می گیرند که درجه سمیت پایینی دارند و در گروه سموم خطرناک برای انسان به شمار می آیند که نیاز مبرم به محافظت و مراقبت های ویژه دارد که متأسفانه به آب ، خاک و دانه ، میوه وصیفی جات منطقه  هر ساله واردمی گردد..

نئورون ، سومیسیدین ، متاسیستوکس ، دانیتل ،اکاتین ،اندوسولفان ،دورسبان ،نواکرون ، کراکرون ، بنومیل ،کالکسین ، کاربندازیم ،مانکوزب ، ریدومیل ، لاروین ، سوین ، لیندین ، ترفلان ، لاسو،توفوردی و..........

در مورد فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت یا چیدن محصول مثل خیار حداقل این زمان برای اکثر حشره کش ها یا قارچ کش ها کمتر از 3 روز نبوده و حداکثر زمان حتی برای بیشتر سموم رعایت فاصله دو هفته ای است ،آیا با برداشت خیار یا گوجه فرنگی که بعد از نصف روز سمپاشی شده این زمان رعایت می گردد  هرگز نه ؟ مثلاً رعایت دوره کارنس برای سم متاسیستوکس  21 روز وبرای سم دانیتل در صیفی وسبزی 3-5 روز می باشد.

در خاتمه ضرورت یادآوری وتوجه همگان را به ماجرای پرمخاطره این مصرف بی رویه سموم شیمیائی به عنوان یک وظیفه کارشناسی خاطرنشان می گردم که آینده کودکانمان را جدی بگیریم، چونکه شاید سموم شیمیائی برای بالغین چندان عوارض قابل ملاحظه و فوری را بروز نمی دهند ولی برای خردسالان و کودکان تجمع مواد شیمیائی ازاوایل سنین کودکی که مصادف با اوج مصرف سموم شیمیائی از زمین و هوا در منطقه  است، تفکرانگیز و مسئولیت بار است.

در دنیا تمام سعی ها برای کم مصرف نمودن این سموم شیمیائی است که به نوعی با سایر روش های مبارزه ای توأم گردیده است و سازندگان سموم شیمیائی سعی بر تولید سموم با دز مصرف پایین با تأثیر بیشتر هستند که به نوعی مشکلات زیست محیطی حداقل داشته باشد.

گفتنی است در حال حاضر هیچ سازمان بهداشتی در منطقه مسئولیت نظارت و کنترل آلودگی مواد غذایی ، محصولات کشاورزی ، میوه جات ، صیفی جات و سرمایه های ملی ( آب ، خاک و ...) را به عهده ندارد واستفاده های غیر اصولی و غیر منطقی روز به روز با ورود سموم خطرناک به منطقه دوچندان گردیده است و اگر روزی در ورودی های میادین میوه ، تره بار و حتی شهر از این محصولات نمونه برداری حدمجاز باقیمانده سموم صورت گیرد معلوم خواهد شد که به گذشتگان چه مصیبت و فلاکتی شده و آینده منطقه را چه خطری کمین کرده و چه سهمی از این محصولات تولیدی ( میوه جات ، محصولات جالیز ،صیفی جات و سبزی ) صلاحیت عرضه به بازار ومصرف مردم عزیز این منطقه کشاورزی را دارند ،

 به امید روزیکه محیط زیستی عاری از مواد شیمیائی و هوایی سالم برای کودکانمان و آبی تمیز برای بقای عمر داشته باشیم ،سرمایه انسانی را فدای سودهای فلاکت بار و آنی تفکرات لحظه ای ننمائیم چون ما مسئول هستیم

علف کش های پهن برگ مزارع گندم (2,4-D)  (علف های هرز

 

پهن برگ کشهایی که در زراعت گندم مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :2.4D (یو46) ،2.4D+MCP ، تری بنورون متیل (گرانستار)،  بروموکسینیل  (پاردنر)، مکوپروپ+دیکلوپروپ پی+MCPA (دوپلسان سوپر)، ایمازا متابنز-  متیل (آسرت) و دای‌کامبا (بانول) که برخی از مشخصات این علف‌کش‌ها مانند نام  عمومی، نام تجاری، محل عمل، فرمولاسیون،مقدار مصرف درهکتار و زمان مصرفآنها در جدول چهار و میزان تاثیر آنها بر علف‌های هرز مختلف نیز در جدول شش ذکر شده است.  سایر خصوصیات پهن برگ کشهای گندم نیز به طور خلاصه در زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

2,4-D (یو-46 دی‌فلوئید):  علف کشی سیستمیک از گروه اسید فنوکسی استیک (اکسین) بوده و به طور گسترده‌ای در مزارع غلات مصرف می شود. علت امر قیمت مناسب علف‌کش و کنترل طیف وسیعی از علف‌های هرز پهن برگ گندم می‌باشد. کنترل مطلوب علف های هرز، بدون آسیب دیدن گندم، زمانی حاصل می شود که این علف‌کش در زمان مناسب مصرف شود. دوره های حساسیت غلات به 2,4-D در مواقعی است که رشد آنها سریع است. این مراحل عبارتند از: صفر تا 4 برگی و از ساقه رفتن تا گلدهی. سمپاشی در مرحله 4 برگی سبب بدشکلی خوشه ها، پیازی شدن برگها، کوتولگی عمومی گیاه و کاهش عملکرد می‌گردد. سمپاشی در مرحله آغاز ساقه رفتن تا گلدهی معمولاً عملکرد را به طور جدی کاهش می دهد. در مرحله ساقه رفتن میان گره ها به سرعت طویل می گردند.

مراحل حداقل حساست گندم  به علف کش 2, 4 –D عبارتند از 4 برگی تا ساقه رفتن و از خمیری نرم دانه تا رسیدن دانه. مرحله 4 برگی تا ساقه رفتن که شامل پنجه زنی کامل می باشد، بهترین زمان برای سمپاشی 2, 4 –D است. در این مرحله گیاه زراعی به طور نسبی متحمل بوده و علف‌های‌هرز نیز معمولاُ کوچک می‌باشند، لذا به آسانی کنترل می شوند. علاوه بر آن در این مرحله رشدی، ادوات سمپاشی زمینی خسارت زیادی را به گندم وارد نمی کنند. هر چند غلات در مرحله خمیری نرم دانه تا رسیدن بسیار متحمل به 2, 4 –D هستند، ولی در این مرحله سمپاشی توصیه نمی شود. زیرا اولاً تا رسیدن به این مرحله علف‌های هرز خسارت خود را وارد کرده اند. ثانیاً ادوات سمپاشی زمینی نیز در این مرحله خسارت زیادی به گندم وارد می کنند و ثالثاً احتمال باقی ماندن 2, 4 –D در دانه های برداشت شده وجود دارد. به طور کلی ارقام گندم بیشترین تحمل را نسبت به 2, 4 –D داشته و جو و یولاف در مرحله بعد قرار دارند. ضمناً  فرمولاسیون استر 2, 4 –D موثرتر از فرمولاسیون نمک است، ولی به دلیل فرار بودن استر ها کاربرد آنها مشکل بوده و احتمال دریفت بخصوص برای محصولات مجاور مزرعه گندم وجود دارد. شکل 6 مراحل مختلف رشد غلات و حساسیت آنها به 2, 4 –D را نشان می دهد.

2,4-D+MCPA (یو-46-کمبی فلوئید) : علف کشی مخلوط از دو گروه اسید فنوکسی استیک و اسید آریلوکسی آلکانوئیک بوده و در ایران بجای 2.4Dاغلب از این علف کش به دلیل وسیع تر بودن طیف علف کشی آن و کریستالیزه شده 2.4Dبه تنهایی در سرمای زمستان استفاده می‌شود. علف کش MCPA مشابه 2, 4-D  عمل می کند، ولی انتخابی تر از آن است و به گیاه زراعی نیز آسیب کمتری وارد می سازد. البته از نظر اقتصادی نیز مقداری گرانتر است. مخلوط این  دو علف کش به صورت نمک دی متیل آمین و به نسبت 5/31% از MCPA و 36% از 2, 4-D مورد استفاده قرار می گیرند و فرمولاسیون آن محلول در آب است. مراحلی که گندم به این علف کش حساسیت نشان می دهد مانند علف کش 2, 4-D است.

اصولاً در مصرف علف‌کش‌های هورمونی ( شبه اکسین ها) باید دو نکته را مد نظر قرار داد.

   1.    چون  باقیمانده علف کش در سمپاش می تواند موجب آسیب به گیاهان حساس گردد. بنابراین باید بعد از سمپاشی، سمپاش را با پودرهای لباس شویی و اگر ممکن باشد با آب گرم خوب شستشو داد.

 

   2.     از آنجا که برخی گیاهان مانند پنبه، گوجه فرنگی، انگور، پسته، مرکبات، بسیاری از سبزی‌ها و خلاصه تمامی گیاهان پهن برگ به علف‌کش‌های هورمونی حساسیت دارند، بنا براین در هنگام سمپاشی باید دقت نمود که علف کش از طریق بادبردگی به گیاهان خارج از هدف برخورد نکند و سمپاشی باید با فشار کم و در هوای آرام صورت گیرد. سمپاشی در هوای گرم ممکن است سبب بخار شدن علف کش شود و اگر جریان هوا کند باشد و بخصوص اگر وارونگی داشته باشد، انتقال توده بخار به مزارع حساس مجاور می تواند آسیب فراوانی را سبب شود.

تری بنورون متیل (گرانستار): این علف کش تماسی و از گروه سولفونیل‌اوره‌ها بوده و کاملاً انتخابی مزارع غلا ت است. اگر گرانستار با سورفکتانتهای غیر یونی مصرف شود، اثر آن افزایش می یابد. بسیاری از منابع دلالت بر ناسازگاری آن با باریک برگ کش ها داشته وحاکی از آنند که در صورت اختلاط آن با باریک برگ کشها، کمترین اثر آن کاهش تاثیر 15 تا 20 درصدی باریک برگ کشهاست. در ایران نیز اغلب با باریک‌برگ‌کش تاپیک بصورت مخلوط استفاده می‌شود. در صورتی که این علف‌‌‌کش همراه با برخی سموم فسفره یا کودهای شیمیایی حاوی سورفکتانت مصرف شود، ممکن است در گندم سوختگی ایجادکند. از آنجا که این علف کش کم مصرف است، مقدار بسیار اندک از باقیمانده آن در سمپاش و یا پاشیده شدن آن به مناطق غیر هدف، زیانبار است. بنابراین هنگام سمپاشی گرانستار باید از بادبردگی آن به اطراف و یا ریخته شدن آن در جوییهای آب جداُ خودداری نمود.

بروموکسینیل  (پاردنر): بروموکسینیل علف کش تماسی و از گروه نیتریل‌ها بوده و بر علف های هرز بسیار جوان که بیش از دو تا چهار برگ ندارندمؤثر است. از آنجا که علف کش مذکور تماسی بوده و در گیاه ضعیف انتقال می یابد، بنابراین توصیه می شود هنگام سمپاشی سطح علف‌هرز به طور کامل سمپاشی شود. چنانچه این علف کش دیر مصرف شود، رشد گندم باعث کاهش سطح تماس علف کش شده و بنابراین کارآیی آن کم می شود. ضمنآُ تاثیر بروموکسینیل برعلف‌های هرزی که زیاد رشد کرده اند کمتر از علف‌کش‌های هورمونی است. خطر بادبردگی این علف کش نیز از علف‌کش‌های هورمونی کمتر است. مخلوط بروموکسینیل با MCPA باعث کنترل طیف گسترده تری از علف‌های هرز می شود.هوای سرد و ابری، اثر این علف کش را کاهش می دهد. اختلاط آن با باریک برگ کشها نیز عملی است، ولی تاثیر نسبی آنها را کاهش می دهد. نکته ای که در خصوص این علف کش باید در نظر داشت ایین است که چنانچه گیاه زراعی در معرض تنش رطوبت یا تیمار چرا قرار گرفته است، حداقل تا 30 روز پس از رفع تنش نباید از این علف کش استفاده نمود.

مکوپروپ+دیکلوپروپ پی+MCPA ( دوپلسان سوپر):  علف کشی مخلوط و متعلق به گروه‌های اسید آریلوکسی آلکانوئیک، اسید فنوکسی استیک و اسید پروپیونیک می‌باشد. نسبت ترکیبات بکار رفته در این علف کش شامل 160 گرم MCPA + 310  گرم دیکلوپروپ+ 130 گرم مکوپروپ در لیتر می‌باشدکه جمعا %60 ماده موثر این علف‌کش را تشکیل می‌دهند. میزان تاتثر این علف‌کش در هوای سرد کاسته می‌شود.

تمام مواردی که در خصوص علف‌کش‌های هورمونی ذکر شد، برای این علف کش نیز صادق است. این علف‌کش با شروع ساقه‌دهی نبایستی مصرف گردد.

دای‌کامبا (بانول): علف‌کشی سیستمیک و از گروه اسید بنزوئیک (اسید آریل کربوکسیلیک) می‌باشد. این علف کش از طریق برگ و ریشه جذب گیاه می گردد و در اغلب موارد علف های هرزی که توسط 2.4D کنترل نمی شوند توسط این علف کش کنترل می گردند.

معرفی ده علف هرز

 

 

  اویارسلام ارغوانی

نام انگلیسی: Purple nutsedge

نام علمی: Cyperus rotundus

 

اویارسلام زرد

نام انگیسی: Yellow nutsedge

نام علمی: Cyperus esculentus

به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اویارسلام ارغوانی خطرناکترین و بدترین علف‌هرز دنیا می‌باشد. اویارسلام ارغوانی یک علف‌هرز چند ساله با یک سیستم گسترده ریزوم‌ها و غده‌های زیر‌زمینی است. این غده‌ها قادرند هنگامی که شرایط محیطی نامناسب است به حالت خواب باقی بمانند و هنگامی که شرایط مساعد می‌شود اندام‌های هوایی جدید تولید کنند. این علف‌هرز عمدتاً به روش‌های رویشی و غیر جنسی تکثیر می‌یابد، زیرا مقدار جوانه زنی بذور آن بسیار اندک است. از آنجا که اویارسلام ارغوانی به سایه حساس است، می‌توان با محصولاتی که اوایل فصل، رشد می‌کنند بر آن غلبه نمود. اما سایه نمی‌تواند از رشد غده‌ها جلوگیری کند، در نتیجه به این روش نمی‌توان به عنوان یک روش کنترل اتکا کرد. برای پیشگیری از تشکیل غده‌های جدید باید عملیات دیگری را نیز اجرا کرد که از آن جمله می‌توان به حذف فیزیکی علف‌هرز از خاک، آفتاب‌دهی برای از بین بردن غده‌های سطحی، بهبود زهکشی خاک (ایارسلام خاک‌های مرطوب‌تر را بیشتر می‌پسندد)، یا شخم سطحی و مکرر (شخم عمیق باعث می‌شود غده‌های عمق خاک به سطح خاک بیایند و عملیات شخم باید مکرر باشد تا اندام‌های هوایی که در حال رشدند پیوسته از بین بروند و مواد غذایی چندانی در اختیار گیاه برای تولید غده‌های بیشتر وجود نداشته باشد) اشاره کرد.

اثرات رقابتی اویارسلام ارغوانی را اغلب می‌توان با کنترل سریع گیاه در آغاز رشد به شدت کاهش داد و بنابراین امکان استقرار مطلوب را برای گیاه زراعی را فراهم ساخت. بعد از این مرحله، هر اویارسلامی که سبز کند به راحتی در رقابت مغلوب گیاه زراعی خواهد شد. متأسفانه هرگاه اویارسلام ارغوانی در مزرعه حضور داشته باشد ریشه‌کن کردن آن تقریباً غیر ممکن است، در نتیجه این علف‌هرز خسارت بیشماری به محصول زراعی وارد خواهد کرد. اویارسلام زرد نیز در مناطق بسیاری به وفور دیده می‌شود و اغلب در کنار اویارسلام ارغوانی رشد می‌کند.

 

پنجه مرغی

نام انگلیسی: Bermudagrass

نام علمی: Cynodon dactylon

پنجه مرغی که به نام‌های مَرغ و بندواش نیز معروف می‌باشد. یک علف‌هرز چند‌ساله و از خانواده گندمیان  است که تعداد زیادی ریزوم و ساقه خزنده زیر زمینی تولید می‌کند که به سرعت در زیر زمین گسترش می‌یابند. پنجه مرغی علف‌هرزی بسیاری مهاجم است که کنترل آن دشوار می‌باشد. سریع‌ترین رشد این علف‌هرز در آب و هوای گرم است و هنگامی که شرایط محیطی برای رشدش نامطلوب می‌شود به صورت ساقه‌های زیر‌زمینی خواب به حیات خود ادامه می‌دهد. مبارزه مکانیکی برای کنترل این علف‌هرز ممکن است منجر به تشکیل اندام‌‌های هوایی جدید در آن شود. از بعضی از ارقام پنجه مرغی به عنوان پوشش چمنی یا علوفه در بسیاری از مانطق دنیا استفاده می‌شود.    

پنجه مرغی در خاک‌های حاصلخیز با عمق کافی به سرعت رشد می‌کند. در هر دو نوع خاک رسی‌سنگین و ماسه‌ای سبک رشد کرده و در برابر غرقاب شدن تا حدودی مقاوم است ولی در زمین‌هایی که سطح آب در آن‌ها بالا باشد رشد خوبی ندارد. این گیاه به اسید، قلیا و تا حدودی به نمک سازگاری دارد. در زمین‌هایی که کود داده می‌شود واکنش آن در برابر کود بسیار مساعد است. پنجه‌مرغی در عین حال که یک علف‌هرز سمج در باغ‌ها و مزارع به حساب می‌آید و به گیاهان علوفه‌ای، مزارع سیب‌زمینی و سایر محصولات خسارت وارد می‌آورد؛ در غالب مناطق این گیاه را سلطان گیاهان چرا‌گاهی می‌نامند زیرا در برابر لگدمال شدن و چرای ممتد و شدید مقاومت زیادی دارد. تنها به علت اینکه دمای پایین، نزدیک دو درجه سانتیگراد زیر صفر موجب رکود رشد آن می‌شود نواحی کشت آن محدود است.

برای مبارزه شیمیایی با این علف‌هرز می‌توان ار علف‌کش‌هایی مانند دالاپون به  ۴تا ۸ کیلوگرم در هکتار و آمیترول به میزان ۲/۵ کیلوگرم در هکتار و گلی فوزات به میزان ۲/۳تا ۴/۵ کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.

 

 

 

سوروف

نام انگلیسی: Pigweed

نام علمی: Echinochloa crusgalli

 

برنج وحشی

نام انگلیسی: Jungle rice

نام علمی: Echinochloa colonum

سوروف و برنج وحشی علف‌های هرز یکساله‌ای هستند که معمولاً با برنج و نیز بسیاری از محصولات مناطق معتدل و گرمسیری رقابت می‌کنند. این دو علف‌هرز به خوبی با محیط‌های آبی سازگار هستند و می‌توانند به سرعت رشد نموده و تکثیر یابند و همین امر آن‌ها را به رقیب جدی برنج تبدیل کرده است. شباهت این دو علف‌هرز به برنج در مراحل اولیه رشد، تفکیک آن‌ها را از برنج برای کشاورزان هنگام وجین دستی دشوار می‌کند. رها نمودن این علف‌هرز در مزرعه تا زمانی که بتوان آن را از برنج تفکیک کرد می‌تواند باعث خسارت شدیدی قبل از حذف آن‌ها شود. سوروف و برنج وحشی در هر زمانی در صل رشد قادرند جوانه‌زنی کنند، در نتیجه کنترل آن‌ها مستلزم این است که ابتدا قبل از کاشت برنج به آن‌ها فرصت داد تا سبز کنند و سپس با عملیات فیزیکی آن‌ها را از بین برد. این دو علف‌هرز علف‌های چمنی بزرگی هستند که می‌توانند علاوه بر برنج در بسیاری از محصولات زراعی دیگر نیز مشکل ایجاد کنند.

سورو به نام‌های گالی و دژگال نیز نامیده می شود. سوروف علف‌هرزی است رطوبت دوست که در مراحل اولیه دوست شباهت فوق‌العاده زیادی به برنج دارد. این دو گیاه (سوروف و برنج)از روی گوشوارک و زبانک تشخیص داده می‌شوند بدین ترتیب که در محل اتصال برگ به غلاف در برنج دوگوشوارک با لیگول‌پردار و یک زبانک دیده می‌شود در حالی که در سوروف گوشوارک و زبانک وجود ندارد.

ریشه‌های سوروف نیز بر اثر شخم از نقطه‌ای به نقطه دیگر و از مزرعه‌ای به مزرعه دیگر رفته موجب ازیاد آن در سطح وسیع می‌گردد. بذر سوروف در عمق بیش از پنج سانتی‌متر آب چندان قادر به جوانه‌زدن نخواهند بود.

برای مبارزه با سوروف علاوه بر راه‌های مکانیکی وجین کردن، پس از ۲ تا ۶ برگی شدن می‌توان علف‌کش‌هایی مانند رونستار، ماچتی و اوردرام را به نسبت ۴ تا ۶ لیتر در هکتار در مزراع برنج به کار برد. در سایر مناطق می‌توان از علف‌کش تری‌فلورالین به میزان ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار بر حسب نوع خاک استفاده کرد.

 

علف غاز

نام انگلیسی: Goosegrass

نام علمی: Eleusine indica

            علف غاز یک علف‌هرز یکساله تابستانه است که یکی از مشکلات جدی مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری جهان محسوب می‌شود. علف غاز توسط بذر تکیر می‌یابد و اغلب با علف خرچنگ اشتباه می‌شود. علف غاز قادر است در خاک‌های فشرده به خوبی رقابت کند. اما با اصاح فشردگی خاک می‌توان با یک گیاه زراعی قوی و سالم با آن مبارزه کرد.

 

قیاق

نام انگلیسی: Johnsongrass

نام علمی: Sorghum halepense

            قیاق یا ذرت گل‌خوشه‌ای یک علف‌هرز چندساله، تک لپه‌ای از خانواده گندمیان با قدرت رقابت بسیار زیاد می‌باشد که توسط بذر و ریزوم تکثیر می‌یابد. ارتفاع این گیاه بین 5/2 تا 3 متر می‌رسد و در هر خوشه بذری صد‌ها بذر تولید می‌کندو همانطور که گفته شد تولید مثل این گیاه هم توسط بذر و هم توسط ریزوم صورت می‌گیرد و اکثر ریزوم‌های آن در 20 سانتی‌متری بالای خاک قرار دارند، در نتیجه با ورود آن به مزرعه ریشه‌کنی آن بسیار دشوار می‌شود. شخم رایج یکی از بهترین روش‌های مدیریتی برای کنترل این علف‌هرز می‌باشد، زیرا باعث تخریب و از بین رفتن ریزوم‌های زیر زمینی شده و اگر در زمان مناسبی انجام شود می‌تواند از تشکیل بذر این علف‌هرز هم پیشگیری کند. قیاق اگر پس از وجین و از بین رفتن در مزرعه بماند نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد، زیرا طی تجزیه از خود یک ترکیب شیمیایی دگرآسیبی تولید می‌کند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری می‌کند.

قیاق با آنکه به‌عنوان گیاهی علوغه‌ای شناخته می‌شود مزاحمت زیادی نیز در مزراع ایجاد می‌کند و باعث آلوده ساختن محصول می‌گردد. این گیاه بیشتر علف‌هرز مزراع آبی به شمار می‌آید.

برای دفع قیاق باید سموم نفوذی مثل روغن مصر شود تا ریشه‌های زیر‌زمینی از فعالیت باز بمانند. از سموم پولی بورکلریت، TCA، بروماسیل و DMSA نیز می‌توان استفاده کرد. می‌توان با علف‌کش دالاپون به نسبت ۵ تا ۸ کیلوگرم در هکتار یا رانداپ به نسبت ۱۰ لیتر در هکتار، به هنگام گلدهی در دفعات متوالی با این گیاه مبارزه کرد.

قیاق علف‌هرزی است قوی که علاوه بر مزراع در کنار جاده‌ها و آبرو‌ها می‌روید و مورد چرای دام قرار می‌گیرد. این گیاه مانند سایر انواع سورگوم ر بعضی شرایط به علت تراکم هیدروسیانیک اسید در برگ‌هایش سمی است؛ در عین حال به دلیل قدرت تولیدی زیاد، دارا بودن ارزش غذایی مناسب و دوام کافی اهمیت علوفه‌ای خاصی دارد. در آسیا و منطقه مدیترانه، قیاق تنها گونه جنس سورگوم است که به وفور یافت می‌شود.

 

حلفه

نام انگلیسی: Cogongrass

نام علمی: Imperata cylindrica

            حلفه یک علف‌هرز چند ساله است به شکلی رویشی و توسط اندام‌های زیر‌زمینی و نیز به شکل زایشی با تولید هزاران بذر جدا تکثیر می‌یابد. این علف‌هرز چنان مهاجم است که باعث شده است کشاورزان، کشاورزی دوره‌ای خود را در مناطقی که این علف‌هرز هجوم آورده است رها کنندو این علف‌هرز در تمام خاک‌های رسی و شنی به خوبی رشد می‌ند. از آنجا که ریزوم‌های این گیاه به عمق خاک نفوذ می‌کند، به خوبی در خاک‌های فقیری که حاصلخیزی و طوبت کمی دارند رشد می‌کند. اکثر اکوتیپ‌های این علف‌هرز به هیچ وجه قادر به تحمل سایه نیستند و به همین دلیل چنانچه گیاه زراعی بتواند قبل از سبز شدن این علف‌هرز به خوبی در مزرعه استقرار یابد قادر است در رقابت با آن موفق باشد. این علف‌هرز علاوه بر مشکلات رقابتی که ایجاد می‌کند، یک ترکیب شیمیایی دگرآسیب در خاک ترشح می‌کند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری می‌کندو ریشه‌کن کردن این علف‌هرز نیازمند تخریب و از بین بردن ریزوم‌هاست که با شخم مکرر این امر محقق می‌شود. سوزاندن اندام‌های هوایی این علف‌هرز در پیشگیری از اثرات دگرآسیبی بالقوه آن موثر است.

 

خرفه

نام انگلیسی: Common purslane

نام علمی: Portulaca oleracea

خرفه که یک گیاه علفی یکساله است، علف‌هرزی است گوشتی (Succulent) که در بسیاری از مناطق دنیا به عنوان علوفه خوک مورد استفاده قرار گرفته است. خرفه در شرایط گرم و خشک به خوبی رشد می‌کند و توسط بذر و نیز در صورت مرطوب بودن خاک توسط قطعات ساقه تکثیر می‌یابد. خرفه خاک‌های شل و غنی شنی را ترجیح می‌دهد، اما می‌تواند در دامنه گسترده‌ای از خاک‌ها و شرایط اقلیمی مختلف رشد کند. این گیاه آنقدر گوشتی است که می‌تواند پس از قطع شدن همچنان زنده بماند و حتی بذر تولید کند و به همین دلیل از بین بردن و کنترل آن بسیار دشوار است.

 

سلمه

نام انگلیسی: Iambsquarter

نام علمی: Chenopodium album

سلمه یا سلمک یک گیاه علفی یکساله تابستانه و  از خانواده اسفناجیان (Chenopodiaceac) می‌باشد. یکی از گسترده‌ترین گونه‌های علف‌هرز در دنیا می‌باشد. این گیاه در تمام خاک‌ها به خوبی رشد می‌کند. سلمه یک چرخه جوانه‌زنی وابسته به دما دارد و برای جوانه‌زنی باید دمای خاک ۱۰ تا ۳۰ درجه سانتیگراد باشد.

این گیاه در اکثر مزارع، و به خصوص مزارع صیفی و غلات زیاد دیده می‌شود. برای مبارزه با سلمک می‌توان با استفاده از علف‌کش ترفلان به نسبت ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار قبل از رویش یا با تو – فور – دی به نسبت ۳ لیتر در هکتار بعد از رویش، اقدام کرد.

 

علف خرچنگ

نام علمی: Digitaria sangunalis

علف خرچنگ یک گیاه یکساله تابستانه است و از مشکلات مناطق معتدل و گرمسیری به شمار می‌رود. این علف‌هرز می‌تواند از محل گره‌های خود ریشه تولید کند، در نتیجه رشدی مشابه گونه‌های چند ساله دارد، اما تولید مثل آن عمدتاً از طریق تولید بذر زیاد صورت می‌گیرد. رسیدگی این گیاه طی تابستان است و سپس در اوخر تابستان یا پاییز بذر تولید می‌کند.

 

 پیچک

نام علمی: Convolvulus arvensis

            پیچک یک گیاهی دولپه‌ای، علفی و چند ساله خزنده است و ساقه‌های تاک مانندی دارد ه به وی امکان می‌دهند در حالت پهن روی زمین باقی بماند یا به دور ساقه گیاهان دیگر بپیچد. ریشه‌های این گیاه قادرند تا عمق ۵ متری خاک نفوذ کنند و این علف هرز را قادر می‌سازد تا در خاک‌های خشکی که از نظر عناصر غذایی فقیر هستند بقا داشته و رقابت کند. پیچک می‌تواند توسط ریزوم و بذر تولید مثل نماید. ریشه‌کنی این علف‌هرز بسیار دشوار است، زیرا ریزوم‌های آن بسیار عیق هستند و بذر‌های آن نیز می‌توانند قوه نامیه خود را تا ۵۰ سال حفظ کنند. 

مبارزه با پیچک به کمک عملیات زراعی مشکل است و باید از سموم نفوذی که ریشه را در عمق زمین نابود سازد استفاده کرد.

بهترین سم علف‌کش برای مبارزه با پیچک، مخصوصاً در ان زمان که در منتهای فعالیت است، تو – فور – دی می‌باشد. در مزراعی که به کارگیری ای سم خطرناک باشد می‌توان MCPA را به کار برد.

روشهای کنترل علفهای هرز

روشهای کنترل علفهای هرز

کنترل  علفهای هرز بایستی براساس یک برنامه مدیریت مبارزه تلفیقی باشد ، و هدف آن ترکیب تکنیکهای مخصوص کنترل علفهای هرز برای رسیدن به یک سطح اقتصادی با حداقل استفاده از سموم شیمیائی ، لذا کنترل علف های هرز همراه با روشهای پیشگیری نظیر
- انتخاب بذر پاک
- تهیه مناسب زمین
- کشت گیاهان زراعی رقابت کننده با علفهای هرز
- تاریخ کاشت مناسب
سبب کاهش مصرف بیش از حد علف کشها می شود
انتخاب مناسبترین روش در کنترل علفهای هرز یک محصول زراعی یا باغی ، به تجارب محلی ، وجود نیروی انسانی ، امکانات و وسائل ماشینی و وجود انواع علف کشها بستگی دارد

تناوب زراعی

تناوب زراعی عبارت است از تعویض نوع کشت در یک قطعه زمین در فصول متوالی ، این طریقه نه تنها باعث کنترل علف های هرز می گردد بلکه در مبارزه با آفات و بیماریها کمک می کند

 

ایجاد پوشش Mulching

 

   ایجاد پوشش عبارت است از عمل پوشانیدن خاک به وسیله یک لایه سطحی از موادی که مانع رسیدن نور به سطح خاک شود و بدینطریق از رشد و نمو اغلب علفهای هرز جلوگیری می نمایند .
 همچنین این روش به عنوان محافظ رطوبت خاک به کار می رود . موادی که مورد استقاده قرار می گیرند ممکن است مواد آلی نظیر پوست درخت خرد شده ، کلش خانواده گرامینه ، برگ درختان مختلف ، یا ورقة پلاستیکی سیاه باشد ، پلی اتیلن سیاه به علت هزینه سنگین و دوام کم در برابر نور و گرما ، معمولاً در اراضی کوچک که دارای گیاهان زراعی با ارزش بالا هستند ، استفاده می شود

 

   منتظر نظرات و انتقادات شما هستیم.

ضدعفونی خاک Soil Fumigation  

 

ممکن است بذور گیاهان هرز را ، در قسمت محدودی در داخل خاک ، قبل از کاشت در اثر ضدعفونی کردن خاک با یک گاز سمی مانند متیل بروماید ، از بین برد .
برای این منظور ابتدا خاک شخم زده می شود و آماده برای کشت می گردد و بوسیله یک ورقه پوششی جهت محبوس کردن هوا پوشیده شده و ماده ضدعفونی کننده زیر ورقه پوششی تزریق می گردد. ورقه پوششی را نباید به مدت چند روز از روی زمین حرکت داد ، سپس از برداشتن ورقه پوششی از روی خاک ، حداقل باید 10 روز قبل از کشت ، خاک را در جریان هوای آزاد قرار داد.
میتل بروماید خیلی سمی است لذا عمل ضدعفونی با این ماده فقط باید بعهده کارگران کاملاً متخصص گذاشته شود

 

 Soil – Solariation استفاده از حرارت آفتاب در خاک

 

روشی غیرشیمیائی که اخیراً برای ضدعفونی خاک مورد استفاده قرار گرفته و به نظر می رسد امیدبخش باشد 
در این روش به عمداً درجه حرارت خاک مرطوب را تا حدی بالا می برد که باعث از بین رفتن بذور علفهای هرز و یا مانع جوانه زنی آنها شده و گیاهک را از بین می برد .
این روش بوسیله  قرار دادن یک ورقه پلی اتیلن شفاف ، روی زمینی که خوب شخم خورده و مرطوب باشد ، انجام می گیرد و به مدت 5 تا 6 هفته در طول گرمترین ماههای سال روی زمین نگهداشته میشود .  لوله ای در زیر سرپوش قرار می دهند که در موقع خشکی ، خاک را به طور قطره ای آبیاری می کنند و بعد از برداشت ورقه پوششی ، می توان در آن خاک با کمال اطمینان گیاه کشت کرد.

 

مبارزه مکانیکی با علفهای هرز

کنترل مکانیکی  علفهای هرز عبارت است از بین بردن علفهای هرز با وسایل گوناگون که شامل
- وجین دستی
- کولتیواتور زنی 
- شخم و دیسک اجرا می شود
در این روش باید دقت کرد تمام علف های هرز از بین برده شود و ریشه و سایر اندامهای هوائی گیاهان زراعی صدمه نبینند
این روش اغلب در مرحله اولیه رشد گیاهان زراعی بکار می رود و برای کنترل علفهای هرزی که نسبت به علفکش های شیمیائی مقاوم هستند روش مناسبی است .

 مبارزه شیمیائی

 یکی از روشهای کنترل علفهای هرز است که با استفاده از علف کش های رایج می توان با یکی از روشهای زیر علفهای هرز را کنترل نمود.

 علفکش های خاک مصرف

موقعی است که علفکش در روی خاک به کار برده شود و بوسیله ریشه های گیاه و گیاهک ضمن رشد و نمود در خاک ، جذب می گردد.
بیشتر علفکش هایی که به این طریق استفاده می شود . 
اثر مداوم آنها روی جوانه زنی علفهای هرز بستگی به درجه پراکندگی و تجزیه آنها دارد.
این عفلکش ها به نام علفکش های پایا نامیده می شود.

 علفکش های قبل از بذرپاشی یا قبل از کشت نشاء

روشی است که علف کش قبل از کشت یا نشاء کردن گیاهان زراعی به کار برده می شود. ممکن است علفهای هرز جوانه زده باشند ، در اینصورت می توان علفکش تماسی یا سیستمیک به کار برد ، یا ممکن است علفهای هرز هنوز جوانه نزده باشند در اینصورت سمپاشی خاک توصیه می شود  .

سمپاشی پیش رویشی  Pre - Emergence Treatment  

روشی است که علفکش بعد از کشت گیاهان زراعی و قبل از جوانه زدن و خارج شدن آن از خاک به کار برده میشود.
در این طریقه ممکن است از علفکش  تماسی ، سیستمیک یا پایدار استفاده کرد.
اصطلاح قبل از جوانه زدن ، ممکن است در رابطه با جوانه زدن علفهای هرز نیز به کار رود و این ممکن است موجب اختلاف گردد. برای جلوگیری از ابهام روشن کردن این موضوع که قبل از جوانه زنی مربوط به گیاهان زراعی یک علف هرز است مهم باشد .

سمپاشی پس رویشی  Post – Emergence Treatment 

روشی است که علفکش بعد از سبز شدن گیاهان  زراعی در خاک مصرف می گردد.
سمپاشی برگی ، بوسیله علفکش های تماسی ، سیستمیک ، و پایدار می تواند انجام شود.
سمپاشی پس رویشی نیز ممکن است هم به گیاهان زراعی و هم به علفهای هرز مربوط باشد

  سمپاشی عمومی Overall Treatment  

روشی است که علفکش به طور یکنواخت روی همه مزرعه پاشیده می شود

علف هرز

بوم شناسی و مدیریت علف هرز‌

مدیریت علف هرز در بوم نظام‌های کشاورزی یکی از بزرگترین مشکلاتی است که کشاورزان با آن مواجهند و خود گویای این نکته است که چرا بیش از نیمی از مواد شیمیایی مصرفی در کشاورزی را علف‌کش تشکیل می‌دهد. اما چرا علف‌های هرز چنین مشکل‌زا هستند؟ چه نکته‌ای در بوم ‌شناسی آن‌ها وجود دارد که آن‌ها را در نظام‌های کشاورزی چنین مشکل‌زا و مخرب نموده است؟

مشکل اصلی که علف‌های هرز ایجاد می‌کنند رقابت آن‌ها با گیاهان زراعی برای عناصر غذایی، نور و آب است. هر چه نیاز‌های علف هرز به نیاز‌های گیاه زراعی شبیه‌تر باشد، رقابت شدیدتری بین آن‌ها وجود خواهد داشت.اگر علف‌های هرز در بهره‌برداری از آب یا عناصر غذایی کارآمدتر باشند یا اگر آن‌ها رشد سریع‌تری داشته باشند و بتوانند بر گیاهان زراعی سایه‌اندازی کنند و در رقابت برای نور بهتر از گیاهان زراعی عمل کنند می‌توانند باعث کاهش جدی و شدید عملکرد نظام کشاورزی شوند.

اما علف‌های هرز می‌توانند مشکلات دیگری را نیز باعث شوند. بعضی از علف‌های هرز که در مزرعه گیاهان علوفه‌ای باقی می‌مانند می‌توانند باعث صدمه زدن به دام‌ها شده و کیفیت علوفه دامی را کاهش دهند. این امر می‌تواند باعث کاهش کیفیت یا کمیت تولیدات دامی همچون شیر شود. سایر علف‌های هرز می‌توانند به عنوان زیستگاه بیماری‌ها یا آفاتی عمل کنند که در گیاهان زراعی گسترش می‌یابند. همچنین سایر علف‌های هرز مواد دگر آسیب شیمیایی توید می‌کنند که تولیدات گیاهانی را که در مجاورت آن‌ها رشد می‌کنند کاهش می‌دهند. اما احتمالاً مهمترین دلیلی که علف‌های هرز به عنوان یک آفت کشاورزی به حساب می‌آیند این است که رهایی از آن‌ها بسیار دشوار است!

علف‌های هرز یکساله، دوساله و چند ساله

بوم شناسی و مدیریت علف‌های هرز یکساله، دوساله و چند ساله با یکدیگر تفاوت دارد. بیش از 80 درصد علف‌های هرز اکثر مزارع علف‌های هرز یکساله هستند که در یک فصل رشد کرده، تولید مثل نموده و از بین می‌روند. علف‌های هرز چند ساله، سه یا بیش از سه سال زندگی می‌کنند. علف‌های هرز دو ساله چرخه زیستی دو ساله دارند که در سال اول رشد رویشی و در سال دوم تولید مثل می‌کنند.

علف‌های هرز یکساله تنها توسط بذر تولید مثل و تکثیر می‌یابند، اما تعداد بسیار زیادی (چند هزار) بذر تولد می‌کنند که در خاک حفظ می‌شود و تضمین مناسبی برای رشد آن‌ها در سال‌های بعد است. به علاوه، بذر بسیاری از علف‌های هرز یکساله می‌توانند سال‌ها به صورت خواب در خاک باقی بمانند و به مجرد مساعد شدن شرایط محیطی، جوانه زده و رشد نمایند. روش‌های مدیریتی مناسب برای علف‌های هرز یکساله در راستای حذف آن‌ها از مزرعه قبل از تولید بذر می‌باشد. اگر این علف‌های هرز امکان تولید بذر نمایند، بسیاری از آن‌ها خواهند توانست هم زمان با کشت گیاه زراعی رشد خود را شروع کنند و رقابتی جدی را با گیاه زراعی به وجود بیاورند.

 بسیاری از علف‌های هرز چند ساله بسیار بیش از سه سال زندگی می‌کنند. تقریباً تمام این گونه‌ها از طریق بذر تولید مثل می‌کنند. اما بعضی از آن‌ها نیز با تکثیر رویشی حاصل از گره‌های زیر زمینی که بر روی ریشه‌ها و ساقه‌ها قرار دارند تولید مثل غیر جنسی دارند. متأسفانه این نکته بدین معنی است که اگر شما اندام‌های هوایی چنین علف‌های هرزی از بین ببرید، آن‌ها قادرند با خروج اندام‌های هوایی از بخش‌های زیر زمینی خود حتی گیاهانی بیش از قبل تولید کنند. در اکثر موارد مدیریت مناسب این علف‌های هرز به معنی حذف و از بین بردن فیزیکی اندام‌های هوایی و ریشه‌های این گیاهان که بعضی از موارد بیش از یک سال طول می‌کشد و یا کنترل شیمیایی آن‌ها می‌باشد. اگر این علف‌های هرز چند ساله در بوم نظام‌های کشاورزی شایع باشند، تأثیر رقابتی شدیدی بر گیاهان زراعی سیستم خواهند داشت، زیرا سیستم ریشه‌ای آن‌ها به خوبی توسعه یافته است و دارای مواد غذایی ذخیره‌ای هستند که می‌توانند از ان برای رشد ساقه‌ها و برگ‌ها استفاده کنند.

علف‌های هرز دو ساله در سال اول ارتفاع چندانی ندارند و در سطح زمین باقی می‌مانند، زیرا تنها ریشه، ساقه و برگ تولید می‌کنند. در سال دوم رشد عمودی آن‌ها آغاز می‌شود و گل و بذر تولید می‌کنند. راهبرد‌های مدیریتی مناسب برای این دسته از علف‌های هرز، در سال اول مشابه با مدیریت علف‌های هرز چند ساله (حذف کامل آن از مزرعه) و در سال دوم مشابه علف‌های هرز یکساله (حذف و نابودی علف هرز قبل از تولید بذر) می‌باشد.

پراکنش بذر علف‌های هرز

چرا علف‌های هرز در ابتدای فصل زراعی در مزرعه ظاهر می‌شوند؟ شما مزرعه‌ای را شخم زده‌اید و آماده کاشت گیاه زراعی مورد نظر هستید که جوانه‌های کوچک سبزی را می‌بینید که از خاک بیرون آمده‌اند و می‌خواهند از همین آغاز فصل رشد بر گیاه زراعی در رقابت غلبه کنند. این علف‌های هرز از کجا آمده‌اند؟

تحت شرایط معمولی، بذور علف‌های هرز همیشه در مزارع کشاورزی حضور دارند. آن‌ها بخشی از بانک بذر که مکانیسم ذخیره بذر در تمام بوم نظام‌هاست می‌باشند. بذر‌ها خواه به طور مستقیم از گیاهانی که در مزرعه حضور دارند و خواه به طور غیر مستقیم توسط باد، آب، تجهیزات آلوده کشاورزی و غیره در خاک ذخیره می‌شوند. هرگاه آن‌ها در خاک حضور یابند می‌توانند سا‌ها قبل از جوانه‌زنی و رشد در آن باقی بمانند. وقتی شما یک مزرعه را شخم می‌زنید، ممکن است با این عمل بذور علف هرز به سطح خاک بیایند که در این منطقه شرایط محیطی برای جوانه‌زنی آن‌ها مطلوب است. به علاوه علف‌های هرزی که به تازگی جوانه زده‌اند یک برتری بر گیاه زراعی دارند، زیرا آن‌ها زودتر جوانه‌زنی کرده‌اند و فرصت زیادی برای گسترش ریشه‌ها و رشد اندام‌های هوایی و برگ‌ها قبل از استقرار گیاه زراعی دارند. بذر‌ها می‌تواننند توسط باد یا آب نیز وارد یک مزرعه شوند. رواناب آبیاری سایر مزارع یا مناطق طبیعی که در اطراف مزرعه قرار دارند می‌تواند تعداد زیادی بذر علف‌های هرز وارد مزرعه نماید. پراکنش با باد یکی از روش‌های مرسوم انتشار بذر گیاهان در طبیعت می‌باشد و به همان شکل و شدت در مزارع کشاورزی هم در ورود بذر علف‌های هرز به مزرعه تأثیر گذارست. حرکت تجهیزات و ماشین آلات کشاورزی از یک مزرعه به مزرعه دیگر نیز می‌تواند باعث انتشار و انتقال بذر علف‌های هرز بشود.

راهبرد مدیریت علف هرز : بهره‌گیری از قدرت رقابت

اکنون که می‌دانیم علف‌های هرز همیشه در مزرعه حضور خواهند داشت، چه باید کرد تا از رشد آن‌ها جلوگیری شده و گیاه زراعی را در برابر آن‌ حفاظت کنیم؟ مدیریت ما بر بوم نظام‌های کشاورزی تا چه حد می‌تواند بر رشد علف‌های هرز، خواه این رشد را افزایش و خواه کاهش دهد، تأثیر گذار باشد؟ هدف اصلی مدیریت، برتری رقابتی دادن به گیاه زراعی در برابر  علف هرز است و این امر با ترکیب روش‌های مختلف اصل می‌شود.

تراکم گیاه زراعی: افزایش تراکم گیاه زراعی می‌تواند باعث غلبه آن بر علف‌های هرز شود. هر چند این امر ممکن است نتیجه معکوس هم بدهد، زیرا شدت رقابت بین گونه‌ای با علف‌های هرز اغلب کمتر از شدت رقابت درون گونه‌ای است.

iتنوع گیاه زراعی: نقش تنوع هنوز کاملاً شناخته نشده است، اما آشکار است که تا حدودی در کاهش رقابت گیاه زراعی با علف‌های هرز تأثیر گذار است. نقش تنوع ممکن است بدین ترتیب باشد که آشیانه‌های اکولوژیک کمتری را برای بهره‌برداری علف‌های هرز خالی باقی می‌گذارد. تنوع ممکن است تا حدودی با تراکم گیاه زراعی نیز مرتبط باشد. تناوب زراعی (تنوع در زمان) نیز می‌تواند در کنترل علف‌های هرز مهم باشد. زیرا باعث گسست و مختل شدن چرخه زیستی علف‌های هرز شده و از استقرار علف‌های هرزی که در یک منطقه سازگار می‌شوند جلوگیری نموده و حتی می‌تواند باعث ریشه کن شدن این علف‌های هرز شود.

ارایش فضایی گیاه زراعی: مطالعاتی که در مورد ارتباط آرایش گیاهان زراعی در یک مزرعه با رشد علف‌های هرز صورت گرفته‌اند نتایج متناقض و بحث‌انگیزی داشته‌اند. در بعضی مطالعات، پژوهشگران دریافته‌اند که مشکلات رقابت با علف‌های هرز در محصولاتی که به شکل خوشه‌ای و توده‌ای در مزرعه قرار دارند کمتر از گیاهانی است که ردیفی کشت شده‌اند اما در مطالعاتی دیگر عکس چنین نتایجی حاصل شده است.

 انتخاب رقم و گونه گیاه زراعی: بعضی گیاهان زراعی عادات رشد ویژه‌ای دارند که آن‌ها را قادر می‌سازد بهتر با علف‌های هرز رقابت کنند. تشکیل زود هنگام کانوپی گیاهی و رشد سریع اندام‌های هوایی را می‌توان مثال‌هایی از چنین عادات رشدی شمرد. ویژگی‌های رشدی که بالقوه در توانایی رقابت نقش دارند هنوز به طور امل شناخته نشده‌اند و در حال مطالعه می‌باشند.

علف‌کش‌ها : علف‌کش‌ها نسبت به سایر روش‌های کنترل علف‌های هرز دارای برتری‌هایی هستند. علف‌کش‌ها نه تنها بسیار موثر و قابل اطمینان هستند، بلکه می‌توانند باعث صرفه‌جویی در زمان و نیروی کار در مزرعه شوند. آن‌ها همچنین امکان روش شخم کاهش یافته را که خود دارای مزایایی است فراهم می‌آورند. با این حال استفاده از علف‌کش‌ها به دلیل اثراتی که بر محیط بیرونی مزرعه دارند، باید به دقت و احتیاط صورت بگیرد. مطالعات نشان داده است که علف‌کش‌ها می‌توانند باعث آلودگی آب‌های زیر زمینی و سطحی مناطقی که بسیار دورتر از محل استفاده آن‌ها هستند بشود. به علاوه اتکای بیش از حد به علف‌کش‌ها در کنترل علف‌های هرز چندان معقول نیست، زیرا حذف ناگهانی علف‌کش‌هایی که همیشه مورد استفاده کشاورزان قرار می‌گیرند در بازار، ممکن است دست آن‌ها را در مبارزه با علف‌های هرز خالی بگذارد. علف‌کش‌ها با در اختیار قرار دادن زمان و فضا برای رشد گیاهان زراعی، توان رقابت آن‌ها را با علف‌های هرز افزایش می‌دهند.

iکنترل مکانیکی علف‌های هرز : احتمالاً این روش به غیر از وجین دستی، قدیمی‌ترین روش مبارزه با علف‌های هرز در جهان می‌باشد. تغییر روش‌های مکانیکی مبارزه با علف‌های هرز همسو و هم زمان با تغییر مکانیزاسیون کشاورزی صورت گرفته است، اما در کشور‌های در حال توسعه روش وجین دستی هنوز هم معمولی‌ترین روش کنترل علف‌های هرز است. حذف علف‌های هرز از مزرعه قدرت رقابت آن‌ها را با گیاه زراعی کاهش می‌دهد.

تنظیم زمان کاشت: تنظیم زمان کاشت می‌تواند نقشی مهم در کنترل علف‌های هرز و برتری رقابتی گیاه زراعی داشته باشند. شخم زدن یک مزرعه و سپس دو هفته فاصله تا کاشت می‌تواند مشکلات جدی را در زمینه رقایت علف‌هرز و گیاه زراعی به وجود بیاورد، زیرا طی این دو هفته علف هرز به خوبی در مزرعه استقرار خواهد یافت. کاشت یک گیاه زراعی در زمانی که هنوز گیاه زراعی به خوبی با شرایط درجه حرارت و رطوبت سازگار نیست توانایی رشد و تولید آن را کاهش خواهد داد. در چنین شرایطی، علف‌های هرزی که هم زمان و در کنار گیاه زراعی رشد می‌کنند توانسته‌اند به خوبی با محیط سازگار شده و به راحتی در رقابت بر گیاه زراعی غلبه پیدا ‌می‌کنند.

کنترل زیستی (بیولوژیکی): کنترل کلاسیک زیستی برای کنترل علف‌های هرز چند ساله در شرایطی ویژه مورد استفاده قرار می‌گیرد. کنترل زیستی مستلزم ورود یک عامل زیستی به یک منطقه به تعداد کم می‌باشد. این عامل زیستی در یک دوره چند ساله رشد علف‌های هرز را کنترل می‌کند. اگر عوامل کنترل زیستی عمدتاً از علف‌های هرز تغذیه کنند و از گیاه زراعی استفاده غذایی نبرند، این روش توانایی رقابتی گیاه زراعی را افزایش خواهد داد، زیرا گیاه زراعی علاوه بر رقابت دیگر با تهاجم چنین آفتی مواجه نمی‌شود.

استفاده از نظام‌های گیاهان پوششی (مالچ‌های زنده): گونه‌های کم رشدی که به عنوان گیاهان پوششی استفاده می‌شوند را می‌توان بین ردیف‌های گیاه زراعی کاشت تا با علف‌های هرز رقابت کنند و یا از طریق دگرآسیبی  بر علف‌های هرز تأثیر منفی بگذارند. چنانچه این نظام‌ها به دقت مدیریت شوند می‌توانند بدون تأثیر سوء رقابتی بر گیاه زراعی، علف‌های هرز را در رقابت حذف کنند. در حالی که بزرگترین و مهمترین خطر بالقوه این نظام رقابت شدید گیاهان پوششی با گیاه زراعی می‌تواند باشد، می‌توان از این خطر با تنظیم و تغییر زمان کاشت گیاه زراعی و گیاه پوششی و یا انتخاب ارقامی از گیاه زراعی که توان رقابتی بالایی دارند، جلوگیری کرد.     

علف‌های هرز و شخم حفاظتی (Conservaion tillage)

هدف اصلی روش کاهش شخم یافته، کاستن (موضعی) از عملیات شخم در یک مزرعه می‌باشد. روش‌های شخم معمولی می‌تواند در طی زمان باعث فشردگی شدید خاک و نیز تهویه و زهکشی ضعیف آن شود. با این حال، شخم از دیرباز و به شکل مرسوم به عنوان ابزاری برای کنترل مکانیکی علف‌های هرز استفاده شده است. بنابراین در حالی که شخم حفاظتی به سرعت در ایالات متحده و بسیاری از کشور‌ها پذیرفته شده است، اکنون به روش‌های کنترل علف‌ هرزی که منطبق و سازگار با این نظام شخم کاهش یافته باشند نیاز است. اکثر کشاورزانی که از شخم حفاظتی به عنوان بخشی از برنامه‌های حفاظت خاک استفاده کنند برای مدیریت علف‌های هرز تنها متکی به علف‌کش‌ها هستند که خود می‌تواند مشکلاتی را باعث شود که پیش از این برشمردیم. کشاورزانی که از نظام شخم رایج به نظام شخم کاهش یافته روی می‌آورند، اغلب با تغییر علف‌های هرزی که در مزرعه غالب هستند مواجه می‌شوند. این تغییر معمولاً به شکل گذار به سمت علف‌های هرز چند ساله بیشتر و علف‌های هرز یکساله کمتر دیده می‌شود، زیرا این نظام کمتر تخریب مختل می‌شود و ذاتاً با ثبات‌تر است.

علف‌های هرز و دگر آسیبی

از آنجا که اثرات مواد شیمیایی دگر آسیبی می‌تواند باقی بماند (در خاک یا بافت‌های در حال تجزیه گیاهان)، می‌توان از گیاهانی که بر علف‌های هرز اثرات دگر آسیبی دارند در نظام مدیریت علف‌های هرز مالچ تهیه کرد. در سایر موارد می‌توان ار رشد علف‌هرز به وسیله گیاهان پوششی که بر روی علف‌های هرز اثرات دگر آسیبی دارند و قبل از کاشت گیاه زراعی، جلوگیری کرد. اما در این مورد باید دقت زیادی به کار برد، زیرا ممکن است بعضی گیاهان پوششی بر خود گیاهان زراعی نیز اثرات دگر آسیبی داشته باشند. به عنوان مثال گیاهان مختلف خانواده بقولات دارای یک ترکیب دگر آسیبی هستند که از ریشه‌های آن‌ها در خاک آزاد می‌شود. این ترکیب نه تنها باعث کاهش رشد بسیاری از علف‌های چمنی می‌شود، بلکه می‌تواند عملکرد بسیاری از گیاهان زراعی مهم را نیز کاهش دهد.

چه هنگام علف‌های هرز می‌توانند نقش سودمندی در بوم نظام‌های کشاورزی ایفا کنند؟

در بعضی موارد مدیریت علف‌های هرز مستلزم این است که به تعدادی از علف‌های هرز مزرعه اجازه رشد داده شود. ریشه کنی کامل علف‌های هرز نه تنها هزینه زیادی دارد، بلکه می‌تواند پیامد‌هایی را به دنبال داشته باشد که از قبل پیش بینی نشده است. گذشته از این، ریشه کن کردن علف‌های هرز تقریباً غیر ممکن است. علف‌های هرز بخشی طبیعی از هر بوم نظام می‌باشد. در بعضی شرایط علف‌های هرز می‌توانند سودمند باشند و در اینجا به چند روشی که به وسیله ان‌ها علف‌های هرز می‌توانند سلامت نظام زراعی را بهبود بخشند اشاره می‌شود:

علف‌های هرز می‌توانند به کنترل فرسایش خاک کمک کنند. فرسایش و حرکت خاک از یک زمین برهنه بسیار بیشتر از زمینی است که در آن پوشش گیاهی وجود دارد. ریشه‌ها و اندام‌های هوایی به حفظ و نگهداشت ذرات خاکی که از یک نظام فرسایش می‌یابند کمک ی‌کنند و می‌توانند در کند کردن سرعت حرکت آب نیز موثر باشند. این امر به ویژه زمانی که گیاهان زراعی هنوز رشد خود را آغاز نکرده‌اند اهمیت می‌یابد.

علف‌های هرز می‌توانند مواد آلی موجود در خاک را افزایش دهند و به باز یافت عناصر غذایی کمک کنند. علف‌های هرز از همان اجزای زیستی تشکیل شده‌اند که گیاهان زراعی را تشکیل داده‌اند، در نتیجه هنگامی که می‌میرند و تجزیه می‌شوند، عناصر غذایی و مواد آلی موجود در اندام‌های آن‌ها برای استفاده در آینده در اختیار گیاهان زراعی قرار می‌گیرد.

علف‌های هرز می‌توانند تنوع نظام زراعی را افزایش دهند و ثبات نظام را ارتقاء دهند. در بعضی موارد علف‌های هرز می‌توانند به عنوان یک منبع غذایی و زیستگاه جایگزین (ثانویه) برای بسیاری از عوام کنترل زیستی عمل کنند و در کنترل طبیعی بهتر بیماری‌ها و حشرات نقش موثرتری داشته باشند.

علف‌های هرز می‌توانند مواد ژنتیکی موجود برای برنامه های اصلاحی را افزایش دهند. بعضی از ارقام گوجه‌فرنگی که امروزه در بازار دیده می‌شوند با استفاده از علف‌های هرز خویشاوند که به عنوان ی منبع ژنی مورد استفاده گرفته‌اند اصلاح ژنتیکی شده‌اند

خاک

وان تولید و باروری خاک از فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهرهبرداری از خاک موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبرانناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از کشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات کشاورزی باید دست کم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاک دارد. مشکل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات کشاورزی میباشد که در آن کمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و کاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهرهوری از منابع آب و خاک و منابع غذایی باید به گونهای باشد که هدف فوق تحقق یابد.

اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیفکننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و
سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» که به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).

هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینههای زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیکی) به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیتحیاتی خاک ایفا میکند. در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (کمتر از یک درصد) بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.

شکل 1- دشواری حفظ مواد آلی در خاکهای زراعی مناطق خشک و نیمه خشک (Laegried و همکاران، 1999).

علاوه بر آن با توجه مشکل یارانهای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.

l سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی (پایداری خاکدانهها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیکی (اکتیویته بیوماس میکروبی) دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:

1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک، 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک، 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ کاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهکشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاک و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاک و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاک و کاهش تولید رواناب.

l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاک: همانگونه که ذکر شد توان باروری خاک حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.

l ویژگیهای فیزیکی خاک: ویژگیهای فیزیکی خاک که از عوامل مهم و مشخصکننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیکی خاک و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.

1ـ رنگ خاک: رنگ خاک شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی کیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاک میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و کافی باشد. هر چه رنگ خاک زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاک، در بهار زمان کشت تسریع میشود.

2ـ ساختار خاک: آرایش ذرات خاک در تشکیل خاکدانهها، اندازه و پایداری خاکدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مرکزی در تشکیل خاکدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).

3ـ تخلخل خاک و نفوذپذیری آن:تخلخل خاک مبین حجم منافذ و روزنههای خاکی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاک (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاک میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاکدانهسازی، وضعیت تخلخل خاک و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.

4ـ بافت خاک: بسیاری از خواص خاک مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاک میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهکشی خاک بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاک نقش کمتری دارند. رس که اندازه ذرات آن کوچکتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در کلاسهبندی بافت خاک خواص فیزیکی کمرنگتری در نفوذپذیری و زهکشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحکننده بافت در خاکهای سبک و سنگین است.

5ـ ظرفیت نگهداری آب خاک: میزان ظرفیت نگهداری آب خاک متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاک متفاوت است.

6ـ عمق خاک: عمق ریشهها بر مقدار خاک در دسترس ریشهها که آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میکند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، کفهها و سخت لایهها و pH پائین محدود میشود.

7ـ شیب خاک: میزان رواناب تابعی از شیب خاک است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای کاهش فرسایش خاک، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میکند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاک باعث کاهش رواناب ایجاد شده و کاهش فرسایش میشود.

خواص شیمیایی خاک:

1ـ کلوئیدهای خاک: کلوئیدهای خاک از بخشهای فعال شیمیایی خاک میباشد که شامل رس، هوموس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. کلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل کاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار کاتیون ابقا شده در 100 گرم خاک (آون خشک) میباشد که بر حسب سانتیمول در کیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یک میزان CEC کلوئیدهای خاکی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است.
 
میزان جذب کاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت کاتیون است. اگر دو کاتیون همبار باشند، کاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا کاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری کوچکتری دارند. CEC در تمام خاکها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد. علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیهای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاکها میشود. متاسفانه مصرف کودهای آلی در جامعه کشاورزی ما، تقریب به بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین کودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل کودهای حیوانی، کمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، کمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچخوراکی، از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حال از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات دخانیات و چای خشک کنی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات قند، کمپوست حاصل از تخمیر زبالههای شهری، شاخههای هرس شدهچای، خرما، کمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، کمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشکر، کودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه که علاوه بر اصلاح نسبت کربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد.
n برقراری توازن تغذیهای: باروری و حاصلخیزی یک خاک علاوه بر وابسته بودن به مقدار عناصر غذایی به توازن و تعادل آنها نیز شدیداً وابسته است. به طوری که در حالت عدم توازن و تعادل تغذیهای، مصرف کودها نه تنها موثر واقع نمیشود، حتی در بعضی مواقع در جهت عکس عمل کرده و کشاورزان را متحمل ضررهای اقتصادی فراوانی میکنند. مثلاً در سطح ثابت K،افزایش کود ازتی نه تنها افزایش عملکردی را به دنبال نداشته بلکه در بعضی مواقع منجر به کاهش آن نیز شده است، لذا اهمیت توازن تغذیهای در بعضی موارد و در مورد بعضی عناصر بیش از خود آنهاست بطوریکه متخصصین تغذیه اغلب برای آگاهی از وضعیت تغذیهای گیاهان نسبتهای بین عناصر را به غلظت واحد آنها ترجیح میدهند، اما از طرفی هم ایجاد توازن تغذیهای و مصرف متعادل کودهای شیمیایی کاری بسیار دشوار و وقتگیر است و نیازمند صدها آزمایش کودی در مناطق مختلف میباشد که غالباً هم به خاطر شرایط پیچیده خاک، نیاز و قدرت متفاوت گیاهان، رفتارهای متفاوت عناصر در خاک، عوامل متغیر محیطی و شرایط مدیریتی مزرعه نتایج مطلوبی نمیدهند. بنابراین استفاده از کودهای دامی که اکثریت عناصر مورد نیاز گیاهان را تقریباً به نسبتی که آنها جذب میکنند دارا هستند دامنه موفقیت را افزایش میدهند. چرا که در یک تن کود دامی خوب 4 کیلوگرم N- 3 کیلوگرم P2O5- 3/5 کیلوگرم K2O- 4 کیلوگرم Cao- 2 کیلوگرم MgO – 5/0 کیلوگرم گوگرد و به مقداری کمتر ریزمغذیها وجوددارد و خاک را در درازمدت در جهت تعادل پیش خواهد برد. بنابراین با افزودن 30 تن کود دامی مرغوب به یک هکتار خاک زراعی حدود 120 کیلوگرم ازت، 90 کیلوگرم فسفر، 160 کیلوگرم پتاسیم و … به خاک افزوده میشود که تقریباً با نیاز گیاهان مطابقت دارند و البته بسته به نوع خاک و گیاه بایستی کاستیها را توسط کودهای شیمیایی جبران نمود.

n اثر مواد آلی بر خواص بیولوژیکی خاک: خاک یک محیط زنده است که بسته به نوع آن در هر سانتیمتر مکعب آن میلیونها موجود زنده از جمله قارچها، باکتریها و … زندگی میکنند و مهمترین نقش را در تخریب و تحول مواد آلی در خاک بر عهده دارند و به مراحل هوموسی و معدنی شدن مواد آلی سرعت میبخشند.

با مطالعه بیولوژی ارگانیسمهای خاک میتوان دریافت که با افزایش مواد آلی خاک، محیط جهت رشد آنها مساعدتر شده و بر جمعیت آنها افزوده میشود، طوری که هر چه مواد آلی خاک (تا حدی) افزایش یابد ارگانیسمهای آن زیاد شده و خاک شکل زندهتری به خود میگیرد و هر چه خاک زندهتر باشد به دلایل زیر حاصلخیزتر خواهد بود:

تولید هوموس (هوموس به خاطر خواص کلوئیدی یکی از ارکان حاصلخیزی خاک است)،

معدنی شدن وگردش سریع عناصر غذایی،

افزایش جذب عناصر غذایی توسط گیاهان به خصوص در مورد فسفر،

افزایش تثبیت ازت (باکتریهای آزاد-ریزوبیومها و …) و

اکسیداسیون گوگرد و تبدیل آن به شکل قابل جذب (SO2-4) که این مسئله در خاکهای آهکی کشور ما اهمیت قابل ملاحظهای دارد، چون که در این نوع خاکها به علت بالا بودن pH تیوباسیلوسها جمعیت کمی داشته و افزایش عنصری به خاکها اغلب بیثمر بوده و به شکل قابل جذب آن تبدیل نمیشود، لذا با وجود ماده آلی میکروارگانیسمهای دیگر وارد عمل شده و در نتیجه گوگرد را به سولفات که قابل استفاده برای گیاهان است تبدیل مینمایند (Moody، 1994). در سطور گذشته راجع به اثرات مواد آلی به خواص سه گانه خاک بحث شد. حال این سئوال مطرح است که چه عواملی میزان مواد آلی خاک را کنترل میکنند؟

n عوامل کنترلکننده ماده آلی در خاک : مقدار ماده آلی خاک به وسیله تعادل بین اضافه شدن مواد آلی گیاهی و جانوری و مقدار هدررفت و تجزیه آن کنترل میشود. مکانیسمهای اضافه شدن و کاهش یافتن ماده آلی به وسیله عوامل و فعالیتهای مدیریتی به شدت تحت کنترل قرار میگیرند. مقدار آب قابل دسترسی برای رشد گیاه اولین فاکتور کنترل کننده در تولید مواد گیاهی است. حاصلخیزی خاک و میزان دمای هوا دو عامل عمده دیگر به شمار میآیند. سرعت تجزیه ماده آلی در دمای نزدیک به صفر درجه خیلی پائین است اما با افزایش دما سرعت تجزیه ماده آلی به شدت افزایش مییابد. استرس و تنشهای اعمال شده و وجود مواد شیمیایی سمی در خاک میتوانند از عوامل محدودکننده تولید بیوماس گیاهی باشند. میزان شدت تابش نور خورشید، محتوی دیاکسید کربن در اتمسفر و رطوبت نسبی از عوامل کنترلی دیگر میباشند. مقدار ماده آلی که در خاک باقی میماند به جمعیت مصرفکننده هتروتروف وابسته است. مجموعه عملیات مدیریتی که موجب افزایش مقدار مواد آلی میشود شامل اقداماتی برای افزایش تولیدات گیاهی، جلوگیری از هدررفت و اقداماتی برای جلوگیری از تجزیه و تخریب سریع مواد آلی میشود که شامل موارد زیر میباشد:

1- افزایش عملکرد و تولیدات گیاه با اعمال:

آبیاری،

کوددهی مناسب و افزایش تولید بیوماس گیاهی،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop)،

بهبود و اصلاح زیستی گیاهان ایستا،

احیاء جنگلداری و

احیاء چمنزارها و مراتع.

2- افزایش فراهمی مواد آلی:

حفاظت از آتشسوزی و عدم آتش زدن مزارع بعد از درو،

کنترل آفات، حشرات، جوندگان،

استفاده از کود دامی و فاضلاب غنی از کربن،

کنترل شخم،

استفاده کنترل شده گیاهان به منظور چرا در موقع مقتضی و

ممانعت از چرای بیرویه.

3- کاهش تجزیه یا تخریب ماده آلی:

کاهش یا حذف شخم غیر ضروری،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop) و

نگهداری حالت اشباع خاک در برخی موارد خاص، هر چند ممکن است باعث برخی مشکلات دیگر شود (White، 1997).

n مروری بر کودهای آلی: تاکنون در مورد اهمیت ماده آلی در خاکها بحث و گفتگو شد، در ایجاد مروری بر منابع کودهای آلی و انواع آن ضروری به نظر میرسد. کودهای آلی شامل کودهای حیوانی، سبز، ضایعات کشاورزی و زباله شهری (کمپوست) میشوند.

1- کودهای دامی: کودهای دامی یا حیوانی را سرگین و گمیز دامها و کاه و کلشی که برای تهیه بستر آنها به کار میرود، تشکیل میدهند، این کود شامل دو بخش مایع و جامد میباشد که از لحاظ وزنی، تولید کود اصطبلی جامد سه برابر مقدار مایع آن است. حدود نیمی از ازت و پتاسیم و تمام فسفر کود اصطبلی در قسمت جامد آن متمرکز شده است، ولی از آنجا که فضولات دامی دارای مقدار زیادی ازت قابل جذب است، این مواد دارای جنبه اقتصادی با ارزش میباشند و به همین دلیل کودهای حیوانی باید پیش از خشکیدن در کشتزار پخش و در خاک دفن شوند تا ازت آنها به صورت آمونیاک به هدر نرود.
کود مرغی از نظر عناصر N، P، Ca، Mg، Na و S از قویترین کودهاست. کود گوسفندی هم از نظر N مشابه کود مرغی ولی از نظر K غنیتر از آن میباشد در مجموع میتوان در میان کودهای دامی متداول ترتیب: کود مرغی < کود گوسفندی < کود گاوی را از نظر غنای عناصر مورد نیاز گیاهان قائل شد. طوری که از نظر ریزمغذیها هم عناصر Zn، Cu و Mn کود مرغی غنی بوده و عنصر آهن هم در کود اسبی بالاترین مقدار را دارد و در این میان کود گاوی حالت بینابین را داراست. بیشتر محققان این اختلافات را به نوع تغذیه حیوانات ربط میدهند و بر این باورند که علفخشک، سیلو، علف تازه و غدهها غنی از پتاسیم هستند و تغذیه با آنها موجب زیاد شدن K در کود دامی میشود، دانهها و بذرها هم محتوی ازت و فسفر زیادند، به همین دلیل هم کودهای مرغی (به علت تغذیه طیور از دانه) محتوی ازت و فسفر بالایی هستند. البته قابلیت جذب هر یک از عناصر غذایی در کودهای دامی را نباید از نظر دور داشت و علاوه بر مقدار مطلق آنها باید این عامل را نیز در بیلان غذایی دخیل دانست. بطوریکه مقدار P و K را تقریباً میتوان صددرصد در بیلان قرار داد. در صورتی که این مطلب برای ازت صادق نیست. در کودهای دامی سه فراکسیون مختلف ازت تمیز داده میشود:

ازتی که مستقیماً قابل جذب است مانند ازت معدنی و اوره.

ازتی که به آهستگی قابل جذب میشود مانند پروتئینها و اسیدهای آمینهو

ازتی که عملاً غیر قابل جذب است مانند ازتی که در ساختمان مواد آلی سخت تجزیه شونده وارد شدهاند.

فراکسیون ازتی که به آسانی قابل جذب است در کود دامی برابر 10درصد و در کود دامی مایع تقریباً برابر 50 درصد است و تاثیر آن تقریباً سریع و مشابه کودهای ازتی معدنی میباشد. اما ازت آلی کودهای دامی به سختی قابل جذب گیاه هستند و بیشتر در ساختمان اسیدهای فولویک، هومیک و هومینها یافت میشوند. در حالت کلی فقط 50 درصد ازت موجود در کود دامی را میتوان در بیلان کودی منظور کرد. در این رابطه باید زمان مصرف کود و سرعت به زیر خاک بردن آن نیز مورد توجه قرار گیرد. به طوریکه افت ازت در صورت به زیر خاک بردن کود دامی برابر 10 درصد و در صورتی که به زیر خاک برده نشوند برابر 90-40 درصد آمونیاک موجود است که این عمل از طریق متصاعد شدن آمونیاک حاصل میشود. بنابراین در یک مدیریت کودی صحیح باید تمام عوامل ذکر شده بالا را در نظر داشت و با توجه به نوع گیاه- تجزیه خاک و نوع کود دامی کم و کاستیهای کود دامی را از کودهای شیمیایی جبران کرد طوری که امروزه برای رسیدن به عملکردهای بالا مخصوصاً در واریتههای پر محصول چارهای جز مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی نیست چرا که کودهای آلی با توجه به سرعت کم معدنی شدن نمیتوانند تمام نیاز غذایی گیاهان پرمحصول را تامین نمایند و استفاده مطلق هم از کودهای شیمیایی، خاک را در جهت تخریب و پسرفت حاصلخیزی سوق خواهد داد. بهتر است در مزارع از کودهای دامی پوسیده استفاده کرد چرا که استفاده از کودهای دامی تازه علاوه بر افزایش علفهای هرز و بیماریها، گیاهان را در اوایل رشد با کمبود ازت (زردی عمومی مزرعه) مواجه میسازند. لذا توصیه میشود حتیالامکان در این حالت همراه ماده آلی از کودهای ازتی استفاده نمایند و برای رهایی از خطر بیماریها و علفهای هرز بهتر است کودهای دامی را به مدت 6-3 ماه در شرایط مناسب نگه داشت تا در اثر تولید حرارت اکثریت این عوامل از بین بروند.

2- کود سبز : کشاورزان سالیان مدیدی است که با چگونگی تهیه کودهای سبز آشنایی دارند و معمولاً در سالهای گذشته که کشاورزی به این حد متمرکز نبود و بشر اینقدر خاک را تحت فشار قرار نداده بود با این مسئله و رعایت آیش، انس بیشتری داشت. در هر حال کود سبز از کشت گیاهان علوفهای با رشد سریع به ویژه از خانواده بقولات و زیر خاک کردن محصول سبز به دست میآید. به علت قابلیت زیاد تجزیه و تخریب این مواد، مقدار هوموس حاصله از کود سبز تا حدودی تحتالشعاع سایر محاسن قرار میگیرد. فواید بسیاری برای دادن کودهای سبز به خاک قایل شدهاند که مهمترین آنها افزایش مواد آلی، افزودن خاک، ازدیاد فعالیتهای زیستی و بالاخره نگهداری و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذایی خاک میباشد. یک هکتار کود سبز معمولاً بین 50-25 تن شاخ و برگ و انساج گیاهی تازه را وارد خاک میکند که این خود برابر با 20-10 تن کود حیوانی بوده و میتواند بین 2-1 تن هوموس به خاک بیفزاید که در صورت کمبود کود دامی یکی از بهترین راههای جبران تلفات مواد آلی خاک دادن کود سبز میباشد. در بیشتر مواقع از گیاهان خانواده بقولات به عنوان کود سبز استفاده میشود که در این میان معمولاً نزدیک به 200 کیلوگرم ازت هوا به وسیله غدهها در ریشههای یونجه، 150-100 کیلوگرم در هکتار در ریشههای شبدر و نصف این مقدار در سویا تثبیت میشود. شبدر بین 5/2-2 درصد ازت در شاخ و برگ و غدهخود دارد بنابراین هنگامی که یک هکتار از این گیاه در خاک برگردانده شود نزدیک به 100-80 کیلوگرم ازت به خاک افزوده میشود. پیامد افزایش کود سبز تشدید فعالیتمیکروبهای مفید خاک میباشد که این خود تصعید گازکربنیک و آزاد شدن نیترات و دیگر ترکیبات غذایی را باعث میشود. میکروبهایی مانند ازتوباکتر که ازت خاک را زیاد میکند حساسیتی فوقالعاده به مقدار کربن خاک دارد، هر چه مقدار این ماده بیشتر باشد فعالیت آنها نیز فراوانتر خواهد بود. کودهای سبز به خاطر دارا بودن رویش فوقالعاده و ریشههای قوی میتوانند مقدار زیادی از عناصر محلول را که در شرایط عادی بر اثر شستشو به اعماق پایین خاک حرکت دادهاند جذب خود کنند و با تجزیه و تحلیل سریع خود در زیر خاک آنها را در افقهای سطحی در اختیار زراعت بعدی قرار دهند. همچنین این گیاهان قادرند از فسفاتهای غیر محلول پتاسیم تثبیت شده و عناصر کممصرف، تا حدی زیاد استفاده کنند. بنابراین برگرداندن این گیاهان به خاک علاوه بر بهبود خواص فیزیکوشیمیایی و زیستی سبب تسهیل آزاد شدن عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف میشود. لازم به ذکر است در مناطقی که برای افزایش مواد آلی خاک از کاه و کلش استفاده میشود چرا که کربن بالای کلش موجب تثبیت شدید ازت معدنی میشود و قابلیت جذب ازت در خاک را شدیداً کاهش میدهد به همین دلیل توصیه میشود با استعمال کودهای کلشی همیشه مقداری ازت اضافی به خاک داده شود و در خاکهایی که از نظر ازت مخصوصاً نیترات فقیر هستند برای هر 100 کیلوگرم کلش یک کیلوگرم ازت توصیه میشود. تاثیر مثبت کوددهی با کلش در مقدار کربن آلی خاک بستگی زیادی به قابلیت ازت خاک دارد به طوریکه بوش و گوستر (1985) توانستند با آزمایشهای درازمدت خود نشاندهند که ازدیاد کربن آلی در خاک با استفاده از کودهای ازتی همراه کلش افزایش مییابد. بدینوسیله معلوم میگردد که ایجاد مواد آلی در خاک نه فقط به کربن آلی بلکه به ازت نیز نیازمند است. اما شدت تجزیه مواد آلی در خاک به مقدار لیگنین آنها بستگی دارد. به طوریکه 50 درصد کود دامی، 60 درصد کلش و 80 درصد مواد سبز گیاهی .

 

بیماری باکتریایی آتشک درختان میوه و روشهای کنترل آن  (بیماری های گیاهان زراعی و باغی)

 


مقدمه:

بیماری آتشک یا همان فایر بلایت که توسط یک نوع باکتری ایجاد می شود یکی از شدیدترین  ومخرب ترین بیماری درختان میوه دانه دار محسوب می شوند که بیشترین خسارت رابه درختان گلابی، سیب وارد می کند .انتخاب نام آتشک یاسوختگی آتشین  برای این بیماری ظاهرا به جهت توصیف وضعیت درختان مبتلا بهترین انتخاب بوده است چراکه با داشتن شاخه ها وبرگهای سیاه شده، ظاهری کاملاً مشابه به یک درخت آتش گرفته به خود می گیرد .بیماری آتشک نه تنها منجر به کاهش سالیانه محصول درخت می گردد بلکه به واسطه انهدام شاخه های کوچک میوه دهنده وشاخه های اصلی وگاه تمام درخت باعث کاهش محصول در سالهای بعد نیز می شود ونهالهای مبتلا در خزانه ها به علت آلودگی به باکتری غیر قابل فروش شده و آلودگی درخت منجر به مرگ آن می گردد به همین جهت خسارت شدیدی در باغات میوه ایجاد می کند .

علائم بیماری :

علائم بیماری آتشک بجز در موارد استثنایی براحتی قابل تشخیص بوده وبه آسانی می توان از علائم سایر بیماریهای سیب وگلابی تمیز داد .بارزترین علائم این بیماری برروی درختان گلابی، به و سیب ،وجود برگها وشکوفه های به ظاهر سوخته برروی شاخه ها است  هنگامیکه شاخه های تازه وجوان آلوده باشند انتهای شاخه ها خم شده وحالت عصایی به خود میگیرند که به آن سر عصایی شدن شاخه هامی گویند .اولین علائم بیماری معمولاًبرروی گلها ظاهرمی شود بطوریکه ابتدا گلها حالت آب سوخته پیدا کرده وآنگاه پژمرده وچروکیده می شوند وبه رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آیند . شکوفه های آلوده ممکن است بیفتند ولی معمولا بصورت آویزان وچسبیده باقی می مانند پس از شکوفه ها شاخه های جوان وتُرد وآبدار ویا جوشهای اطراف درختان حساسیت بیشتری به این بیماری نشان داده وآلوده می شوند واغلب انتهای این شاخه ها خم شده وبه شکل عصا در می آید وآلودگی بر روی برگها نیز از محل رگبرگها ایجاد و به تدریج برگها آب سوخته وخشک شده وچسبیده به شاخه های آلوده باقی می ماند و این تغییر رنگ در درختان گلابی به رنگ سیاه،در درختان (به)به رنگ قهوه ای تیره ودردرختان سیب به رنگ قهوه ای روشن ظاهر می شود .

عوامل موثر در کسترش وتوسعه بیماری :

یکی از عوامل مهم وتاثیر  گذار بر توسعه بیماری آتشک شرایط آب وهوایی حاکم بر منطقه است .درجه حرارت (29-24درجه) و مقدار رطوبت محیط نیز که به اشکال باران،شبنم یا رطوبت نسبی بسیار زیاد دیده می شود از عوامل باکتری این بیماری محسوب میشود. دومین عامل که مهمترین عامل انتقال و انتشار این بیماری میباشد حشرات،مخصوصا“ زنبور عسل است که این حشرات از یک طرف با حمل عامل بیماری بر روی بدن خود انتشار باکتری می گردند و از طرف دیگر به واسطه تغذیه از گیاهان ،میزبان ورود باکتری به درون گیاه میشوند.

روشهای مبارزه وکنترل :

کنترل این بیماری به روش شیمیایی وبا استفاده از سم به تنهایی مشکل ویا غیر ممکن می باشد .بنابراین استفاده از روشهای پیشگیری ورعایت نکات زیر لازم وضروری است :

 

۱-       نظر به اینکه انتقال بیماری از منطقه ای به منطقه ای دیگر معمولا از طریق نهال، قلمه ویا پیوندک صورت می گیرد بنابراین نهال وقلمه ویا پیوندک مورد نیاز از مناطق سالم و عاری از بیماری تهیه گردیده وسعی شود از ارقا م مقاوم استفاده گردد.

 

۲-       باغات از نظر تغذیه مورد توجه قرا گیرند واز مصرف زیاد کود ازته که سبب افزایش رشد و رویشی وابدار شدن شاخه شده وحساسیت درختان را نسبت به این بیماری افزایش میدهد خودداری شود

 

۳-      اندام های آلوده هرس و منهدم گردند وعلفهای هرز باغ واطراف درختان حذف شوند.

 

۴-       وسایل کار اعم از قیچی ،چاقو ،اره وغیره با الکل یا مایع ضد عفونی کننده پس از هرس هر درخت ضد عفونی گردند

 

۵-      نظربه اینکه زنبور عسل مهمترین عامل انتقال این بیماری در زمان گلدهی است از استقرار کندوهای زنبور عسل در باغات ومناطق آلوده جدا خودداری گردد.

 

۶-       از آنجایی که حشرات (همچون شته ها ،زنجره ها وپسیلها )به همراه کنه ها از عوامل انتقال بیماری در طول فصل رویشی محسوب میگردند مبارزه موثر با این حشرات در زمان رشد رویشی درختان ضرورت دارد

 

۷-       باغات آلوده با محلول سمی بردو یکبار در پاییز وسه بار در بهار در زمان گل دهی درختان، یک نوبت در موقعی که 5 درصد شکوفه باز شده است ،یک نوبت در زمانی که ۵۰ درصد شکوفه ها ویک نوبت در زمان باز شدن تمام گلها سمپاشی گردند.

انتخاب نهال سالم وعاری از بیماری، گام اساسی در احداث وتوسعه ی باغات و تولید اقتصادی محصولات باغی می باشد

برای مدیریت وجلوگیری از بیماری آتشک لازم است تلفیقی از روشهای پیشگیری وکنترل انجام گیرد.

رزماری (رومارن - اکلیل کوهی)گیاه دارویی

رزماری (رومارن - اکلیل کوهی)

Rosmarinus officinalis

Rosemary

Lamiaceae

معرفی و گیاهشناسی

رزماری گیاهی است چندساله و به فرم بوته ای که در تمامی فصل های سال سرسبز می باشد. برگهای باریک آن به صورت متقابل بر روی ساقه قرار می گیرند و گل های این گیاه به رنگ آبی مایل به بنفش می باشند. از خصوصیات این گیاه بوی فراوان برگ ها می باشد که آن را به عنوان یک گیاه معطر مشهور نموده است.


گل های رزماری به رنگ آبی می باشد . رزماری دارای برگ باریک ، چرم مانند می باشد که سطح رویی برگ پر رنگ و زیر آن نرم و خاکستری می باشد

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش

رزماری گیاهی است مقاوم به سرما و شرایط خشکی و این خصوصیت ها سبب شده است که در اکثر مناطق قابل کشت باشد. رزماری بومی مناطق مدیترانه است و در اکثر مناطق کشورمان به صورت محدود یا وسیع کشت می گردد. رزماری در بسیاری از کشورهای اروپایی به صورت وسیع کشت می شود.

فرآوری
برگ های این گیاه دارای اسانس، تانن، فلاونوئیدها، ساپونین و آلکالوئید (رزماریسین) می باشند. اسانس این گیاه دارای اهمیت فراوانی است و کاربردهای فراوانی نیز دارد.

نکته : اندام دارویی را در رزماری برگ و سرشاخه های گلدار گیاه تشکیل می دهند .

ماده اصلی موجود در برگ و سرشاخه های گیاه رزماری را روغن فرار تشکیل می دهد .

ترکیبات عمده موجود در روغن فرار شامل :

1- بورنئول (Borneol)

2- سینئول (Cineol)

3- بورنیل استات (Bornil acetat )

4-  کامفر (Campher)

بسته به شرایط محیط و محل کشت گیاه میزان و درصد هر یک از این مواد متغیر می باشد .

سایر مواد موجود در برگ رزماری عبارتند از :

) Luteolinلوتئونلین(

) Genkwanixجنکوانین )

Rosmarinic acid (رزمارینیک اسید )

تانن ، رزین ، پاسونین ، چربی ، کربوهیدرات ، فیبر ، املاح و ویتامین ها .

دامنه انتشار

رزماری بومی حوزه مدیترانه می باشد و در این منطقه به صورت خودرو رشد می کند و پرورش آن در ایران در بیشتر نواحی انجام می شود مناطقی مانند تهران ، کرج ، سمنان ، اصفهان و دامغان و پرورش دهندگان عمده آن در دنیا کشورهای شمال آفریقا به خصوص مراکش و تونس و کشورهای جنوب اروپا مثل فرانسه و ایتالیا و ... می باشند .

سازگاری

رزماری در زمینهای آهکی ، سبک و آفتابگیر بخوبی رشد می کند – بافت خاک مناسب بافت لومی شنی و PH  مناسب 7 – 5/6 می باشد – مقاومت بالایی به شوری و خشکی دارد و شدت بتلای تابش را براحتی تحمل می کند .

) در کل اقلیم مورد نیاز رزماری آفتاب کامل و زمستان بدون یخ زدگی و تابستان ملایم می باشد (.

تکثیر

از طریق کاشت دانه های رسیده ، خوابانیدن و قلمه تکثیر می شود ، ولی بهترین روش کاشت قلمه زدن می باشد به اینصورت که در بهار یا پاییز سرشاخه های برگدار گیاه را در ماسه کاشته و در محل مناسبی نگهداری می کنند که پس از 2 الی 3 ماه قلمه ها ریشه دار شده و سپس آنها را به زمین اصلی منتقل می کنند . فاصله کاشت بوته ها در زمین 60 الی 100 سانتیمتر و تراکم بوته بین 10 تا 12 هزار بوته در هکتار می باشد . کاشت رزماری عمدتا به صورت جوی و پشته می باشد . 

کود دهی

هنگام کاشت و پس از انجام شخم عمیق از کود حیوانی به میزان 10 الی 15 تن در هکتار و در طول فصل رشد از کود دامی یا کود کامل ( K ، P ، N ) در 2 الی 3 نوبت استفاده می شود که بین ردیف های کشت کود اضافه می شود .

دوره آبیاری بین 7 تا 10 روز می باشد .

آفات و بیماریها

آفات خاصی که بطور جدی به رزماری آسیب وارد کند وجود ندارد ولی رزماری به بیماری قارچی مبتلا می شود که مهمترین آن Rhizoctonia solan می باشد که با قارچ کش بنومیل یا مانکوزب قابل درمان می باشد

برداشت

برداشت زمانی انجام می شود که گیاه در حال گل دادن می باشد ،  گل ها در فروردین  تا اوایل خرداد ظاهر می شوند . به صورتی که سرشاخه ها به طول 35 – 30 سانتیمتر برداشت می شوند . معمولا برگها را پس از چیدن در سایه خشک می کنند و برای اسانس گیری اگر بخواهند اسانس بگیرند به سرعت به محل تقطیر و کارخانه فرآوری منتقل می کنند.

معمولا از هر 100 کیلوگرم سرشاخه گلدار 200 الی 600 گرم اسانس استخراج می شود که در عطرسازی ، تهیه صابون و فرآورده های زیبایی و ادکلن کاربرد دارد .

نکته : باید دقت کرد که گیاه سخت و چوبی نشود زیرا قسمت های چوبی در فرآیند اسانس گیری باعث تولید بوی نامطبوعی در اسانس می شود .

اسانس شامل : پنین سینوئیل – وبورنئول و کامفن می باشد .

مهمترین  بیماریهای  برنج

 مهمترین  بیماریهای  برنج

از مهمترین  بیماریهای  برنج  ، به بلاست  برنج     ( Blast )  اشاره  میگردد  که معمولا“ بعلت  انتشار  وسیع  و تاثیر  مخربش  در  شرایط  مناسب  ، بیماری  اصلی  برنج  بشمار  می آید  که به  عملکرد  محصول  خسارت  قابل  توجهی  وارد  می سازد .

علایم  اولیه  بیماری  بلاست  بستگی  به  شرایط  اقلیمی دارد  . در نواحی  معتدل  که دوران  بارانهای ریز و یا  بارندگی  خفیف  طولانی  می باشد  ، بلاست  برنج  در مرحله  پنجه زدن  شدید  بوده  و اغلب  بوته ها  می میرند .بررسیهای  اولیه  انجام  شده  در اداره  تحقیقات  هواشناسی  کشاورزی  رشت  گویای  این مطلب  می باشد  که چنانچه  5 روز  متوالی  رطوبت  نسبی  هوا  از  70% بیشتر  و دما بین  25  تا  35  درجه  سانتیگراد  و ابرناکی  بیشتر  از  8/6 باشد ، شرایط  مساعدی  برای  طغیان  این بیماری  فراهم  میگردد .

 بهترین  متد مبارزه  با  این  بیماری  ایجاد  سیستم  پیش آگاهی  است  که نقش  ادارات  تحقیقات  هواشناسی  کشور  در مناطق  کشت  این محصول  در این  سیستم  کاملا“ شاخص  است

سایر  بیماریهای  برنج  شامل  : لک  قهوه ای  برنج  ، بیماری  پوسیدگی  طوقه  ، بیماری  سوختگی  غلاف  برگ ، بیماری  پوسیدگی  ساقه  ، سیاهک برنج  در  درجات  بعدی  اهمیت  می باشند

از مهمترین  آفات  برنج

 


از مهمترین  آفات  برنج  که  سالیانه  خسارات  هنگفتی  را بر جای  می گذارد  کرم  ساقه  برنج ( Chilo Suppressalis ) می باشد  . این  آفت  ، حشره ای  است  که برای  اولین بار  در سال  1351  در  مزارع  تنکابن  و رامسر  طغیان  کرد  و در مدت  کوتاهی  با افزایش  جمعیت  و ایجاد  خسارت  اقتصادی  شدید  نظر  همگان  را جلب  نمود .


کرم  ساقه  خوار  برنج  که بعنوان  یکی  از  خطرناکترین آفات  برنج  در دنیا  بشمار  می آید ، در زمستان  بصورت  لار  و کامل  در داخل  ساقه های  خشک  برنج  و یا  علفهای  هرز  اطراف  مزرعه  بسر می برد  و در  حدود  اوایل  اردیبهشت  ، هنگامیکه  حداقل  دمای  هوا  ، 10  درجه  سانتیگراد  باشد  ، شفیره ها  در داخل  ساقه های  باقیمانده  برنج  سال  قبل  و یا  علفهای  هرز  مزرعه  ، در  اطراف  سوراخهای  ایجاد شده  توسط  لاروها  ، تشکیل  میگردد .

در  حدود  بیستم  اردیبهشت  ماه  ، اولین  پروانه ها  ظاهر  میشوند  که در اواسط  خرداد  به حداکثر  خود می رسند . عمر  پروانه ها  ، حداکثر  یک هفته است  و در این  مدت  بطور  متوسط  230 عدد تخم توسط  هر پروانه  گذرانده  میشود  . تفریخ تخمها  در  دمای  حداقل  10 تا  12 درجه  سانتیگراد  بمدت  5 تا 11  روز  بسته  به دمای  محیط  انجام  می گیرد  . این  کرم  در طول  سال  2  تا  3  نسل  دارد  و از زمان نشاء کاری  تا هنگام  برداشت  برنج  در مزارع  فعالیت  زیستی  دارد  . خسارات  وارده  طی  نسلهای  دوم  و سوم  بیشتر  است .

امروزه  با کرم  ساقه خوار  برنج  به سه  طریق  ، زراعی  ، شیمیایی  وبیولوژیک  مبارزه  میشود از  راههای  اساسی  برای مبارزه  با این ‌آفت  ، ایجاد  شبکه  مراقبت  و پیش آگاهی  با استفاده  از  اطلاعات جوی  است  که کمتر مورد  توجه  قرار  گرفته است  ، در  صورتیکه  ثابت  شده است  ، مراحل  سیکل  دگردیسی این‌‌ آفت  ، همبستگی  بالایی  را  با دما و سایر  پارامترهای  جوی  دارد .

در مبارزه  بیولوژیک  ، از  زنبور  تریکو گراما  برای  پارازیته کردن  تخم پروانه  ساقه خوار   برنج  استفاده  میشود  که نحوه  و زمان  فعالیت  این  زنبور  نیز  تابعی  از شرایط  جوی  بویژه  دما   می باشد .

سایر  آفات  برنج  شامل  شب پره  یک  نقطه ای  برنج  ، سرخوطومی  برنج  ، زنجره  برنج  ، کرم  برگخوار  برنج   ومگس  خزانه  برنج  می باشند .

عوامل بیماری دانه سیاه گندم


عوامل بیماری دانه سیاه گندم

در سالهای پر باران و در محیط مرطوب این عارضه در دانه های گندم بوجود می آید و موجب کاهش کیفیت دانه گندم می گردد.


 

 بیماری نقطه سیاه

علائم بیماری:

تغییر رنگ قهوه ای تا متمایل به سیاه در قسمت انتهایی جنین دانه شروع می شود و این تغییر رنگ ممکن است به داخل شیار دانه گندم امتداد یابد و امکان دارد این بیماری به داخل جنین دانه نیز پیشروی نماید.

قارچ های عامل بیماری :

تعدادی از قارچ های ساپروفیت که معمولا در بقایای گیاهی یافت می شوند موجب ایجاد بیماری نقطه سیاه می گردند .دوده های سیاه روی خوشه های زودرس توسط قارچ های، Cladosporium ،Alternaria بوجود می آیند و این قارچ ها می توانند باعث ایجاد نقطه یا لکه سیاه در دانه های گندم گردند.

قارچ بیماری پوسیدگی ریشه و لکه سوختگی برگی گندم و جو Cochliobolus sativus  می تواند نقطه یا لکه سیاه در دانه گندم و جو بوجود آورد .دانه های آلوده به این قارچ قدرت جوانه زنی کمتری دارند و احتمال بیماری مرگ گیاهچه در آنها افزایش می یابد. فقط حدود 5 درصد دانه های دارای نقطه سیاه به این قارچ آلوده می گردند و روش ساده برای تشخیص این قارچ های ساپروفیت عامل بیماری نقطه سیاه ، وجود ندارد. نفوذ لکه سیاه از پوست دانه به داخل جنین معمولا بر جوانه زنی بذر تاثیر نامطلوب می گذارد.

لکه قرمز :

در اثر این بیماری سطح پوشش بذر یا شیار بذر به رنگ متمایل به قرمز یا صورتی تغییرمی یابد .عامل بیماری لکه قرمز قارچ Pyrenophora tritici repentis   است که این قارچ در گندم موجب بیماری لکه قهوه ای در برگ می گردد لکه قرمز بر قدرت جوانه زنی طبیعی بذر تاثیری ندارد بیماری لکه قرمز معمول در گندم دوروم بسیار شایع است.

بیماری لکه قرمز ممکن است با بیماری بلاست فوزاریومی خوشه گندم اشتباه گردد در بیماری لکه قرمز هیچ توکسینی تولید نمی شود و ظاهر کاملا متفاوتی با آن دارد در بیماری فوزاریومی دانه های آلوده بسیار چروکیده و به رنگ متمایل به سفید هستند و گاهی امکان دارد به دلیل رشد قارچ به رنگ صورتی در آیند.

نقطه سیاه باکتریایی :

باکتری . Pseudomona syringae pv atrofaciens در دانه های گندم نقطه سیاه بوجود می آورد این باکتری عامل بیماری پوسیدگی پایه گلوم خوشه گندم است که در اثر این بیماری گلوم ها سیاه شده و یا لکه های سیاه به صورت خط خطی به سمت پایه گلوم امتداد می یابد تغییر رنگ گلوم در قسمت داخلی گلوم واضح تر است دانه های آلوده معمولا بسیار چروکیده هستند قسمت جنین دانه به رنگ سیاه یا قهوه ای در می آید این بیماری ممکن است با بیماری سپتوریای سوختگی گلوم خوشه اشتباه گردد .بیماری سپتوریای خوشه موجب تغییر رنگ دانه گندم نمی شود و آلودگی به سپتوریای خوشه اغلب از نوک گلوم شروع  می گردد و به صورت لکه های متمایل به ارغوانی یا خاکستری به سمت پائین آن امتداد می یابد.

کنترل بیماری :

ضد عفونی بذر با قارچکش در زمان کاشت به کنترل بیماری نقطه سیاه در مرحله تشکیل دانه کمکی نخواهد کرد. بهر حال ضد عفونی بذر با قارچکش موجب بهتر سبز شدن بذر و کاهش بیماری مرگ گیاهچه می گردد.

دانه های آلوده را بایستی قبل از کاشت از نظر قدرت جوانه زنی مورد تست و آزمایش قرار داد.

کنترل بیماری های قارچی خوشه گندم مخصوصا در سال های پر باران با استفاده از قارچکش های مناسب می تواند موجب کاهش این بیماری گردد. ظهور بیماری نقطه سیاه دانه های گندم معمولا پس از یک دوره طولانی هوای مرطوب در منطقه صورت می گیرد.

شوری خاک به سه طریق روی گیاهان زراعی تاثیر می گذارد

شوری خاک به سه طریق روی گیاهان زراعی تاثیر می گذارد. (1) تنش اسمزی

 ، کاهش قابلیت استفاده آب ، (2) تنش یونی ، و (3) تغییرات در تعادل یونی

 سلول ، بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیکی تحت تاثیر شوری قرار می گیرند و

بارزترین اثر شوری کاهش رشد سلول و کمتر شدن سطح برگ ، توده زیستی و

عملکرد می باشد. گندم نسبت به شوری تحمل متوسطی دارد.


شوری خاک با هدایت الکتریکی بیش از 5/4 دسی زیمنس برمتر عصاره اشباع، درصد بوته های سبز شده گندم در واحد سطح را کاهش می دهد. در شوری 8/8 دسی زیمنس برمتر سطح سبز بوته های گندم به 50 درصد تنزل می یابد.
شوری خاک نمو جوانه راسی را سرعت می بخشد و فیلوکرون ( دوره بین ظهور دو برگ متوالی ) را تاثیر زیاد تنش شوری روی عملکرد گندم کاهش تعداد ساقه های دارای خوشه می باشد.
سمیت شوری مخصوصا" بعد از گلدهی مشهود است. اثر شوری به صورت پیری زود رس و وزن دانه پائین و هم چنین عقیم شدن سنبلچه های تحتانی مشخص می شود.
در عصاره اشباع 13 دسی زیمنس بر متر خاک عملکرد گندم 50 درصد کاهش می یابد.
گندم دوروم به شوری بسیار حساس تر از گندم نان است. آستانه شروع کاهش عملکرد دانه با افزایش شوری خاک 9/5 دسی زیمنس برمتر در گندم دوروم و 6/8 دسی زیمنس برمتر در گندم نان می باشد. بعلاوه ، عملکرد گندم دوروم در مقادیر شوری بالاتر نسبت به گندم نان بیشتر کاهش می یابد. هم چنین گندم دو روم تغییر پذیری ژنتیکی پائین تر نسبت به گندم نان از نظر توده زیستی و عملکرد دارد وقتی تحت تنش شوری کاشته شود.
مشاهده تحمل بیشتر به شوری در گندم نان به نظر می رسد مربوط به غلظت کمتر یون سدیم و هم چنین نسبت کمتر سدیم به پتاسیم در برگها می باشدافزایش می دهد و تعداد برگهای ساقه اصلی را کم می کند. هم چنین تعداد سنبلچه اصلی را کاهش می دهد و رسیدن محصول را تسریع می کند.
شوری خاک بر نمو طبیعی و قدرت زنده ماندن پنجه ها تاثیر می گذارد. هم چنین باعث کاهش تعداد پنجه های اولیه و ثانوی می شود. میزان شوری 5/7 دسی زیمنس بر متر پنجه های ثانوی را حذف می کند و تعداد پنجه اولیه را کاهش می دهد. رشد ریشه عموما" کمتر تحت تاثیر آن قرار می گیرد و حتی ممکن است در میزان شوری پائین تا متوسط تحریک شود.
همه مراحل فنولوژیکی گندم تحت تنش شوری سریع تر انجام می گیرد. نمو سنبله به طور سریع انجام می گیرد و زمان لازم برای سنبلچه انتهایی و چرخه گیاه زراعی کاهش می یابد

سن گندم خطرناکترین آفت گندم در ایران

سن گندم خطرناکترین آفت گندم در ایران

انجام سم پاشی های  بی رویه بر علیه سن گندم و نابودی دشمنان طبیعی ان از جمله عوا ملی است که سبب گردیده است سن گندم بعنوان یکی از مهمترین آ فا ت گندم و جو مطرح شود و گفتنی است که سن گندم در ایران در اکثر منا طق خصوصا مناطق معتدل کشور انتشار دارد.


همانطور که گفته شد سن گندم مهمترین افت گندم و جو در ایران می باشد و سن های  غلات یا سن های حقیقی وابسته به زیر راسته   Heteroptera   می باشند که عمده ترین گو نه های آن متعلق 2 جنس  Eurygaster   و Aelia  می باشد .
حشره شناسی  Eurygaster    integriceps

طول حشره کامل  8/12-8 و عرض آن 8 -5 میلیمتر است و علت اصلی دامنه  نسبتا  وسیع تغییرات در اندازه حشره کامل شیوه زندگی آ فت است که بر اساس بررسیها و مشا هدات در سراسر مناطق سن خیز کشور این حشره 2 شیوه زندگی دارد که این خود منجر به تغییراتی دراندازه آ فت شده است .
جمعیتی از این حشره که در زیستگاههای طبیعی واقع در ارتفا عات زندگی می کنند و ضمن تغذیه از گیاهان غیره  زراعی به خصوص گندمیا ن و بدون آ نکه  پروازهای قا بل  توجهی انجام دهند , به زاد و ولد می پردازند , افراد این گروه کوچک و طول و عرض آ نها به ترتیب 5/10-8  و 8/6- 5 میلیمتر است در حالی که گروه دوم از این حشره که از  گندم و  جو تغذیه می کنند به خصوص آ نهایی  که به مزارع آ بی  حمله ور می شوند جثه ای  بزرگتر  دارند  و طول و عرض آ نها به ترتیب 8/12-8/9  و 6/8 2/6 میلیمترمی باشد .
رنگ حشره کامل بسیار متغیر بوده و رنگ عمومی آ نها  قهوه ای و زرد  خاکی  است که این نیزاز روشن تا تیره تغییر می کند .به علاوه نمونه هایی به رنگ  سیاه ,  قرمز  ,مسی  و  زرد کهربایی نیز دیده می شود .
سطح پشتی حشره کامل ممکن است عاری از هر گونه  لکه مشخص و یا دارای لکه های تیره با ابعاد و شکلهای مختلف به خصوص روی  سپر دیده می شود .در روی سپر و در حد فاصل آن با پیش گرده 2 لکه روشن کوچک به چشم می خورد. سر حشره مثلثی  است و نوک آن  به جلو امتداد دارد. نزدیک خط فاصل بین سر و سینه دو چشم ساده و در دو گوشه  جانبی سر دو چشم مرکب دیده می شود .

شاخک 5 بندی است که بند پنجم  آن بلندترین بند می باشد و پس از آن بند  دوم  بلند تر از بقیه است و بند سوم کوچکترین و بند اول و چهارم مساوی می باشد .پیش گرده شش ضلعی است و  پا ها رنگ کلی بدن را دارند .و هر پنجه 3 بند دارد. سپر بسیار بزرگ و رشد کرده است و به استثنای قسمت کوچکی از کوریوم , بالهای رویی و دو حا شیه جانبی شکم , همه  پشت  حشره را می پوشاند . در حاشیه جانبی شکم  که از زیر سپر بیرون می ماند   5 لکه تیره رنگ  دیده می شود که مشخص کننده مو قعیت 5 بند شکمی است .

تنها اختلاف در شکل ظاهری حشرات کامل نر و ماده مربوط به قطعات بیرونی دستگاه تناسل  آنهاست که در انتهای قسمت زیرین شکم واقع است .  این قطعه  در حشرات  نر ساده است  و هیچ گونه تقسیم بندی در آن دیده نمی شود در حالی که در  حشرات ماده به 6 قسمت  بزرگ و دو (2) قسمت کوچک تقسیم می شود .
تخم حشره کروی و قطر آن یک میلیمتر است .  رنگ تخم  تازه سبز روشن است و روی تخم سوراخهای تنفسی (MICROPYLE) واقع است . رنگ  پوره های سن اول  بلافاصله بعد از خروج از تخم سبز بسیار روشن است که پس از چند ساعت متمایل به سیاه می شود .

از سن دوم به بعد رنگ اصلی پوره ها نمایان می شود . وجه تمایز پوره ها به خصوص  پوره های سنین 4 و 5 بسیار بارز است و بدین معنی که بال از سن چهارم  پورگی جوانه می زند و در سن پنجم مشخصتر می شود.
مناطق انتشار سن گندم در حال حاضر از طرف باختر به مرز های ایران با عراق  و ترکیه و از طرف خاور به مرز های کشور با افغانستان و پاکستان می رسد , به  عبارت  دیگر از مرز های غربی تا شرقی بجز کویرهای مرکزی  فلات ایران زیر پوشش این حشره قرار دارد . در شمال کشور این حشره به  جز در نوار ساحلی  دریای  خزر در بقیه  مناطق  فعالیت  خود  را گسترش داده است و تا مرزهای ترکمنستان , آذربایجان و ارمنستان پیش رفته است در جنوب کشور نیز فقط نوار ساحلی دریای عمان و خلیج فارس و قسمتی از جلگه خوزستان از حملات این آفت مصون مانده است .

انتشار سن گندم در ایران به 3 عامل اصلی زیر بستگی دارد:
1- وجود منابع غذایی
2 - وجود اماکن مناسب جهت دوره طولانی دیاپوز
3 وجود شرایط اقلیمی مناسب جهت فعالیت آفت 

گیاهان میزبان سن گندم 
سن  گندم  عمدتا از گرامینه ها  تغذیه می کنند  ,  بخصوص از گندم و جو و چاودار و ذرت و نازک برگان و گیاهان وحشی دیگر مثل شاهدانه و علف های پهن برگ به عنوان میزبان  دوم که عمدتا شامل خار شتر می باشد و نیز بعضی درختان خزان کننده مثل درخت بلوط .
در طول دوره زیستی سن گندم فقط 1  تا 5/2  ماه  را به عنوان یک  حشره کامل بر روی گیاه سبز به  سر  می برد و  بقیه  سال را به حالت استراحت  در زیر پوشش  گیاهی  دامنه   تپه ها می گذرانند . این دوره استراحت شامل 2 فاز است
1- تابستان گذرانی در طول ماههای گرم و خشک آخر تابستان و پا ئیز
2- زمستان گذرانی در طول ماههای خیلی سرد و زمستان
جمعیت آفت در محلهای استراحت یا زمستانگذرانی  اغلب  خیلی کپه ای و مجتمع  هستند ,  با تراکم 10 تا 60 سن در هر متر مربع .کوهستانهای مخصوص زمستا نگذرانی آفت معمولا در حدود 10 تا 20 کیلو متر از مزارع گندم فاصله دارند .اگر چه حشره می تواند تا مسافت  150 کیلومتری دورتر نیز پرواز کند و در بهار سن های بالغ زمستانگذران به پایین به سمت مزارع مهاجرت می کنند . مهاجرت می تواند متناوب صورت گیرد و حد اکثر در طول یک ماه کامل شود. بعد از تغذیه جفت گیری صورت می گیرد و سپس تخمریزی انجام می شود   , با  تکمیل سن پورگی و در نهایت ظهور حشره کامل نسل جدید یک نسل کامل تشکیل می شود .
*قابل ذکر است که اولین پیشتازها در اولین فرودها معمولا حشرات نر هستند

سیکل زندگی :
تخم ها در دسته های کوچک , معمولا 14 تایی روی برگهای گیاه در مناطق آلوده  گذاشته می شود . دوره رشد و نمو تخم ها که در eurygaster spp سبز رنگ هستند در شرایط مزارع و در دمای 20 درجه سانتی گراد حدودا 9 تا 10 روز طول می کشد .بعد از تفرخ تخمها پوره ها  قبل از آنکه  به سمت  خوشه ها پراکنده شوند به  صورت دسته جمعی  در اطراف  پوسته های تخمشان باقی می مانند .  قبل از تبدیل شدن  به حشره کامل پوره ها  5  بار پوست اندازی  می کنند  و 4  سن پورگی هر  کدام حدود  4  روز طول می کشد و در حالیکه آخرین مرحله  رشد طولانی تر بوده  و در حدود 10 تا 11 روز به طول می انجامد . مراحل رشد و نمو از تخم  تا  حشره کامل حداقل 35 تا 37 روز و حداکثر 50 تا 60 روز بوده که بستگی به 2 فاکتور دارد:
1- دسترسی به غذا
2- شرایط آب و هوایی

تغذیه حشره:
پوره ها بیشتر عمرشان را روی ساقه  و خوشه غلات  سپری می کنند و در صو رت  گر می هوا قادرند  تغذیه خود را در طول شب انجام دهند .  با این وجود در طول گرمای  روز بیشتر پوره ها در جستجوی پناهگاهی در برگهای پایین و یا در خاک هستند . 5 مرحله پورگی وجود دارد و سن های بالغ نسل جدید به بیشترین وزن نیاز دارند چرا که بقای انها در آینده بستگی به ذخایر چربی دارد که انباشته اند .
در سنین آخر پوره ها تحرک کمتری دارند و اغلب به مدت  چند  ساعت بی حر کت باقی  می مانند در این مرحله اگر گندم ها زود برداشت شده باشند ,  این حشرات قادر نخواهند بود که به میزان کافی ذخیره چربی در بدنشان بسازند و این مسئله در بقاء آنها در آینده تاثیرزیادی دارد.

تغییرات جمعیت :
جمعیت سن گندم بوسیله :
- عوامل زنده: شامل شکارچی ها و پارازیتها
- عوامل غیر زنده: شامل عوامل اقلیمی , عملیات کشاورزی , و کاربرد آفتکش ها تنظیم می شود.
عوامل زنده:
سن های غلات اگر چه مورد حمله تعداد کثیری قرار می گیرند ولی در این میان شکارچیان  بند پا مانند عنکبوتها , سوسکها از خانواده carabidae  و مگس های    tachinid کلیدی تر هستند .اگر چه حشرات شکارچی دیگری مثل زنبورها, سن های nabidae و بالتوری ها نیز می توانند تحت شرایط خاصی مهم باشند .  سن های  گندم  همچنین  مورد حمله  پارازیتهای اختصاصی تر قرار می گیرند گه مهمترین انها از  ( Hymenoptera )   بوده و تخم سن را پارازیته می کند و عوامل زنده دیگر شامل نماتد ها و میکروارگانیسم ها هستند که درمورده آنها مطالعات و شواهد کمتری وجود دارد .

عوامل غیر زنده در کنترل جمعیت سن گندم:
1) اقلیم و هوا ( محیط ) به عوامل مختلفی مثل در دست بودن یا نبودن غذا , شرایط اقلیمی ,  کاربر د حشره کش ها  و غیره به عنوان عوامل غیر زنده موثر بر دینامیسم جمعیت افت اشاره کرده اند.
الف- غذا
نا کافی بودن غذا اغلب می تواند عامل اصلی مرگ ومیر باشد .این رخداد در طول طغیانهای بزرگ و یا بعد از آن روی می دهد .  یعنی وقتی که سن های مادر مزارع گندم ر ا قبل از آن که گندم به خوشه بنشیند از بین می برند . بنابراین پوره ها قبل از بلوغ به دلیل عدم وجود غذا و یا عدم توانایی در ذخیره کردن چربی کامل در مراحل زمستانگذرانی می میرند .


ب- شرایط اقلیمی :
در بهار شرایط اقلیمی  بسیار مهم است چرا که اگر هوا سرد و مرطوب باشد مانعی جدی برای تولید مثل و بقای پوره ها ی  جوان محسوب می شود .
اگر غذای فراوان وجود داشته باشد و هوا مطلوب باشد این حشرات می توانند ذخایر چربی مورد نیاز خود را در طول 10 روز و یا کمی بیشتر انباشته نمایند   , با این وجود بارانهای سنگین می تواند تغذیه را کم کند یا مانع آن شود. این ذخایر چربی است که تعیین می کند چه مسافتی را حشره می تواند به نواحی  زمستانگزرانی  مناسبتری مهاجرت کند و یا چه مدت   می تواند در اماکن تابستان گذران یا زمستان گذران زنده  بماند .  گفتنی است  که   سن گندم یک حشره گرما وآفتاب دوست است و تمام مراحل زیستی  از قبیل مهاجرت  بهاره ,   بلوغ جنسی , تغذیه , تخمریزی , تفرخ تخمها و رشد و نمو پورگی و... اگر هوای گرم و مرطوب و بادهای شدید وجود نداشته باشد با موفقیت بیشتری روی می دهد .  هوای نمناک  و بادهای شدید اثر نا مطلوب بر رشد و نمو جمعیت و در نتیجه بقای آنها دارد .
 ج- دما:
مطالعات در مورد واکنش  سن گندم  به  درجه  حرارت  نشان داده است  که  بسته  به حالت فیزیولوپیکی حشره از درجه حرارت 6 تا 25 درجه سیلیسیوس بصورت افزایشی  فعال  می شوند و بین 25 تا 37 درجه فعالیتشان کاهش می یابد و این در حالی است که در فاصله   37 تا  48  درجه  افزایش  فعالیت  مجدد  وجود  دارد  که به  این مقطع فعالیت  بیماریزایی   یا Pathologic  activity    )  ) گویند . بعد از این مرحله و در درجه حرارت  حدود   5/49 درجه سیلیسیوس حشره می میرد . در نواحی ایران سن گندم حداکثر دمای 30 درجه و حداقل دمای5/2- تا  3 -  درجه سانتی گراد را می تواند تحمل کند .
د- آب , باران و رطوبت نسبی :
حشره کامل نسل جدید می تواند بر روی گندم خشک تغذیه کرده و  آب  مورد  نیاز خود را به صورت آب آزاد یا از طریق شیره گیاهی تا مین کند .  در صورت وجود غذا و عدم وجود آب
حشره 9 تا 10 روز بعد می میرد . گفتنی است که بارانهای سنگین مرگ و میر تخم ها و پوره ها را افزایش می دهد .
ه- باد:
وقتی سن های با لغ برای  پرواز آماده شدند  و  در عین حال شرایط د ر مزارع  مناسب باشد  آنها شروع به پرواز مهاجرتی می کنند , باید توجه کرد که اکثریت سن ها شروع به پرواز در جهت  باد  می کنند  و اگر این جهت انها را به نواحی  مساعد  ببر  (  کوهستانها در مهاجرت تابستانی و دشتهای زیر کشت در بهار ) پرواز موفقیت امیز خواهد بود . در غیر این صورت مرگ ومیر زیادی در نتیجه این پروازها حادث می شود که دلیلی است بر ضرورت مهاجرت آفت .

پیشگیری و کنترل :
به منظور پیشگیری و کنترل سن گندم از کاربرد مداوم  آفت کش ها در بلند  مدت  می بایست خوداری کرد . در اغلب آفات مثل  حشرات    کنه ها-  نماتدها  و  بیماری ها و علفهای هرز ثابت شده است که یک مدریت تلفیقی ,  شامل بکارگیری عملیات زراعی و  کنترل بیولوزیکی
می باشد .  آفت کش ها فقط  زمانی  به  کار  گرفته  می شوند که سایر روشهای کنترل  نتواند جمعیت آفت را به زیر سطح زیان اقتصادی پایین بیاورد .  بهترین  روش  برای  کنترل  آفت روشی است که بتواند بر مبنای  محاسبات اقتصادی قابل دوام  و بی خطر برای محیط  زیست
باشد .
1- کنترل زراعی:
این روش ها شامل مجموعه اقداماتی است که می تواند از طغیانهای جدی سن گندم بدون نیاز به کاربرد آفت کش جلوگیری کند و غالبا نقش پیشگیری دارند ,متنند:
- برداشت زود هنگام
- زود کاشتن ویا کاشت واریاته های مقاوم تر
- وجین کردن کامل علفهای هرز در تمام طول فصل
- تناوب کشت با محصولاتی غیر از غلات
- به زراعی در کشت غلات که باعث می شود گیاه بهترین رشد ونمو را داشته و در نتیجه زودتر برداشت شود .

2- کنترل بیولوزیکی :
به   دلیل اثرات  فوری و آشکار بسیاری از آفت کش ها ی در دسترس  ,   استراتزی  مبارزه بیولوزیک  در مقایسه با مزایای روش های شیمیایی کاملا مورد غفلت قرار گرفته است .
3 کنترل شیمیایی :
به صورت کلی همه آفت کش ها اثر مرگ ومیر لازم روی سن گندم را دارند ولی کاربرد آفت کشها همیشه با عث کاهش جمعیت سن  گندم نمی شود . از سم هایی  که برای  کنترل  این آفت استفاده می شود می توان پیرتروئیدهای مصنوعی  ما نند  دلتامترین  (   دسیس-  دلتا مترین و دلتارین ) به دلیل سمیت کم برای  پستانداران به  کار گرفته می شود  و  نیز از  آفت کش های متداول دیگر می توان  هیدروکربنهای کلره,   و ارگانوفسفاتها  مرگ ومیر بالا برای  سن گندم دارند .
باید دقت شود  که  اگر  کاربرد  سموم در زمان  مناسب از  نظر شرایط  آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود .
به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط  یک  حشره کش  کشته  می شوند  ,  بهترین زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند . باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالا باید قبل از جفتگیری کنترل شوند .

تغییر روش شخم باعث کنترل علف‌های هرز گندم می‌شود

بررسی‌ها نشان داده است که اگر روش شخم از مرکز به محیط مزرعه انجام شود ضمن جلوگیری از انتشار و انتقال بذرهای علف‌های هرز حاشیه به داخل مزرعه، باعث کنترل آن‌ها می‌شود.

علف‌های هرز دارای ویژگی‌های خاصی هتسند که آن‌ها را از گیاهان زراعی جدا می‌کند. این ویژگی‌ها عبارتند از:

۱) قدرت رقابت:

علف‌های هرز در جذب آب، نور و مواد غذایی با گندم رقابت می‌کنند و معمولا این رقابت به نفع علف‌های هرز است، زیرا زودتر جوانه زده، سبز می‌شود. در مزارعی که شدت آلودگی به علف‌های هرز زیاد است، معمولا علایم ضعف، کمبود و تشنگی مشهود است. علف‌های هرز علاوه بر رقابت مستقیم، با ترشح مواد سمی در خاک باعث مختل شدن رشد گندم می‌شود.

۲) تولید مثل:

علف‌های هرز از میزان تولید بذر بالایی برخوردارند و به راحتی به سایر نقاط انتشار پیدا می‌کنند. برای مثال یک بوته یولاف وحشی ۲۵۰ بذر و خردل وحشی تا سه هزار بذر تولید می‌کند. به علاوه علف‌های هرز چندساله توان تکثیر غیرجنسی را نیز دارند.

۳) تحمل شرایط نامساد:

بذرهای علف‌های هرز شرایط نامساعد محیطی را به راحتی مختل می‌کنند و با داشتن پوسته سخت و مقاوم قادرند خود را در مقابل یخبندان، گرما، آتش‌سوزی و رطوبت بالا حفظ کنند. در صورت خورده شدن توسط حیوانات در دستگاه گوارش آن‌ها نیز قوه نامیه خود را حفظ و پس از مساعد شدن شرایط، قادر به جوانه‌زنی است.

۴) دوره خواب:

بذرهای علف‌های هرز دارای دوره خواب (رکود) است و پس از شکسته شدن این دوره جوانه‌زنی صورت می‌گیرد. این جوانه‌زنی، همه بذرها را دربرنمی‌گیرد، بلکه با مساعد شدن شرایط محیطی تعدادی از بذرهای موجود در خاک سبز می‌شود و بقیه آن‌ها در خاک باقی می‌ماند و ذخیره بذر خاک را طی سالیان آِنده تشکیل می‌دهد، بنا بر این مبارزه مطلوب به طور مستمر و پی‌در‌پی در زمان‌های مناسب ضروری است به صورتی که مانع بلوغ علف‌های هرز و ریزش بذرهای دید در مزرعه شد.

علاوه بر صفات ذکرشده، بذرهای علف‌های هرز در محصول، موجب ناخالصی و کاهش کیفیت گندم نیز می‌شود. برای مثال وجود بذر چچم در گندم سبب می‌شود که پس از مصرف آرد و نان، مصرف‌کنندگان دچار مسمومیت شوند. بعضی علف‌های هرز مانند گلرنگ وحشی و پیچک باعث مزاحمت در برداشت گندم و آلودگی محصول در انبار می‌شود.

● انواع علف‌های هرز گندم :

علف‌های هرز مزارع گندم به دو دسته پهن برگ و باریک برگ تقسیم می‌شود.

الف) علف‌های هرز پهن برگ:

علف‌های پهن برگ به دو دسته علف‌های هرز یکساله و دایمی تقسیم می‌شود. علف‌های هرز یکساله مانند: کیسه کشیش، خردل وحشی، گندمک، میاگرام، شلمی، ازمک، شقایق، خاک شیر و ماشک. علف‌های هرز دایمی مانند: شیرین‌بیان، خار شتر، تلخه و پیچک صحرایی.

▪ علف‌های هرز باریک برگ:

بیشتر علف‌های هرز بریک برگ مزارع گندم متعلق به تیره گندمیان (گرامینه) بوده و در مراحل ادامه رشد شباهت زیادی به گندم دارند. عمده‌ترین آن‌ها شامل یولاف وحشی، علف خونی، چچم، دم‌روباهی کشیده، جوموشی، علف پشمکی و چاودار است.

▪ روش‌های کنترل علف‌های هرز مزارع گندم

کنترل علف‌های هرز به دو طریق زراعی و شیمیایی امکانپذیر است.

ب) کنترل زراعی:

مناسب‌ترین روش کنترل علف‌های هرز انجام عملیات زراعی است که با روش‌های زیر امکانپذیر است:

▪ رعایت تناوب زراعی مانند کشت گندم پس از گیاهان وجینی (آفتابگردان، ذرت، حبوبات، نباتات علوفه‌ای)

▪ شخم به موقع در سال آیش قبل از به‌گل‌رفتن علف‌های هرز یکساله در اوایل بهار

▪ رعایت تراکم مناسب مزرعه گندم

▪ استفاده از بذر خالص و عاری از بذرهای علف‌های هرز (بذر مادری – بذر گواهی‌شده)

▪ هیرم زمین قبل از کاشت با یک یا دو بار آبیاری و شخم زمین

▪ کنترل مکانیکی (در مزارعی که آلوده به علف‌های هرز کله‌ای است می‌توان به صورت مکایکی آن‌ها را معدوم کرد)

▪ عدم استفاده از کود دامی تازه (به دلیل فراوانی بذر علف‌های هرز زنده در آن) و استفاده از کود دامی کهنه و پوسیده.

ج) کنترل شیمیایی:

کنترل شیمیایی در صورتی انجام می‌شود که مزرعه دارای آلودگی بیش از اندازه معین باشد. نکات مورد توجه در این روش عبارتند از:

▪ نوع علف‌کش باید با توجه به شناخت دقیق علف‌های هرز استفاده شود.

▪ میزان و زمان مناسب سمپاشی مدنظر قرار گیرد.

▪ نوع سمپاشی و نازل با توجه به امکانات و وسعت مزرعه تعیین شود.

سمپاش پشتی با عرض کار ۵/۱ متر به میزان ۳۰۰ لیتر محلول در هر هکتار با وسعت کم قابل استفاده است. سمپاش پشتی تراکتور بوم‌دار با عرض هشت تا ۱۲ متر و نازل‌های تی‌جت با سرعت سه تا شش کیلومتر در ساعت د رمزارع بزرگ‌تر کاربرد دارد. باید دقت شود که ارتفاع سمپاش از سطح زمین ۵۰ سانتی‌متر برای کنترل شیمیایی علف‌های هرز باریک‌برگ می‌توان از علف‌کش‌های ایلوکسان (۵/۲ لیتر در هکتار) پوماسوپر (۲/۱ – ۸/۰ لیتر در هکتار)، تاپیک (۹/۰ – ۶/۰ لیتر در هکتار) و آونج (چهار لیتر در هکتار) استفاده کرد.

برای کنترل شیمیایی علف‌های هرز پهن‌برگ از علف‌کش‌های گرانستار (۲۰ – ۱۵ گرم در هکتار) و پاردنر (۵/۲ – ۲ لیتر در هکتار) استفاده می‌شود. 

 

همزمان با آغاز رشد و نمو گندم کنترل علف های هرز مزارع گندم  الزامی است
    علف های هرز به گیاهان خودرویی اطلاق می گردد که در شرایط محیطی مناسب جوانه زده، سبز می شود و در برابر وضعیت دشوار محیطی مقاومت بیشتری را نسبت به گیاه اصلی از خود نشان می دهد. علف های هرز ممکن است در داخل مزرعه، اطراف و خارج آن سبز شود.
    گفتنی است علف های هرز در مزرعه زودتر از گیاه اصلی سبز می گردد و دارای رشد سریع و فوق العاده است و مرتبا در حال رقابت با گیاه اصلی که در این مقاله مقصود گیاه گندم است، می باشد، به طوری که آب را تا 2 برابر و مواد غذایی را تا 4 برابر بیشتر از گندم مصرف می کند.
    علف هرز به لحاظ دارا بودن رشد و نمو سریع تر نسبت به گندم ضمن اینکه فضای مناسب را از گندم سلب می نماید، بر روی این گیاه سایه انداخته و مانع از رسیدن نور کافی به گندم می شود و عمل فتوسنتز گیاه را دچار اختلال می سازد.
    ـ چنانچه با علف های هرز مبارزه نشود چه اتفاقی می افتد؟
    الف) عدم مبارزه با علف هرز در مزرعه:
    1- رشد و نمو گیاه گندم دچار کندی می شود و اگر میزان علف های هرز در مزرعه زیاد باشد، موجب خفگی و از بین رفتن گندم می گردد.
    2- اختلاط بذور علف های هرز با محصول گندم سبب کاهش کیفیت گندم می شود، به طور مثال اختلاط بذر علف هرز چچم با دانه های گندم و تبدیل آن به آرد و سپس نان باعث اختلال در سیستم گوارشی انسان می گردد.
    3- وجود علف هرز در مزرعه گندم به علت رقابت شدید علف با محصول اصلی عملکرد در واحد سطح کاهش یافته، همچنین موجب افت قیمت هنگام تحویل گندم به سیلو و گاها خودداری مراکز خرید از تحویل گندم تولیدی می شود.
    4- قیمت تمام شده محصول گندم تولیدی به دلیل افت کمی و کیفی، افزایش می یابد.
    5- بذور علف هرز که معمولا زودتر از محصول گندم می رسد، خشک شده به زمین می ریزد و در سال بعد باعث افزایش میزان علف های هرز در همان مزرعه می گردد.
    6- تغذیه دام از پس چر مزرعه موجب انتقال بذور علف های هرز در سایر اراضی از طریق دفع فضولات دام ها می شود.
    ب) عدم مبارزه با علف ها در خارج و اطراف مزرعه:
    1- انتقال بعضی از بیماری ها نظیر زنگ های زرد و سیاه گندم که مراحلی از زندگی خود را بر روی گرامینه های وحشی می گذرانند و سپس به مزارع گندم حمله ور می شوند.
    2 ـ افزایش تراکم علف های هرز به دلیل ریزش بذور آنها و سبز شدن مجدد در سال بعد.
    شناسایی علف های هرز مزارع گندم:
    عده ای را عقیده بر آن است که هر نباتی به غیر از گیاه اصلی در مزرعه سبز شود، علف هرز محسوب شده و بایستی آن را حذف کرد. ولی به طور کلی علف های هرز مزارع گندم بر دو نوع و به شرح زیر است:
    1- علف هرز باریک برگ که عموما از خانواده گرامینه وحشی است و اختلاف ظاهری آن با گندم برای کشاورزان گندم کار به خوبی ملموس است. یولاف وحشی- چچم- جو وحشی و... جزو باریک برگ ها است.
    2- علف هرز پهن برگ همان گونه که از نامش پیدا است دارای برگ های پهن بوده و به خوبی در مزارع گندم قابل شناسایی است. اسفناج وحشی، پنیرک، کنگر وحشی و... از این قبیلند.
    چگونگی مبارزه و کنترل انواع علف های هرز در مزارع گندم:
    توصیه می شود کلیه علف ها اعم از باریک برگ و پهن برگ در مراحل اولیه رشد مورد کنترل قرار گرفته و از بین برود، چه در غیر این صورت یا مبارزه با آن غیرمقدور می گردد (خصوصا باریک برگ ها) و یا کنترل آنها با مشکلات و هزینه زیاد روبه رو می شود. به عنوان مثال بهتر است باریک برگ ها در مرحله 2 تا 6 برگی مورد مبارزه قرار گیرد.
    کنترل علف های هرز به شیوه های متفاوتی صورت می گیرد که پرداختن به جزییات هر یک از آنها در این نوشتار نمی گنجد. معمول ترین روش، کنترل شیمیایی است که در مزارع سبز گندم صورت می گیرد. در این شیوه مبارزه از انواع سموم علف کش؛ با توجه به نوع علف (باریک برگ- پهن برگ) استفاده می شود. نوع سم، مقدار مصرف آن، زمان سمپاشی و نوع سمپاش توسط کارشناسان ذی ربط پس از بازدید مزرعه تعیین می گردد.
    سایر راهکارها
    برای کاهش جمعیت علف های هرز در مزارع گندم لازم است تمهیدات زیر از سوی کشاورزان صورت پذیرد:
    1- استفاده از بذور گندم بوجاری شده برای کاشت
    2- مبارزه زراعی علیه علف های هرز با برقراری آیش و تناوب
    3- هراکشت نمودن گندم
    4- برقراری تراکم مناسب بوته گندم در واحد سطح
    5- مراقبت های لازم و به موقع هنگام مرحله داشت مزرعه گندم به منظور شناسایی و کنترل علف های هرز
زنگ گندم
زنگ گندم را ، قارچ ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.

سیاهک گندم
سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.
پوسیدگی جوانه و ریشه
بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند